تاریخ سند: 28 فروردین 1343
آقای شهاب اشراقی
متن سند:
از: قم تاریخ: 28 /1 /1343
به: ریاست ساواک تهران شماره: 162
آقای شهاب اشراقی1 از طرف آقای خمینی تلفنی با اینجانب صحبت کرد و گفت: آقای خمینی گفتند به قرار اطلاع شیخ عباس طبسی را دستگیر کردند؛ ایشان در منزل من صحبت برخلافی نکرده، شاید گزارش برخلاف راجع به ایشان داده اند. اینجانب جواب دادم: به آقا بگویید دستگیری ایشان مربوط به صحبت در منزل آقا نبوده، از مشهد مأمورین در تعقیب او بوده و در این جا اورا دستگیر کردند و هیچ ارتباطی با آقای خمینی ندارد. آقای اشراقی مجدداً با آقای خمینی مذاکره نمودند و ایشان پیغام کردند: به هر حال چون طبسی به دیدن من آمده، دستگیری او به حساب من گذاشته شده، از تیمسار پاکروان استدعا کنید به مصلحت است که ایشان را آزاد کنند.
بدیعی
به جناب سرهنگ مولوی تلفنی اطلاع داده شد. 28 /1 /43
به تیمسار ریاست اطلاع داده شد، فرمودند مرتب... داده شود. بایگانی شود. 29 /1 /43
توضیحات سند:
1. آیتالله شهابالدین اشراقى، فرزند شیخ محمدتقى، داماد حضرت امام خمینى(ره) در سال 1304 ﻫ ش، در قم متولد شد. پس از تکمیل دوره سطح، در درس خارج فقه و اصول آیات عظام: سید محمد محقق یزدى، بروجردى(ره) و حضرت امام(ره) حاضر شد. بعد از تبعید امام(ره) به ترکیه در سال 1343 به عنوان وکیل تامالاختیار امام(ره) انتخاب شد تا به رتق و فتق امور بپردازد و در همین ارتباط فعالیت چشمگیرى در کمکرسانى به روحانیون مبارز و خانواده مبارزان داشت. پس از مدتى دستگیر و به همدان تبعید گردید و با سپرى کردن دوران تبعید، به تهران منتقل شد و در منزلى تحت نظر مأموران امنیتى رژیم قرار گرفت. با اوجگیرى انقلاب اسلامى در سال 1357 و پس از تبعید آیتالله پسندیده، برادر و نماینده تامالاختیار حضرت امام(ره)، آقاى اشراقى دوباره از طرف امام(ره) به عنوان وکیل انتخاب شد و در قم به حل و فصل مسائل و رسیدگى به مشکلات پرداخت. پس از پیروزى انقلاب اسلامى ایشان همواره در کنار امام(ره) بود و به عنوان مشاور عمل مىکرد و بارها به عنوان نماینده ویژه رهبر انقلاب، مسئول بررسى مسائل و مشکلات جارى مملکت شد. آیتالله اشراقى در 21 شهریور 1360 بر اثر سکته مغزى درگذشت. چندین تألیف درباره معارف دینى از ایشان برجاى مانده است.
ر.ک: یاران امام به روایت اسناد ساواک، آیتالله شهاب الدین اشراقی، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1392
منبع:
کتاب
آیتالله حاج شیخ عباس واعظ طبسی به روایت اسناد ساواک صفحه 131

