تاریخ سند: 22 مرداد 1354
درباره: ارسال پرونده غلامعلی شهرت نعیمآبادی دامغانی فرزند قدرتاله شغل واعظ
متن سند:
شماره: 2642/ک تاریخ:22 /5 /1354
از: کمیته مشترک ضد خرابکاری
به: تیمسار ریاست سازمان اطلاعات و امنیت کشور
درباره: ارسال پرونده غلامعلی شهرت نعیمآبادی دامغانی فرزند قدرتاله شغل واعظ
بدینوسیله تعداد 27 برگ پرونده مکاتباتی نامبرده بالا که به اتهام اقدام علیه امنیت کشور دستگیر و بازداشت گردیده و پرونده اتهامی یاد شده پس از انجام تحقیقات لازم جهت رسیدگی قانونی به اداره دادرسی نیروهای مسلح شاهنشاهی ارسال شده جهت استحضار و اقدامات مقتضی به پیوست تقدیم میگردد%
رئیس کمیته مشترک ضد خرابکاری. سرتیپ ودیعی
19 /5
گیرنده:
ریاست شهربانی کشور (اداره اطلاعات) به انضمام 2 برگ گزارش بازجویی مربوط به نامبرده بالا جهت استحضار و اقدام مقتضی.1
مقدم 19 /5 /54
574311 برگ 25 نادری 19 /5 /54
توضیحات سند:
1. آیتالله نعیمآبادی درخصوص این مقطع از بازداشت میگوید:« بزرگترین شکنجه بعد از شکنجۀ بازجوها، تنگی جا بود. نبود تهویه، زیلوی مندرس و کثیف، کاسه روی که چند نفر با دست از آن غذا می خوردیم، حالوروز هم بندی هایی که از بازجویی و شکنجه برمی گشتند، دستشویی که در اختیار نبود، بهداشتی که وجود نداشت، حمامی که رنگش را ندیدیم، بی خبری از زن و بچه و بیرون، سرما و گرمایی که جانمان را به لب می رساند، و خیلی مشکلات دیگر را راحت تحمل میکردم ولی جیغوداد مردان و زنان مبارز که از اتاق شکنجه به گوش می رسید، اعصابم را مثل بقیه به هم می ریخت. مخصوصاً وقتی با این سروصداها در نیمهشب، از خواب می پریدیم، حالو روزمان بدتر بود. بدیهی بود قساوت و بی رحمی مزدوران شاه ما را در ادامه راه استوارتر میکرد. با گوشت و پوست و تمام وجود ماهیت کثیف رژیم شاه را احساس میکردم. طبیعی بود که از هستی خودم گذشته بودم و فقط به انجام تکلیف فکر کردم. همین احساس کمک میکرد تا آن شرایط کشنده و مرگبار را بهراحتی تحملکنم.» خاطرات آیتالله نعیمآبادی، پیشین، ص 58
منبع:
کتاب
آیتالله غلامعلی نعیمآبادی به روایت اسناد ساواک صفحه 140
