تاریخ سند: 18 مهر 1346
هموطنان ـ دانشجویان
متن سند:
تاریخ: 18 /7 /1346
هموطنان ـ دانشجویان
اخبار موثق حاکیست که بر خلاف دستورات بخشنامه ما ـ کنسول شاه در سانفرانسیسکو در صدد برگزاری جشن تاجگذاری میباشد. لکن تا این تاریخ محل و تاریخ دقیق برگزاری این جشن در دست نیست. بر کلیه ایرانیان مقیم کالیفرنیا است که از هم اکنون خود را برای شرکت در جشن تاجگذاری سانفرانسیسکو آماده نمایند.
بیائید سالن جشن را به سالن تظاهرات علیه حکومت سیاه شاه مبدل سازیم.
مازیار
مراسم تجلیل تاجگذاری در سانفرانسیسکو
(پرده کنار میرود) در میان ولولۀ شادی و قهقهۀ حضار (دوستان و هم پیالههای کنسول و ایادی سازمان امنیت) در میان چک و چک صدای گیلاسهای شامپانی ـ کنسول پشت تریبون قرار میگیرد تا تاجگذاری فرخنده شاهنشاه آریامهر را تبریک گوید. که ناگهان...
.....ناگهان نفس در گلویش حبس میشود و خون در شریانش منجمد میگردد. زیرا که ناگهان فریاد خلق ستمدیده ایران از گلوی تودههای دانشجو برخاسته چون رعد ساختمان بلورین هتل و قلبهای منجمد «حضار» را به لرزه میآورد... دانشجویان از اقصی نقاط کالیفرنیا گرد آمده ـ به عنوان آخرین و یگانه نماینده ملت زجر کشیده ایران فریاد بر میآورند: «مرگ بر شاه...... مگر بر جلاد....»
کنسول پس از لحظهای بهت به خود میآید ـ و با نگاهی به دوستان عزیز و نیرومند خود (عمال سازمان امنیت و افراد پلیس آمریکا) دستور حمله میدهد و ایشان بی درنگ چون سگانی قوی هیکل به طرف دانشجویان حمله ور میشوند.
(دوباره پرده کنار میرود) در سالنی مخروبه با در و پنجره شکسته و به خون و شامپانی آغشته ـ کنسول در گوشهای سر بر جبین گرفته آرام آرام میگرید.... دلش بیش از پیش مملو از کینه دانشجو ـ و قلبش هراسان از بیم استیضاح و تو سری اربابها.... سگهایش خسته ـ با دندانهای خونین ولی بدنهایی زخم خورده پیش پایش نشستهاند و طلب اجرت میکنند.
آیا صحنهای از این دلخراش تر دیده اید؟
در آن طرف صحنه ـ دانشجویان ـ خونین ولی ظفرمندانه ـ خسته ولی با سرهایی پرشور و خستگی ناپذیر ـ پیش میروند ـ و همدل و همصدا این سرود را میخوانند:
تا مرگ دیکتاتورها نهضت ادامه دارد
(... و پرده هرگز نمیافتد ـ زیرا که صحنه را انتهایی نیست....)
منبع:
کتاب
جشن تاجگذاری صفحه 408
