تاریخ سند: 14 تیر 1355
درباره: صورت اسامی روحانیون ممنوعالخروج
متن سند:
شماره: 611/ 2 ﻫ 1 تاریخ: 14 /4 /2535[1355]
از: سازمان اطلاعات و امنیت مازندران
به: مدیریت کل اداره سوم 312
درباره: صورت اسامی روحانیون ممنوعالخروج
بازگشت به شماره 8653/ 312- 19 /11 /2534
بدینوسیله لیست روحانیون ممنوع الخروج از کشور[که] مربوط به منطقه استحفاظی این سازمان میباشد به پیوست ایفاد میگردد.
رئیس سازمان اطلاعات و امنیت مازندران- عمید
از طرف بیگدلی
1ـ شیخ محسن نوری متقی1 فرزند ابراهیم متولد 1313 شماره شناسنامه 4302 صادره از همدان
2ـ شیخ محمدتقی نحوی2 فرزند محمدحسن متولد 1314 شماره ـــ صادره از رامسر
3ـ شیخ حسن محمودی تنکابنی3 فرزند عبدالمجید پیشنماز مسجد جامع خرم آباد شهسوار
4ـ سید حجتاله کاظمی مازندرانی معروف به (موسوی) فرزند سید ذبیحاله متولد 1279 شماره شناسنامه 34890 صادره از تهران پیشنماز مسجد جامع چالوس
5ـ شیخ خلیل محقق فرزند قربان متولد 1321 شماره شناسنامه 34 صادره از نوکنده
6ـ شیخ عبدالنبی احمدی فرزند حجتاله متولد 1322 شماره شناسنامه 420 صادره از گرگان
7ـ شیخ محمدعلی روحانیفرد فرزند میرزا متولد 1325 شماره شناسنامه 9 صادره از ایلوار گرگان
8ـ شیخ محمد کاظم محامدی4 فرزند احمد متولد 1313 شماره شناسنامه 13 صادره از بابل
9ـ شیخ هادی روحانیراد فرزند دوستمحمد متولد 1302 شماره شناسنامه 452 صادره از کلهبست بابل
10ـ شیخ حسن فقیه علی آبادی5 فرزند حبیباله متولد 1314 شماره شناسنامه 1456 صادره از شاهی
11ـ شیخ عبدالوهاب قاسمی فرزند عزیزاله متولد 1312 شماره شناسنامه 222 صادره از شاهی
12ـ شیخ عبداله نظری6 فرزند عبدالنبی متولد 1311 شماره شناسنامه 311 صادره از شاهی
13ـ شیخ عبدالکریم رزاقی7 فرزند حسینعلی متولد 1320 شماره شناسنامه 157 صادره از شاهی
14ـ شیخ محمدجعفر رحمانی خلیلی 8 فرزند حسین متولد 1327 شماره شناسنامه 2041 صادره از بهشهر
توضیحات سند:
1. حجتالاسلام محسن نوری متقی، فرزند ابراهیم در سال 1313ﻫ ش در همدان به دنیا آمد. بر اساس گزارش ساواک در تاریخ 23 /12 /45 «وی از وعاظ ناراحت و طرفدار خمینی ساکن بخش نشتارود (از توابع شهرستان شهسوار) میباشد و با افرادی که تمایلاتی نظیر وی دارند در آن منطقه تماس و مراوده دارد و بعضاً به نفع خمینی فعالیّتهایی انجام میدهد.» (اسناد ساواک ـ پرونده انفرادی)
2. حجتالاسلام محمّدتقی نحوی، فرزند محمّدحسن در سال 1314 ه ش در رامسر به دنیا آمد. پدرش در کسوت روحانیت بود. نحوی در 1324 ش به مکتب خانه رفت. از 1330 ش مقدمات علوم دینی را از شیخ علیاکبر الهیان فراگرفت. آنگاه به قزوین رفت و در مدرسهی التفاتیه فراگیری مقدمات را ادامه داد. پس از پنج سال رهسپار قم شد و دورۀ سطح را نزد حضرات آیات: محمّد تقی ستوده، مصطفی اعتمادی، جعفر سبحانی، صالحی نجفآبادی و سیدمحمّدباقر سلطانی طباطبایی به پایان رساند.همچنین از درس فلسفه آیتالله شهید محمّد مفتح و حسن حسنزاده آملی بهره برد.همزمان در حوزهی تفسیر و اخلاق حضرات آیات: علی مشکینی و حسنزاده آملی حضور یافت. سپس دروس خارج را نزد حضرات آیات: سیدمحمّد محقّق داماد، میرزا هاشم آملی، سیدصادق روحانی و سیدمحمّدرضا گلپایگانی فراگرفت. کتاب سه گفتار حدیث و حکایت و اشعار تألیف اوست. نحوی در دوران انقلاب به فعالیّتهای سیاسی روی آورد و به پخش اطلاعیه و نوارهای سخنرانی امام خمینی (ره) و افشاگری در شهرهای مختلف پرداخت.وی به همین سبب در نوشهر دستگیر شد. از فعالیّتهای اوست: تأسیس مدرسهی علمیّهی المهدی (عج)، کتابخانه، مجتمع حمایت از اطفال بی سرپرست، مدرسهی علمیّهی جواهرده، بازسازی سه مسجد، احداث مصلّی و غسالخانه در گلزار شهدای رامسر. نحوی در 29 دی 1360 ش به امامت جمعه رامسر منصوب شد و مدّتی این مسئولیت را به عهده داشت. در حال حاضر مدرّس حوزهی علمیّه المهدی رامسر میباشد. دانشنامه ائمه جمعه کشور، به اهتمام سید محمّدکاظم مدرّسی و میرزا محمّد کاظمینی (یزد: انتشارات برگ رضوان، چاپ اول، جلد دوم ،1384)، صص 929 و 930)
3. حجتالاسلام حسن محمودی تنکابنی، فرزند عبدالمجید در سال 1317ﻫ ش در مرزدشت تنکابن به دنیا آمد. وی قبل از انقلاب پیش نماز مسجد جامع خرم آباد تنکابن بود و بعد از انقلاب حاکم شرع هیئت واگذاری زمین نوشهر و چالوس و رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس بود. (اسناد ساواک ـ پرونده انفرادی)
4. حجتالاسلام حاج شیخ محمّدکاظم محامدی کلهبستی، فرزند احمد در سال 1313ﻫ ش در روستای کلهبست بابلسر دیده به جهان هستی گشود. دروس مقدّماتی را در محضر پدر بزرگوارش آغاز کرد، سپس برای ادامه ی تحصیلات حوزوی به مدارس علمیّهی مولانا و صدراعظم بابل رفت و ازعلما و مدرّسان این شهر بهره مند شد. آن گاه با پدرش عازم شهر مقدس قم شد و همراه با برادرش شیخ محمّدجواد که در آن شهر مشغول فراگیری علوم اسلامی بود، به تحصیل علوم دینی پرداخت.پس از تلمذ از محاضر علماء حاج آقا ستوده، حاج آقا بتولی رشتی و حاج میرزا حسین نوری همدانی عازم نجف اشرف شد. در آن جا از فیض حضرات آیات سید اسدالله مدنی، شیخ محمّد رحمتی کرمانی، حاج شیخ محمّدتقیآلرازی، حاج میرزا ولی آقا فلسفی، حضرت امام خمینی(ره)، آیتالله العظمی خویی و آملی بهرههای فراوانی برد و پس از اتمام دروس به ایران و شهر بابل مراجعت کرد، ایشان هم اکنون امام جماعت مسجد برج بن بابل میباشد.
بابل سرزمین طلای سبز، صمدصالح طبری( تهران: فکر روز، 1387) صفحه 297 و 298.
5. حجتالاسلام شیخ حسن فقیه علیآبادی، فرزند حبیبالله در سال 1314ﻫ ش در کوچکسرای قائم شهر به دنیا آمد. وی قبل از انقلاب امام جماعت مسجد عشقی شهرستان قائم شهر بود. برابر اعلام شهربانی شاهی [قائم شهر]:«در ساعت 30 /9 روز 12 /4 /1348 مسجد عشقی شهرستان مزبور وسیله مأمورین شهربانی بازرسی و از قفسه کتابهای مسجد تعدادی اوراق مضرّه ازقبیل هدف روحانیون از مبارزه اخیر و بیانیههای حوزهی علمیّهی قم کشف گردید لذا با توجه به این که آقای بابالله صمدی فرزند خیرالله خادم مسجد عشقی میباشد و آقایان محمودپور حیدریان فرزند محمّدعلی، ولیالله زمانی فرزند فرج و آقای فقیه اعضاء انجمن تبلیغات اسلامی شاهی بوده و احتمال میرفت اختفاء این اوراق از ناحیهی آنان صورت گرفته باشد یادشدگان به همین اتهام دستگیر و به ساواک اعزام گردیدند. نامبردگان در تاریخ 15 /4 /48 به دادسرای نظامی دادگاه عادی استان مازندران اعزام گردیدند که در تاریخ 16 /4 /48 آقایان زمانی، فقیه و پورحیدریان بدون قرار آزاد و آقای بابالله صمدی هم با اخذ ضامن (به علّت این که خادم مسجد بود) آزاد گردید. و در 9 /5 /48 قرار منع پیگرد این 3 نفر صادر شد». براساس گزارش ساواک مازندران به اداره کل سوم در 14 /4 /55 نام وی در لیست روحانیون ممنوع الخروج از کشور بود. وی در سال 1358 درگذشت. (اسناد ساواک ـ پرونده انفرادی)
6. آیتالله عبدالله نظرى خادمالشریعه، فرزند عبدالنبى در سال 1311 ه ش در روستای خردمندی چال زیرآب سوادکوه مازندران به دنیا آمد. ساواک مازندران طىّ نامهاى در سال 55 به مرکز نوشت: «نامبرده یکى از روحانیون طراز اول سارى و حومه مىباشد و در بین قاطبه مردم از نفوذ و احترام خاصى برخوردار است» ساواک مرکز نیز به مازندران نوشت: «نامبرده از جمله روحانیون افراطى و ناراحت سارى بود که با وجود تذکرات مکرّر که به او داده شد همواره بر روى منابر در مجالس و محافل مذهبى مطالب تحریکآمیز و نامناسبى عنوان نمود. در مورد دادن زکات فطره به مستمندان فتاوى آیات از جمله خمینى را قرائت که مستمعین با شنیدن خمینى صلوات مىفرستادند براى نظرى از قم نشریات و رسالهی کتبى ارسال مىشود که بین آنها توضیحالمسائل خمینى نیز مىباشد.» (اسناد ساواک ـ پرونده انفرادى).
7. حجتالاسلام شیخ عبدالکریم رزاقى، فرزند حسینعلى، در سال 1320 ه ش در حاجىآباد سارى به دنیا آمد. براساس گزارش ساواک: «در سال 50 تعدادى اعلامیّه [امام] خمینى در سارى پخش گردیده بود که پس از تحقیقات لازم معلوم گردید یکى از توزیعکنندگان این اعلامیهها متّهم فوق مىباشد لذا در تاریخ 29 /10 /50 بازداشت شد با توجه به محتویات پرونده و تحقیقات انجام شده چنین استنباط مىشود که نامبرده ندانسته و بدون آنکه قصد و نیتى داشته باشد وسیلهی توزیع اعلامیّه [امام] خمینى قرار گرفته و دلائل و مدارکى که فعالیتهاى گذشته وى را به نفع [امام] خمینى تأیید نماید موجود نبوده از این رو آزاد شد. وى در سال 55 جزء روحانیون ممنوعالخروج از کشور بود.» (اسناد ساواک ـ پرونده انفرادی)
8. حجتالاسلام شیخ محمّدجعفر رحمانی خلیلی، فرزند شیخ حسین در سال 1327 ه ش در نجف اشرف به دنیا آمد. ساواک مازندران در 9 /4 /54 در گزارشی به ساواک مرکز درباره ایشان نوشت: «در 9 /4 /54 به مناسبت ولادت حضرت زهرا(س) در مسجد ملاصفرعلی بهشهر وی به منبر رفت و اظهار نمود حضرت زهرا در برابر حکومت خائن با قدرت از حق خود دفاع کرد سپس اظهار نمود مردم میگویند مشت با درفش سازش ندارد (روحانیون دست خالی هستند) ای وای ما چقدر بدبخت هستیم انسان باید از حق خود دفاع نماید و امروز روز تولد حضرت زهرا است ما باید عید داشته باشیم ولی چه عیدی تا زمانی که ما زندانیان بیگناهی در زندان داشته باشیم عید نداریم. » همچنین ساواک مازندران در تاریخ 25 /3 /55 در گزارشی به ساواک مرکز در خصوص ایشان نوشت: «نامبرده در مجلس سوگواری که در منزل شیخ محمّدصادق چالوئی در روز 14 /3 /55 برگزار بود و در حدود 50 نفر که در این مجلس شرکت کرده بودند به منبر رفت و اظهار داشت خانمهائی که در این مجالس شرکت مینمایند آمدن به روضه و گریه کردن فایده ندارد بروید دختران خودتان را تربیت کنید و درس شجاعت و انقلاب به آنها یاد دهید اسلام در معرض خطر میباشد فساد جامعه را فراگرفته است. نظریهی یکشنبه: ایشان در گذشته ضمن سخنرانی مطالب تحریکآمیزی عنوان مینمود که در سال 54 احضار و تذکر شدید به وی داده شد. » در تاریخ 14 /4 /55 نام ایشان در لیست روحانیون ممنوعالخروج توسط ساواک مازندران به ساواک مرکز آمده است. ساواک مازندران در 15 /9 /56 در گزارش خود به ساواک مرکز نوشت: «مورخهی 9 /9 /56 مجلس ختم مصطفی خمینی وسیله شیخ ابوالحسن فاضلی، شیخ حسینعلی زاهدی، شیخ محمّدجعفر رحمانی در مسجد جامع بهشهر برگزار گردید یادشدگان اعلامیّهای به همین مناسبت دستنویس کرده و به امضاء روحانیون بهشهر در منطقه مازندران پخش نمودهاند.... در این مجلس محمّدجعفر رحمانی به منبر رفت و سخنرانی نمود.... نظریهی چهارشنبه: سه نفر طلاب یاد شده از متعصّبین مذهبی و طرفدار جدی خمینی میباشند که اکثر مواقع از قم به بهشهر مسافرت و به نفع خمینی تبلیغ و فعالیت مینمایند اصلح است اعمال و رفتار یادشدگان در قم نیز تحت مراقبت دقیق قرار گیرد.» ساواک گرگان در تاریخ 8 /12 /56 در نامهای به اداره کل سوم ساواک درخصوص ایشان نوشت: «نامبرده طلبهی حوزۀ علمیّهی قم در چند روز اخیر مرتباً از بهشهر به قم تردد داشته و دیده شده که اعلامیههای مراجع تقلید را با خود حمل و در مورد وقایع قم برای اهالی صحبت و خود را یکی از مجاهدین معرفی نموده است.»
ساواک مازندران در تاریخ 15 /12 /56 به ساواک مرکز درباره ایشان نوشت: «به نامبرده تاکنون دوبار تذکر داده شد که در سخنرانیها از تحریک و ایجاد عصبانیت در مردم خودداری نماید مشارالیه برای آخرین بار جهت دادن تذکر احضار و مراتب از طریق شهربانی کتباً به وی ابلاغ گردید لیکن برای حضور تمکین نکرده و برابر اطلاع بهشهر را به مقصد قم ترک نموده است. خواهشمند است مقرر فرمائید از طریق ساواک قم احضار و نتیجه را به این سازمان اعلام نمایند.» براساس اسناد ساواک در سال 57 هم وی در منابر و در مساجد بهشهر سخنرانیهای تحریکآمیز زیادی ایراد نموده است و مردم را به قیام و شورش برعلیه رژیم دعوت مینمود و از طریق شهربانی محل احضار و به وی تذکر داده شد. ساواک مازندران در 2 /6 /57 به ساواک مرکز دربارهی ایشان نوشت: «نامبرده به علّت ایراد مطالب خلاف در مسجد راهآهن و ملاصفرعلی بهشهر از طریق شهربانی محل احضار و به وی تذکر داده میشود که از بیان مطالب تحریککننده خودداری نماید و نیز اجازهی سخنرانی در دو محل فوق به وی داده نشود لذا یاد شده فعلاً در گلوگاه مسجد کوپچی که قبلاً حسینعلی زاهدی سخنرانی میکرد وعظ مینماید.» (اسناد ساواک ـ پرونده انفرادی)
منبع:
کتاب
شهید حجتالاسلام محمدعلی روحانیفرد صفحه 213

