موضوع: سید رضا حسینی فرزند سید حسین معروف به منصور کوهی1
متن سند:
گزارش خبر
موضوع: سید رضا حسینی فرزند سید حسین معروف به منصور کوهی1
در مورخه 23 /1 /36 نامبرده فوق در نکاء، ضمن یک صحبت خصوصی عنوان مینماید در قم عده زیادی تظاهرات به راه انداختهاند که در اثر برخورد با مأمورین در حدود 3 نفر کشته شدهاند و علت این تظاهرات این بوده که در روزنامه مطالب نادرستی علیه خمینی نوشته شده بود1 بدان جهت روحانیون و علما انقلاب کردهاند و در این مورد سخنرانیها نمودهاند که نوار خلخالی،2 ربانی، حجازی،3 خمینی را در اختیار دارم و قرار میگذارد از این نوارها تکثیر نموده و در اختیار اشخاص قرار بدهد، لذا مورخه 3 /1 /36 چند حلقه نوار موصوف را که قبلاً ضبط شده بود و در مقابل این سئوال که نوارها از کجا به دستش میرسد اظهار میدارد دوستانی دارد که برایش میآورند متن قسمتی از دو حلقه نوار مربوط به حجازی و خلخالی پیدا شده به این شرح میباشد.4
قسمتی از سخنرانی عبدالرضا حجازی در مسجد جامع تهران: در گیر و دار مبارزاتی که در طول تاریخ صورت گرفته در صدر آنها انبیاء و اولیاء بودهاند سپس در تشریح حق و باطل مطالبی بدین مضمون که حق چون باران میباشد وقتی آب باران درهها را پر کرد به صورت سیل جاری میشود و در مسیر به صخرهها5 و سنگهای بزرگ برخورد مینماید که مانع حرکت سیل است در صورتی که این مانع موقتی میباشد و سیل راه خود را ادامه خواهد داد پس مانع چون باطل است و حق چون آب و سپس جوشیدن برنج در داخل آب را مثال زده که چگونه زمانی دانههای برنج که حق هستند در زیر آب قرار گرفته و زمانی به روی آب میآیند و اضافه میکند ما باید از این مثالها پند بگیریم و در قسمتی دیگر میگوید آیتاله العظمی مرجع عالیقدر شیعیان آقای خمینی (صلوات) بدون کمترین تبلیغات و بدون کوچکترین تظاهرات در دلها و قلبها جا دارد ما بعد از زمان پیغمبر اکرم تاکنون کسی را تا این درجه اهل علم و فضل ندیدهایم که مردم با شنیدن اسم او صلوات ختم نمایند جز آیتاله العظمی آقای خمینی این مربوط به حالا نیست شما جوانان تازه دارید او را میشناسید ما نزدیک به ربع قرن است که محبت او را در دل داریم و اضافه میکند بنده
خوب به یاد دارم و شاید هم در این مجلس فراوان دارم وقتی روی منبر نشسته بودم 25 نفر مسلسل به دست به سینه من و مردم نشانه رفته بودند ولی ما بیپروا اسم آقا را میبردیم بدون کوچکترین ترس و واهمه من میخواهم تحریک کنم واقعاً این تحریک که میکنم قبل از همه باید دولت تکان بخورد و متوجه بشود اگر در مورد روحانیت گناه کرده توبه کند و اگر تصمیم ندارد از روحانیت تجلیل کند بداند اشتباه میکند البته من برای تمام مراجع احترام میگذارم ولی چطور میشود که یک مرجع در تمام دلها اینطور جا داشته باشد چون او ضد استعمار بود و ادامه میدهد من تاکنون هیچ حرکتی و جنبشی را خالص ندیدهام جز حرکت حسین ابن علی؛ بعد از او تنها کسی که[در] حرکت در راه حق خلوص نیت داشت و حتی با آوردن اسم پسر او مردم صلوات میفرستند [امام خمینی بود] سپس در مورد منتظری اظهار میدارد حضرت آیتاله آقای منتظری که خداوند انشاءالله هرچه زودتر ایشان را نجات دهد (مردم دعا میکنند) در مورد چاپ کتابی کمک زیادی به من کرده است.
2ـ قسمتی از سخنرانیهای خلخالی: امید است که شنوندگان سخن مرا در هر کجا که هستند و پیرو راه مقدس زعیم عالیقدر جهان بشریت یعنی چشم راست امام زمان مرجع عالیقدر و بیدار و روشن شیعه حضرت آیتاله العظمی خمینی (صلوات) قرار بدهند اسلام برای هر مسلمان وظائفی تعیین کرده وظیفه فردی و وظیفه عمومی و اجتماعی. وظیفه فردی اسلام محدود است مانند روزه گرفتن و نماز خواندن و اما وظیفه مهم اجتماعی میباشد وظیفه فردی شما این است که مخالف ظالم باشید و اما در وظیفه اجتماعی شما باید تنفر از ظلم و ستم را در تودهها ایجاد کنید یعنی دیگران سازی نمایند سپس در مورد امر به معروف و نهی از منکر میگوید مردم را روشن کردن تحت تاثیر ریاست و پول قرار نگرفتن معروف است کمک به ظالم و گرفتار کردن مردم، خوب نیندیشیدن و ترسیدن با ظالم بودن تحت تأثیر این و آن قرار گرفتن گول لقبهای پوچ و سنگین خوردن اشغال پستی که برای آن صلاحیت نداشتن همه اینها منکر است و اضافه میکند اگر شما بخواهید جوانان را از خوردن شراب منع کنید آیا میتوانید چند جوان را در این کار باز دارید این چنین مبارزات یک مبارزه معلول میباشد ما باید به دنبال علت بگردیم بروید عامل فقر و بیچارگی این جامعه را پیدا کنید و حلقوم او را بگیرید در زمان موسی عامل بیچارگی جامعه فرعون بود که موسی در مقابل او قرار میگیرد و مسیر زندگی موسی عوض میشود اضافه میکند این همه پیغمبران ما در طول تاریخ زیر شکنجه بودند کتک خوردند، ضربه خوردند، سختی دیدند، زیر فشار بودند همه اینها [را] به خاطر وظیفه اجتماعی خود انجام میدادند چرا امام چهارم ما در مملکت چهل سال ممنوعالمنبر شد به خاطر انجام وظیفه اجتماعی پس میبینیم قربانی وظیفه اجتماعی شده امام هفتم ما 14 سال در گوشه زندان بسر برده مگر او دوست نداشت در کنار زن و بچههایش باشد اما او میگفت زندگی زن و فرزند یک طرف و وظیفه اجتماعی طرف دیگر باید به وظیفه اجتماعی عمل کرد وقتی با او میگویند برای اینکه از زندان آزاد شوی برو بالای منبر و فقط یک کلمه تعریف ظالم بکن ولی او گوشه زندان را ترجیح میدهد و میگوید این زنجیر و کنده و خاک زندان من برای زندانیان با هدف دنیا سرمشق خواهد شد. چرا امام صادق (ع) ما[را] این همه تبعید کردند امام صادق (ع) سه مرتبه به شهرهای مختلف تبعید گردید برای اینکه مأمون6 آن طوری میخواست. روایت است روزی مأمون امام را خواست و به او گفت: جعفر ابن محمد بیا دعواهای خودمان را کنار بگذاریم اول بین دین و سیاست جدائی بیاندازیم تو در مسجد نماز بخوان درس تفسیر و فقه بده و مسئله بگو مردم را آدم کن اما مملکت، ارتش، انتظامات، بودجه اربابی، بگیر و ببند و بکش اینها را به من واگذار. روایت است که رگهای گردن امام صادق (ع) باد کرد و امام فرمود بین دین و سیاست جدائی نیست. سپس روایتی نقل کرده و اضافه میکند، انسانها7 در جامعه سه دسته هستند دسته اول آنهائی که دارای هوش و استعداد فراوانی میباشد مانند شما دانشجویان باید به خارج از کشور رفته و دین مبین اسلام را تبلیغ کنید و دسته دوم کسانی هستند که استعداد سرشار دارند. اینها باید در سطح مملکت بسیج شوند و از اخبار مملکت کاملاً مطلع باشند بیدار و زنده و آگاه و هوشیار باشند اگر دیدند به قرآنشان به آزادی جامعه و حقیقت و شرافت جامعه میخواهند ضربهای وارد سازند مردانه قد علم کنند و دفاع نمایند. دسته سوم آنهائی
هستند که بیان و قلم ندارند آنها باید در شهری که زندگی میکنند اطرافیانشان را آگاه و هوشیار سازند آقایان این مسئولیتی سنگین بر دوش همه ما است و لذا وقتی از امام صادق (ع) میپرسند آقا در زمان غیبت رهبر مردم چه کسی است امام پاسخ میدهد رهبر شدن چهار شرط دارد هر کسی که این چهار شرط را دارا باشد او رهبر است و اضافه میکند آقایان امروز با شرایط فعلی هر امام جماعتی که آگاه بود روشن بود فکر او فکر آن مرجع بزرگ بود پشت سر او نماز بخوانید هر واعظی که در این مسیر بوده سازنده است بروید پای منبرش تشویقش کنید از او حمایت نمایید. امروز کتابی که تحرک ایجاد میکند و درد جامعه را بیان مینماید آن کتاب را روی چشمانتان بگذارید سپس در مورد ابوذر مطالبی عنوان میگوید وقتی که معاویه خواست او را از وطنش بیرون نماید ابوذر به معاویه گفت اینجا وطن من نیست اینجا جهنم است وطن من جائی است که بتوانم حرفها را آزادانه بگویم در مورد حضرت زینب کبری میگوید او نوکر و کنیز داشت ثروت داشت اما وقتی مسئله وظیفه پیش میآید همه را رها کرده شبها در خرابه میخوابید اما دست از هدف برنمیدارد از اولیا رد میشویم میرسیم به علما شما در طول تاریخ نگاه کنید چقدر از علمای ما در گوشه زندان جان دادند چقدر از علمای ما در تبعیدگاهها جان دادند به خاطر اینکه امر به معروف و نهی از منکر واقعی داشتند همین جوری پیش میآییم میرسیم به زعیم عصرمان و مرجع عصرمان آقایان عزیز این مجلس باشکوه است این مجلس از طرف کسبه باشرافت و باوقار قم تشکیل شده است به خاطر تسلیت به مرجع مسئول ما مرجع بیدار ما مرجع مجاهد ما امید ملت ایران و همه کشورهای اسلامی دنیا نجاتبخش ملت روشن کننده افکار ملت دوست ملت دلسوز ملت، یاور ملت، قربانی ملت یعنی آقا ما چشممان به راه است ما همان مردم قم هستیم که خیابان تهران را برایت قالی فرش کردیم آقا منتظر تو هستیم تو جان ما هستی اگر جان در کالبد نباشد کالبد به درد نمیخورد تو قرآن ما امید جوانان ما هستی ما هنوز چشم به راه هستیم چشم به راه نجف است آقا چه روزی میشود که بگویند آقا دارد میآید که خاک پای تو را توتیای چشم خود قرار بدهیم سپس تعریف زیادی از خمینی و فرزندش مینماید و اضافه میکند مردم دنیا و ما چشممان بعد از آقا به دو نفر بود یکی که گرفتار و زندانی میباشد خداوند همه گرفتاران را نجات بدهد (مردم آمین میگویند) دیگر فرزند والا مقام آقای سید مصطفی خمینی (صلوات خیلی بلند مردم) خلخالی به اندازه 15 دقیقه از شجاعت، استقامت، فضل علم و تقوای خمینی تعریف و توصیف بیش از اندازه مینماید. امروز یگانه دستهای که سعادت و خیر شما مردم را میخواهند روحانیت راستین است روحانیت با هدف و مسئول متعهد و حقیقی است شما مردم هم باید در مقابل آنها را پشتیبانی کنید سپس مردم را تشویق در شرکت مجالس ختم مصطفی خمینی میکند و میگوید از آقایان تقاضا میکنم که در این مجلس شعار ندهند.
ای مرجع بزرگ آیتاله خمینی (صلوات) اگر چه در نجف تبعید هستی یگانه مرجع تقلید هستی ای خدا ایران ما چند میلیون جمعیت دارد صدی هشتاد نفرشان از روشنفکران همه مقلد دلسوز این مرجع هستند ای خدا به همین زودی چشممان را به دیدار او روشن بفرما.
نظریه شنبه: به نظر میرسد نوارهای مضره وسیله اشخاص در اختیار وی قرار میگیرد چنانچه مشارالیه چند مدتی تحت مراقبت قرار گیرد امکان شناسایی دوستان و همفکران وی مقدور خواهد شد.
نظریه یکشنبه: نظریه شنبه مورد تایید است و هرگونه اقدام مستقیم باعث لو رفتن شنبه خواهد شد به شنبه توصیه گردید که ارتباط خود را با سیدرضا حسینی بیشتر نماید ضمناً چهار حلقه نوارهای مذکور موجود میباشد که پس از پیاده کردن قسمتهایی از آنها متعاقباً تقدیم خواهد گردید. هوشمند
نظریه چهارشنبه: در مورد حادثه اخیر قم عدهای از طلاب مخالف و متعصبین مذهبی معتقدند که تعداد کشتهشدگان بیش از آن عده بوده که در جراید درج و مننتشر گردیده است و اغلب با عنوان این مطلب سعی دارند که عقاید و افکار عمومی را نسبت به دستگاه بدبین و بدین طریق ایجاد نارضائی نمایند %ب
توضیحات سند:
1. به مقاله روزنامه اطلاعات 17 دی 1356 اشاره دارد.
2. آیتالله حاج شیخ محمد صادق خلخالی، فرزند یدالله در سال 1305 ﻫ ش در گیوى از توابع خلخال در خانواده مذهبى دیده به جهان گشود. تحصیلات آغازین خود را در زادگاهش شروع کرد. پس از اخذ ششم ابتدایى جهت تحصیل علوم حوزوى به اردبیل رفت و در مدرسه حاج ملاابراهیم مشغول تحصیلات دینى شد. امثله تا صمدیه را در آنجا، به مدت یک سال خواند. آنگاه به دستور پدرش، راهى حوزه علمیه قم شد و درسهاى حوزوى را از کتاب سیوطى آغاز کرد و مطول، مغنى، معالم، حاشیه و قوانین را تا آخر خواند. او از همان زمان ورود، با شهید آیتالله مصطفى خمینى آشنا و هم بحث شد. بعد از تکمیل تحصیلات سطوح مقدماتى و عالى و فلسفه، به درس خارج پرداخت. اساتید برجسته وى عبارتند از حجج اسلام و آیات عظام آقایان: عباسعلى نجف آبادى، شیخ على پناه اشتهاردى، عبدالجواد اصفهانى، مجاهد تبریزى، سیدمحمد حجت، سیدحسین بروجردى، علامه سیدمحمدحسین طباطبایى و امام خمینى(ره). وى مىگوید: «به مدت 14 سال در درس امام خمینى شرکت جسته و اصول را دو دوره و نیم و فقه را از اول طهارت تا حدود و سپس مکاسب بیع را خواندم.» فعالیتهاى سیاسى آقاى خلخالى به دوران فدائیان اسلام باز مىگردد. وى در همان سالِ تبعید امام(ره)، مجدداً به زندان افتاد. بعد از آزادى، یک سال به انارک یزد و دو سال به رودبار تبعید شد. او بعد از پایان سال هاى تبعید تا شهادت آقامصطفى، در افشاى جنایات حکومت پهلوى سهم به سزایى داشت، بارها از طرف حکومت شاه به شهرهاى مختلفى به قرار زیر تبعید شد: چهار ماه به رفسنجان، دو ماه به لار فارس، چهار ماه به بانه و چهار ماه به بندر لنگه. پس از آن که امام به فرانسه هجرت کرد، وى نیز به آنجا رفت و بیست روز در نوفل لوشاتو ماند. پس از پیروزى انقلاب اسلامى، بنا به فرمان حضرت امام(ره) محاکمه سران طاغوت را به عهده گرفت و در مشاغل و سمتهایى چون: حاکم شرع دادگاههاى انقلاب اسلامى (خوزستان)، سرپرست کمیته مبارزه با مواد مخدر، نماینده مردم قم در مجلس شوراى اسلامى دوره اول و دوم، نماینده مردم استان تهران در مجلس خبرگان انجام وظیفه کرد. وى همچنین کتابهایى در ابواب مختلف فقه منتشر کرد و چندین اثر عرفانى و تاریخى هم به رشته تحریر درآوردهاند. یکى از آثار وى خاطرات اوست که ماجراى اعدام سران رژیم پهلوى را فاش کرده است. آیتالله خلخالى در سال 1382 دارفانى را وداع گفت. رجوع شود به کتاب: آیتالله محمدصادق خلخالی به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی1384
3. سید عبدالرضا حجازى، فرزند سید محمد طاهرى در سال 1313 ﻫ ش در شهرضا متولد شد. پس از اتمام دروس ابتدائى و متوسطه وارد شهر اصفهان شد و به مدت 2 سال در حوزه اصفهان از محضر آیتا... شیرازى استفاده نمود، سپس در سال 1329 براى ادامه تحصیل به شهر قم سفر کرد. وی پس از تکمیل سطوح از محضر آیتالله العظمی سیدحسین بروجردى و آیتالله سیدمحمد مجاهدى و شرکت در درس تفسیر علامه سیدمحمدحسین طباطبائى در سال 1340 به تهران آمد و به تبلیغ دین پرداخت. حجازی در دانشگاه الهیات دانشگاه تهران در رشته فلسفه موفق به اخذ لیسانس شده و سپس دکتراى خود را در شهر آنکارا دریافت کرد. پرونده موجود در ساواک نشان مىدهد که سید عبدالرضا حجازى از روحانیون ثابت قدم میدان مبارزه نبوده و به رغم اینکه چندین نوبت از سوى ساواک به علت مبارزه و فعالیتهاى سیاسى مؤاخذه، دستگیر و یا ممنوعالمنبر شده بود، ولى هر بار با درخواست مساعدت و اظهار تمایل به همکارى با ساواک و تقاضاى عفو و پناهندگى به فعالیتهاى خود ادامه میداد. ساواک او را به تزلزل فکرى مىشناخت و از او بهره مىبرد. وى پس از پیروزى انقلاب اسلامى در حدود سال 1361 همراه با صادق قطبزاده و همکارانش به اتهام اقدام علیه امنیت کشور و توطئه علیه جمهوری اسلامی در دادگاه انقلاب محاکمه و محکوم به اعدام شد. وى داراى تألیفاتى همچون کتاب سیستم اقتصادى اسلام و کتاب رسالت قرآن مىباشد.
4. این نوارهای سخنرانی مربوط است به بزرگداشت شهادت آیتالله سید مصطفی خمینی در قم و تهران. سخنرانی آیتالله خلخالی احتمالاً مربوط است به روز 11 /9 /56 و مراسم بزرگداشتی که در مسجد اعظم قم برای چهلم شهادت حاج سید مصطفی خمینی ایراد شد.
5. اصل: سخره ها
6. منبع به احتمال زیاد اشتباه کرده و مأمون را به جای منصور ضبط کرده است.
7. اصل: انسان
منبع:
کتاب
انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان مازندران، کتاب 03 صفحه 73



