توکل
متن سند:
توکل:
«... یا در توکل و همچنین توکل میگفتیم یک فردی میخواهد توکل به خدا بکند؛ یعنی خدا را وکیل خودش قرار بدهد؛ این مال وقتی است که دیگر از موارد محسوس انسان مثلاً عاجز شود و در دسترس انسان نباشد. پارامترهای محسوس و مادی آن وقت یک سری زاویههایی که مثلاً در دید بشر نمیگنجد این را مثلاً به خدا محول بکنیم. حالا ممکن است این کلام درست باشد اما این را در برخورد و نفی حالت مقابل یعنی آن طیف مقابل میگفت با توکل مثلاً شاه را از ایران بیرون کنیم. توکل بر خدا کنیم و با توکل مثلاً نفی مبارزه بکنیم. ولی ما با اثبات مبارزه نفی توکل میکردیم ولی در عمق تحلیلهایمان آن زمان هم بعد به تدریج نظرمان خُب توکل مثلاً یعنی اتخاذ وکیل حالا با آن وکیل همه کاره که انتخاب کرده یک وقتی است که در معادلات معمول انسان همه راهها را طی کرده باشد. همه مسایل را امتحان کرده باشد، بعداً یک سری زوایایی هست که از چشم و عقل بشر مخفی است و میگوید خدایا مثلاً تو وکیل باش یا توکل بر تو میکنیم اینکه واژههای مشابهی را. حالا رضا و تسلیم نه به آن صورت خیلی در تحلیلهای ما جا نداشت. دستخوش افراط و اینها قرار نمیگرفت.»23
توضیحات سند:
1. نوار شماره 3.
منبع:
کتاب
بنبست - جلد اول / مهدی هاشمی ریشههای انحراف صفحه 146