تاریخ سند: 29 دی 1350
موضوع: شیخ محمدتقی فلسفی
متن سند:
به: 312 شماره: 140329 /20ه 12
از: 20ه 12
نامبرده بالا حدود ساعت 1015 روز 25 /10 /50 در مجلس ختم آیتالله چهلستونی متشکله در مسجد جامع بازار به منبر رفت و بعد از ذکر مقدمه چنین اظهار داشت:
چندی پیش جوانی مجلهای را پیش من آورد که این مجله به حدی مجسمه فساد و عکسهای لخت و شهوتانگیز بود که قبح آن با بیان ممکن نیست.
در اثر مخالفت مردم چند روزی توقیف شد ولی باز هم انتشار آن آزاد شده است.
چرا آزاد نشود برای این که نظر ایجاد فساد اخلاق و سقوط سجایای اخلاقی است.
آقایان مطبوعات در نظر اسلام محترم است اما به شرطی که راهنمای مردم به خیر و صلاح باشد نه این که تولید فساد اخلاق بکند.
ناطق افزود چند نفر زن بیاطلاع به نام جمعیت زنان دورهم جمع میشوند و قانونی وضع میکنند که دختر 14 ـ 15 ساله نباید ازدواج بکند ولی نمیدانند اگر قانونی برخلاف طبیعت وضع شود رسوایی بار میآورد آقایان دختر در 12 سالگی حامله شده و بچه به دنیا آورده است اگر قانونی بگذرانند که بچه بعد از در آوردن دندان باید شیر بخورد این قانون خلاف طبیعت است آیا این قبیل کارها مسخره نیست؟ آقایان میدانید که من سلیقه ندارم اسامی آیات عظام را که در نجف و قم و شهرستانهای دیگر هستند در منبر ببرم مگر این که حادثهای رخ دهد.
من منبری راجع به عراقیها تحویل دادم که سیل نامه مردم برای تشکر به خانه من سرازیر شد الان میخواهم یک مطلبی را بگویم که در مجلس سنا رخ داده و تلفنی به من گفتند که این موضوع در روزنامه نوشته شده است در روزنامه اطلاعات بود ولی در کیهان مختصری نوشته شده بود من وقتی آن مطلب را خواندم چنان ناراحت شدم که حد ندارد خواستم عین مطلب را بنویسم و در منبر بخوانم دیدم خیلی ناراحت خواهم شد لذا آن را ننوشتم تا متانت منبر حفظ شود.
سنا یک تهمت و افترا به مقام عالی مرجع مسلمین حضرت آیتالله خمینی زده است بدین منوال که یک سناتور گفته ما افراد ماسکدار را در لباس روحانیت میشناسیم در این جریان عراق یک کلمه حرف از حلقوم آقای خمینی بیرون نیامده است.
اولاً آقای سناتور آنجا مرکز شیوخ است هر حرفی که زده میشود باید بدون مصلحت و نسنجیده نباشد حالا من دو عمل آقای خمینی را میگویم معظمله در این جریان تلگرافی به حسنالبکر اطلاع داده است که میخواهد از عراق خارج شود مأمورها تذکره برای معظمله آورده و به او گفتهاند شما باید در عراق بمانید و نروید او تذکره را دور انداخته و فرموده است اگر تذکره مرا ویزا نکنید در خانه را به رویم میبندم و به دنیا اعلان میکنم که عراق مرا زندانی کرده است.
آقای سناتور چرا اشتباه کردهاید باید بدانید آیتالله خمینی از تجار و کسبه و اداری و لشکری و کشوری مقلد دارد و زیاد هم مقلد دارد.
چرا اشتباه کردی که حوزه علمیه درس را تعطیل کند؟ چرا پاسبانها، طلبهها را در قم با باتوم زدهاند؟ هنوز جریان عراق در خاطر مردم باقی است.
شما با این کار میخواهید بگویید اگر مأمورین عراق طلبهها را در عراق بزنند گناهکار و مجرم است ولی اگر پاسبانهای ایران طلبهها را در قم بزنند ثواب هفتاد حج مقبول در حق پاسبانها مینویسند.
با این عمل میخواهید بگویید اگر مأمور در عراق طلبه را بزند خبیث و مجرم است اما اگر پاسبانها در قم طلبهها را بزنند پاک و صالح و نیکوکارند.
آقای سناتور چرا این افترا را به ساحت مقدس آیتالله خمینی کردی؟ سناتور دوم تو چرا افتراهای او را تصدیق کردی؟ گفتههای سنا در نظر مردم قابل توجه نیست چرا با لجاجت مردم را جریحهدار میکنید با این وضع محبوبیت ممکن نیست.
روحانیت با سنا همصدا نیست و اصولاً سنا را نمیشناسد چرا این کار را کردی؟ حالا میخواهم بدانید که این حرفها گفته ملت است ای مردم اگر این بیانات من و یا گفتار سناتور فیلسوف جمشید اعلم اشتباه است همصدا بشوید و اشتباه او را سه مرتبه تکرار کنید و حضار یک صدا گفتند آقای سناتور چرا اشتباه کردی چرا به مقام مقدس روحانیت افترا گفتی چرا؟
سخنرانی فلسفی در ساعت 1100 به اتمام رسید و مجلس ختم شد تعداد شرکتکنندگان به پنج، شش هزار نفر میرسید.
نظریه شنبه: نظری ندارد
نظریه یکشنبه: منظور فلسفی از بیان مطالب فوق چند جنبه میتواند داشته باشد یکی این که میخواهد به دولت هشدار بدهد که برعلیه روحانیون کسی مطالبی نگوید و ننویسد، دیگر این که با رَد اظهارات پروفسور اعلم میخواهد اقدام مخالف مصالح خمینی را نزد مردم موجه جلوه بدهد تا هم سیدمحمدصادق لواسانی را که نماینده خمینی بوده و دختر فلسفی عروس او میباشد راضی نگهدارد و هم وجهه خود را بین مخالفین حفظ کرده و استفاده مادی بیشتری از این راه ببرد.
2ـ به طوری که استنباط میشود فلسفی میخواهد از جریان اختلافات اخیر ایران و عراق که منجر به تشکیل مجالس دعا از طرف روحانیون شده و در یک مجلس نیز خود او گرچه شخصاً حاضر به تشکیل چنین مجلسی از طرف آیتاله خوانساری نبود ولی در عمل انجام شده واقع گردید و به ناچار مطالبی برعلیه عراق بیان داشت که البته بازهم نظر شخصی خویش را در گفتهاش گنجانید، سوءاستفاده بکند و در منابرش دولت را بکوبد.
آمال
نظریه سهشنبه: شیخ محمدتقی فلسفی اصولاً از طرفداران خمینی است زیرا در گذشته در کلیه منابر خود علناً از وی به نیکی و عظمت یاد میکرد و کراراً او را مرجع تقلید شیعیان مینامید و پس از تشکیل مسجد سید عزیزاله و اظهاراتی که او در منبر مزبور ایراد و از رادیو و تلویزیون پخش گردید توفیقی مناسب جهت اظهار مطالب و کنایههای خود درباره خمینی به دست آورده و منبعد در منابر به محض ایجاد موقعیت در این زمینه اشاراتی خواهد نمود.
اصلح است [به] وسیله مقامات عالیه با وی تماس حاصل و تذکرات لازم در مورد اظهارات و کنایاتش که جنبه مخالف دارد به وی داده شود.
سپاهی
نظریه چهارشنبه : نظریه سهشنبه مورد تأیید میباشد.
پاد
توضیحات سند:
* به: 20 ﻫ 12ـ از: 20 و ـ شماره: 940 /20 و ـ 20 ﻫ 12ـ تاریخ: 26 /10 /50
موضوع: مجلس ختم آیتالله میرزا عبدالهم سعیدی تهرانی (معروف به چهلستونی)
پیرو تلفنگرام شماره: 136 /20 و ـ 25 /10 /50
از ساعت 0900 صبح روز 25 /10 /50 مجلس ختمی به مناسبت درگذشت آیتالله میرزاعبدالهن سعیدی تهرانی (معروف به چهلستونی) با حضور بیش از سه هزار تن از روحانیون و کسبه بازار و افراد متفرقه در مسجد جامع بازار منعقد گردید.
در این مجلس شیخ محمدتقی فلسفی واعظ منبر رفت و ضمن سخنانش اظهار داشت باتوجه به این که من اصولاً در منابر خود نامی از هیچ یک از مراجع تقلید چه آنهایی که در حوزههای علمیه کشور هستند و چه آنهایی که در خارج کشور میباشند نمیبرم مگر این که مناسبتی داشته باشد و یا این که در مجلسی که به منبر میروم یکی از آقایان آیات حضور داشته باشند و به رسم ادب اسمی از آنها ببرم، ولی اخیراً اتفاقی افتاده که نمیتوانم آن را بازگو نکنم زیرا آنقدر تلگراف و تلفن و نامه از سراسر کشور از طرف طلاب و مردم برایم رسیده که ناچارم طبق خواسته مردم موضوع را در همین منبر مطرح کنم.
دیشب [در] روزنامه اطلاعات و کیهان شهرستانها مقالهای را خواندم که بینهایت متأثر و متأسف شدم و در همان موقع قلم برداشتم که عیناً جملات آن را یادداشت و در این جا قرائت کنم ولی به خدا نتوانستم زیرا آنقدر وقیحانه و شرمآور بود که نتوانستم بنویسم و حالا چند جمله آن را که عیناً در روزنامه خواندم برای شما میگویم و آن این بود که یکی از آقایان سناتورها درباره وضع ایرانیان رانده شده از عراق از پشت تریبون مجلس سنا اظهار داشته از این که آقایان مراجع تقلید و روحانیون در مورد مظالم حکومت بعثی عراق نسبت به ایرانیان مقیم آن کشور با ما همصدا شدند تشکر و سپاسگزاری میکنم ولی چرا در این موقعیت حساس حتی یک کلمه حرف از حلقوم آقای خمینی در نیامده است.
اول بایستی این مسئله روشن شود که آیا منظور این آقای سناتور محترم از کلمه ما چه است؟ اگر منظور خودش میباشد که من با آن که بچه تهران میباشم و در اکثر مجالس رفت و آمد دارم چنان چه ایشان را در این مجلس ببینم نمیشناسم و اطمینان دارم اکثریت قریب به اتفاق حضار در این مجلس هم او را نمیشناسند و اگر مقصود از کلمه ما سایر آقایان سناتورها هستند که ایشان حق ندارند از طرف آقایان سناتورها حرفی بزنند زیرا حضرت آیتالله العظمی آقای خمینی مرجع تقلید شیعیان جهان در بین روحانیون و کارمندان دولت و وکلای مجلس مجلسین و بازاریان و کسبه و افسران و بالاخره همه طبقات مقلدین دارند و او نمیتواند کلمه ما را به کار برد در هر صورت این آقای سناتور محترم فکر میکند که از پشت تریبون مجلس سنا و متکی به زور سرنیزه هر چه دلش خواست میتواند بگوید و با کمال وقاحت و نادانی به حضرت آیتاللهالعظمی آقای خمینی تهمت بزند و اشتباه بزرگتر آن که جراید رسمی کشور یعنی روزنامه اطلاعات و کیهان شهرستانها این خبر دروغ و افترا آمیز را درج کردهاند و در مذاکراتی تلفنی که با آقای شریفامامی رئیس محترم مجلس سنا در این مورد به عمل آمد ایشان اظهار داشتند خوشبختانه این مطلب در کیهان و اطلاعات ولایات چاپ شده و در روزنامههای کیهان و اطلاعات تهران چاپ نشده.
لابد میدانستهاند و فکر کردهاند که این نوع اخبار عاری از حقیقت و افترا آمیز به حلقوم مردم تهران فرو نمیبرد.
من میخواستم علیه این آقای سناتور به اتهام نشر اکاذیب و تهمت و افترا اعلام جرم کنم و او را به دادگاه بکشانم ولی اگر دادگاهی آزاد و صالح وجود داشته باشد.
البته لازم است بگویم که من اطلاع کامل دارم که در این جریانات حضرت آیتالله خمینی بینهایت متأثر و ناراحت شده و طی تلگرافی که 25 دینار عراقی هزینه آن شده حالا ببینید هزینهای برابر با 25 دینار عراقی باید صرف چه تلگراف طویلی شده باشد که معظمله از نجف اشرف برای حسنالبکر به بغداد ارسال و مراتب تأثر و تأسف خود را از روش حکومت بعثی عراق نسبت به ایرانیان مقیم آن کشور اعلام و وقتی هیأت حاکمه حزب بعث عراق جلسه فوقالعادهای تشکیل و طی تصویبنامهای تصویب کردند که ایشان میتوانند در عراق ساکن باشند و این موضوع را کتباً به وسیله مأمورین خود به معظمله ابلاغ نمودند حضرت آیتالله العظمی نامه دولت عراق را پرت کردهاند و فرمودهاند پاسپورت مرا ببرید ویزا کنید که من هم از این کشور بروم و الا درب منزلم را به روی خودم میبندم و به جهانیان اعلام میکنم که حکومت بغداد مرا زندانی کرده است.
آن وقت آن سناتور محترم در مورد ایشان به دروغ آنچنان میگوید که من از بازگو کردنش شرم دارم.
البته پس از انتشار این خبر در شهرستانها به خصوص قم، حوزه علمیه تعطیل و طلاب از رفتن به کلاس درس خودداری کردند و به جای این که مقامات انتظامی و امنیتی به وسیله فرماندار به حوزه علمیه ابلاغ کنند که آقایان اشتباهی شده و ترتیبی میدهیم که در جلسه دیگر از سنا این آقای سناتور معذرتخواهی کند مأمورین با باطوم به جان طلاب افتادند.
آخر یکی نیست بگوید شما هنوز به تعزیهخوانی در رادیو و تلویزیون درباره مظالم دولت بعثی عراق مشغولند [مشغولید] پس چرا خود مبادرت به ظلم و ستم نسبت به طلاب کردید.
آیا میخواهید بگویید که مثلاً اگر یک شرطه عراقی با باطوم طلاب حوزه علمیه نجفاشرف را زد مرتکب جنایت شده ولی اگر یک پاسبان ایرانی طلاب حوزه علمیه قم را زد مرتکب سعادت شده و یا اگر یک شرطه عراقی یک طلبه ایرانی را در عراق با باطوم زد کفر کرده ولی اگر یک پاسبان ایرانی طلبهای را زد کار نیکی کرده است.
آقایان من تلفنی به رئیس مجلس سنا اطلاع دادم که این خواسته همه اهالی شهرستانهاست که کتباً و تلگرافاً و تلفناً به من خبر دادهاند آقای سناتور پروفسور جمشید اعلم که نسبت به روحانیت و حضرت آیتالله العظمی آقای خمینی تهمت زده و در جلسهای دیگر از مجلس سنا از سخنرانی قبلی خود معذرتخواهی نماید و البته حضار محترم چنان چه شما هم خواستهای مثل خواسته اهالی شهرستانها دارید همگی باهم بگویید صحیح است (کلیه حضار در این مجلس با صدای بلند سه مرتبه گفتند صحیح است) سپس فلسفی در پایان منبرش از سجایای اخلاقی و شخصیت دینی و اجتماعی آیت الله سعیدی تهرانی صحبت و این مجلس در ساعت 1120 پایان یافت.
سپاهی
نظریه شنبه: نظری ندارد.
نظریه یکشنبه: نظری ندارد
نظریه سهشنبه 12/ ﻫ 20 : قبلاً گزارش خبری در این مورد تقدیم شده است.
نظریه چهارشنبه: نظریه سهشنبه 20 ﻫ 12 مورد تایید میباشد.
پاد
* به: ریاست ساواک تهران ـ رشت ـ ساری ـ تبریز ـ رضائیه ـ کرمانشاه ـ آبادان ـ شیراز ـ کرمان ـ بهشهر ـ اصفهان ـ زاهدان ـ سنندج ـ همدان ـ خرمآباد ـ سمنان ـ شهرکرد ـ بویراحمد ـ ایلام ـ بندرعباس ـ بوشهر ـ قزوین ـ زنجان ـ اراک ـ
از: اداره کل سوم (312) ـ شماره: 8990 /312 ـ تاریخ: 30 /10 /50
درباره: شیخ محمدتقی فلسفی واعظ
پیرو شماره: 8932 /312 ـ 28 /10 /50
روز 25 /10 /50 نامبرده بالا در مجلس ختم حاج میرزاعبداله مسیح[سعیدی] تهرانی در مسجد جامع تهران در بالای منبر با اشاره به اظهارات برخی از سناتورها درباره خمینی اظهار داشته:
سناتور جمشید اعلم در مجلس سنا نسبت به خمینی اشاعه اکاذیب کرده و افترا زده و گفته است خوب بود خمینی با سنا در ابراز تنفر نسبت به بعثیهای عراق همگامی میکرد.
سنا، تو در مقابل جامعه روحانیت چه هستی؟ سناتور، تو که به اتکاء سرنیزه بر کرسی نشستهای مردم در مقابل اظهارات خلاف واقع تو ابزار انزجار مینمایند.
در قم طلبهها مورد حمله پلیس قرار گرفتهاند و این مطلب پیش میآید که بین پلیس عراق و پلیس ایران مقایسهای شود.
مشارالیه سپس افزوده، وقتی مجلس عراق تصویب کرد که خمینی در عراق بماند وی تصویبنامه عراق را پاره کرده و گفته یا بگذارید بروم یا به دنیا اعلام میکنم که دولت عراق مرا زندانی کرده.
باتوجه به مراتب بالا اقداماتی در مرکز جهت خنثی کردن اظهارات مشارالیه معمول گردیده و محدودیتهایی جهت وی فراهم و به احتمال قریب به یقین بعضی از افراد متعصب مذهبی و روحانیون افراطی با پیروی از اقدام و عمل نامبرده مبادرت به فعالیتها و اظهارات خلافی، مشابه مطالب عنوان شده از طرف وی بنمایند که ضروری میباشد با تمام امکانات موجود ترتیبی داده شود هرگونه فعالیت و عکسالعمل در این زمینه به موقع جلوگیری و خنثی و عوامل و اشخاصی که احیاناً در صدد اجرای چنین اعمالی هستند شناسایی و در صورت لزوم تحت تعقیب قانونی قرار گیرند.
خواهشمند است دستور فرمایید در اجرای موارد بالا باتوجه منابع و استفاده از کلیۀ امکانات اقدامات لازم معمول و نتیجه را مستمراً به این اداره کل گزارش نمایند.
مدیرکل اداره سوم ـ مقدم
اقدامکننده: وثوقی
رئیس بخش 312 : ازغندی
معاون اداره یکم عملیات و بررسی : مبینی
رئیس اداره یکم عملیات و بررسی: جوان
منبع:
کتاب
پایگاههای انقلاب اسلامی، مسجد جامع بازار تهران به روایت اسناد ساواک - جلد دوم صفحه 337


