صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

موضوع : آقایان جواد علم الهدی1 و شیخ علیمحمد نجات

تاریخ سند: 23 دی 1346


موضوع : آقایان جواد علم الهدی1 و شیخ علیمحمد نجات


متن سند:

شماره : 2968/ه گیرنده : مدیریت کل اداره سوم 316 فرستنده : ساواک سمنان 1ـ در ماه مبارک رمضان گذشته که اهالی سمنان به طور اعم روی معتقدات مذهبی اکثر اوقات خود را در مساجد یا مجالس روضه خوانی می گذرانند معمولاً در این ماه یا در ماههای محرم و صفر تعداد وعاظ از گوشه و کنار کشور منجمله شهرستانهای قم ـ مشهد و تهران به این منطقه وارد و در مجالس روضه خوانی شرکت می نمایند از جمله آقای حاج میراحمدی که دبیر عربی دبیرستان نظام تهران و مردی است شاهدوست و وطن پرست و نحوه منبر او هم در ارشاد و هدایت مردم در راه مبانی دین پرهیز از خرافات است از تهران به سمنان آمد.
منبر این شخص برای آخوندهای مخالف مثل آقای شیخ علیمحمد نجات و شیخ محمدعلی عالمی که باطنا جز مخالفین دولت می باشند و دارای تعدادی مرید از طبقات مختلف کارگر ـ فرهنگی ـ اصناف هستند ناگوار و ناخوشایند بوده و در مقام مخالفت و مبارزه منفی با آقای حاج میراحمدی برآمدند.
2ـ آقای جواد علم الهدی که باطنا مشهدی است و پدرش نیز نه زنده و گویا در مشهد جز مخالفین دولت باشد از قم به سمنان آمده و شخصا نیز جز طرفداران آقای خمینی بوده و چسبندگی زیادی به طرف مخالفین دارد و اکثر در منابر در لفافه به عنوان اینکه آقای میراحمدی درویش است بر علیه او و حتی طرفداران موافق او منجمله آقایان آیت اله علامه حائری و شیخ عبدالحسین بهبودیلنکرانی که جزو علماء روشنفکر و موافق سیاست کلی دولت می باشند سخنرانیهای ناروائی به طور گوشه و کنایه نموده است و با اینکه دو مرتبه به شهربانی احضار و با مصلحت ساواک و شهربانی از منبر رفتن او جلوگیری به عمل آمد و با توصیه و سفارش آقای آیت اله علامه حائری و سپردن تعهد کتبی مجدد اجازه منبر رفتن به نامبرده داده شد معذلک اکثرا چه در مجالس خصوصی و چه در مجالس عمومی از ایراد اینگونه صحبتها به تحریک آقایان شیخ علیمحمد نجات و شیخ محمدعلی عالمی بر علیه آقایان لنکرانی و علامه فروگذار نمی نمود.
3ـ در چندی قبل سفارشی از طرف آقای گلپایگانی از قم به اهالی سمنان شده بود که پای منبر میراحمدی ننشینند و پشت سر آقای لنکرانی نماز نخوانند زیرا اینها درویشند و مرتد این توصیه باعث نگرانی آقای لنکرانی را فراهم و بین مریدهای دو طرف بگومگوهایی را ایجاد نموده بود.
در جمعه گذشته که مجلس یادبود سالیانه مرحوم غلامحسین هراتی در مسجد جمعه با شرکت وجوه طبقات مختلف تشکیل شده بود آقای میراحمدی نیز روی ارادتی که به شخص متوفی داشتند برای ختم مجلس به منبر رفتند در همان زمان آقایان نجات و عالمی و سیادتی فورا به اتفاق عده ای از مریدان خود از مجلس بیرون رفتند.
متأسفانه عده قلیلی از آموزگاران فرهنگ سمنان که از بودجه دولت امرار معاش می نمایند و عملاً بایستی جز طرفداران دولت باشند با رفت و آمد خود در مجالس مخالفین طبعا آنها را قویتر خواهند نمود و با تذکراتی که به طور غیرمحسوس داده شده نتیجه ای حاصل نشده.
به نظر اینجانب تمام این تحریکات از ناحیه آقای شیخ محمدعلی عالمی بوده که بیشتر از چند سالی نیست از قم به سمنان آمده و امام جماعت مسجد شاهجوی سمنان می باشد با اینکه عملاً ظاهرا گوشه گیر و در حال مطالعه است معهذا باطنا با تمام مخالفین و مریدان آقای شیخ علیمحمد نجات که از عده ای بازاری ـ فرهنگی و کارگر تشکیل می شود سر و سری داشته از راه تعصبات مذهبی به آنها تبلیغ سوء می نماید و این موضوع سبب نگرانی بیش از حد آقایان علامه و لنکرانی گردیده است.
با عرض مراتب فوق پیشنهاد می شود.
1ـ برای از بین بردن قدرت باطنی مخالفین آقای شیخ محمد عالمی به قم یا یکی از شهرستانهای خارج از حوزه فرمانداری کل سمنان تبعید گردد.
2ـ آموزگاران فرهنگ بیش از 5 نفر نیستند و در این راه افراط می نمایند به شهرستانهای دیگر منتقل گردند.
3ـ از ادامه منبر آقای جواد علم الهدی جلوگیری و از دادن پاسپورت به نامبرده به عنوان کاروان حج و بردن تعدادی مسافر به مکه جلوگیری گردد زیرا نامبرده هر ساله تعدادی از زوار خانه کعبه را با خود همراه می برد و در نتیجه در جریان مسافرت با تبلیغات سوء خود آنها را از وضع واقعی خواهد ساخت.
تصدیق خواهند فرمود بعد از چند سال تعداد مخالفین که به وسیله این شخص راهنمائی خواهند شد جمعیت قابل ملاحظه ای را برای منطقه تشکیل می دهد.
در صورت تصویب مقرر فرمایند آموزشهای لازم را ابلاغ فرمایند.
رئیس سازمان اطلاعات و امنیت سمنان ـ سرتیپ حریری اصل در پرونده علیمحمد نجات است.
در پرونده محمدرضا گلپایگانی بایگانی شود 24 /11 اوانی

توضیحات سند:

1ـ حجت الاسلام سید جواد علم الهدی در سال 1308 شمسی در مشهد به دنیا آمد.
وی پس از طی دوره مقدمات و ادبیات نزد ادیب نیشابوری و محقق نوغانی، دروس سطح را نزد حاج میرزا احمد مدرس یزدی فرا گرفت و سپس راهی قم شد و از محضر اساتیدی چون آیت الله بروجردی، آیت الله موسوی، آیت الله محقق داماد، آیت الله گلپایگانی بهره برد و مدت یازده سال نیز افتخار شاگردی حضرت امام را داشت.
حجت الاسلام علم الهدی از جمله روحانیونی است که همگام با آغاز نهضت اسلامی به جمع مبارزان مسلمان پیوست و بعد از شروع حرکت حضرت امام علیه لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی به عنوان پیک مخصوص ایشان پیام امام را به علمای استان خراسان می رساند.
ایشان در خاطرات خود در این باره می گوید: «بعد از این جریان [لایحه مذکور] امام برای شروع نهضت خود، ابتدا نامه هایی به خط مبارک خود خطاب به علمای شهرهای ایران و نجف نوشتند...
همین طور تقسیم فرمودند تا نوبت به مشهد و استان خراسان رسید به من امر فرمودند: «ده تا نامه ایست که باید شما ببرید.
» قرار شد اواخر شب به منزل ایشان بروم و نامه ها را از ایشان تحویل بگیرم.
شب ساعت ده بود که جهت دستبوسی خدمت ایشان مشرف شدم.
شخصا تشریف آوردند دم در و نامه ها را به من دادند و فرمودند: «بعد از اذان صبح برو، طوری که کسی از رفتن تو آگاه نشود.
وقتی وارد شهر مقدس مشهد شدی ابتدا به حرم علی بن موسی الرضا (ع) مشرف شو.
سلام مرا برسان و از قول من این جمله را به آن حضرت بگو: «آقا! امر عظیمی را شروع کرده ایم، اگر در مصلحت اسلام است شما عنایت کنید و ما را تأیید نمایید و اگر مصلحت اسلام نمی باشد ما را از ادامه این کار باز دارید.
» بعد ایشان فرمودند: «می روی به منازل بزرگان و این نامه ها را به آنها می دهی.
»...
نامه ای خطاب به آیت الله میلانی، آیت الله حاج آقا حسن قمی، حاج میرزا کفایی، آیت الله آقا شیخ مجتبی قزوینی، آقای سید حسین تهامی، حاج آقا حسین تهامی، حجت الاسلام کفعمی، حاج آقا بزرگ شاهرودی، علامه سمنانی و آقای نجات...
بود...
» حجت الاسلام علم الهدی از سال 1349 شمسی به تهران آمد و در مسجد صاحب الزمان به اقامه جماعت و تفسیر قرآن پرداخت.
(ر.ک: خاطرات 15 خرداد، دفتر هشتم، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، صفحه 121 به بعد.

منبع:

کتاب آیت‌الله العظمی حاج سید محمدرضا گلپایگانی به روایت اسناد ساواک - جلد اول صفحه 550


صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.