صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

طیب قهرمان! تو به دست شقی‌ترین و بی‌شرف‌ترین دژخیمان قرن 20 یعنی محمدرضا پهلوی، شربت شهادت نوشیدی

طیب قهرمان! تو به دست شقی‌ترین و بی‌شرف‌ترین دژخیمان قرن 20 یعنی محمدرضا پهلوی، شربت شهادت نوشیدی


متن سند:

بسمه تعالی
رسم و ره آزادی، یا پیشه نباید کرد
یا آنکه ز جان و سر، اندیشه نباید کرد

طیب قهرمان! تو به دست شقی‌ترین و بی‌شرف‌ترین دژخیمان قرن 2 یعنی محمدرضا پهلوی، شربت شهادت نوشیدی. تو به دست نوکران کسی که دینش و وجدانش [و] وطنش، همه چیزش دلار است، تیرباران شدی و بدین‌وسیله افتخار آزادمردی را برای خود کسب کردی. به خون پاکت قسم می‌خوریم که تو را فراموش نکرده، برای ابد نام پرافتخار تو را در ردیف نام آزادگان و شهدای دین و وطن ثبت کنیم. آن‌ها با تیرباران کردن تو پستی و دنائت ذاتی و فطری خود را بیش از پیش به ثبوت رساندند.
طیب عزیز! شهادت تو قلب میلیون‌ها مردم مسلمان و آزاده دنیا را مالامال غم و اندوه ساخت. همه دوستانت همراه با عزیزانت در مرگ تو اشک ریزانند، اما خوشحال‌اند که تو به وصال حق رسیده‌ای. تو با کشته شدن به دست این از خدا برگشتگان مقام عالی و والایی در بهشت برای خودت به دست آورده‌ای و اینان با کشتن تو و هزاران آزاده دیگر، مثل مکانی بس خوفناک و سوزان برای خود در جهنم کسب نمودند. مگر نه این است1 که کشندگان2 حبیب بن مظاهر رضی‌الله عنه با کشتن آن بزرگوار پست‌ترین مقام را برای خود در جهنم به دست آوردند و حبیب رضی‌الله عنه با دادن سر خود مقامی بس والا نزد پروردگار پیدا کرد. آن‌ها نیز کوشیدند تا فردا در ردیف کشتگان اصحاب حسین بن علی قرار گیرند و تو کوشیدی تا مقام والایی در بهشت برای خود به دست آوری3.
طیب آزاده! ما از شکنجه‌هایی که مردم قرون وسطایی به تو دادند تا برعلیه مراجع عالیقدر عالم تشیع اقاریری از تو بگیرند، آگاهیم و در مقابل این مقاومت و ازخودگذشتگی تو سر تعظیم فرود می‌آوریم. طیب شهید! بدن سوراخ‌سوراخ تو تا روز قیامت گواهی صادق به ظلم و خیانت و آدمکشی و ناپاکی و حیوان‌صفتی محمدرضا پهلوی و سایر نوکران اجانب خواهد بود. طیب! تیرهایی که بدن پاک تو را سوراخ کرد نشانه بارزی از پاکی و دوستی تو است و گواه صادقی است. حقا طیب بودی. ما به روان پاک پدر و مادرت که چون تو فرزندی لایق و برومند به بار آوردند درود می‌فرستیم و خوشوقتیم که تو پاک به دنیا آمدی و منزه از دنیا رفتی. خداوند روح پاک تو را با روح پاک حر بن یزید ریاحی محشور گرداند. طیب قهرمان! تیرباران تو و رفیق عزیزت، حاج اسمعیل رضایی که همچون قهرمانان فقط رفیق دوران آزادی تو نبود بلکه تا پای چوبه دار همراهت بود، موجب گشت نام محمدرضا پهلوی برای ابد همچون لکه ننگی بر صفحه تاریخ پرافتخار ایران ثبت گردد و انتشار عکس‌های تیرباران کردن تو گستاخی و حیوان‌صفتی هیئت حاکمه آدمکش و مطبوعات سرتاپا مفتضح4 این مملکت را ثابت کرد. طیب عزیز! قسم می‌خوریم به خون پاکت، به خون پاک رفیق همراهت، به خون پاک حضرت نواب صفوی،5 به خون پاک سید حسین امامی،6 به خون پاک عبدالحسین واحدی،7 به خون پاک محمد واحدی،8 به خون پاک خلیل طهماسبی،9 به خون پاک شهدای مدرسه فیضیه، به خون پاک شهدای 15 خرداد، به خون پاک شهدای مسجد فیل و‌ به خون پاک همه آزادمردانی که به دست هیئت حاکمه خائن شربت شهادت نوشید‌‌ند، دست از مبارزه بر نخواهیم داشت. امیدواریم رفقای تو فراموشت نکرده، دست‌به‌دست هم داده انتقام خون تو را هرچه زودتر از شاه خائن، نخست‌وزیر خائن، وزرای خائن و از نمایندگان قلابی و از همه وابستگان به این هیئت حاکمه بگیرند.
3 /9 /42 ـ 7 رجب 83
ملت ایران

توضیحات سند:

1. در اصل: کشتگان
2. در اصل: اینست
3. در اصل: آوردی
4. در اصل: مفتظح
5. حجت‌الاسلام والمسلمین سید مجتبی میرلوحی تهرانی معروف به نواب صفوی در سال 1303ش. در خانی‌آباد تهران به دنیا آمد. سید مجتبی سپس برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مهاجرت نمود و در آنجا از محضر مدرسین حوزه علمیه نجف اشرف بهره‌مند گردید. وی پس از چهار سال اقامت در نجف به دستور آیت‌الله سیدابوالحسن اصفهانی، به دنبال چاپ کتاب «شیعی‌گری» و چند کتاب دیگر به قلم احمد کسروی که در آن به روحانیت، مقدسات اسلامی، پیشوایان مذهب تشیع و امامان معصوم علیهم‌السلام اهانت شده بود، جهت مباحثه و مبارزه با کجروی‌های کسروی در اواخر 1323 به ایران آمد و با تشکیل «جمعیت فداییان اسلام» به مبارزه با بدخواهان و بداندیشان پرداخت.
شهید نواب صفوی در ابتدای سال 1324 در خیابان حشمت‌الدوله تهران قصد جان کسروی را کرد که ناموفق بود و توسط مأمورین دستگیر اما پس از مدت کوتاهی آزاد شد و این‌بار در 20 اسفند همان سال با طرح‌ریزی نقشه‌ای دیگر، توسط سید حسین امامی، کسروی را به قتل رساند. ترور دیگر وابستگان استعماری مانند عبدالحسین هژیر، علی رزم‌آرا و حسین علاء ازجمله فعالیت‌های سیاسی این جمعیت می‌باشد.
نواب صفوی اگرچه با ملی‌گراها رابطه نزدیکی نداشت اما باتوجه به مبارزه با انگلیس و ملی کردن صنعت نفت، خاصه با رهبری آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی و اقدامات رزم‌آرا و کارشکنی‌های وی در زمینه ملی شدن صنعت نفت و همچنین همراهی آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق، برای مبارزه با اقدامات این عنصر دست‌نشانده انگلیس، از تلاش برای نیل به این هدف ملی باز ننشست و با اعدام انقلابی رزم‌آرا که با هدایت وی و توسط خلیل طهماسبی صورت گرفت، زمینه را برای ملی شدن صنعت نفت فراهم کرد. سرانجام این مجاهد خستگی‌ناپذیر پس از ترور ناموفق حسین علاء در 1334 و هنگام قرارداد پیمان بغداد با مدیریت امریکا و انگلیس، به همراه سه تن از همرزمانش به نام‌های خلیل طهماسبی، مظفرعلی ذوالقدر و سیدمحمد واحدی در بیدادگاه رژیم پهلوی محکوم و در صبحگاه 27 دی 1334 تیرباران شده و به خیل شهدا پیوستند. بدین ترتیب پرونده ده سال فعالیت سیاسی و اجتماعی جمعیت فداییان اسلام بسته شد.
در میان چالشگران رژیم پهلوی، فداییان اسلام و به‌ویژه شهید حجت‌الاسلام نواب صفوی به لحاظ برخورداری از توانمندی، شجاعت، شهامت، بی‌اعتنایی به دنیا و مظاهر دنیوی و شیفتگی بسیار به عنصر آرمانی و ایده‌آل شهادت‌طلبی، موجب ماندگاری فرهنگ خاصی در میان جوانان مسلمان شده و سال‌ها پس از خود الهام‌بخش اقدامات انقلابی بودند. آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب درباره این شهید مجاهد می‌فرمایند: «باید گفت که اولین جرقه‌های انگیزش انقلابی ـ اسلامی به وسیله نواب در من به وجود آمد و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را در دل ما نواب روشن کرد.» جمعیت فداییان اسلام نه تنها کارآمدی، بلکه مشروعیت سیستم سیاسی عصر خود را به چالش طلبیدند و ضمن پرهیز از هرگونه رویه‌ی سازشکارانه و تقابل با هر رویکرد محافظه کارانه، تعامل را صرفاً در هماهنگی با روش رادیکال خویش جست‌وجو می‌کردند. با آغاز نهضت سرنوشت‌ساز امام‌خمینی (ره) در دهه‌ی 1340، بقایای فداییان اسلام که با شکل تکامل یافته و مترقیانه‌تری از مبارزه روبه‌رو شدند، مشتاقانه به نهضت امام خمینی پیوستند. (مجله پانزده خرداد، شماره 5 و 6 ـ قیصری، مهدی، رهبری به نام نواب، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384)
6. سیدحسین امامى در سال 1303ش. در خانواده‌اى مذهبى در جنوب شهر تهران متولد شد. در دوران نوجوانى با شهید مجتبى نواب صفوى آشنا گردید و همگام با دیگر اعضاى فدائیان اسلام به مبارزه علیه اسلام ستیزى رضاخان پرداخت. در تاریخ 20 /12 /1324 مأموریت ترور کسروى را به انجام رساند و در پى این حادثه دستگیر شد، اما تظاهرات گسترده مردم باعث شد که دولت او را آزاد سازد. درحالى‌که گسترش فعالیت فدائیان اسلام، رعب و وحشت بسیارى در میان درباریان و مدافعان غرب افکنده بود، شهید امامى پس از انجام غسل شهادت، در تاریخ 12 /8 /1328 عبدالحسین هژیر، عامل انگلیس و همکار نزدیک میس لمبتون، را ترور و به قتل رساند. پس از انجام عملیات، وى دستگیر و در همان سال در میدان توپخانه تهران به دار آویخته و در ابن‌بابویه به خاک سپرده شد.
7. حجت‌الاسلام سیدعبدالحسین واحدی فرزند آیت‌الله سید محمدرضا قمی در سال 1308ش. در کرمانشاه متولد شد. در نوجوانی جهت تحصیل به قم رفت و از آنجا جهت تکمیل و ادامه درس راهی نجف اشرف گردید. در سال 1325 پس از کشته شدن احمد کسروی، با حجت‌الاسلام نواب صفوی در نجف آشنا شد و تصمیم گرفت که در قم ادامه تحصیل دهد. وی به عنوان یکی از اعضاء فدائیان اسلام با نواب صفوی به همکاری پرداخت و سخنرانی‌هایی علیه دولت و حکومت انجام داد. در سال 1329 در پی هماهنگی و قرارهای پنهانی فدائیان اسلام با اعضای جبهه ملی و آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی، رزم‌آرا به عنوان مهمترین مانع بر سر راه ملی شدن صنعت نفت مطرح و یکی از اعضای فدائیان اسلام مسئولیت ترور او را بر عهده گرفت. متعاقب این تصمیم در 11 اسفند 1329 در میتینگی که در مسجد شاه برگزار شد، واحدی بیش از دو ساعت سخنرانی و به تهدید رزم‌آرا پرداخت و در 16 اسفند همان سال رزم‌آرا توسط طهماسبی به قتل رسید. در سال 1330 واحدی به همراه عده‌ای دیگر از اعضاء فدائیان اسلام بازداشت و پس از چند ماه آزاد گردید. وی که مرد شماره 2 فدائیان بود، به دلیل دستگیری و زندانی شدن حجت‌الاسلام نواب صفوی و اعضای فدائیان اسلام در دولت دکتر محمد مصدق، نقشه ترور دکتر حسین فاطمی (سیاستمدار و نماینده وقت مردم تهران) را طراحی کرد و در 23 بهمن 1330 دکتر فاطمی توسط محمدمهدی عبدخدایی نوجوان 15 ساله ترور و مجروح شد.
عبدالحسین واحدی در 1334 به همراه فردی به نام خطیبی کوشید تا در آبادان و سپس عراق، حسین علاء را ترور کند، اما بازداشت و روانه تهران شد و در دفتر سپهبد تیمور بختیار به ضرب گلوله به شهادت رسید. جراید و رسانه‌ها کشته شدن وی را در نتیجه اقدام وی به فرار در مسیر جنوب به تهران عنوان کرده بودند.
8. حجت‌الاسلام سیدمحمد واحدی فرزند آیت‌الله حاج سید محمدرضا مجتهد قمی در کرمانشاه متولد شد. سید محمد پس از گذراندن دوران مقدماتی تحصیل، همراه خانواده خود به قم مهاجرت کرد و پس از مدتی همراه با برادر خود حجت‌الاسلام سید عبدالحسین به گروه فدائیان اسلام پیوست. وی که از روحیه‌ای انقلابی برخوردار بود، لحظه‌ای آرام نمی‌نشست و در همان جوّ اختناق، اعلامیه‌های فدائیان اسلام را پخش می‌کرد و به همین دلیل از طرف پلیس طاغوت دستگیر و مضروب و در طول مبارزه‌اش یک‌بار نیز به بندرعباس تبعید شد.
سیّدمحمد در تمام دوره سخت و سنگین مبارزات فدائیان اسلام، در کنار رهبر محبوب خود، شهید حجت‌الاسلام نواب صفوی ماند و در لحظه شهادت نیز دوش به دوش سایر همراهان خود ایستاد. در سال 1334 پس از اعدام انقلابی رزم‌آرا، همراه با تعدادی دیگر از اعضا فدائیان اسلام دستگیر شد و درحالی‌که تنها بیست و یک سال داشت، همراه با شهید نواب صفوی، شهید سیدعبدالحسین واحدی و شهید خلیل طهماسبی قاطعانه رأی خود را نسبت به آن اقدام اعلام و در دفاعیاتش هنگام محکمه، صلابت و روحیه انقلابی خود را حفظ کرد و هیچگاه از مواضع خود کوتاه نیامد. سرانجام پس از جلسات متعدد دادگاه، در سپیده‌دم بیست و هفت دی‌ماه همان سال وی همراه رهبر فدائیان اسلام و سایر برادرانش به شهادت رسید.
9. خلیل طهماسبی در سال 1302ش. در تهران متولد شد. در سال‌های 1327 با شهید حجت‌الاسلام سید مجتبی نواب‌ صفوی، رهبر فدائیان اسلام آشنا شد و در سال 1329 سپهبد رزم‌آرا نخست‌وزیر وابسته که به دنبال تصویب قرارداد الحاقی واگذاری امتیاز نفت جنوب با انگلیسی‌ها بود، را از پای درآورد. پس از دستگیری طهماسبی و درحالی‌که دو سال و اندی از زندانی شدن وی می‌گذشت، در مرداد 1331، ماده واحدی به تصویب مجلس رسید که «چون خیانت علی رزم‌آرا بر ملت ایران ثابت گردیده، هرگاه قاتل او خلیل طهماسبی باشد به موجب این قانون مورد عفو قرار می‌گیرد.» به این ترتیب در 23 آبان همان سال، طهماسبی از زندان آزاد گردید و در جمع فدائیان اسلام به فعالیت و مبارزه خود ادامه داد تا اینکه در آذر 1334 به همراه حجت‌الاسلام نواب صفوی و حجت‌الاسلام سید محمد واحدی، بعد از واقعه ترور ناموفق حسین علاء، نخست‌وزیر وقت، بازداشت و در سحرگاه 27 /10 /1334 تیرباران شد.
از شهید طهماسبی، یک پسر باقی ماند که در ادامه حرکت فدائیان اسلام چندین سال بعد، با یکی از یاران شهید طهماسبی یعنی محمّد بخارایی، در 1 /11 /1343 ساعت 10 صبح، با شلیک چند گلوله حسنعلی منصور، عامل تصویب لایحه ذلت‌بار کاپیتولاسیون را در مقابل مجلس شورای ملی کشت. منصور در لحظه‌ای به قتل رسید که قرارداد اعطای امتیاز نفت فلات قاره را به شرکت‌های امریکایی برای تصویب نهایی به مجلس می‌برد. بر روی اسلحه محمد بخارایی ـ که همان تپانچه شهید نواب صفوی بود ـ جمله «حکومت اسلامی، ایجاد باید گردد» حک شده بود.



منبع:

کتاب انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان خراسان رضوی- 03 صفحه 338

صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.