تاریخ سند: 8 تیر 1349
موضوع : جلسه بحث و تفسیر هفتگی مسجد هدایت
متن سند:
شماره : 15709 /20 ه 3
در جلسه مذکور پس از اداء نماز جماعت و قرائت قرآن آقای شیخ محمد
امامی کاشانی در ساعت 2030 به منبر رفت و درباره جنگ بدر آغاز سخن نمود
و گفت در جنگ بدر کسانی که به خداوند و روز جزا ایمان داشتند و از تمام علایق
دنیوی خود گذشته بودند خداوند خواب را برای آسایش آنها به آنان عطا فرمود
و سربازان 313 نفری اسلام آن چنان درسی به سپاه ده هزار نفری دشمن دادند
که در تاریخ ثبت شده است.
بنابراین می شود با سپاه کم بر
دشمن غالب شد البته نه مثل
هفتصد میلیون مسلمان به
خواب رفته که قدرت و اراده
هیچ کاری را ندارند خداوند
هم عزت می دهد و هم ذلت، ما
نباید بنشینیم و شاهد یاوه
گوئی هائی به اسم دین باشیم
یزیدبن معاویه و ابوسفیان و
دستگاه های ظلم همیشه به
طرفداری [دروغین] از دین و
حمایت آن برخاستند ولی
خداوند چهره کثیف
جنایتکاران را نشان می دهد و
آنان را به مردم می شناساند
حالا نشد ده سال بعد بالاخره چهره خود را نشان می دهند تا دنیا باقیست حق و
عدالت باقی است.
ناطق در ساعت 2130 به وعظ خود پایان داد و جلسه ختم
شد تعداد شرکت کنندگان حدود یک صد نفر و اشخاص شناخته شده عبارت
بودند از آقایان سید محمود طالقانی، صدر واثقی معلم در کرج که مؤلف کتاب
سید جمال الدین اسدآبادی1 نیز می باشد.
میرزائی اهل طالقان معلم دبیرستان
کمال نارمک می باشد و در یک دبیرستانی نیز در قلهک تدریس می کند.
مهدی
خمسی.
محمدعلی یزدان پناه.
محمدصادق قاضی طباطبائی.
مصطفی صادقی.
احمد فراهانی.
محمدعلی قیومی هوشیاری.
علی اکبر پوراستاد.
حسین و علی
عدالت منش.
دکتر سحابی.
محسن امامی غفاری.
محمدعلی رجائی.
محمد
بهفروزی.
احمد علی بابائی.
محمد بسته نگار.
سیدباقر ابطحی.
ابوالفضل
حکیمی.
رجبعلی زعیم زاده معروف به میرفندرسکی شغل آشپز.
برادران
موسوی (نقی و اکبر) شغل جگرفروش.
روزنامه فروش مقابل سینما ایفل.
علی
دانش منفرد وفائی (دوست محمدعلی یزدان پناه) اسماعیل کریمخانی.
مهندس
عربشاهی و بهبهانی اهل شمال و حسام الدین انتظاری که مخارج این جلسه را به
مناسبت چهلم وفات پدرش
تأمین نموده است.
توضیح منبع : مشخصات
بیشتر یکی دیگر از
شرکت کنندگان در جلسات
مسجد هدایت بنام عبداله
حسینی عبارت است از : نام
عبداله شهرت حسینی فرزند
محمود شغل سبزی فروش
محل کار خیابان اسلامبول
پاساژ مقابل مسجد هدایت
ساکن تهران خیابان شاهپور
مقابل در غربی پارک شهر
کوچه جنب نمایشگاه مبل
ثابت دست راست یک
درمانده به آخر ضمنا نامبرده
نیز از طرفداران خمینی و طالقانی می باشد و در منزلش عکس هائی از دکتر
محمد مصدق و خمینی موجود است.
نظریه رهبر عملیات : رهبر عملیات نظری ندارد.
آمال
نظریه 20 ه 3 : 20 ه 3 نظری ندارد.
دایره برررسی ـ بهره برداری شود.
9 /9 /49
123017 ـ تشکیل جلسات ـ جمعیت نهضت آزادی ـ رابطه با روحانیون
تکثیر شد بایگانی شود.
30 /9 /49
توضیحات سند:
1ـ سیدجمال الدین اسدآبادی
در شعبان 1245 ه ق در
روستای اسدآباد از توابع
همدان به دنیا آمد.
خانه محل
تولد او هنوز موجود است و
عموزادگان و دیگر بستگان
معاصر او، آنها که اکنون در
اسدآباد به سر می برند، آنان را
می شناسند.
مادر جمال الدین
«سکینه بیگم» دختر میر
شرف الدین حسینی قاضی است.
وی به دست پدرش از پرورش
نیکویی برخوردار شد.
پدرش
به فرهیختن او پرداخت و خود
مبانی و مقدمات را به او
آموخت.
از همان هنگام
نشانه های نبوغ در او هویدا بود،
از هوش سرشار و تیزبینی،
ژرف نگری و کنجکاوی
برخوردار بود، آنچه که از همان
نخست نشانگر دستاوردهای
واپسینش بودند.
وی حافظه ای
شگفت انگیز داشت که از عوامل
اصلی پیشرفتش بود.
سیدجمال
در سال 1264 ه ق با پدرش به
قزوین رفت آنها دو سال در
قزوین ماندند و در آنجا باز
پدرش او را آموزش داد و با
اشتیاق فراوانی در کار آموزش
او می کوشید در اوایل 1266 با
پدرش به تهران رفت و به خانه
حاکم اسدآباد در محله سنگلج
وارد شدند آنگاه جمال الدین به
خدمت علامه سیدصادق
سنگلجی مشرف شد و از محضر
او استفاده کرد و همو بود که
لباس روحانیت را به
سیدجمال الدین پوشاند و عمامه
بر سرش نهاد.
سید جمال پس از
چند ماه به عراق مهاجرت کرد.
در هنگام ورود به نجف از مرجع
آن روز شیعیان، شیخ مرتضی
انصاری دیدار کردند او چهار
سال در نجف ماند و در آن
مدت علوم اسلامی را آموخت و
فقه و اصول و حدیث و تفسیر و
کلام و هیئت را نزد استادان
زبردست این علوم تلمذ کرد.
وی
با هوش سرشار و حافظه
نیرومندش توانست در همین
مدت کم به پایه بزرگان این
رشته ها برسد و نام آور شود و
آن گاه که سید هنوز نوجوانی بیش
نبود، در محافل علمی نجف
درخشید.
سیدجمال الدین در سال 1270
هق به هند مسافرت کرد و سپس
کشورهای جهان اسلام و اغلب
کشورهای اروپای غربی را مورد
بازدید قرار داد.
شاید بتوان گفت
حضور وی در مصر مهم ترین
دوره از حیات وی به شمار
می آید زیرا استقبال گرم حلقه های
روشنفکرانه از او باعث شد که
سید جمال مدت بیشتری در مصر
بماند، در آنجا اندیشه های جدید
خود را منتشر کرد و شیخ محمد
عبده را تحت تأثیر قرار داد و به
خود جذب کرد و بسیار کوشید تا
جوانان مصری را از خطرهای
تسلط خارجی آگاه سازد.
ولی
سرانجام عقاید مترقیانه مذهبی
او، متکلمان محافظه کار و به ویژه
دشمنان سیاسی او از جمله بریتانیا
را رنجاند و نتیجتا در سال 1297
ه ق از مصر اخراج شد.
سید جمال
بعدها با همکاری شیخ محمد عبده
در پاریس مجله هفتگی
«العروه الوثقی» را انتشار داد که
هدف از آن شورانیدن مسلمانان
بر ضد استثمار غربی بود.
در خلال
این سفرها با بسیاری از اخلاق و
فرهنگ و خوی ملت ها آشنا شد و
با شمار فراوانی از پادشاهان و
وزیران و بزرگان و امیران و
مردان دانش و سیاست و...
هم
سخن شده و به بحث و روشنگری
آنان پرداخت در هر سرزمینی
فرود آمد، انقلابی فکری پدید
می آورد.
و حکام و
صاحب منصبان و روحانیون
وابسته به آنان تحمل شنیدن
اندیشه های اصلاح گرایانه و
وحدت آفرین وی را نمی داشتند.
علی رغم دعوت ناصرالدین شاه
از وی و تقربی که به دربار پیدا
می کند نهایتا در مقابله با
اندیشه های وی مجبور می شود
در سال 1309 ه ق وی را از ایران
اخراج کند.
نامه سیدجمال الدین
به میرزای شیرازی و تشویق و
ترغیب ایشان به مخالفت و
صدور فتوای تاریخی تحریم
تنباکو از جمله اسناد پرارزش
تاریخی است که نمایانگر اندیشه
عمیق و جامع نگر این بیدارگر
جهان اسلام می باشد.
سیدجمال الدین زبانهای فارسی،
عربی، انگلیسی، ترکی، فرانسه،
را خوب می دانست.
و در خلال
این گشت و گذرها، آوازه گر
دعوت اسلامی و بیدارکننده
ملت ها به شمار می رفت.
در سال 1310 ه ق بنا به دعوت
سلطان عبدالحمید به استانبول
رفت و سلطان به ظاهر او را
بزرگداشت و مقام والای داد.
سلطان در پی یکپارچگی
کشورهای اسلامی، از
اندیشه های درست و به جای سید
بهره می برد تا آن که در شوال سال
1314 ه ق به شهادت رسید و در
همانجا، در گورستان ویژه
دانشمندان و اولیا (شیخلر مزار
لعنی) به خاک سپرده شد.
درباره علت مرگ سید اختلاف
است.
گروهی می گویند او براثر
زهری که در قهوه اش ریختند
کشته شد و برخی می گویند در اثر
سرطان فک درگذشت و این
مرض ناشی از ماده ای سمی بود
که در لبش تزریق شد که
حالتی مانند سرطان را در او
پدید آورد.
گروهی سلطان
عبدالحمید را متهم می کنند که
پزشک معالج خود را بر آن
داشت که شاهرگش را بزند و
گروهی هم گفته اند که او به مرگ
طبیعی درگذشت.
(به نقل از
طبقات اعلام الشیعه، شیخ آقا
بزرگ تهرانی) جهت اطلاع از
زوایای برجسته سیاسی، دینی و
بیدارگری سیدجمال الدین
اسدآبادی و اثرات فکری
عمیقی که در جهان اسلام پدید
آورد به کتابهای زیر مراجعه
نمایید: 1ـ بیدارگران اقالیم
قبله، محمدرضا حکیمی 2ـ جلد
اول نشریه تاریخ و فرهنگ
معاصر (ویژه سیدجمال الدین
اسدآبادی)، به تاریخ مهر ماه
1370.
3ـ تاریخ نهضت های
دینی ـ سیاسی معاصر، دکتر
علی اصغر حلبی، تهران، 1374.
4ـ سیدجمال الدین حسینی
پایه گذار نهضت های اسلامی،
صدر واثقی انتشارات پیام سال
1356.
منبع:
کتاب
پایگاههای انقلاب اسلامی، مسجد هدایت به روایت اسناد ساواک - جلد دوم صفحه 140