تاریخ سند: 19 شهریور 1354
دومین جلسه بازجویی از شیخ محمدعلی روحانی ایلواری فرزند میرزا در تاریخ فوق به شرح زیر بعمل آمد
متن سند:
تاریخ:19 /6 /1354
دومین جلسه بازجویی از شیخ محمدعلی روحانی ایلواری فرزند میرزا در تاریخ فوق به شرح زیر بعمل آمد
س- با اطلاع از هویت شما دوستان گرگان طلبه مقیم قم را معرفی کنید.
ج- پسر آقای سید سجاد یکی آقای سید حسن و دیگری سید حسین هستند در موقع تحصیلی در قم هستند درس آنها مسجد آیتاله بروجردی است و آقای سید بنی فاطمی اهل چهارده در قم هستند آقای سید حسن حسینی اهل النگ است در مدرسه بروجردی درس میخواند و آقای شیخ نعمت یزدی اهل بالاجاده. شیخ هادی مهدوی اهل بالاجاده است. شیخ حسین نداف اهل سالیکنده در قم مدرسه آیتاله بروجردی است و شیخ کریمی سید است اهل هزار جریب است آقای لشگری اهل لیوان مدرسه نجفی مرعشی هستند. روحانیفرد
س- در بین طلاب گرگانی مقیم قم و غیره آیا با کسی اختلاف دارید.
ج- با توجه به اینکه بنده از لحاظ پیشرفت تحصیلی در بین طلاب گرگانی مقیم قم پیشرفته هستم لامحاله به من احساس حسادت و کینه میکردند ولی من مشخصاً کسی را نمیشناسم که با من دشمنی کند. روحانیفرد
س- در جریان اغتشاش اخیر قم از دوستان شما کسی را دستگیر کردهاند.
ج- فقط سید رضا مدنی و خیرخواه و نوه آقای امامی علی آباد است او را گرفته بودند. روحانیفرد
س- شما اصولا شیخ ولیاله واحد مرزنکلاته را میشناسید.
ج- فقط در قم از لحاظ اسم و غیره او را میشناسم آشنائی بیشتری با وی ندارم.
س- شیخ نامبرده شده در فوق خود به اتهام اغتشاش و تحریک طلاب در 15 خرداد سال 54 در قم دستگیر گردیده کتباً مدعیست که شما در تحریک طلاب در اغتشاش دست داشتهاید و مردم را نسبت به دستگاه بدبین مینمودهاید و آنها را به برقراری یک حکومت اسلامی تشویق میکردهاید در این مورد توضیح لازم را به خط خود بنویسید.
ج- از اینکه شیخ ولی واحد که در بالا نام بردید دستگیر شده خبری ندارم و ادّعای او هم نسبت به بنده کذب محض است بنده هرگز کسی را برعلیه دستگاه دولت تشویق نکردم بلکه بنده طرفدار حکومت شاهنشاه آریامهر بوده و هستم و از جان و دل در راه آن کوشش میکنم و حتی اگر سوال کنید از مردم ایلوار بنده در منابر و مجالس روضهخوانی همیشه درباره امنیّت مملکت و حفظ این مرز و بوم و شاهنشاه اسلام پناه ایران و شاهنشاه آریامهر را دعا میکردم و مردم هم مرا تشویق میکردند و اصولا تمام اقوام و خویشان ما شاهدوست هستند و ما معتقدیم که شاه سایه خداست.1 روحانیفرد
س- نظر خودتان را در[باره] کمونیست - مارکسیستهای اسلامی بنویسید و آیا در این مقوله تحقیقات و مطالعاتی کردهاید.
ج- امّا نظرِیّه بنده درباره کمونیست ؛ کمونیست آنطور که ما در کتابهای دینی خودمان خواندهایم حکومتی است ضد خدا و ضد قرآن و ضد مذهب و ضد مملکت ما و الحمدلله در حوزه علمیه قم ما در درس اساتیدی حاضر میشویم که کمونیست را از ریشه میزنند و ما افتخار میکنیم که اسلام ما آنقدر وسیع و جامع است که هرگز اجازه نمیدهد افکار پوسیده و انحطاطی کمونیستی در بین مسلمانان رسوخ کند و ما خود را موظف میدانیم در هر محلّی و در هر موقعیتی که اسمی از این مکتب پوسیده و ضد خدا بمیان بیاید به عنوان یک سرباز دینی جلوی شبهات آنها را مسدود کرده و نگذاریم که جوانان ما فریب آنها را بخورند. و اکنون مدت یک سال است که در مسجد آیتاله بروجردی در درس آقای نوری2 بحث نقد بر مکتب ماتریالیسم دیالکتیک ادامه داشته و ما با دسترسی پیدا کردن به منابع موثق علمی و اسلامی به شکر خدا توانستهایم تمام شبهات آنها را درباره افکار خام و پوسیده آنها بدست بیاوریم و بنده خودم قصد دارم انشاءاله به امید خدا پس از اتمام دروس اسلامی کتاب جامعی درباره برخورد عقیده اسلام با کمونیست و ماتریالیسم و موفقیت فکر اسلام و شکست افتضاحآمیز افکار کمونیستی در کشورهای مسلمان و نیز کشورهای عربی همسایه ایران بنویسم و هنوز در حال مطالعه هستم تا معلومات بنده بیشتر شود تا بتوانم با انتشار کتاب (اسلام و مخالفت با کمونیسم) وظیفه ملّی و دینی میهنی خودم را نسبت به ملت خودم ادا نمایم. روحانیفرد
س- نظر خودتان را نسبت به وضع کشور و رژیم سلطنتی مرقوم دارید.
ج- نظر بنده درباره وضع کنونی امنیت که بنده خودم را یکی از کسانی میدانم که افتخار ایرانی بودن میکنم و میبینم که مملکت ما با توجه عمیق شخص اوّل مملکت و دولت کنونی بسوی تمدن بزرگ گام برمیدارد امّا رژیم مشروطه سلطنتی را از جان و دل دوست میدارم زیرا این رژیم هست که ضامن بقاء و دوام مملکت و حافظ میراث گرانبهای ایران و اسلام است و بنده خودم را افتخارا یکی از طرفداران حکومت سلطنت شاهنشاه آریامهر میدانم. روحانیفرد
س- رابطه خودتان را با ابراهیم صالحی بیان کنید.
ج- قبلاً برای افتتاح آن (مدرسه مهدویه) به آنجا رفته بودم از آن طریق آشنائی حاصل نمودم.
س- در تقویم بدست آمده از جیب شما شماره تلفن شیخ غلامرضا صفایی و علیرضا صفایی بدست آمده است نحوه آشنائی خودتان را با این افراد بنویسید.
ج- در مشهد که بودم در مدرسه نواب آشنا شدم با شیخ غلامرضا صفائی و ایشان را در چند سال پیش در تهران دیدم و مرا شناخت در کتابفروشی و آدرس خودش و شماره تلفن خودش و برادرش را که هر دو یکی بود به من داد و دیگر او را ندیدم و هیچگونه آشنایی قبلی باهم نداریم و وی معلم جامعه تعلیمات اسلامی است . روحانیفرد
س- اظهارات خودتان را به چه وسیله گواهی مینمائید.
ج- تمام صحیح است امضاء میکنم. روحانیفرد
توضیحات سند:
1. زندگی سرتا سر فعالیت و مبارزه شهید روحانی فرد و دستگیری و شکنجههای ممتد و دردناک وی توسط عمال رژیم پهلوی خود به خوبی گویای این واقعیت است که اظهاراتی از این قبیل که در برخی از بازجوییها مشاهده میشود صرفاً به منظور فریب بازجویان ساواک بوده است.
2. آیتالله العظمی حسین نوری همدانی، فرزند ابراهیم در سال 1304 ﻫ ش در خانوادهای مذهبی و روحانی، در شهر همدان به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در محضر پدرش آغاز کرد و در هجده سالگی راهی حوزهی علمیهی قم شد. در قم به مدت پانزده سال در درس آیتالله العظمی بروجردی حضور داشت و محضر آیتالله سید محمد داماد و حضرت امام خمینی (ره) را درک کرد.از جمله دوستان تحصیل آیتالله نوری همدانی میتوان به: شهید آیتالله دکتر مفتح، آیتالله حاج سید مهدی روحانی، آیتالله حاج شیخ عباسعلی ایزدی نجفآبادی و امام موسی صدر اشاره کرد.
آیتالله نوری همدانی آغاز آشنایی خود با حضرت امام (ره) را سال 1322 میداند و از همان زمان همواره با بذل جان و مال در خدمت اهداف سیاسی و مذهبی ایشان قرار گرفت. آیتالله نوری همدانی مهمترین ویژگی عالم دینی را براساس آیات و روایات، زمان شناسی و آگاه بودن به زمانه میداند و امام خمینی (ره) را بهترین و شایستهترین مصداق آن معرفی میکند. وی از آغاز نهضت حضرت امام (ره) در کنار ایشان قرار گرفت و با سخنرانیهای خود به افشای ماهیت رژیم پهلوی پرداخت. منزل این بزرگوار در 19 دی 1356 کانون اجتماع تظاهرکنندگان بود و ایشان در سخنانی تند و انقلابی ضمن حمله به سیاستهای رژیم با تجلیل از قیام امام (ره) بر ادامه مبارزه تأکید کرد. پس از این سخنرانی تظاهرات مردمی به خیابانهای اطراف کشیده شد و در نتیجه رژیم بسیاری از مردم را به شهادت رساند. آیتالله نوری همدانی پس از این ماجرا دستگیر و به شهر خلخال تبعید گردید.
ایشان به سبب مبارزه پیگیر خود بارها مورد بازجویی و تعقیب قرار گرفت و به زندان افتاد که در یک مورد سه ماه در سلول انفرادی قزلقلعه محبوس بود. وی از وعاظ ممنوعالمنبر نیز بود. آیتالله نوری همدانی پس از رهایی از آخرین تبعیدگاهش در سقز کردستان برای دیدار امام(ره) به پاریس شتافت. ایشان پس از انقلاب مأموریتهای بسیاری را با فرمان امام(ره) در کشورهای مختلف انجام داد. آیتالله نوری همدانی همواره از یاران امام(ره) و مدافع ارزشهای انقلاب بوده و در سالیان اخیز از مقام معظم رهبری حمایت فراوانی کرده است. ایشان هماکنون از مراجع معظم تقلید میباشد و به دو زبان انگلیسی و عربی تسلط کامل دارد. از جمله تألیفات ایشان: شگفتیهای آفرینش، دانش عصر فضا، رسالهی عملیه ـ جمهوری اسلامی، اجتهاد و تقلید، جایگاه بانوان در اسلام و ... اشاره کرد.
آیتالله العظمی حسین نوری همدانی به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1396
منبع:
کتاب
شهید حجتالاسلام محمدعلی روحانیفرد صفحه 189


