صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد

درباره : کاظم راشدپوریزدی (کله گوش) فرزند علی اکبر

تاریخ سند: 29 آذر 1356


درباره : کاظم راشدپوریزدی (کله گوش) فرزند علی اکبر


متن سند:

از : 312 تاریخ : 29 /9 /2536[] 0929
گزارش
درباره : کاظم راشدپوریزدی (کله گوش) فرزند علی اکبر

محترماً به استحضار می‌رساند:
منظور :
کسب دستور در زمینه ممنوع المنبر نمودن نامبرده بالا.
سابقه :
یادشده فوق یکی از روحانیون ناراحت و اخلالگر شهرستان یزد می‌باشد که غالباً در بالای منبر مبادرت به اظهارات خلاف و تحریک آمیز می‌نماید. در سال 32 [1352]مجلسی به مناسبت شهادت حضرت علی(ع) در مسجد ملااسماعیل یزد برگزار گردیده و قرار بوده در این مجلس مراسم دعا و نیایش جهت سلامتی شاهنشاه آریامهر به عمل آید. نامبرده با مشاهده اعلامیه‌ای که دراین زمینه منتشر گردیده به شدت از بانیان مجلس انتقاد و سخنرانی خود را بدون ذکر نام اعلیحضرت شاهنشاه آریامهر خاتمه داده و به همین علت به بندرگناوه تبعید و بعداً محل اقامت اجباری او به شهرستان گلپایگان تغییر یافته است. در سال 33 [1353]سازمان اطلاعات و امنیت اصفهان اعلام نموده بود که مدت تبعید در روحیه او تأثیر داشته که در نتیجه بقیه مدت محکومیت او بخشوده شده است.1
در مصاحبه‌ای که سازمان اطلاعات و امنیت یزد پس از مراجعت وی به منطقه، با او به عمل آورده بود مشارالیه خود را فردی شاهدوست و وطن پرست معرفی کرده و متعهد شده بود که از ایراد هرگونه مطالب خلاف و تحریک آمیز در بالای منبر خودداری خواهد نمود که با تقاضای سازمان مذکور در زمینه رفع ممنوعیت از منبر وی موافقت گردیده است. ضمناً در سال 34[1354] با صدور گذرنامه جهت وی مخالفت شده است.
گردش کار :
اینک سازمان اطلاعات و امنیت یزد طی ارسال گزارشی از وضعیت وی، چنین اعلام کرده است: صبح روز 9 /9 /36 به مناسبت چهلمین روز فوت مصطفی خمینی مجلس تذکری از طرف محمد صدوقی ( از روحانیون افراطی و ناراحت یزد ) در مسجد حظیره شهر یزد برگزار گردیده است. در این مجلس شیخ کاظم راشدپوریزدی ضمن سخنرانی مطالبی به صورت زیر بیان داشته است:
این مجلس در این روز بزرگ که عیدالله اکبر نامیده شده به مناسبت چهلمین روز شهادت حضرت آیت‌اله مجاهد، حاجی مصطفی موسوی خمینی فرزند برومند تنها امید شیعیان روح اله خمینی تشکیل یافته است. در زمان ناصرالدین شاه از برکت روحانیت و با همین بند عمامه آیت‌اله شیرازی کشور ایران را از سقوط اقتصادی صددرصد نجات داد.
یادشده به بعضی از اتفاقات تاریخی که جنبه تحریک آمیز داشته اشاره و اضافه کرده مصطفی خمینی از نظر علمی مردی بسیار بزرگ بوده و کتابی در فقه و اصول دارد، مردی بود که فلسفه را خوب درک کرده بود و تنها امید شیعه بعد از پدرش به حساب می‌آمد.
در تاریخ برخی از قراردادها را با عنوان ننگین ذکر می‌نمایند. این قراردادها را چه کسانی امضاء کرده‌اند. اگر در میان آنها آخوند عمامه به سر دیدید حق با شماست، این بی دین‌های فرنگ رفته همه چیز مملکت را به باد داده‌اند. به گفته مرحوم نوری و طبق قانون اساسی ایران باید پنج مجتهد نماینده مجلس باشند ولی نوری را بد معرفی کرده‌اند. من با سرمایه داری غیرشرع مخالف هستم و مسئول این حرف خودم نیز می‌باشم و اگر قرار باشد پاسخش را هرجا که باشد خواهم داد.
ضمناً سازمان مذکور اضافه نموده که صبح همان روز از طرف شخص یا اشخاصی یک برگ آرم روی ویترین آگهی درب مسجد حظیره نصب شده بوده ( احتمالاً توسط شاخه مذهبی گروه خرابکاران به اصطلاح مجاهدین خلق2 انجام گرفته ) که بلافاصله ضبط گردیده است. در آرم مذکور چنین نوشته شده « چون ابراهیم بت شکن باشید و اسماعیلتان را به قربانگاه ببرید. عید سعید قربان را به تمام خواهران و برادران عزیز تبریک می‌گوئیم »
نظریه :
با عرض مراتب فوق و با توجه به سوابق ممتد روحانی مذکور در بیان مطالب خلاف و تحریک آمیز به نظر می‌رسد که نصب آرم مذکور با آگاهی وی انجام گرفته و احتمالاً یادشده قادر به شناسائی عاملین می‌باشد مستدعی است در صورت تصویب با تقاضای سازمان اطلاعات و امنیت یزد در زمینه ممنوع المنبر نمودن او موافقت و به سازمان مذکور اعلام گردد که به نحو مقتضی با توجه به ارتباط وی با عناصر افراطی نسبت به شناسائی عاملین اقدام لازم به عمل آورند.
مسئول بررسی . خوانساری
رئیس دایره بررسی . عباسی
رئیس بخش 312 . دبیری 28 /9 /36
رئیس اداره یکم عملیات و بررسی . عطارپور 28 /9 /36
برابر نظریه اقدام شود. 29 /9 /36

______________________
1. اسناد این ماجرا و چگونگی انتقاد حجت‌الاسلام و المسلمین راشدپور و همچنین زندگینامه‌ی ایشان در جلد اول آمده است.
2. سازمان مجاهدین خلق ( منافقین ) یکی از گروه‌های چریکی و مسلحانه است که در دهه 1340 و 1350 به فعالیت پرداخت. محمد حنیف نژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان بنیانگذاران این گروه بودند که از دوران دانشجویی در فعالیت‌های نهضت آزادی شرکت داشتند.
نامبردگان در سال 1344 ابتدا گروهی به نام جنبش رهایی بخش ایران، براساس الگوی سازمان الفتح پی ریزی کردند و در اواخر سال 1347 پس از سه سال کار در زمینه ساختار تشکیلاتی، مطالعه و بررسی انقلاب‌ها و شناخت نسبی از جامعه ایران و نیز تدوین برنامه‌های آموزشی برای ترویج عملیات مسلحانه، به تنظیم و تدوین استراتژی خود پرداخته و به سازمان مجاهدین خلق تغییر نام دادند. اعضای این سازمان در صدد بودند تا همزمان با برگزاری جشن‌های 2500 ساله شاهنشاهی در سال 1350، عملیات مسلحانه گسترده‌ای در سطح کشور صورت داده و برخی از مناطق و اماکن حساس را منفجر کنند؛ لیکن واسطه تهیه اسلحه، به نام شاهمراد دلفانی که از عناصر ساواک بود، در درون سازمان نفوذ کرد و اطلاعات قابل توجهی از سازمان و عناصر و برنامه‌های عملیات نظامی آنها را در اختیار ساواک گذاشت که منجر به دستگیری سران سازمان و اکثریت اعضای آن گردید. افراد باقیمانده سازمان موفق شدند با مخفی شدن در خانه‌های امن و مسلح شدن، شروع به تجدید سازمان و فعالیت کنند و در سال‌های 51 و 52 و 53 عملیات مسلحانه خود را تشدید کردند که در جریان این فعالیت‌ها عده‌ای از آنها دستگیر و یا کشته شدند و در اوایل سال 1354 باقیمانده اعضای سازمان، اختلاف ایدئولوژیک پیدا کردند و ساواک نیز با استفاده از فرصت برای ضربه زدن بیشتر به سازمان، بیانیه اعلام موضع ایدئولوژیک را در بیرون از سازمان انتشار داد و در این مرحله بخش قابل توجهی از نیروهای سازمان به مارکسیسم روی آوردند و فقط عده کمی از جناح مسلمان تغییر روش ندادند و به رغم فشارها و مشکلات فراوان با عناوین جدید همچون: گروه مهدیون در اصفهان، گروه شیعیان راستین در همدان، گروه فریادخلق خاموش در تبریز و... به فعالیت خود ادامه دادند. به هر حال دستگیر و کشته شدن عده‌ای از اعضای سازمان اجازه فعالیت بیشتر را از این سازمان گرفت و تنها با اوج گیری انقلاب در اواخر سال و 1357 توانستند به فعالیت مجدد رو بیاورند ولی در به حرکت در آوردن ملت مسلمان ایران و اجتماعات عظیم مردمی و اعتصاباتی که رژیم را از پای درآورد، نقش چشمگیری نداشتند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی با اتخاذ روش‌های متضاد و حرکات منافقانه نهایتاً به رویارویی با انقلاب اسلامی پرداختند و در سال 1360 دست به اقدامات مسلحانه زدند و به ترور شخصیت‌های انقلاب اسلامی و مردم مشغول شدند،که با مقابله قهرمانانه نهادهای انقلابی و مردم نهایتاً به غرب پناهنده شده و بعدها ننگ همراهی و همدستی با صدام را گردن نهادند.
ر. ک : ساواک و نقش آن در تحولات داخلی رژیم شاه، تقی نجاری راد، مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ تروریسم ضد مردمی دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

منبع:

کتاب انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان یزد، کتاب 2 صفحه 79


صفحه قبل برو به صفحه
صفحه بعد
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز بررسی اسناد تاریخی محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.