صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

جلسه هیئت فوق‌الذکر در منزل رحیمی

تاریخ سند: 19 اسفند 1347


جلسه هیئت فوق‌الذکر در منزل رحیمی


متن سند:

رونوشت گزارش خبر شماره 48280 /20ﻫ3 ـ 19 /12 /47
موضوع: هیئت جوانان بنی‌الزهرا

در ساعت 1930 روز 15 /12 جلسه هیئت فوق‌الذکر در منزل رحیمی واقع در خزانه فرح‌آباد پایین‌تر از فلکه اول دست راست کوچه قاسمی پلاک 37 تشکیل گردید. در این جلسه ابتدا آیه‌ای از قرآن مجید تلاوت گردید که معنی آن این بود. آیا تو می‌دانی با دین این کار و این عمل را می‌کنی اگر می‌دانی این کار را می‌کنی عذاب تو بدتر و بیشتر است. بعد شیخ غلامعلی1 نعیم‌آبادی به منبر رفته و درباره امامت و پیشوا صحبت کرد و ضمن گفتار خود اظهار داشت پیشوا و رهبر در تمام دنیا و حتی در میان حیوانات وجود دارد و هر کسی برای خود یک اسمی گذاشته است کشور امریکا می‌گوید رئیس جمهور، ما می‌گوییم امام، شوروی می‌گوید رئیس جمهور ما می‌گوییم امام خلاصه هر کس یک اسمی برای رهبر خود گذاشته است ما هم یک اسمی گذاشته‌ایم آن هم امام است نامبرده اضافه نمود در هر کشوری که بخواهند برای خود پیشوا و رهبر انتخاب نمایند مردم جمع می‌شوند و آن را انتخاب می‌نمایند حال آن پیشوا چطور باشد و چه شخصی باشد خائن مملکت و یا اینکه خادم باشد معلوم نیست. مثلا اگر چاقوکش‌های دروازه غار و یا اینکه میدان گمرک اگر بخواهند برای خود رهبر انتخاب کنند آیا می‌روند یک آیت‌اله خداشناس و مسلمان را انتخاب می‌کنند یا اینکه یک نفر مثل خودشان بی‌مخ و شراب‌خوار و قمارباز مانند[شعبان] بی‌مخ2 و طیب3 را انتخاب می‌کنند. بگذر از اینکه خدا بیامرز طیب در چند وقت پیش یک محبوبیتی به دست آورد لیکن تصور اینکه آنها بروند رهبر خوب انتخاب کنند نیست و همان بی‌مخ را پیشوا می‌کنند. در همه جا عده کمی منحرف‌کننده وجود دارد و در هر جا یک نوع منحرف می‌کنند. پس اگر در اداره‌ای بخواهند برای خود رهبر انتخاب کنند کسی را انتخاب می‌کنند که از او استفاده کنند. حال اگر بخواهیم از رهبران حال صحبت کنیم که نمی‌شود و لیکن ما برمی‌گردیم به تاریخ گذشته خالدبن ولید4 رهبر و پیشوای آن زمان بود که یکی از شراب‌خوارترین و خون‌خوارترین افراد بود که به رهبری انتخاب شد و جانشین حضرت علی بود این شخص یک حوض پر از شراب داشت یک روزی از قرآن استخاره کرد و آیه‌ای آمد که معنی آن این بود که هر کس که شراب‌خواری و ظلم کند خداوند او را عذاب خواهد داد ولی مروان5 قرآن را سوراخ سوراخ کرد و گفت من تو را سوراخ می‌کنم تا خدای تو مرا عذاب ندهد. خوب این‌طور رهبران جز فاسد نمودن اجتماع نتیجه دیگری ندارند ولی خداوند فرموده رهبر و پیشوا از طرف ما تعیین می‌شود نه از طرف اجتماع پس به هر کس نمی‌توان رهبر و پیشوا گفت. پیشوایی که اجتماع را فاسد نماید فایده ندارد و رهبر را باید خداوند انتخاب کند آن هم امام است. مشارالیه اضافه نمود آیت‌اله خمینی فرمودند در کارهایی که در شک و تردید و بر سر دو راهی قرار گرفته‌اید استخاره کنید نه اینکه هنگام مریض شدن استخاره کنید. عده شرکت کننده در حدود 15 نفر و اشخاص شناخته شده عبارت بودند از رحیمی کارگر کفاش. حسین پورصباغ. سعیدی محصل. محسنی محصل. ابراهیمی محصل.
رونوشت برابر اصل است. ـ اصل در پرونده 162018 بایگانی است.
در پرونده شیخ غلامعلی6 نعیم‌آبادی بایگانی شود.

توضیحات سند:

1. اصل: غلامحسین
2. شعبانعلى جعفرى، فرزند غلامعلى در سال 1300 ﻫ ش در تهران متولد شد. وی معروف به «شعبان بى مخ» از سردستگان اوباش تهران بود. در تظاهرات ضد دولتى سال‌هاى 32 ـ 1331 و نیز سرکوب مخالفان شاه و زاهدى پس از کودتا دست داشت و جنایات زیادى مرتکب شد. از آغاز حکومت دکتر مصدق تا دی‌ماه 1331، شعبان جعفرى با دار و دسته‌اش در سخنرانی‌ها و تظاهرات خیابانى با جبهه‌ی ملى همکارى داشت و بعضى اوقات کنار دکتر فاطمى به عنوان محافظ دیده مى‌شد. اوایل بهمن‌ماه، شعبان جعفرى خط خود را عوض کرد و در جریان نهم اسفند 1331 به اتهام حمله به خانه‌ی نخست وزیر بازداشت و محاکمه شد. ماجرا از این قرار بود که در 9 اسفند 1331 مصدق که بى خبر از همه جا مشغول انجام تشریفات سفر شاه به عتبات بود، گروهى از اوباش و چاقوکشان به سردستگى شعبان بى مخ با همراهى یک واحد کوچک ارتشى، بیرون در اصلى کاخ شاه گرد آمدند و با شعارهایى بر ضد مصدق و به نفع شاه انتظار شکار خود را مى‌کشیدند. مصدق موفق شد از در پشتى کاخ خارج شده و خود را به منزل مسکونى‌اش برساند. طرفداران شاه خود را به خانه‌ی مصدق رساندند، اما با شلیک نیروهاى ارتشى محافظ، در محاصره افتاده و حرکت آنها شکست خورد و شعبان بى‌مخ، دستگیر شد.
شعبان جعفرى باشگاهى به اسم «باشگاه جعفرى» تأسیس کرده و خود مدیر آن بود. در جریان انتخابات مجلس هجدهم که در فروردین ماه 1333 انجام گرفت، چاقوکشان شعبان بى مخ به همراه پاسبانان و مأموران فرماندارى نظامى جلوى شعبه‌هاى اخذ رأى ایستاده و راى کسانى را که مى‌خواستند راى دهند مى‌گرفتند و اگر از جبهه‌ی ملى کسى را نوشته بود او را مضروب و یا بازداشت مى‌کردند و رهگذران را به زور وادار مى‌کردند اسم نامزدهاى دولت را به صندوق بریزند.
این جریان در روزنامه‌هاى غربى منعکس شد و حتى مجله‌ی تایم مطلبى تحت عنوان «ژنرال بى مخ» چاپ کرد و بر بى‌آبرویى دولت زاهدى و شاه افزود. با پیروزی انقلاب اسلامی شعبان بی‌مخ از کشور گریخت و به آمریکا رفت. شعبان جعفری سرانجام در 29 مرداد 1385 در لس‌آنجلس درگذشت.
3. طیب حاج رضائى، فرزند حسین علی در سال 1280 ﻫ ش به دنیا آمد. وی از بارفروشان میدان تهران بود که در اثر یک تحول روحی در مسیر تلاش برای صیانت از اسلام و روحانیت و همگامی با قیام حضرت امام خمینی(ره) قرار گرفت و در برپایی قیام 15 خرداد 1342، نقشی را برعهده داشت. ساواک با تلاش زیاد سعی کرد تا او و همرزمش حاج اسمعیل رضایی را مجبور به این اعتراف نماید که برای شرکت در قیام 15 خرداد و برپایی آشوب پول گرفته‌اند. اما آنها هرگز حاضر نشدند تا وسیله‌ای جهت تهمت و نسبت ناروا به روحانیت و در رأس آنها حضرت امام خمینی(ره) گردند. به همین جهت پس از تحمل سخت‌ترین شکنجه‌ها در ساواک، به اعدام محکوم و در 11 آبان ماه 1342 به شهادت رسیدند. طیب آزاد مردی بود که حضرت آیت‌الله حکیم او را «حر» نامیده و رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(مدظله العالی) چنین از او یاد کرده بودند: «قیام 15 خرداد، یک قیام مردمی است و شهید رضایی در آن نقش حساس داشته است»
ر.ک: طیب حاج رضایی به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسی اسناد تاریخی
4. اصل: خالدین ولی
5. اشاره به مروان‌بن حکم در اینجا نشان می‌دهد که منبع ساواک گزارش را ناقص و آشفته ضبط کرده است. به احتمال زیاد آیت‌الله نعیم‌آبادی در طول سخنرانی چند روایت و داستان مختلف را نقل کرده و منبع ساواک هنگام تهیه گزارش آنها را با هم قاطی کرده است.
6. اصل: غلامحسین


منبع:

کتاب آیت‌الله غلامعلی نعیم‌آبادی به روایت اسناد ساواک صفحه 29


صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.