صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

بازجویی از غلامعلی نعیم‌آبادی فرزند قدرت‌اله

تاریخ سند: 12 شهریور 1357


بازجویی از غلامعلی نعیم‌آبادی فرزند قدرت‌اله


متن سند:

تاریخ:12 /6 /1357
بازجویی از غلامعلی نعیم‌آبادی فرزند قدرت‌اله
جلسه چهارم
س ـ هویت شما محرز است، اینک ضمن شرح چگونگی شروع تظاهرات شاهرود، تاریخ رفتن خود را به شاهرود و نحوه برگزاری منابر و نقش خود را در تظاهرات مورخه 4 /6 /57 (2537) به طور مشروح و با ذکر جزئیات مرقوم نمایید.
ج ـ اما چگونگی دعوت شدنم به شاهرود همان‌گونه که قبلاً هم مختصر تذکر دادم قبل از رمضان چند روزی در نعیم‌آباد محل ولادتم بودم و یک روز هم به عنوان خرید بعضی از اجناس به شاهرود رفتم و در شاهرود به عنوان دیدن حاج سیدعباس شاهرودی پیشنماز مسجد صاحب‌الزمان رفتم که وقتی ایشان فهمید که من ماه رمضان را در شاهرود چون هوایش خوب است و بسطام هم شب‌ها منبر می‌روم بی‌میل نیستم بمانم، از من دعوت کرد شبها منبر بروم و من هم قول دادم و بعداً هم ماه شعبان تقریباً دهه دومش بود چند روزی مشهد مشرف شدم و در غیاب من پدرم شاهرود رفته بود یعنی در ایامی که من مشهد بودم و با آقای طاهری پیشنماز مسجد مصلی ملاقاتی به عنوان تجدید عهد دوستی که از 20 سال و یا بیشتر سابقه داشتند بنماید و بعد از اینکه ابوی با آقای طاهری داستان ما را می‌گویند ایشان هم از ابوی می‌خواهد که روزها بعد از نماز ظهر و عصر ایشان در مسجد مصلی منبر بروم بعد از بازگشت من از مشهد پدرم گفت از طرف تو با آقای طاهری قول دادم که ظهر مسجد ایشان منبر بروی به ایشان گفتم ظهرها چون روزه دارم هیچ مایل نیستم منبر بروم ولی با اصرار ایشان و چون که ایشان قول داده بود پذیرفتم ـ در مسجد ایشان از اول ماه رمضان منبر رفتم تا بیست و یکم ماه رمضان که ساعت سه و نیم بعدازظهر مرا از منزل دستگیر کردند و از شاهرود به سمنان و از سمنان به تهران آوردند و اما آنچه قابل دقت است توجه به نکاتی است که برائت من را از این اتهام که به علت آن دستگیر شده‌ام ثابت و مدلل می‌دارد.
1ـ هیچ گزارشی از مجموعه منبرهای من که در شاهرود و بسطام که حدود 60 منبر است وجود ندارد چطور قابل قبول است که کسی بخواهد برخلاف مصالح مملکت حرکتی کند و در 60 منبر کمترین اشاره ننماید فقط به بحث در اطراف مسائلی کاملاً علمی ـ مذهبی بسنده کند پس توجه به همین نکته که از مجموع شصت سخنرانی من حتی یک گزارش خلاف نقل نشده به نظر من خود دلیلی است قاطع که منبر بیست و یکم هم مثل دیگر منبرها بوده است بدون کمترین تفاوت.
2ـ نکته دوم که قابل دقت است این است که من با زن و بچه در شاهرود رفتم و خانه‌ای گرفتیم و کسی که در شهری بنایی آن چنانی داشته باشد هیچ‌گاه عاقلانه نیست که با زن و بچه در آن شهر زندگی کند و استدعای من این است که در همین دو نکته مذکور تأمل و دقت بیشتری فرمایید.
3ـ سومین نکته که قابل دقت است این است که من را از منزلم و در حالی که خواب بودم به وسیله فرزند 8 ساله‌ام بیدار و دستگیر شدم آیا عاقلانه است کسی تظاهراتی به راه بیاندازد و بیاید منزل آرام بخوابد و فقط دقت در همین نکته برائت من را ثابت می‌کند آیا در امکان من بود که از شاهرود فرار کنم مسلم آری چون منبر من حدود ساعت 2 بعدازظهر تمام شده بود و تا وقت دستگیری من دو ساعت تقریباً فاصله بود و آیا در امکان من بود که لااقل محل خودم را برای ساعتی چند عوض کنم مسلم آری ولی چرا راحت در منزل خوابیدم که فرزندم مرا از خواب بیدار کند و خودم لباس‌هایم را بپوشم و خودم را تسلیم مقامات انتظامی که برای دستگیریم آمده بودند نمایم جواب خیلی روشن است چون من کاری که خائف باشم انجام نداده بودم و عملی خلاف از من سر نزده بود که برای فرار از چنگال قانون که هر لحظه در کمین متخلفین است حرکتی انجام دهم و اندیشه‌ای کنم چون کار خلافی نکرده بودم فارغ از همه جا راحت خوابیده بودم.
4ـ طبق گزارش و طبق آنچه در روزنامه نوشته شده بود تظاهرات در فلکه و بعداً در خیابان پهلوی شروع شد فاصله محل تظاهرات و مسجدی که من منبر می‌رفتم حدود نیم کیلومتر است و خود این فاصله بی‌ارتباطی تظاهرات را با منبر من روشن می‌کند و اثبات می‌کند که تظاهرات علت دیگر و یا علل دیگری داشته که باید مقامات مسئول بررسی و مشخص نمایند.
5ـ در مسجد هیچ‌گونه حرکتی خلاف حتی صلواتی از ناحیه شخصی یا اشخاصی فرستاده نشد و مجلس کاملاً در کنترل خودم بود و دلیل صحت سخنم اینکه در مسجد مجلس وعظ و سخنرانی طبق معمول هر روزه به خوبی و بدون سروصدا و با آرامش مطلق و کامل برگزار شد و هیچ گزارشی هم حتی کمترین اشاره‌ای به وجود شورش و بی‌نظمی در مسجد نمی‌کند چون وجود نداشته و با آرامش برگزار شده.
6ـ طبق گزارش‌هایی که در روزنامه‌ها درج شد تظاهرات دیگری در شاهرود انجام شده است مثلاً چند روز قبل در تشییع جنازه مرحوم مفیدی از علمای شاهرود عده‌ای دست به تظاهرات زده بودند از این چه می‌فهمیم از تظاهرات در تشییع جنازه چه استنباط می‌کنیم آیا جز این است که دست و یا د‌ست‌هایی وجود دارد که در هر فرصتی از اجتماعات مردم سوءاستفاده کند وجود دارد که همان دستی که تظاهرات در تشییع جنازه به راه می‌اندازد همان دست تظاهرات را در روز بیست و یکم راه انداخته است و نه منبر من چون منبر من جز ذکر مسائل علمی و دینی پیرامون چیز دیگر دور نمی‌زده است.
7ـ در سخنرانی‌های من عموماً و هم‌چنین در سخنرانی روز بیست و یکم حتی انتقاد از دولت هم وجود ندارد یعنی به طور کلی فاز مسائلی که من بحث می‌کردم به طور کلی فازی علمی ـ دینی بود و هیچ نظری به هیچ مسئله‌ای جز آنچه در محدوده مسائل علمی است نداشت مثلاً بحث درباره جبر و تفویض یک بحث کلامی ـ فلسفی خالص یا بحث اثبات وجود خدا و نقد نظرات مارکسیسم در این زمینه و یا اعجاز قرآن از ابعاد ـ فصاحت و بلاغت مسائل علمی قرآن و زیبایی‌های خاص ادبی که صرفاً مسائل علمی ـ ادبی ـ مذهبی است. و مخصوصاً بسیاری از مسائل مربوط به مارکسیسم را به بررسی کشیدم و به ویژه تحلیل ناصحیح و غلطی که پیرامون «پیدایش مذهب» که چند روز وقت مرا گرفت به بررسی کشیدم مثلاً مسائل مورد بحث من در سخنرانی‌های ماه رمضان از این قبیل مسائل بوده است.
8ـ در سخنرانی اخیرم (روز بیست و یکم) حتی جمله‌ای برخلاف مصالح مملکت وجود نداشت و من می‌خواهم حتی یک جمله که با مصالح مملکت مبانیت داشته باشد ارائه دهید و مطئنم که چنین چیزی وجود ندارد.
با توجه به ادله بالا من مطمئنم و با صراحت و قاطعیت اعلام می‌دارم که هیچ نقشی در تظاهرات شاهرود نداشتم و در ختام اضافه می‌کنم که حتی از تظاهرات در شاهرود هیچ اطلاعی نداشتم و به وسیله مأمورین آگاهی بعد از بازداشت و دستگیری خود از تظاهرات باخبر شدم آیا می‌توان [قبول] کرد که در کاری کسی نقشی داشته باشد و از خود کار تا پایان کار بی‌خبر باشد. گمان می‌کنم توجه به ادله مزبور برای برائت من از اتهام مذکور کافی باشد.
س ـ صحت اظهارات خود را چگونه گواهی می‌نمایید؟
ج ـ با امضاء گواهی می‌نمایم.
غلامعلی نعیم‌آبادی


منبع:

کتاب آیت‌الله غلامعلی نعیم‌آبادی به روایت اسناد ساواک صفحه 245





صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.