پندارگرایی
متن سند:
پندارگرایی
از دیگر مبانی فکری جریان مهدی هاشمی تفکر آرمانگرایی یا پندارگرایی اوست. هواداران این فکر با کمک گرفتن از شعارهای جذاب و عامه پسند و طرح برنامههای ذهنی و خیالی که پیاده شدن هر یک از آنان در جامعه، عملاً امری غیرممکن است، همواره درصدد اغوای مردم بودند. حامیاناین فکر اغلب تحصیلکردههایی هستند که از واقعیتهای عینی جامعه خود و عوامل مؤثر و ملموس در سیاست و فرهنگ جامعه بیخبر و دور هستند. این گروه مدینه فاضلهای را در نوشتهها و شعارهای خود به تصویر میکشند که از مرز قلم و ذهن فراتر نمیرود.
اوج ناهمگونی نوشتهها و شعارهای متفکران پندارگرا، زمانی رخ مینماید که در صدد پیاده کردن فرهنگ و قوانین غیرخودی در جامعه خود بر میآیند. در تشریح مقولههای گوناگون عرصه سیاست، فرهنگ و مذهب که عملاً غیرقابل اجراست، تضاد فکری این گروه مشخص میشود.
واژه آرمانگرا که در مقابل واژه واقعگرا قرار دارد، هم از تفکرات و شعارهای جناح مهدی هاشمی است و هم انشعابیون. گذشته از استفاده این جریان از تفکر آرمانگرایی برای جذب جوانان و اقشار آسیبپذیر جامعه و نیز زیر سؤال بردن رهبری، نظام و مسئولین آن، تفکر پندارگرایی گروه مهدی هاشمی، ریشه در سیر مطالعاتی و تأثیرپذیری وی و همفکرانش از مبانی خارجی و فلاسفه غرب دارد.
مهدیهاشمی در خصوص تفکر ایدهئالیستی1 و نگریستن به مقولههایی چون حوزه، دانشگاه، رهبری، مسئولین، نظام از این زاویه میگوید:
«نقطه بعدی، نقطه گرایش به تفکر ایدهآلیستی و ضعف واقع بینی نسبت به یک سلسله از مقولههاست مثل حوزه و دانشگاه، رهبری، مسئولین کشور، نظام و رسالتهای خود انقلاب و وظایف مردم. من از باب نمونه عرض میکنم که این تفکر و گرایش ایدهآلیستی که انسان به طور ذهن گرایانه یک توقعات خیلی عالالعالی داشته باشد از یک سری مسایل این مواردی که عرض کردم بوده ما حوزه علمیه را طوری تفسیر میکردیم که حوزه باید چطور باشد با یک ترسیمی از آینده و توقعاتی که از حوزه هست یا مثلاً دانشگاه باید چه باشد از نظر اساتید و برنامه و سیستم چه، یک توقعات ایدهآل؛ مسئولین کشور را که باید از هرگونه عیب و نقصی مبری باشند کمبود نباشد و صددرصد از هر نظر کامل باشند.»2
البته تذکر این نکته ضروری است که همت بلند و تلاش برای عملی ساختن امور به ظاهر غیر ممکن با پندارگرایی کاملاً متفاوت است. آنچه که در اسلام درباره تلاش و کوشش برای پیاده کردن ارزشهای والای انسانی چون قسط و عدل و ریشه کنی فقر، آمده است، از وظایف هر مسلمان به شمار میرود. پذیرش تفکر آرمانگرایی از سوی جریان مهدی هاشمی، با آنچه که در مبانی اسلام آمده است تفاوتی ریشهای و ماهوی دارد.
مهدی هاشمی، چشم بستن بر واقعیتهای موجود جامعه، عدم درک مشکلات فراوان نظام تازه تأسیس جمهوری اسلامی و عدم شناخت زمان و مکان را از علل انتخاب شعارهای آرمانگرایانه میداند و میگوید:
«ما خودمان را در برج عاج میدیدیم و جدای از فعل و انفعالات اجتماعی و شرایط عینی و آنچه در جامعه میگذرد، به عنوان یک واقعیت. و اینکه باید این واقعیات به مرور زمان و تدریجی با یک هدایت مستمری رشد بکند و تبدیل بشود به یک سری حقایق ارزنده؛ منهای این پارامتر ما میآمدیم یک سری ایدهآلهای ذهنی را نصبالعین قرار میدادیم و آن موتور و محرک و انگیزه خودمان را صرفاً همان ایدهآلهای ذهنی قرار میدادیم بدون اینکه این واقعیات را ببینیم و شرایط عینی جامعه را بشناسیم دقیقاً. و فکر بکنیم که خُب مثلاً رشد مردم در انقلاب حداقل ده سال، بیست سال طول میکشد تا به یک رشد ایدهآل برسد. آن نقطه که باید بعد از ده سال عمل شود، در سال اول انتظار داشتیم یا از نظام یا از مسئولین و کلاً از مسایل دیگر. بنابراین ما نقطه انحرافمان بستن چشممان به سوی واقعیات بوده و ملاحظه نکردن این واقعیات در جامعه. و حقیقتهای ذهنی را صرفاً و عیناً مد نظر گرفتن در حالی که خُب این انحراف است.»3
برخورد آرمانگرایانه جریان مهدی هاشمی با سه مفهوم رهبری، نظام و مسئولین را میتوان از برنامههای عمده این گروه برای دلسرد کردن مردم به ویژه جوانان از نظام دانست. مهدی هاشمی در اینباره میگوید:
توضیحات سند:
1. در زبان فلسفه «ایدهآلیست» به فلاسفه و سیاستمدارانی گفته میشود که برای ایجاد یک جامعه یا حکومت ایدهآل و کمال مطلوب تلاش کردهاند و میکنند. افلاطون در کتاب «جمهوریت»، سن اگوستون در کتاب «شهر جهان» و توماس مور در کتاب «مدینه فاضله» به توصیف یک حکومت کمال مطلوب پرداختهاند که از واقعیتهای موجود «رئالیسم» به دور است.» فرهنگ علوم سیاسی، غلامرضا علی بابایی، بهمن آقایی، ج ۵ ص ۹۴، ۹۵
2. نوار شماره یک.
3. نوار یک.
منبع:
کتاب
بنبست - جلد اول / مهدی هاشمی ریشههای انحراف صفحه 183