صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

بازجویی از شیخ محمدعلی روحانی‌فرد فرزند میرزا در تاریخ فوق به شرح زیر بعمل آمد

تاریخ سند: 13 شهریور 1354


بازجویی از شیخ محمدعلی روحانی‌فرد فرزند میرزا در تاریخ فوق به شرح زیر بعمل آمد


متن سند:

تاریخ:13 /6 /1354
بازجویی از شیخ محمدعلی روحانی‌فرد فرزند میرزا در تاریخ فوق به شرح زیر بعمل آمد

س- هویت خود را بطور کامل بیان کنید.
ج- اسم محمدعلی نام خانوادگی روحانی‌فرد فرزند میرزا متولد 1325 شماره شناسنامه 9 موالید صادره از گرگان اهل ایلوار طلبه قم ساکن ایلوار متاهل با سواد بدون سابقه کیفری. روحانی‌فرد
س- با اطلاع از سوابق سیاسی شما هرچه پرسیده شود بایستی مطابق با واقع پاسخگو باشید.
ج- بطوری که اطلاع دارید در سال 1346 به اتهام داشتن کتب مضره در دادگاه تجدیدنظر و عادی در گرگان و تهران به یکسال زندان محکوم شدم بعد از آن هم برای ادامه تحصیلات دینی به حوزه علمیه قم رفتم ملزم به راستگوئی می‌شوم و هرچه بپرسید مطابق واقع پاسخ لازم را خواهم داد. روحانی‌فرد
س- فعالیت‌های مذهبی خود را در قم- گرگان- ایلوار بطور مشروح مرقوم دارید.
ج- در قم فقط به ادامه دروس فقه و اصول اسلامی در مسجد اعظم زیرنظر پسر آیت‌اله بروجردی ماهیانه حدود 170 تومان از ایشان و بقیه به عهده پدرم بوده و در ضمن در سال 53 موفق به اخذ دیپلم شدم شغل دیگری نداشتم با این ترتیب وقت آزادی نداشتم و در انجمن‌های مذهبی و غیره فعالیت نداشتم- در گرگان در ماه رمضان سال 53 در مسجد جعفری گرگان تفسیر قرآن می‌کردم و در ایلوار هم گاهی در مسجد نماز جماعت و در ایام سوگواری دهه عاشورا روضه می‌خواندم با این ترتیب گذران می‌کردم. روحانی‌فرد
س- دوستان مذهبی خود را در حال حاضر در گرگان- قم- ایلوار- .. معرفی کنید.
ج- در قم با هم‌کلاسی‌های خود آشنائی مختصری داشتم و رفت و آمد با کسی نداشتم فقط مشغول تحصیل علوم دینی بودم پس از گرفتاری و ناراحتی دیدن‌ها و عقب افتادگی کاملا متنبّه شدم و تمام کارهایم با موازین مملکتی بوده و افتخار می‌کردم که در چنین محیطی کاملا آزاد می‌توانم به درس دینی و دروس جدید و ادامه معلومات دینی بهره‌برداری کنم و ابدا با کسی دوست و آشنایی نزدیک نشدم و فقط به مطالعه و درس و تحصیل می‌پرداختم. در گرگان با آقای سجاد علوی با آقای رئیسی1 با آقای میبدی2 با آقای علوی طلبه‌ها آقای سپهر شیخ غلامحسین – شیخ جلیل ترک آقای مدنی (سیدرضا) با آقای مهدی مدنی با پسر آقای سجاد آقاحسن در گرگان آشنا هستم. در ایلوار با اقوام خودم در یساقی مشهدی جعفر کشاورز با حاج باقر روشنی با کربلائی حیدر و در شب تولد امام زمان رفته بودم کتابخانه در مسجد بود و قرار شد برای آنها کتاب بخرم و مجله نسل نو و پیام شادی را برای آنها آبونمان شدم. پولش را خودم دادم و قرار شد بعداً پول را در مسجد جمع کنند و بدهند. روحانی‌فرد
س- در جریان تظاهرات طلاب در سال 54 ، منظور 15 خرداد3 در قم بودید و برابر اطلاع در این تظاهرات شرکت داشته‌اید نحوه چگونگی این فعالیت‌ها را تشریح کنید.
ج- در موقع شروع تظاهرات در حرم حضرت معصومه با خانمم مشغول زیارت بودم و بعد به منزل رفتم روز بعد درسها تعطیل شد و بعد من دوباره به خانه برگشتم و بیرون نیامدم روز سوم آمدم خیابان که بروم برای درس طلاب گفتند درسها شروع نشده و شما نروید منم برگشتم و روز بعد شنیدیم که تظاهرکنندگان را گرفتند و من در قم تا اوایل تابستان ماندم و سپس برای تعطیلات به ایلوار آمدم و هیچگونه دخالتی در این تظاهرات نداشتم. روحانی‌فرد
س- برابر اطلاع واصله در قم بین طلاب آنها را تحریک به آشوب و تظاهرات می‌نموده‌اید در این مورد چه می‌گویید؟
ج- نه خیر بنده اصولاً مخالف با اینگونه عملیات ضد میهنی هستم و چگونه می‌شود که من در این تظاهرات تحریک‌کننده باشم من معتقد هستم که طلاب باید درس بخوانند و ملا بشوند و سپس برای تعلیم دادن مسلمانان و ارشاد آنها به منبر بروند. روحانی‌فرد
س- برابر اطلاع واصله طلاب را تحریک می‌کرده‌اید که با مطالعات کتب بایستی روشن شد و در برقراری یک حکومت اسلامی آنها را تشویق می‌کرده‌اید که باید با رژیم کنونی مبارزه کنند در این مورد توضیح دهید.
ج- بنده هیچ کس را تحریک نکرده‌ام بلکه مخالف با تحریکات بودم و هستم و کتب دینی همه طلاب آنها را می‌خوانند و من هیچگونه تشویقی یا تحریکی در مورد خواندن کتب اسلام که با حکومت اسلامی موافق باشد نکردم و خودم معتقد بوده و هستم که رژیم کنونی تنها رژیمی است که توانسته است جلوی دشمنان اسلام مخصوصاً کمونیستها را بگیرد بنابراین من تشخیص دادم که این حکومت یک حکومت صد در صد ملی است که آموزش و پرورش و آبادانی و رفاه و آسایش را برای تمام مردم این مرزوبوم که من هم افتخار هم مملکتی با آنها را دارم آماده ساخته و دیری نخواهد گذشت که ایران یکی از قدرتمندترین ممالک جهان خواهد شد. روحانی‌فرد
س- برابر اطلاع در پخش و توزیع اعلامیه‌های مختلف از جمله اعلامیه‌های گروه مجاهدین خلق4 شرکت داشته‌اید در این مورد توضیح دهید چه نقشی داشته‌اید.
ج- پس از گرفتاری در سال 46 و آگاه شدن از واقعیت‌ها و ندامت ابدی بنده تشخیص دادم که پخش هر نوع اوراق مضره که مخالف با وضع مملکت باشد در حدّ گناه کبیره محسوب می‌شود و بنده ابدا هیچگونه اعلامیه‌ای از جمع گروه و یا دسته‌ای پخش نکردم و اصولاً با این کارها جداً مخالف هستم من یک فرد محصل علوم دینی و طلبه بوده و هستم و هر دسته‌ای یا گروهی بخواهد دست به این کارها بزند من آنها را دشمنان دین و دشمنان مملکت می‌دانم. روحانی‌فرد
س- پس چه افرادی در مدرسه شما مبادرت به این کار می‌کردند آنها را معرفی کنید.
ج- در مسجد اعظم قم طلبه‌های معنوی و باسواد و افتاده بودند که درس می‌خواندند و آنهایی که در مسجد اعظم پای درس حاضر می‌شوند اهل تظاهر و یا اغتشاش نبودند بنده هم پس از گرفتاری در سال 1346 کاملاً در قم به پیروی از روی همین علت که متاهل بودم و خانمم در قم بود و بنده هم پس از ماجرای گرفتاری در سال 46 کاملا متنبّه شده بودم و دنبال این کارها نمی‌رفتم. روحانی‌فرد
س- در مورد حکومت اسلامی چه عقیده‌ای دارید مرقوم دارید.
ج- در مورد حکومت اسلامی که بعضی‌ها از آن دم می‌زنند و به غلط یاد می‌کنند و تعبیر می‌کنند کاملاً مخالف هستم و حکومت کنونی ایران را که مشروطه سلطنتی با قانون اساسی حقوق و فقه اسلامی و اندیشه بلند تشکیل شده دوست می‌دارم. روحانی‌فرد
س- عقیده کلی شما در مورد رژیم کنونی چیست می‌توانید به آزادی بیان کنید.
ج- عقیده بنده در مورد حکومت کنونی ایران که حافظ استقلال و تمامیت ارضی این آب و خاک و میهن و زادگاه من است کاملا واضح است که یکی از طرفداران آن هستم و این حکومت است که توانسته است تمام آسایش و آزادی فردی و اجتماعی را برای این مردم تامین کند بطوریکه روستازادگان امروز در عالیترین مدارج تحصیل مشغولند و همه از حقوق کافی برخوردارند من به شاه این مملکت علاقه فراوان دارم و اندیشه‌های او را درباره مجد و عظمت ایران و همه مسلمانان جهان صمیمانه سپاسگزارم
5. روحانی‌فرد
س- شما قبل از اینکه حسینیه ارشاد بسته شود به آنجا رفت و آمد داشتید.
ج- نه خیر فقط شنیدم که حسینیه ارشاد در تهران افتتاح شده و بعداً که بعضی از کتاب‌های اینها را در قم علمای شیعه مخالف با شئون دینی و تشیع تشخیص دادند و من یکی از مخالفان آن درآمدم و یکی از کتاب‌هایی را که در معرفی حسینیه ارشاد و درباره اندیشه‌های غلط دکتر6 تحت عنوان (دکتر چه میگوید) در مسجد اعظم توزیع می‌کردند بنده هم گرفتم و مطالعه کردم با این ترتیب علاقه‌ای به رفتن به آنجا نداشتم. روحانی‌فرد
س- از طلبه‌ها مقیم و اهل گرگان چه افرادی در قم دستگیر شدند آنها را معرفی نمائید.
ج- من شنیدم سید مدنی بود یکی هم آقای خیرخواه هم حجره‌ای را شنیدم و دیگر کسی را نشنیدم چون درسها تعطیل شد و طلبه‌ها رفتند کسی نگفت چه کسانی دستگیر شدند. روحانی‌فرد
س- بطور کلی هر نوع فعالیت خلاف مصالح داشته‌اید تشریح کنید.
ج- بنده هیچ نوع فعالیت خلاف مصالح مملکت نداشته‌ام و ادامه تحصیل و درس خواندن که یکی از هدف‌های دولت ماست موردنظر بنده بوده و هیچگونه فعالیت مضره پس از گرفتاری سابق نداشتم. روحانی‌فرد
س- آیا افرادی بوده‌اند که بخواهند شما را تحت تاثیر افکار مخرب خود قرار دهند آنها را معرفی کنید.
ج- نه خیر بنده با افرادی که سلام و علیک داشتم یا از محضر درس آنها استفاده می‌کردم فقط به درس و جدیت در درس و مطالعه تشویق می‌کردند و با هیچ فردی غیر از اینها مانوس نبودم. روحانی‌فرد
س- اظهارات شما خوانده می‌شود تماماً به خط خود شما پاسخ آنها نوشته شده به چه ترتیب گواهی می‌نمایید.
ج- تماماً صحیح است امضاء می‌کنم. روحانی‌فرد

توضیحات سند:

1. مرحوم آیت‌الله حاج سیدعلی رئیسی، فرزند سید مصطفی رئیس‌الذاکرین، در سال 1303 ش در محله درب‌نو گرگان متولد شد. علوم جدید را در دبیرستان ایرانشهر گذراند و در سال 1319ش وارد حوزۀ علمیه مدرسه سادات مفیدی شد و در سال 1325ش به حوزه علمیه مشهد مقدس و پس از 7 سال به حوزه علمیه نجف اشرف رفت و به تحصیل و تهذیب نفس پرداخت. به طوری که از اغلب اساتید خود در نجف مجوز اجتهاد دریافت کرد او سال‌ها به وعظ و تدریس معارف اسلامی پرداخت تا اینکه در سال 1381ش چشم از جهان فرو بست و در جوار مقبره امامزاده عبدالله گرگان دفن گردید.
2. آیت‌الله سیدمحمدرضا میبدی، فرزند مرحوم سیدعلی در 29 خرداد سال 1299ﻫ ش در میبد یزد متولد شد. در کودکی پدرش را از دست داد و تحت سرپرستی مادر و برادر بزرگش ـ مرحوم سید محمد مجذوب ـ زندگی کرد و چون ماندن در میبد برایشان دشوار بود به شهر یزد آمدند و به درس طلبگی وارد شد. سپس به مدرسه نظامیه شهرری و در محضر مرحوم شیخ محمدتقی بافقی تلمذ نمود. آیت‌الله میبدی سال بعد به حوزه نجف عزیمت کرد و مدت 13 سال به فراگیری علوم حوزوی پرداخت و از طرف آیت‌الله خویی اجازه اجتهاد دریافت نمود و عازم ایران گردید، آقای میبدی در سال 1328 بنا به دعوت اقوام خود به گرگان آمد. او در گرگان مشغول تدریس در مدرسه رضویه و تبلیغ و ارشاد مردم شد و در سال 1330 ش به جای مرحوم آیت‌الله مدرس جلینی، پیشنماز مسجد جامع گرگان گردید.
تأسیس کتابخانه مسجد جامع و تجدید بنای مدرسه رضویه از جمله کارهای ایشان می‌باشد. او سال‌هاست که با تفسیر قرآن و بیان معارف دینی به هدایت و ارشاد مردم مشغول می‌باشد.
(خاطرات آقای حبیب‌الله طاهری و اسناد ساواک ـ پرونده انفرادی)
3. طلبه‌های حوزه علمیه قم برای بزرگداشت سالگرد 15 خرداد، در چنین روزی در مدرسه فیضیه اجتماع کردند و شعارهایی در حمایت از امام خمینی(ره) و نهضت اسلامی سر دادند.
این مسئله تا روز هفدهم خرداد 1354 ادامه یافت تا این که با دستگیری 272 تن و تعطیلی مدرسه فیضیه به موضوع پایان داده شد. براساس اعتراف بعضی از فعالان دستگیر شده، حجت‌الاسلام شهید محمدعلی روحانی‌فرد یکی از محرکین اصلی این حرکت بوده است.
4. سازمان مجاهدین خلق( منافقین ) یکی از گروههای چریکی و مسلحانه است که در دهه 1340 و 1350 به فعالیت پرداخت. محمد حنیف نژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان بنیانگذاران این گروه بودند که از دوران دانشجوئی در فعالیت‌های نهضت آزادی شرکت داشتند. آنها در سال 1344 ابتدا گروهی به نام جنبش رهایی بخش ایران، براساس الگوی سازمان الفتح پی ریزی کردند و در اواخر سال 1347 پس از سه سال کار در زمینه ساختار تشکیلاتی، مطالعه و بررسی انقلابها و شناخت نسبی از جامعه ایران و نیز تدوین برنامه‌های آموزشی برای ترویج عملیات مسلحانه، به تنظیم و تدوین استراتژی خود پرداخته و به سازمان مجاهدین خلق تغییر نام دادند. اعضای این سازمان در صدد بودند تا همزمان با برگزاری جشن‌های دو هزاروپانصد ساله شاهنشاهی در سال 1350، عملیات مسلحانه گسترده‌ای در سطح کشور صورت داده و برخی از مناطق و اماکن حساس را منفجر نمایند؛ لیکن واسطه تهیه اسلحه، به نام شاهمراد دلفانی که از عناصر ساواک بود، در درون سازمان نفوذ کرد و اطلاعات قابل توجهی از سازمان و عناصر و برنامه‌های عملیات نظامی آنان را در اختیار ساواک گذاشت که منجر به دستگیری سران سازمان و اکثریت اعضای آن گردید. افراد باقیمانده سازمان موفق شدند با مخفی شدن در خانه‌های امن و مسلح شدن، شروع به تجدید سازمان و فعالیت نمایند و در سال‌های 51 و 52 و 53 عملیات مسلحانه خود را تشدید کردند و در جریان این فعالیت‌ها عده‌ای از آنها دستگیر و یا کشته شدند. در اوایل سال 1354 باقیمانده اعضای سازمان، اختلاف ایدئولوژیک پیدا کردند و ساواک نیز با استفاده از فرصت برای ضربه زدن بیشتر به سازمان، بیانیه اعلام موضع ایدئولوژیک را در بیرون از سازمان انتشار داد و در این مرحله بخش قابل توجهی از نیروهای سازمان به مارکسیسم روی آوردند و فقط عده کمی از جناح مسلمان تغییر روش ندادند و به رغم فشارها و مشکلات فراوان با عناوین جدید همچون: گروه مهدیون در اصفهان، گروه شیعیان راستین در همدان و گروه فریادخلق خاموش در تبریز و... به فعالیت خود ادامه دادند. دستگیر و کشته شدن عده‌ای از اعضای سازمان اجازه فعالیت بیشتر را از این سازمان گرفت و تنها با اوج گیری انقلاب در اواخر سال 1356 و 1357 توانستند به فعالیت مجدد رو بیاورند ولی در به حرکت در آوردن ملت مسلمان ایران و اجتماعات عظیم مردمی و اعتصاباتی که رژیم را از پای درآورد، نقش چشمگیری نداشتند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی با اتخاذ روشهای متضاد و حرکات منافقانه نهایتاً به رویارویی با انقلاب اسلامی پرداختند و در سال 1360 دست به اقدامات مسلحانه زدند و به ترور شخصیت‌های انقلاب اسلامی و مردم مشغول شدند،که با مقابله قهرمانانه نهادهای انقلابی و مردم نهایتاً به غرب پناهنده شده و بعدها ننگ همراهی و همدستی با صدام را گردن نهادند. منافقین هم‌اینک به جاسوسی برای امریکا، اسرائیل و کشورهای غربی علیه ملت ایران مشغول هستند و باوجود کارنامه ضدبشری و تروریستی‌شان مورد حمایت همه‌جانبه کشورهای مدعی دمکراسی می‌باشند.
ر. ک: ساواک و نقش آن در تحولات داخلی رژیم شاه ٬ تقی نجاری راد ٬ مرکز اسناد انقلاب اسلامی ؛ تروریسم ضد مردمی دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
5.نیروهای انقلابی و مبارز به منظور رهایی از چنگال دژخیمان رژیم ، بعضا مطالبی را اظهار می نمودند که هیچگاه باور و اعتقاد قلبی آنان نبود .اظهار این مطالب صرفا وسیله ای بود برای فریب بازجویان درنده ساواک و رهایی از دست آنان و ادامه مسیر مبارزه در خارج از زندان .
6. منظور دکتر علی شریعتی است. وی فرزند محمدتقی در سال 1312 ﻫ ش در روستایی از توابع شهرستان سبزوار متولد شد. تحصیلات متوسطه را در دبیرستان‌های مشهد به پایان برد و پس از گذراندن دوره‌ای در دانشسرای تربیت معلم، آموزگار یکی از روستاهای خراسان شد. چندی بعد با ورود به دانشگاه مشهد در رشته ادبیات و زبان فارسی فارغ‌التحصیل شد. شریعتی برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و در آنجا دکترا گرفت. آشنائی وی با لوئی ماسینیون، ژان‌پل سارتر، ژان برگ، جورج گورویچ و فرانتس فانون بر عمق یافته‌های علمی او افزود. تلاش‌های سیاسی دکتر شریعتی در خارج از کشور به‌طور جدی ادامه یافت تا جائی که وقتی در سال 1343 به ایران بازگشت، در مرز ترکیه دستگیر شد و شش ماه به زندان افتاد. پس از آزادی سخنرانی‌های او در دانشگاه مشهد و حسینیه ارشاد تهران توانست جوانان فراوانی را به پای افکار و آرای او بنشاند. همین توجه به همراه افشاگری‌های او علیه رژیم باعث شد که بار دیگر دستگیر و حبس شود. دکتر شریعتی پس از آزادی از زندان تصمیم به هجرت گرفت و راهی انگلستان شد، اما در 29 خرداد سال 1356، در عین ناباوری درگذشت و پس از انتقال به سوریه در زینبیه دمشق دفن شد.

منبع:

کتاب شهید حجت‌الاسلام محمدعلی روحانی‌فرد صفحه 182




صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.