تاریخ سند: 26 آذر 1357
درباره: وضع کلی منطقه
متن سند:
از: قزوین تاریخ:26 /9 /1357
به: زنجان شماره: 2468 /23ﻫ
درباره: وضع کلی منطقه
پیرو: 2467 /23ﻫ- 25 /9 /57
1- در وضعیت کارخانجات نسبت به گزارش پیروی تغییری حاصل نگردیده.
2- اعتصاب کارکنان شرکت ماکس همچنان ادامه دارد.
3- آموزش و پروش کلیه مدارس راهنمایی و ابتدایی دایر ولی دبیرستانهای شهر قزوین به علت اعتصاب دبیران تعطیل میباشد.
4- مجتمع آموزشی عالی قزوین تعطیل است.
5- وضع بازار و شهر روز جاری اکثریت قریب به اتفاق دکاکین شهر باز و شهر در مجموع وضع عادی به خود گرفته است.
6- مسجد شاه که بنا به دستور فرماندار نظامی برای جلوگیری از تجمع اخلالگران بسته شده بود. بعد از ظهر روز گذشته با پا در میانی عدهای از مقامات و در نتیجه برقراری ارتباط بین روحانیون و فرمانداری نظامی مسجد مذکور از بعد از ظهر روز گذشته باز و جریان عادی به خود گرفت. ضمناً در مجلس عزاداری روز جاری در همان مسجد شاه بیانات واعظین جنبه تحریک کننده قابل ملاحظهای نداشت. ضمناً قرار [است] فردا (27 /9 /57) بنا به فتوای خمینی عزای عمومی1 بر پا گردد ولی تا کنون برنامه خاص آن مشخص نگردیده. مراقبت ماموران فرماندار نظامی در این زمینه برقرار و پیش بینیهای لازم برای جلوگیری از هر گونه حادثه ناگوار شده است. انصاری
توضیحات سند:
1. متن اعلامیه امام(ره) به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جنایات شاه که در بسیاری از شهرها، بخصوص در اصفهان و نجفآباد با وحشیگری بیسابقۀ مأمورین او واقع شدهاست و گفته میشود برنامهای است که بتدریج در سایر شهرها نیز انجام میگیرد و بناست به بزرگ و کوچک رحم نشود و تمام خانهها و مغازهها و مراکز مذهبی به آتش کشیده، نشانۀ تزلزل و ضعف دولت نظامی و یأس شاه از امکان ادامۀ قدرت شیطانی است و اکنون که به پرتگاه و سقوط حتمی نزدیک شدهاست، میخواهد جنایات خود را هر چه بیشتر تکمیل کند و به گفتۀ خودش ایران را به تل خاکی مبدل ساخته و برود.
ملت آگاه باید بداند که این آخرین حملهای است که از جنون و حملۀ روحی که به شاه دست دادهاست ناشی شده و باید این جنایات بسیار احمقانه و سبعانه موجب تضعیف روحی ملت نشود. شاه خود را از ملت جدا و تنها میبیند؛ ناچار با تمام وجود به آغوش اشرار و مزدوران پناه برده تا شاید عقدههای روحی خود را خالی کند. شاه خود را از سلطنت خیالی مخلوع میبیند و ادامۀ حکومت خود را با رفراندم تاسوعا و عاشورا غیر ممکن میداند؛ از این جهت از هیچ جنایت غیرانسانی رویگردان نیست و با دست اشرار و بعضی از سران ارتش، که شریک جرم او هستند، میخواهد آخرین تیر ترکش را رها کند. شاه رفتنی است! لکن سران ارتش که با او و به امر او مرتکب جنایات هستند و میشوند، در کار خود تجدید نظر کنند و از عواقب امر بترسند. درجهداران جوان خود را به این جنایت وحشتناک آلوده نکنند؛ مگر آنان نمیخواهند پس از شاه در این کشور آبرومندانه زندگی کنند؟
جنایاتی که در اصفهان و نجفآباد و بعضی از شهرستانها شدهاست، به قدری با شرافت انسانی منافی است که وجدان هر انسانی را سخت رنج میدهد. از قرار اطلاع، مامورین شاه با مسلسل به داخل منازل مردم محروم و بیدفاع حمله کردند، مساجد را به آتش کشیدند، به زنان محترم اهانت کردند، هرکس را دیدند«جاوید شاه» نمیگوید، بیدریغ کشتند و آزادی به منطق کارتر را به خوبی و خیلی سریع اجرا کردند.
اکنون با در نظر گرفتن رفراندم تاسوعا و عاشورا که غیر رسمی بودن شاه و دولت را به جهانیان ثابت نمود بر ملت است که به حکم اسلام و قانون از اطاعت شاه و دولت ادامه ندهند و بر ملت است که با گسترش اعتصابات خود از آنان پشتیبانی نمایند.
اینجانب مصیبت وارده بر خواهران و برادران سراسر کشور را تسلیت میگویم و از خدای بزرگ، اجر و صبر برای آنان و رحمت واسعۀ حق تعالی را برای شهدای راه خدا مسئلت مینمایم و روز دوشنبه 17 محرّم الحرام را به مناسبت هفتم شهدا، عزای عمومی اعلام میکنم.
روحالله الموسوی الخمینی
منبع:
کتاب
پایگاههای انقلاب اسلامی، مساجد استان قزوین به روایت اسناد ساواک صفحه 464

