تاریخ سند: 15 بهمن 1356
مرکز ـ ساواک
متن سند:
سند شماره (92)
مرکز ـ ساواک
231 1115 تاریخ: 15 /11 /36
انتشار بلامانع است
اطلاع واصله حاکیست در مراسم نیایش پانزدهم بهمن1 سالروز رفع خطر از وجود مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر «روز نیایش» که در اغلب شهرهاى استان مازندران برگزار مىگردد عدم شرکت روحانیون کاملاً محسوس است چون در سال جارى نیز روحانیون شرکت ننموده بودند پیشنهاد مىگردد ترتیبى داده شود که روحانیون وابسته به اداره کل اوقاف2 و اداره کل ثبت اسناد و املاک و دفترخانههاى ازدواج و طلاق اعم از کارمندان و رؤساى گروههاى حج و روحانیون گروهها که از این طریق امرار معاش مىنمایند و همچنین روحانیونى که به طریقى با استاندارى و فرماندارى سر و کار داشته و از مزایاى غیر نقدى «سهمیه حج ـ عتبات و غیره» بهرهمند مىگردند ملزم به شرکت در مراسم مزبور و مراسم مشابه گردند.
توضیحات سند:
1. منظور از نیایش روز پانزدهم بهمن، برپایى مراسمى بود که رژیم شاه به مناسبت زنده ماندن محمدرضا پهلوى از سوء قصد 15 بهمن 1327 ه ش برپا مىکرد. در آن تاریخ که پهلوى دوم براى دیدارى از دانشگاه تهران از این مرکز آموزشى دیدار مىکرد، ترور شد اما جان سالم بدر برد. بعدها در سالگرد این حادثه مراسمى فرمایشى برپا مىشد و تعدادى از کارمندان دولت، کارگران کارخانههاى دولتى و نیروهاى نظامى براى نیایش و شکرگزارى از این که شاه از این سوءقصد جان سالم به در برده گردهم مىآمدند. این مراسم اجبارى با عدم استقبال گروههاى مختلف اجتماعى روبهرو مىشد که این سند حکایت از همین امر دارد.
2. روحانیون مرتبط با دربار: در تمامى دوره پهلوى به دلیل تسلط این دولت بر اوقاف، رزق و روزى بسیارى از کسانى که به نوعى متولى موقوفات مهم بودند و همچنین بسیارى از مدارس که از این موقوفات بهره مىبردند، در اختیار عوامل این رژیم قرار گرفت. وجود پول فراوان و نیز امکانات مربوط به حج و شمارى از مسایل دیگر سبب مىشد تا رژیم دستهاى از روحانیون از طبقه میانى و پایینتر از جزو ابواب جمعى خود حفظ کند و گهگاه در محافل و مجالس عمومى، برابر شاه یا دیگران ظاهر سازد. براى نمونه در مشهد، گروهى از علماى وقت در این دسته جاى گرفته و هر بار که شاه به مشهد مىرفت در فرودگاه از وى استقبال مىکردند. در تهران نیز جماعتى بودند و ویژگى عمده آنان چنین بود که در منابر به شاه دعا مىکردند یا مثل امام جمعه وقت تهران، هنگام سفر، دعا به گوششان مىخواندند. هر چند شمار این گروه تا پیش از حوادث سالهاى 41 ـ 43 فراوان بود اما از پس از آن سال، به شدت کاهش یافت و کسانى هم که چنین بودند، به شدت نزد مردم مطرود شدند. در این زمینه، به خصوص امام خمینى تبلیغات دامنهدارى را براى حذف آنان از صحنه انجام داد. پیش از این اشاره کردیم که آیتاللّه گلپایگانى هم تأکید خاصى روى انزواى روحانیون دربارى داشت.
از جمع علماى تهران و افراد با سابقه آیتاللّه سید محمد بهبهانى شخصیت مذهبى سیاسى برجسته دوره پهلوى بود که دست کم تا حوالى نهضت اسلامى به عنوان یک روحانى کاملاً نزدیک به دربار شناخته مىشد. وى فرزند سید عبداللّه بهبهانى مقتول در سال 1328 ق از رؤساى روحانى مشروطه بود و به همین جهت حرمت خاصى در دولت پهلوى که مدعى استمرار نظام مشروطه بود، داشت. وى به عنوان عالمى که با دربار ارتباط نزدیک داشت، در بسیارى از موارد حامل نامههاى مراجع تقلید نجف به دربار شاه بود.
بهبهانى در بیشتر سالهاى عمر خویش این ارتباط و نزدیکى با دربار و رجال سیاسى را حفظ کرد. شرح حالى که از وى با یک عکس نفیس در نشریه آیین اسلام سال سوم، شماره 14 (تیر ماه 1325) از وى به چاپ رسید. او در اواخر عمر سیاسى خویش در دهه 40 و بخصوص در جریان تحولات سالهاى 41 ـ 43 به رغم سابقه منفى در حوادث دوران نهضت ملى شدن صنعت نفت، گرایش مردمىتر پیدا کرد و از خواستههاى روحانیت دفاع بیشترى مىکرد. در آن سالها شهرت یافت که شاه به او پیغام داده است که: این چه کارى است که مىکنى؟ مىدهم ریش تو را خشکه بتراشند. آن مرحوم گفته بود: تفهایى که در حادثه 28 مرداد مردم به خاطر تو به ریشم انداختند، هنوز خشک نشده است. وى طى سالهاى متمادى به دلیل داشتن همین ارتباط، کمکى براى نجات شمارى از مبارزان از زندان و شکنجه بود. به هر روى، سرگذشت سیاسى وى که از حساسیت قابل ملاحظهاى نیز برخوردار است، مىبایست به طور مستقل مورد بررسى قرار گیرد. آیتاللّه بهبهانى در اول آذر 1354 در سن 92 سالگى درگذشت. رسول جعفریان، جریانها و سازمانهاى مذهبى سیاسى ایران (قم: مولف، چاپ ششم، بهار 1385)، ص 225 و 226.
منبع:
کتاب
انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، روزشمار استان مازندران(ساری)، جلد 1 صفحه 88
