صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

موضوع : سخنرانی آقای شاهرخی یا شاهرخی‌زاده

تاریخ سند: 31 اردیبهشت 1357


موضوع : سخنرانی آقای شاهرخی یا شاهرخی‌زاده


متن سند:

از : شهربانی استان یزد تاریخ : 31 /2 /2537[] 0231
به : ریاست اداره اطلاعات شماره : 347- 16- 56
موضوع : سخنرانی آقای شاهرخی یا شاهرخی‌زاده
پیرو 101- 28- 56- 24 /2 /2537

صبح روز 19 /2 /2537 در مجلس یادبود کشته شدگان واقعه روز 10 /1 /2537 یزد شخص معممی به نام شاهرخی یا شاهرخی زاده که به نمایندگی از طرف روحانیون قم در مجلس شرکت کرده بود منبر رفته و مطالبی به شرح زیر بیان داشت:
« ... بحثی که می‌خواهم در این محفل بزرگ با حضور علماء اعلام و نمایندگان مراجع بزرگ تقلید عرض کنم و عنوان کنم بحثی است بسیار مختصر درباره آزادی و البته از نظر علمی و براهین و استدلالات علمی که ممکن است موجب خستگی بعضی از افراد مجلس شود خودداری می‌شود. آنچه را که ما می‌توانیم برای همگان عرض کرده و پیاده کنیم و نتیجه بگیریم به عرض می‌رسانم و قبلاً عرض کنیم که علماء و مراجع بزرگ تقلید قم عده‌ای از فضلاء و دانشمندان را برای ابلاغ تسلیت به جامعۀ روحانیت و مردم یزد و آیت‌اله صدوقی (صلوات از طرف جمعیت) [فرستاده‌اند] و من خود نیز با شما صحبت می‌کنم به نمایندگی از طرف مراجع بزرگ تقلید قم و جامعه روحانیت و اساتید و فضلاء حوزه علمیه قم با شما سخن می‌گویم و در چهارچوب خواست علماء و مراجع و جامعه روحانیت به پیروی از اهداف عالیه آسمانی رهبران بزرگ آسمانی و زعیم رشید عالم تشیّع حضرت آیت‌اله [ال]عظمی الخمینی (سه بار صلوات از طرف جمعیت) با شما حضار محترم سخن می‌گویم و به طور خلاصه و فشرده چند آیه از آیات قرآنی چند روایت از روایات اهل‌البیت و نیز جملاتی از گفتار رهبران بزرگ دینی و مراجع تقلید که در لابلای این گفتار اهداف مسلمان‌ها روشن می‌شود. مردم چه می‌گویند و چه می‌خواهند. جامعه روحانیت چه هدفی دارد. آیا محرک اصلی این قیام و نهضت‌ها و انقلاب‌ها و جنبش‌ها و فریادها و جانبازی‌ها و فداکاری‌ها و سعادت‌ها چیست و اکنون وظیفه ما پس از این چه می‌باشد. قرآن مجید دربارۀ انسان و عظمت و شرافت انسان و برتری انسان بر اکثر موجودات فرمود (آیه قرآن) ما تاج کرامت و بزرگواری بر سر انسان‌ها نهادیم و او را برتر از اکثر موجودات و با فضیلت تر آفریدم ولی رمز برتری انسان چیست و چرا انسان از موجودات دیگر برتر است. آیا خصیصه‌ای در انسان هست که در دیگر موجودات نباشد و آیا آن خصیصه چه نقشی در انسان و جامعه و ترقی و تکامل او دارد. وقتی ما باز به آیه قرآن مراجعه می‌کنیم و قرآن را مورد بررسی قرار می‌دهیم می‌بینیم دو صفت و دو خصیصۀ بزرگ را قرآن به بشر اختصاص داده است.
1. علم و آگاهی 2. قدرت آفرینندگی و دگرگونی تکامل به سوی فضیلت‌ها یعنی اختیار یعنی آزادی. بنابراین در تمام انسان‌ها دو خصیصه ممتاز موجود است که این دو خصیصه ممتاز به او اجازه می‌دهد که از دیگر موجودات برتر و بالاتر شود. یکی قدرت آفرینندگی و خلاقیت و دگرگونی است و دیگر آگاهی و علم و دانش. اما قدرت خلاقیت از این آیۀ شریفه استفاده می‌شود ما به فرشتگان گفتیم (آیه قرآن) ما به فرشتگان گفتیم در روی زمین موجودی می‌آفرینیم که می‌تواند نایب ما و جانشین ما در روی زمین باشد. خداوند خلاقیت دارد او هم می‌تواند خلاقیت و آفرینندگی اما در یک محدوده خاص داشته باشد. خداوند قدرت دارد او هم دارد. صفات کمالیه دارد انسان هم دارد. اما در یک محدوده خاص. ما به بشر این امکان را دادیم که جانشین ما باشد (آیه قرآن) پروردگارا در روی زمین انسان‌هائی می‌آفرینی که در روی زمین فساد به راه می‌اندازند، انسان کشی می‌کنند، قاتل و جنایتکارند، آیا این جنایتکارانی را که دست به هرگونه جنایت، ظلم و ستم می‌زنند از ما برترند. (آیه قرآن) به بشر ما علم و آگاهی دادیم. علم و آگاهی به او دادیم که اختصاص به او دارد یا علم و آگاهی که می‌تواند دگرگونی‌ها در نظام خود به وجود آورد. می‌تواند خلاقیت به وجود آورد. یعنی او نایب ماست خلیفه ماست او می‌تواند دگرگون باشد و علم و دانش و آگاهی هم به او دادیم و لذا انسان را مقایسه با حیوانات کنیم می‌بینیم حیوانات علم به جزئیات دارند ولی آن علمی که در انسان است یعنی آگاهی به دگرگونی‌ها در دیگر موجودات نیست. فرشتگان علمشان محدود است و قدرت خلاقیت و آزادی را ندارند اما انسان هم خلیفه است یعنی خلاقیت و آفرینندگی و دگرگونی و اجازه دگرگونی‌ها به او داده شده است و هم عالم است آگاه است دانشمند است و می‌تواند با علم و آگاهی به سوی کمالات معنوی انسان و فضائل حرکت کند. پس این دو خصیصه ویژه در انسان. حال انسان برای چه آمده است. برای تحقق بخشیدن

و تکامل یعنی خلاقیت را فراوان و روزافزون کند یعنی علم و دانش و آگاهی را روزافزون کند بر علم و دانش خود بیفزاید. خوب آیا خداوند به انسان این قدرت‌ها را داده است تا برتر از همه باشد. اگر عواملی آمده‌اند و این قدرت‌ها از انسان گرفته‌اند اینان دشمنان خدا هستند و با برنامه الهی مبارزه می‌کنند یعنی دست و پای انسان را بسته‌اند و انسان را در محدوده‌ای و در فضا و جوی نگهداری کرده‌اند که نمی‌تواند خلاقیت و آفرینندگی داشته باشد نمی‌تواند بر خود مسلط شود و اگر آزادی را از انسان گرفته‌اند باز با خدا و هدف عالی از خلقت مبارزه کرده‌اند. پس بزرگترین دشمنان خدا و بزرگترین دشمنان انسانیت و بزرگترین دشمنان فضیلت کسانی هستند که سلب آزادی از جامعه می‌کنند و قدرت خلاقیت را از جامعه می‌گیرند. روحانیت، دین، قرآن همه و برای آنکه جوامع بشری بتوانند به اهداف عالیه انسانی برسند یعنی به استقلال به عظمت به آزادی به آگاهی به آفرینندگی بتوانند برسند این همه می‌کوشند و فریاد قرآن را به گوش انسان‌ها می‌رسانند و می‌گویند ‌ای انسان‌ها قرآن فریاد می‌زند به پیغمبرت می‌گوید (آیه قرآن) ‌ای پیامبر ما تو مذکّر هستی قرآنی آسمانی را برای انسان‌ها آوردی و همین قوانین را برای مردم بیان کن اما تو آن اجازه را نداری که بر ارادۀ مردم حکومت کنی (آیه قرآن) آنقدر خدا به انسان عظمت می‌دهد و آنقدر راه را برای ترقی او باز می‌کند که حتی اجازه به بزرگترین فردش به عالی ترین انسان‌ها یعنی پیامبرش می‌گوید (آیه قرآن) حکومت شما بر ارادۀ مردم نیست دین اراده را از مردم سلب نمی‌کند. قرآن اراده را از مردم سلب نمی‌کند آنان که اراده را از مردم سلب می‌کنند دشمنان دین و قرآن و آزادی و فضائل انسانی هستند. حال پیامبر وظیفه‌اش چیست. وظیفه‌اش بیان احکام و برای پیاده کردن احکام جانبازی کردن. امام وظیفه‌اش چیست. امام نیز همین علماء و مراجع و روحانیت و مسلمان چه نقشی دارند اینان هم به پیروی از قرآن و احکام آسمانی و روش بزرگان باید برای پیاده کردن احکام آسمانی و راه را برای ترقی و تعالی انسان‌ها بازکردن بکوشند تا سرحد مرگ بکوشند و عواملی که می‌خواهند اراده را از عوامل بشری بگیرند با آنها مبارزه کنند و به آنها بگویند خداوند به پیامبرش هم فرمود تو بر ارادۀ مردم حکومت نداری ارادۀ مردم باید آزاد باشد و انسان‌ها با ارادۀ آزاد

دین را اختیار کنند ( سه بار صحیح است از طرف جمعیت) (آیه قرآن) اکراهی در دین نیست یعنی دین بر ارادۀ مردم حکومت نمی‌کند دین عرضه می‌کند برنامه ترقی و تعالی انسان‌ها را نه تحمیل، جائی که خدا تحمیل نمی‌کند قرآن تحمیل نمی‌کند خدا فرمود برنامه قرآن برنامۀ تحمیل نیست‌ ای پیامبر تو بر اراده مردم حکومت نداری تو رهبر و رهنما هستی و مبیّن احکام، آیا یک انسان می‌تواند بر ارادۀ میلیون‌ها حکومت کند و ارادۀ مردم را در دست بگیرد، نمی‌تواند. یک انسان اگر ارادۀ مردم را در دست بگیرد یک دیکتاتور است و یک دیکتاتوری که مستبدانه می‌خواهد ارادۀ مردم را در اختیار خود بگیرد او با برنامۀ قرآن و اهداف عالیه آسمانی مبارزه می‌کند (سه بار صحیح است از طرف جمعیت) بنابراین هیچ قدرتی و هیچ مقامی آن حق را ندارد و آن اجازه را نه از طرف خداوند و نه از طرف مردم ندارد که بر ارادۀ مردم حکومت کند (سه بار صحیح است از طرف جمعیت) ‌ای پیامبر تو بیان کنندۀ احکام و تذکر دهنده و بیدارکننده و عرضه کننده هستی اما جهان امروز که می‌گوید جهان امروز را ما می‌بینیم همه دم از آزادی و حریت می‌زنند. قوانین بین‌المللی را ببینید دم از آزادی و حریت می‌زنند. قانون اساسی ایران را ببینید دم از ازادی و حریت می‌زند همه دم از آزادی و حریت می‌زنند ولی دشمنان آزادی چکار می‌کنند دشمنان آزادی به انسان‌ها نمی‌گویند ما با آزادی مخالفیم. نمی‌گویند ما با قانون اساسی مخالفیم نمی‌گویند با قرآن مخالفیم نمی‌گویند با انسان‌ها مخالفیم بلکه کلمۀ آزادی را حیله‌گرانه و مکارانه دگرگون می‌کنند و محو می‌کنند و آنچنان توضیح می‌کنند که به نفع خود آنها باشد. خداوند به انسان‌ها آزادی داده. دین آزادی داده. قانون اساسی آزادی داده. قوانین بین‌المللی آزادی داده است. اعلامیه حقوق بشر آزادی داده است. حال آیا اعلامیه حقوق بشر به انسان‌ها آزادی داده، نه، خدا آزادی داده است. آزاد آفریده است. عبادت در مقابل یک نیروی خاضع رمز توحید آن است که همه به سوی یک قدرت که بر تمام نیروها حکومت می‌کند همه در مقابل او خاضع باشند. اما علی علیه‌السلام فرمود (مطلب به زبان عربی) تمام انسان‌ها آزاد هستند. پس اعلامیه حقوق بشر و روشنفکران همه [و] همه به ندای عقل و وجدان انسانی پاسخ می‌خواهند بدهند ولی دشمنان آزادی واژه ‌ها را محو و دگرگون می ‌کنند

(مطلب به زبان عربی) تمان[تمام] انسان‌ها آزاد هستند جز (آیه قرآن) مگر آن گروهی که خودشان طوق بندگی جباران و... و قدرتمندان را به گردن اندازند. اینان خود عبودیت را پذیرفته‌اند ولی حق ندارد هیچ کس حق ندارد طوق عبودیت بندگان را به گردن اندازد. امام محمدباقر علیه‌السلام فرمود (گفته امام) اجازه به انسان داده شده آزادی عمل داره ولی در یک موضوع که خیلی مهم است در آن اجازه داده نشده است زیرا آنجا با حیات و استقلال و هستی خودش انسان مبارزه می‌کند (آیه قرآن) مگر آنکه انسان بخواهد خود را ذلیل کند خود را بیچاره کند هیچ کس حق ندارد در مقابل جباران خود را ضعیف و ذلیل و زبون کند و با دست‌های خود دست‌های خود را ببندد حرام خودکشی جایز نیست خداوند آزادی داده پیامبران قرآن ائمه رهبران همه به ندای قرآن پاسخ مثبت می‌دهند و همه می‌خواهند آن آزادی خدادادی را به انسان بدهند یعنی از جباران بگیرند و جباران را کنار بزنند تا مردم آزاد باشند حال نتیجه، آزادی عطیه‌ای است خدادادی و هیچ کس بر مردم نمی‌تواند منت بگذارد که من شما را آزاد کرده و آزاد می‌کنم نه تو چرا آزادی را از مردم گرفتی. چرا خفقان ایجاد کردی. چرا قدرت حرکت را از مردم گرفتی. حال بر مردم منت می‌گذاری و می‌گوئی ما وقت آن رسیده است که آزادی بر مردم بدهیم یعنی چه یعنی ما تا به حال ما جلو آزادی انسان‌ها را خود گرفته بودیم و تا کنون ما بودیم که نمی‌گذاردیم مردم آزاد باشند ولی اکنون فشار افکار بین‌المللی به ما آنچنان در تنگنا قرار گرفته‌ایم مجبوریم یک قدری آزادی بدهیم. یک قدری کنار بریم. یک قدری از ظلم و ستممون کم کنیم. آزادی مال شما نیست شما به مردم بدید مال خداست شما چطور آزادی را گرفتید کنار برید تا آنکه مردم آزاد باشند و بتوانند از آزادی خدادادی استفاده کنند و به سوی ارزش‌های اصیل انسانی حرکت کنند. امام حسین علیه‌السلام چرا قیام کرد. در زیارت اربعینش چون امروز این جلسه در این مکان مقدس به پاس احترام از شهدای یزد است. اربعین یزد و ما از طرف مراجع دینی برای شما پیام آورده‌ایم. تسلیت به شما گفته‌اند مراجع بزرگ و رهبر بزرگ و مجاهد اعظم آیت‌اله عظمی الخمینی (سه بار صلوات از طرف جمعیت) فرمودند سلام بر مؤمنین محترم یزد. سلام نایب امام است. سلام قائد اعظم است. سلام آن رهبری است که علیرغم قوانین قرآن و قوانین اساسی و قوانین بین‌المللی از فیض وجودش محروم هستیم. پیام این قائد بزرگ است، سلام بر مؤمنین محترم یزد و سایر شهرهائی که با خون خود بزرگداشت شهداء اربعین خونین تبریز را گرامی داشته‌اند که تبریز شجاع هم اربعین خونین قم مرکز علم و دانش و پایگاه بزرگ روحانیت را به خاک و خون کشیدند. در چهلمین روز آنها تبریز هم به خون عزیزان رنگین شد. آزادی داده‌ایم به شما آزادید اما وقتی گفتید خدا، جوابت گلوله است. وقتی گفتید قرآن، جوابت گلوله است. وقتی گفتید دین مرجعیت مرجع بزرگ، جواب شما نوار مسلسل است و این است معنای آزادی در مفهوم منطق جباران. امروز روز اربعین است. شما در راه اسلام در راه قرآن در راه احکام یا احکام آسمانیه شهید دادید. شهید. درود بر شما مردمان یزد و اینان آزادی داده‌اند (آیه قرآن). در اربعین امام حسین علیه‌السلام اینچنین می‌گوئیم یا اباعبداله‌الحسین تو برای آن قیام کردی که بندگان خدا را که انسان‌ها را که ستمدیده‌ها و مظلومان و محرومان تاریخ که در زیر یوغ استبداد یزید فریاد می‌زنند و کسی به صدا و نالۀ آنها جواب مثبت نمی‌دهد.‌ای اباعبداله ‌ای رهبر تو جواب گفتی و برای آنکه آنها را از جهالت نادانی برهانی قیام کردی (آیه قرآن).2 دو نکته اساسی علت قیام و جانبازی اباعبداله در این کلمه 1. رهانیدن مردم از جهالت‌ها ضلالت‌ها گمراهی‌ها و این تبلیغاتی که یزیدیان می‌کردند که آنچنان خفقان به وجود آورده بود که مدت‌های مدید کسی نمی‌تواند اسم علی ابن ابیطالب را ببرد. می‌گفتند ابو زینب یعنی پدر زینب. مأموری یخه[یقه] اشان را می‌گرفت می‌گفت منظورتان علی است می‌گفت نه زینب فراوان است منظور من زینب دیگر است و شخص دیگر می‌گفتند شیخ یعنی بزرگ آقا می‌گفتند منظورتان لابد علی است می‌گفتند نه. آنچنان خفقان در میان ملت مسلمان ایجاد کرده بودند که مردم در تاریکی جهل و ظلمات فرو رفته بودند نه رهبر را می‌شناختند و نه دین را می‌شناختند و نه وظیفه خود را و لذا قیام می‌کند تا اینکه اینان را که در سر راه علم و دانش و آگاهی مردم قرار گرفته‌اند کنار بزند و یا لااقل با خون رنگین خود و شهدای جانباز و کودکان خردسال و حتی یاورانش آنان را رسوا کند و به جهان بگوید برای آزادی نباید از پا نشست تا اینکه آزادی اصیل را به دست آورد. علی علیه‌السلام فرمود (گفته امام) حق مردم بر رهبر چیست یک رهبر راستین نه رهبر قلابی نه رهبران مستبد نه غاصبان پست‌های حساس مملکت نه موکلان بدون وکیل وکلای بلاتوکل[توکیل] نه آنان که از جانب مردم سخن می‌گویند ولی نمایندگی از طرف کشی ندارند، نه. فرعون گفت به پیامبر خدا حضرت موسی علیه‌السلام گفت مگر نمی‌دانید من به گردن شما حق دارم شما در این مملکت پرورش یافته‌اید و از نعم من استفاده کرده‌اید ولی در مقابل این منطق پوشالی پیامبر خدا فرمود (گفته پیغمبر) شما بر من منت می‌گذارید مگر نمی‌دانی تو همان جباری هستی که بنی اسرائیل را در زیر یوغ عبودیت خود درآورده‌ای. آیا کسی که مردم را به زیر یوغ استعمار بکشد چه افتخاری می‌تواند داشته باشد، چه افتخاری. افتخار برای آنهاست که آزادی مطلق اصیل می‌دهند. برای آنهاست که انسان‌ها را به سوی ارزش‌های اصیل رهبری می‌کنند.
افتخار با اینهاست اما متأسفانه ما را مشغول کرده‌اند. سال‌ها بود ما را مشغول کرده‌اند. یک افتخارات دروغین ملت را در جهل و ظلمات نگاه داشته‌اند. قرآن مجید آنچه را که لازم است تا ابد بیان فرموده. این قبیله می‌گفت من بالاترم او می‌گفت من بالاترم این می‌گفت من اینچنین و آنچنان و این افتخارات از آن من است ولی قبیلۀ شما این افتخارات را ندارد. گفتند بیائید سرشماری کنیم ببینیم عدد کداممان بیشتره یکی شاه[شان] بیشتر بود گفتند قبول نیست بریم سر قبر مرده‌ها اونها را هم بشماریم و اونها[را]هم به حساب بیاریم ببینیم زنده‌ها و مرده هامون همه با هم چقدرند کدام بیشتره. خداوند فرمود (آیه قرآن) شما را فخرها و افتخارات دروغین و پوشالی آنچنان به خود مشغول کرده که دست از زنده‌ها برداشتید و به سوی استخوان پوسیده‌های نیاکانتان رفتید و استخوان پوسیده‌های نیاکان جبار شما که در زمان حیاتشان جبارتر و ظالم تر و جنایتکارتر از همه بودند. آیا استخوان پوسیده آنان باید مورد افتخار و مباهات باشد (آیه قرآن) افتخار آزادی است. افتخار عظمت‌های انسانی است. افتخار ارزش‌های اصیل است که اینها همه را از ما گرفته‌اند و به جای آن افتخارات پوشالی را جایگزین کرده‌اند و می‌خواستند و می‌خواهند ما را به سوی افتخارات دروغین رهبری کنند. پس ببینید حکومت قرآن جهانی و بین‌المللی و ابدی و جاودانی است. می‌فرماید ‌ای پیامبر قوانین مرا به مردم عرضه کن تا مردم دقت کنند و اختیار کنند

ولی تو به جبر آنان را نمی‌توانی مجبور کنی (آیه قرآن) تذکر بده تو تذکردهنده هستی (آیه قرآن) یک قانون آسمانی و جاودانی و جهانی که به پیامبرش می‌گوید این قوانین سعادت بخش ما را به مردم عرضه کن ولی آنان را مجبور نکن ارادۀ آنان را تسخیر نکن. تسخیر ارادۀ مردم جایز نیست (آیه قرآن) ‌ای پیامبر تو نمی‌توانی به جبر مردم را به سوئی بکشانی، نه، مردم را آگاه کن اگر آگاه شوند خود حرکت می‌کنند ولذا معاویه می‌گفت آن زمان که مردم آگاه و بیدار شوند باید فاتحۀ ما بنی امیه را خواند ما دیگر نمی‌توانیم بر این مردم حکومت کنیم اما اگر توانستیم از آنها آگاهی را بگیریم و نگذاریم متوجه ارزش‌های اصیل و قدرت‌ها و توان‌ها و امکاناتی که دارند و خدا بدانها داده است بشوند آن وقت است می‌توانیم بر آنها حکومت کنیم بر ارادۀ آنها بر افکار آنها آزادی فکر را در آنها بگیریم. آزادی بیان را بگیریم، آزادی قلم را بگیریم آزادی فردی آزادی سیاسی آزادی اقتصادی آزادی اجتماعی و تمام آزادی‌ها را از این جامعه‌ای که در جهل و نادانی به سر می‌برد می‌توانیم بگیریم. اما اگر آگاه شدند می‌دانند وظیفه اصلی صددرصد آنها وظیفه خدائی دینی قرآن وجدانی قانونی انسانی آنهاست. با تمام این عواملی که آزادی آنها را در اختیار گرفته است و تسخیر کرده باید مبارزه کنند تا سرحد مرگ و جانبازی و اگر در راه به دست آوردن آزادی‌های اصیل انسانی جان دادند شهید شدند جاودان هستند (آیه قرآن) شهداء شما ملت محترم یزد ابدی و جاودانی‌اند. شهدای تبریز ابدی و جاودانی‌اند. شهدای شهرستان‌های اهواز، کرمان، جهرم و سایر شهرستان‌ها جاودانی و افتخار از آن شماست. شما نیکان شما مقایسه کنید ببینید ارزش‌ﻫایی که برای نیاکان ملت ایران می‌گویند چیست اما فرزندان شما 500 سال بعد از این 1000 سال بعد از این می‌توانند بنازند ببالند افتخار کنند بگویند ما آن کسانی هستیم نیاکانمون جانبازان در راه حق و حقیقت و آزادی و انسانیت و این است نیاکان ما و این بزرگترین افتخار برای شما و آنانکه شهید داده‌اند اولیاء آنان ملت‌هائی که در این راه جان داده‌اند شهید داده‌اند خون داده‌اند این بزرگترین افتخار برای آنهاست (آیه قرآن) خداوند فرمود آیا ما دو چشم به انسان ندادیم (آیه قرآن) زبان ندادیم بیان کنند اما آزادی بیان را اگر گرفتند نمی‌توانند، آزادی بیان را سال‌هاست از گویندگان زبردست ما مسئول و
متعصب ما روشنفکران ما گرفته‌اند و نمی‌گذارند حقایق را برای مردم بیان کنند (آیه قرآن) و ما این راه و آن راه، راه رسیدن به سعادت، راه شقاوت هر دو را بیان کردیم و تو آزاد هستی مختار اما بدان راه اصیل انسانی پر پیچ و خم است مشکل است دشوار است دشواری‌ها را باید پشت سر بگذارید سنگین است سخت است اما‌ ای انسان چرا این سختی‌ها را به خود متحمل نمی‌شوی (آیه قرآن) چرا این سختی‌ها را به خود حاضر نیستی بقبولانی چرا زیر بار سنگینی که در پس آن آزادی و ابدیت جاودان است نمی‌روی (آیه قرآن) این سختی چیست (آیه قرآن) آزادی انسان‌ها یعنی برای آزادی انسان‌ها شما که چشم دارید گوش دارید فکر دارید زبان دارید احساس دارید چرا برای آزادی انسان‌ها حرکت نمی‌کنید و چرا برای آزادی انسان‌ها قیام نمی‌کنید و خود را به مشقت‌هائی که در این راه هست نمی‌اندازید (آیه قرآن) آزاد کنید انسان‌های برده و اسیر را از قید اسارت و بندگی و بردگی.
امام علی علیه‌السلام فرمود به خدا قسم اگر هزار بار با شمشیر مرا بکشند بهتر است تا آنکه در بستر خودم در خانۀ خودم بمیرم اما هزار بار شهادت را ترجیح می‌دهد. امام علی علیه‌السلام پس آنچه را که تمام انسان‌ها در تمام کشورها و تمام متفکران برای آن سخن می‌گویند آزادی است و این آزادی متأسفانه همان‌ها که گرفته‌اند حالا منت بر ما می‌گذارند می‌گویند یک مقداری آزادی نیست یک مقدار دیگر وقتش رسیده. تا به حال وقتش نبود اگر ملت ایران و ملت‌های مسلمان از طرف ابرقدرت‌ها سالیان متمادی در خفقان و اختناق به سر نمی‌بردند و آزادی می‌داشتند اکنون مسلمان‌ها با این برنامه‌های اصیلی که دارند بر جهان سیادت می‌کردند نه اینکه اکنون دو میلیون و چند هزار نفر یهودی پست بر همه حکومت و بزرگترین جنایات را به اسلام و مسلمان‌ها روا بدارد و ابرقدرت‌های جنایتکار از او حمایت کنند و اینان نیز به نام ما و به نام قرآن هستند اینان هم از آنها حمایت می‌کنند به ظاهر می‌گیم روزنامه‌های ما می‌نویسند طرفدار اعراب طرفدار اسلام طرفدار قرآن ولی در باطن اتحاد ایران و امریکا، اتحاد ایران و اسرائیل، نفت اسرائیل را کی می‌دهد، ما، پس باید آزادی از دست رفته را انسان‌ها به دست آورند آگاهی و آزادی و به سوی ارزش‌های اصیل حرکت کنند تا یک جامعه‌ای متشکل از افرادی آگاه بتوانند نمونه باشند نشون بدند. اسلام نشون
داد اما دشمنان اسلام حیله‌گرانه ماهرانه جلویش را گرفتند وقتی آزادی بود آگاهی هست آگاهی که بود مفاسد برملا می‌شود باید من بگم انتقاد باید آزاد باشد ولذا می‌دانید که قبل از این چند حزبی در ایران بود برای اینکه هر کدام انتقادی دارند بکنند برای اینکه یک فرد اراده‌اش را بر میلیون‌ها تحمیل نکند علیرغم آیه قرآن و فرامین اسلام که به پیغمبرش اجازه نمی‌دهد تسخیر اراده کند و اراده و افکار مردم را در اختیار خود درآورد یک فرد علیرغم همه اینها اراده‌های مردم را تسخیر کند و لذا متوجه شدند یعنی دیدند نمی‌شود متوجه شدند در مخاطره هستند آمدند گفتند اشکالی نداره چند حزبی این عبارت در کتاب مأموریت برای وطنم من چون شاه کشور مشروطه هستم دلیلی نمی‌بینم که مشوق تشکیل احزاب نباشم و باید احزاب باشد تا همه بگند، انتخاب کنند همه چیز برملا بشه برای چی و مانند دیکتاتورها تنها از یک حزب دست نشاندۀ خود پشتیبانی نمایم نه نه این چنین نیست من تحمیل نمی‌کنم و چون مظهر وحدت ملی کشور خود هستم می‌توانم بدون اینکه خود را منحصراً با فرقه‌ای ارتباط دهم دو یا چند حزب را تشویق کنم که در کشور به فعالیت‌های حزبی بپردازند صفحه 235 اما نه در این چاپ جدید این جمله برداشته شده، نیست چرا نیست؟
آیا چه قدرتی تحمیلی باعث شد که اینچنین دگرگونی به وجود ‌آید آیا امریکا قدرتش را بر ما تحمیل می‌کند آیا ابرقدرت‌ها تحمیل می‌کنند آیا شوروی و کمونیست‌ها تحمیل می‌کنند کدام قدرت است. فرمودن (آیه قرآن) می‌دانید حال که آزادی را گرفته‌اند حال که جباری حکومت می‌کند حال که ارادۀ مردم در دست یک نفر است در نتیجه چه می‌شود (آیه قرآن) کسی با باطل مبارزه نمی‌کند (آیه قرآن) به حق عمل نمی‌شود کسی با باطل مبارزه نمی‌کند بنابر این برای به دست آوردن آزادی و برای آنکه ارادۀ فرد حکومت نکند (آیه قرآن) پس بایستی فداکاری کرد برای آنکه آزادی را به دست آورد. حال یکی از ریشه‌های این مفاسد را من عرض می‌کنم. سازمان مخفی یهود از سال 1897 تا 1971، 32 بار انجمن تشکیل دادند و با هم صحبت کردند و پس از آن کتابی نوشتند مشتمل به قطعنامه‌ﻫائی، بیست و چهار قطعنامه. در این کتاب و در صفحۀ 604 از این کتاب این چنین گفتند. گفتند هیچگاه سیاست نمی‌تواند با قوانین اخلاقی سازگار باشد و این
همین مثلی است که دیگران هم گفتند. قائد بزرگ رهبر عظیم شیعه حضرت آیت[الله]العظمی آقای خمینی (سه بار صلوات از طرف جمعیت) فرمودند آمدند پیش من گفتند سیاست را رها کنید. [سیاست] برای ما شما مشغول فقه‌تان باشید تدریستان باشید و به کارهای مذهبی برسید. این سیاست، با این تعبیر فرمودند که خودشان گفتند، این سیاست پدرسوخته بازی است این سیاست مربوط به افراد خوب نیست شما ولش کنید برای ما شما افراد خوبی هستید روحانی مرجع ضعیف بگذارید برای ما ولی اربابان بزرگ و ابرقدرت‌ها هم گفته‌اند مردم را باید از سیاست جدا کرد و مردم را در پشت پرده نگاه داشت مردم اگر بدانند که ذخائر عظیم زیرزمینی دارند و اگر بدانند منابع بزرگی دارند اجازه نمی‌دهند به ابرقدرت‌ها بیایند آنها را بکوبند و ذخائر آنها را ببرند.
پس بهترین راه اینه بهشون بگیم دین از سیاست جداست ولذا رهبر بزرگ و مجاهد حضرت آیت[الله]العظمی الخمینی (سه بار صلوات از طرف جمعیت) فرمودند کسانی که می‌گویند دین از سیاست جداست، آنان دین ندارند اینان با دین بازی می‌کنند دشمنان دین هستند باز در این کتاب می‌گوید هیچگاه سیاست نمی‌تواند با قوانین اخلاقی سازگار باشد زمامداری که به اصول اخلاقی پایبند است نمی‌تواند یک سیاستمدار ماهر باشد باید تمام اصول اخلاقی را زیر پا بزاره[بذاره] تا این زمامدار باشد. این چه درسی است که این جنایتکاران تاریخ به دست نشانده‌ها می‌دهند یک سیاستمدار ماهر باشد و چنین گروهی هرگز نتواند نتوانست در پست خود ثابت و موفق بماند کسی که می‌خواهد زمامدار جامعه باشد ناگزیر بایستی به مکر و نیرنگ و دوروئی متوسل شود زیرا چیزهائی که در عالم انسانیت از فضائل شمرده می‌شود در عالم سیاست جزو رذائل به شمار می‌آید مثلاً امانت صداقت یکرنگی وفای به عهد و نظائر اینها اخلاقیات فاضله جزء کمالات انسانی هستند در کشور غیریهودی اما در کشورهای یهودی و در جوامع مشابه آنان در کشورهای غیریهودی اینان خریدار دارند ولی در کشورهای یهودی خریدار ندارند. صدق و صفا و صمیمت و اخلاق و انسانیت علناً ابراز می‌کنند در محیط ما ابداً معنی ندارد اگر معنی می‌داشت این بچه‌های خردسال را به گلوله نمی‌بست. مسلمانان را از وطن آواره نمی‌کرد. با این منطق است که این جباران تاریخ در
فلسطین این همه جنایات را انجام می‌دهند و با این منطق است که در هر کجای دنیا جنایتکاران و جباران تاریخ مردم را می‌کشند افراد یهودی باز در این کتاب می‌گوید افراد یهودی هیچگونه اجباری ندارند که از آنها پیروی کنند از فضائل اخلاقی دیگران، حقاً معنی ندارد صریحاً می‌گویند حق معنی ندارد هدف وسیله را مباح می‌کند.
یعنی هدف ما چون کشورگشائی است و گسترش کشور خیالی و پنداری این قوم جبار آنچنان که تاریخ هم نشان می‌دهد تا حدود همدان است این چنین گفته‌اند برای گسترش این کشور پهناور خیالی این جباران یهود می‌تواند به هر وسیله متشبث شود وسیله مباح می‌شود برای رسیدن به هدف چرا چون حق معنی ندارد در منطق این جباران اما قرآن مجید برای حق اصالت قائل است و برای ما در مقابل احیای حق وظیفه فرموده (آیه قرآن) حق هست باطل یعنی عوامل بازدارنده و امحاء حق آنها باطلند اینها هم هستند اما می‌دانید قرآن مجید نقطه‌ای در این آیه بیان می‌فرماید خیلی دقیق ما خیال می‌کنیم ظاهراً هم اینجوری است ولی در واقع اشتباه خیال می‌کنیم همیشه باطل حمله می‌کند و یا حق دفاع می‌کند یا فرار می‌کند نه چنین نیست قرآن می‌فرماید حق و باطل این چنین است همیشه حق به سوی باطل در حرکت است (آیه قرآن) چرا بر مغز فرمود قرآن مجید می‌فرماید مغز (آیه قرآن) زیرا آن جائی که اجازه می‌دهد باطل جلوه گری می‌کند و حق و حقیقت را مخاطره اندازد و مغز متفکر جنایتکاران تاریخ شیطان‌ها و اولیاء شیطان است که (آیه قرآن) پس مغزهای متفکر استعمارگران و استثمارگران می‌نشینند برای از بین بردن حق نقشه می‌کشند اما قرآن فرموده ما با سلاح برنده حق بر فرق آنان می‌زنیم یعنی بر مغز متفکر آنها با منطق آهنین می‌کوبیم تا مغز آنها متلاشی شود و نتوانند نقشه‌های خائنانه برای محدود[کردن] مردم و برای به زنجیر کشیدن مردم بکشند (آیه قرآن) پس این حق است که باطل را می‌کوبد این حقیقت است که باطل را نمی‌خواهد این قرآن است و این الله است که شیطان را نمی‌خواهد (آیه قرآن) پس خداوند به ما اراده، اختیار داده آگاهی داده قدرت خلاقیت داده و فرموده با این امکانات درونی یک جامعه کامل به وجود آورید باطل‌ها را برانید (آیه قرآن) اگر می‌خواهید تغییر، تبدیل، انقلاب دگرگونی به وجود آورید بایستی به سوی نیکی‌ها

حرکت کنید اما دشمنان (آیه قرآن) دشمن می‌آید می‌کوبد تغییر می‌کند چرا برای اینکه افراد ضعیف و زبون ازش اطاعت کنند اینان گفتند در روزنامه‌هاشون عرب این چنین کرد کتابخانه ایران را آتش زدند افتخاراتشون داریوش است، کورش است، آتش پرستان است تاریخ را برای آن عوض کردند که افتخارات نیاکان خود را حفظ کنند (سه بار صحیح است از طرف جمعیت) مبدأ تاریخ مبدأ تحول‌های عظیم انسانی است یعنی به انسان آن زمانی را یادآوری می‌کند که یک رهبر آسمانی فرمود همه به سوی فضیلت‌ها آزادی‌ها آن وقت اینان گفتند اعراب آمدند این چنین و آن چنان کردند این چنین کوبیدند فرمانده سپاه ایران پرسید از فرماندهان سپاه اسلام چرا به ایران آمدید منظورتان چیست هدفتان چیست.
الله، توحید، خوب می‌خواهید چکار کنید گفتند آمده این هدف ما این است (آیه قرآن) موحد باشید و آزاد آن وقت یک برنامه‌ای که برای آزادی انسان‌ها آمده است مبدأ تاریخش ارتجاعی است روحانیون ارتجاعیند ملت مسلمان ارتجاعیند قرآن ارتجاعیست ولی اینان که به نیاکان جبارشان می‌نازند اینان متمدند و ملت را به سوی تمدن راهنمایی می‌کنند اما رهبران بزرگ و مراجع تقلید امروز هم جلسه دارند به پاس احترام از شهداء، شهداء راه دین و آزادی و می‌توان گفت خواست علماست مراجع ملت‌های مسلمان همه خلاصه می‌شود در آزاد کردن مردم و حکومت قرآن و برکنار شدن حکومت‌های طاغوتی و قوانین غیرانسانی و این خلاصه و عصاره است (سه بار صحیح است از طرف جمعیت) اینان دم از قانون اساسی می‌زنند و گاهی می‌گویند روحانیون مخالف قانون اساسی‌اند خوب اصل چهاردهم از متمم قانون اساسی می‌گوید هیچ کس را نمی‌توان تبعید کرد و یا زندان و یا شکنجه اما در صورتی که قانون اجازه بدهد ممکن است در بعضی موارد قانون اجازه تبعید را بدهد خوب اصل علیرغم چهاردهم از متمم قانون اساسی گویندگان اصیل روحانیون رهبران آنان که مردم را به ارزش‌های اصیل راهنمائی کردند آنان که دم از خدا و قرآن و دین و انسان‌ها زدند به جرم طرفداری از قرآن و آزادی علیرغم قانون اساسی تبعید کردند اجبار مردم، مردم را مجبور کردند یک حزب تشکیل بدهند اجبار مردم در یک حزب نقض قانون و دلیل
دیکتاتوری است صفحه 235 که خوانده شد سلب آزادی قلم و بیان از مسئولان و از مطبوعات و اجبار آنان به نشر اکاذیب تا حالا صدای خودشون هم درآمده می‌گویند ما چقدر دروغ بگیم دیگر کسی به ما باور نمی‌کند مردم یزد و بهترین مردم در این استان یعنی مردم یزد بهترین آنها مذهبی آنها متعهدان آنها مسئولان آنها به پیروی از جامعۀ روحانیت همه اجتماع کردند اما یک عده کمی جمع شدند یک حرف‌های ضدانسانی هم گفتند و مأمور آوردند اینها برای اینکه مخالف با نظم و آرامش بودند برای حفظ نظم متفرق کردند و یا زدند و کشتند تا اینکه بتوانند آنان را به سوی تمدنی بزرگ رهبری کنند (سه مرتبه صحیح است از طرف جمعیت) صدای خودشون درآمده ما چقدر دروغ بگیم یک جمعیت خیلی زیاد همه مردم را بگیم چند نفر یک چند نفر را که جبراً اینجا آورده‌اند اینها را بگیم همه عدۀ زیادی در قم معرکه‌ای بود یک عده‌ای را آورده بودند از شهرستان‌های دور از جاهای دیگر جبراً آورده بودند ما اینها را نگاه می‌کردیم می‌آمدیم بیرون نگاه می‌کردیم می‌دیدیم مردم تمام سراشون به زیر است تمام سراشون پائینه همه درست مثل اینکه دارند دنبال جنازه حرکت می‌کنند همه ناراحتند خجالت می‌کشیدند اینور و آنور نگاه می‌کنند چرا خلاف وجدان دینی خودشون هم هست شما خیال می‌کنید حتی آن کماندوهائی که می‌زنند و می‌کوبند جز یک عده انگشت شمار از مأموران که اینان ممکن است مقاصد دیگری داشته و یا با اصل قرآن و آزادی ملت مسلمان مخالف باشند ولی اکثر اینها از نظر باطن و دل با ما هستند. ارتش، ارتش اسلامی است پلیس، پلیس ماست.
ارتش مربوط به ماست اما آن کماندوهائی که مجبورش کردند به سر و کلۀ معممین و روحانیون و طرفداران قرآن بزنند وقتی او را می‌زند ملاقاتش می‌کنند در بیمارستان نکوئی داد می‌زند فریاد می‌زند اختلال حواس پیدا کرده تعادل اعصابشو از دست داده می‌گوید مرا آورده‌اند تا آقایان را بزنم مرا آورده‌اند روحانیون را بزنم مرا مجبور کرده‌اند تا اینکه به سر و کله آزادی خواهان و طرفداران قرآن بزنم و آنچنان تحت فشار شکنجه روح و باطن و وجدان دینی قرار گرفته که تعادل اعصاب خود را هم از دست میده اینها همه سراشون پائین آهسته آهسته هیچ حرف نمی‌زدند هیچ، سکوت
یک نفر ازم پرسید اینها کجا میرند گفتم اینها میرند کربلا. ببین رسول‌الله دلهاشون با شماست اما شمشیراشون علیه شماست دوست دارند اما می‌زنند اما آیا اینها می‌توانند چون مجبور هستند بزنند آیا می‌توانند از نظر دینی از نظر اسلام و قوانین اسلام نه رسول خدا فرمودند (گفتۀ رسول خدا) در آنچه که معصیت خداست انسان حق ندارد از هیچ انسانی اطاعت کند (گفتۀ رسول خدا) پس همانطور که باطنت ‌ای ارتش که مربوط به ملت مسلمان هستی و ‌ای پلیس که با بودجه مردم دارید زندگی می‌کنید و در دامان این ملت بزرگ و پرافتخار اسلامی بزرگ شده‌اید پیامبرتان فرمود در آنچه معصیت خداست حق ندارید از هیچ انسانی اطاعت کنید.
تجاوز به مردم و سلب آزادی‌های فردی و اجتماعی یکی از مطالبی است که مورد توجه علماء و مراجع و جامعه روحانیت و همه ملت اسلامی است مسلط شدن اجانب و عمال آنها و ابرقدرت‌ها و اسرائیل و صهیونیسم و اتحاد با دشمنان اسلام و قرآن یکی از اهداف عالیه جامعه روحانیت و ملت مسلمان است که باید این اتحاد با دشمن‌ها را به هم زنند (سه بار صحیح است از طرف جمعیت) اتحاد امپریالیست‌ها و استعمارگران و تسلط ابرقدرت‌های شرق و غرب و در اختیار گرفتن ارادۀ مردم مورد نفرت جامعه روحانیت و ملت مسلمان است. (سه بار صحیح است از طرف جمعیت) اصل سیزدهم از متمم قانون اساسی ورود به خانه‌های مردم را ممنوع کرده است مگر در مواردی که قانون اجازه بدهد یعنی با مراجعه به قانون نه با جبر یک اشاره به دادستان یک نامه به خانه‌های مردم ریختن مخالف اصل سیزدهم از متمم قانون اساسی است. تغییر مبدأ تاریخ که خود یک برنامه استعماری و استثماری است و یک نقشه‌ای است خطرناک برای تسلط بر افکار و ارادۀ ملت مسلمان مورد نفرت همه است. (سه بار صحیح است از طرف جمعیت) اصل نهم از متمم قانون اساسی می‌گوید بایستی خانه‌های مردم و مسکن‌های آنان در امن و امان باشد و بایستی عواملی به وجود آورند که مردم از نظر مسکن و خانه و زندگی با امنیت کامل و رفاه زندگی کنند. (سه بار صحیح است از طرف جمعیت) اما این سازمان زیرزمینی انتقام از کجا سبز شد از کجا بیرون آمد کدام گروه اسلامی و کدام ایرانی و کدام انسان است که باید بمب در خانه افراد روشنفکر و آنانکه افتخار تاریخ ما هستند دانشمندان فضلاء
آزادیخواهان در خانه اینها بمب گذارده و به اینان جسارت و توهین کرد. زن و بچه اینها ناراحت و امنیت خاطر را از همه سلب کند این مخالف قانون اساسی است و مورد نفرت همه است. (سه بار صحیح است از طرف جمعیت) اشکالاتی و نقض‌هائی برایتان از طرف مراجع و حوزه و گویندگان شده که من نمی‌خواهم تکرار کنم لابد شنیده‌اید راجع به مجلس راجع به وکالت راجع به پنج نفر بایستی در مجلس باشد و مطاع باشند مرجع طراز اول و اکنون از هیچ یک از اینها خبری نیست راجع به انتخابات که باید انتخابات از طرف مردم باشد نه انتصاب باشد بایستی وکیلان موکل از طرف مردم برند یک نفر ازش سئوال شد راستی چطور شد شما وکیل شدید چطور شد آخر نه رأئی نه حرکتی نه اقدامی. گفت و اله من خودم هم نمی‌دانم استعمارگران به وسیله استثمارگران و دست نشانده‌های آنها فرهنگ اصیل اسلامی ما را مخاطره انداخته‌اند و با دانشجویان دانش‌پژوهان طرفداران علم و دانش چه علوم قدیمه چه علوم جدیده چه حوزه‌های علمیه چه دانشگاه‌ها با اینان آنچنان مبارزه می‌کنند که به طور کلی برنامه‌های درسی و علمی و فرهنگی را از آنان گرفته‌اند و سعی می‌کنند برنامه‌های استعماری به جای آن بگذارند به جای برنامه‌های اصیل و این روش استعمارگران به وسیله استثمارگران مورد نفرت مراجع بزرگ و جامعه روحانیت و تمام ملت مسلمان است. (سه بار صحیح است از طرف جمعیت) علماء و مراجع بزرگ تقلید پیشوایان دینی نواب امام زمان ما برای شما پیام داده‌اند اعلامیه داده‌اند نماینده فرستاده‌اند و نمایندگان مراجع بزرگ تقلید که از حوزۀ علمیه قم بزرگترین پایگاه مکتب جعفری از طرف مراجع برای شرکت در چهلمین روز بزرگداشت شهدای یزد به یزد تشریف آورده‌اند اکنون در مجلس حضور دارند اینان نمایندگان مراجع تقلیدند و نمایندگان نواب امام زمان از طرف مراجع بزرگ آمده‌اند. آمده‌اند به اولیاء شهدا تسلیت بگویند اظهار همدردی کنند با شما و بگویند نواب امام زمان هم برای شما متأثرند حوزه علمیه قم هم برای شما متأثرند و مراجع بزرگ تقلید به بنده که مصدع شما هستم و با شما اکنون سخن می‌گویم مأموریت دادند و من از طرف مراجع بزرگ تقلید قم و از طرف فضلاء و اساتید متعهد و مسئول حوزه علمیه قم به شهر شما به یزد آمده‌ام و در اینجا با شما سخن
می‌گویم و پیام مراجع و حوزه علمیه و اساتید را محول کرده‌اند از طرف آنها به شما بگویم. بزرگ مرجع تقلید شیعیان جهان قائد اعظم امام خمینی (سه بار صلوات از طرف جمعیت) به شما پیام دادند و تسلیت گفتند و ﻫشدار دادند به استعمارگران و نیز مراجع بزرگ تقلید این اعلامیه را هم نوشتند انتشار دادند و امر فرمودند خوانده شود.
گفته‌اند چون شما از طرف مراجع آمده‌اید و از طرف حوزه علمیه قم و اساتید و فضلاء اعلامیه‌ای را که به شما دادند خودتان بخوانید برای مردم.
بسم الله الرحمن الرحیم (آیه قرآن) همه از طرف خدا آمده‌ایم و بازگشت همه ما به طرف خداست بازگشت شهدا به سوی خداست بازگشت جانبازان به سوی خداست بازگشت جباران هم به سوی خداست. روز سه شنبه اول جمادی الثانی 98 هجری اربعین خون‌های به ناحق ریخته شده یزد، جهرم و اهواز است. چهل روز پیش در اربعین خونین تبریز گروهی از مردم مسلمان و عزادار در این شهر با هجوم ظالمانۀ پلیس و مسلح جانشان از دست رفت و در نتیجه جراحات التیام نیافته و دردهای درمان نشده ملت مسلمان ایران فزونی گرفت باز ملت مسلمان به سوگ و عزا نشستند اما چیزی که در پی آن افتخار است عظمت است نوید است، نوید آزادی نوید پیروزی و یک بار دیگر چهرۀ ظلم و قصاوت[قساوت] و سخت دلی ظالمین آشکار گردید ما طی سخنرانی‌ها و اعلامیه‌های قبلی اعمال خلاف عدالت هیئت حاکمه را کراراً محکوم کرده‌ایم. (سه بار صحیح است از طرف جمعیت) شما به گفته مراجع و اظهار آنان با صحیح است اعلام می‌کنید که ما همه به پیروی از مراجع تقلید بزرگ شیعه آنچه را بگویند آماده هستید (سه بار صحیح است از طرف جمعیت) اما اکنون نیز تغییری در اوضاع حاصل نشده است قرآن مجید فرمودند (آیه قرآن) بگید آنچه را که می‌خواهید براتون داره ردیف میشه (آیه قرآن) آنچه را که می‌خواهید استعمارگران چه می‌خواد تیشه به ریشه خود می‌زند شما تصور می‌کنید با کشتن‌ها با زدن‌ها مردم از بین می‌روند مردم دست از افکار و عقایدشون برمی دارند دست از قرآن برمی دارند. ابداً دست برنمی دارند ولی قرآن مجید فرمود (آیه قرآن) کسی که با استقلال و آزادی و حیثیت جوامع انسانی بازی می‌کند در حقیقت تیشه به ریشه خود می ‌زند و هر چه را که انجام می‌دهد همه آن کند کسی نیاید به کار آنچه

را که علیه خود است دارد خودکشی می‌کند خفقان مردم یعنی خودکشی دیکتاتور سلب آزادی مردم کشتن مردم توهین به مقدسات توهین به مراجع توهین به روحانیت ندیده گرفتن مردم و ملت مسلمان آزادی‌ها را از مردم گرفتن همه و همه مساوی است با از بین رفتن این جباران و جنایتکاران و دیکتاتوران و استعمارگران و استثمارگران (سه بار صحیح است از طرف جمعیت) ولذا قرآن می‌فرماید اینها که با حیثیت شما بازی می‌کنند آرزو کنید کاش شما همان کاری که می‌خواهید بکنید، بکنید عقل از شما گرفته شده اگر عقل گرفته نمی‌شد پاسخ مردم مسلمان که به طرفداری از قرآن و مراجع سخنی می‌گویند و ... تا کنون باید ردیف شود اما تا کنون هیچ تغییر در اوضاع حاصل نشده است. (سه بار صحیح است از طرف جمعیت) معلوم نیست که تا چه وقت این رویه را ادامه خواهند داد و چرا به خواسته‌های شرعی و قانونی جامعه روحانیت و ملت مسلمان ترتیب اثر نمی‌دهند و به جای آن تظاهرات ساختگی و ادامۀ اعمال گذشته بر تنفر و نارضائی مردم دامن می‌زنند لذا روز سه شنبه امروز اکنون در قم جلسه است در مسجد اعظم از طرف مراجع بزرگ با شرکت تمام روحانیون و مردم و مسلمانان که درود بر این ملت مسلمانی که نشون دادند که ما برای دین و احیاء قانون اسلام و آزادی تا سرحد مرگ و جانبازی ایستاده‌ایم درود بر اینها (سه بار صحیح است از طرف جمعیت) لذا روز سه شنبه اول جمادی الثانی اربعین یزد جهرم و اهواز را گرامی می‌داریم و بدین مناسبت مجلس ترحیمی صبح همان روز (امروز) در مسجد اعظم قم منعقد خواهد شد.
اکنون انتظار مجدد ما از عموم مسلمانان مراعات نظم و آرامش در برگزاری مراسم بزرگداشت چهلمین روز می‌باشد. خوب سئوال آیا گفته آیت[الله]العظمی امام بزرگ و قائد اعظم حضرت آیت[الله]العظمی خمینی (سه بار صلوات از طرف جمعیت) که فرمودند بگوئید داد بزنید و مقاصد خود را برملا کنید و جباران و جنایتکاران را به گفته‌ها رسوا کنید آیا به این پیامی که مراجع اکنون داده‌اند منافاتی دارد نه، نه آیت‌اله بزرگ به پیروی از قرآن سخن گفت و اینان هم به پیروی از قرآن سخن می‌گویند. قرآن فرمود (آیه قرآن) حق داد و فریاد ندارید، مگر شما‌ ای
مظلومان شما ‌ای ستمدیدگان شما که آزادی را ازتون گرفته‌اند شما که مورد ظلم و ستم واقع شدید شما حق دارید پس قرآن اجازه می‌دهد و لذا قائد بزرگ هم فرمود بگوئید چون تا وقتی که انسان خواسته‌های درونیش را نگوید جامعه[جامه] عمل و تحقق پیدا وجود نخواهد کرد اون هم در یک جامعه‌ای که همه با هم می‌گویند قرآن، همه با هم می‌گویند آزادی، همه با هم می‌گویند دین و انسانیت و حریت، اما دشمن می‌گوید یه عده انگشت شمار، یه چند نفری، در همچنین جامعه‌ای آیا اگر مردم هیچ نگویند دشمن چه می‌گوید در یک جامعه‌ای که همه می‌گویند چند نفر انگشت شمار پس به پیروی از قرآن باید خواسته باطنی مردم مسلمان گفته شود اما چرا مراجع بزرگ پیام داده‌اند و امر به سکوت و آرامش کرده‌اند برای آنکه دشمن سوءاستفاده نکند چون می‌دانید برای پیشرفت هر گروه متشکلی باید با تاکتیک پیش بره اگر نباشد با چند شعار دادن در خیابان و بازار آنچنان مردم کوبیده شوند و بعد از آن هم دست از تحرک و حرکت و انقلاب بردارند و دشمن هم در بوق و کرنا بگوید اینان مخالف نظم و آرامشند و وحشیانه به دکان‌ها و بازارها و املاک مردم حمله می‌کنند و این وسیله قرار داده شود برای تبلیغات سوء.
اینجاست که هم این مراجع و هم آن مرجع همه می‌فرمایند برای آنکه دشمن سوءاستفاده نکند و بتوانید مجالس معظمتان را بر سر پا کنید و خواسته‌های خود را بیان کنید به گوش دنیا برسد موجی ایجاد می‌شود می‌دانید یک نفر می‌گوید خدا قرآن یک موج ایجاد می‌شود اگر هزار نفر بگه هزار موج اگر ده هزار نفر با هم گفتند ده هزار موج اگر تمام ملت‌های اسلامی همه با هم بگویند ما پیرو قرآنیم ما طالب آزادی هستیم ما به پیروی از مراجع بزرگ برای به دست آوردن ارزش‌های اصیل انسانی و برای دور کردن غاصبان و جنایتکاران از پست‌های غصب شده برای اینها ما می‌گوئیم باید آزاد باشید همه با هم بگویند میلیون‌ها موج در فضا به وجود می‌آید و این همه امواج آنچنان جباران و دیکتاتوران و استعمارگران و استثمارگران و مزدوران و دست نشانده‌ها را آنچنان مانند خس و خاشاک با خود می‌برد که اثری از آنها نماند. بناب?

توضیحات سند:

__
1. در اینجا فرازی از زیارت اربعین امام حسین(ع) قرائت شده که مأمور ساواک آن را آیه قرآن فرض نموده است : حیرۀ‌الضلاله
2. این گزارش 19 صفحه‌ای را ساواک یزد، طی نامه‌ی شماره 3357 /26 ﻫ – 4 /3‌ /37 برای اداره کل سوم ارسال نموده است. (بخش ضمائم) و اداره کل سوم نیز طی شماره 5588 /312- 19 /5‌ /37 نوشته است : «... به علت ناقص بودن مشخصات نامبرده بالا بررسی سوابق وی مقدور نگردیده... در صورتی که یادشده هنوز در آن شهرستان اقامت دارد، ضمن ارسال مشخصات کامل و یک قطعه عکس وی، اعمال و رفتارش را تحت مراقبت دقیق قرار داده و نتیجه را به این اداره کل اعلام دارند.» (بخش ضمائم) که ساواک یزد، طی شماره 3984 /26 ﻫ – 31 /5‌ /37 پاسخ داده : « ... نامبرده بالا در حوزه استحفاظی این سازمان اقامت ندارد...» بخش ضمائم

منبع:

کتاب انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان یزد، کتاب 3 صفحه 148



















صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.