تاریخ سند: 30 آذر 1342
موضوع : مهندس شریف امامی رئیس مجلس سنا
متن سند:
شماره : 770/ن /300
در محافل سیاسی شهرت دارد در مقابل حزبی که حسنعلی منصور1
تشکیل داده و مرکز اجتماع دسته ای از جوانان است قرار است مهندس
شریف امامی رئیس مجلس سنا نیز حزب دیگری تشکیل داده رجال سالخورده
و طبقات دیگری را که با حزب ایران نوین2 نظر مساعد ندارند در آن حزب گرد
آورد.
موقعیت اجتماعی مهندس
شریف امامی بین مردم بهتر
از حسنعلی منصور است و
پیش بینی می شود در
صورتی که نامبرده حزبی
تشکیل دهد مورد استقبال
بیشتری قرار خواهد گرفت.
در مورد حزبی و جمعیتی که قرار
است مهندس شریف امامی
تشکیل دهد قبلاً اطلاعیه داشتیم
و...
همان جمعیت طرفداران
حکومت جهانی بوده و احتمال
دارد در این حزب همان مربوط به
همان جمعیت باشد علیهذا تا
روشن شدن موضوع فعلاً در
پرونده مهندس جعفر شریف امامی بایگانی شود.
بخش 322
آقای کیانی 30 /9
توضیحات سند:
1ـ حسنعلی منصور فرزند
رجبعلی (منصورالملک) در
سال 1302 شمسی در تهران
متولد شد.
پدرش از اعضای
اولیه لژ بیداری ایرانیان بود که
در دوران رضاشاه سالیان مدید
مشاغل حساسی را عهده دار بود
و در آخرین ماههای سلطنت او
به صدارت رسید و در دوران
محمدرضا شاه پهلوی نیز مجددا
در رأس دولت قرار گرفت.
منصور، پس از گذراندن
تحصیلات ابتدایی و متوسطه در
مدرسه فیروز بهرام تهران،
تحصیلات خود را در رشته
حقوق و علوم سیاسی و اقتصاد
در فرانسه به پایان برد.
او یک
بار به جرم قاچاق مواد مخدر
تحت تعقیب پلیس فرانسه قرار
گرفت و موضوع در مطبوعات
ایران منعکس گردید.
خدمات
دولتی را با اندیکاتورنویسی
در وزارت خارجه آغاز و سپس
در اکثر ادارات سیاسی
وزارتخانه مشغول کار شد.
در
سال 1329 به ریاست کل دفتر
نخست وزیری و پس از آن در
سال 1336 در زمان حکومت
اقبال به سمت قائم مقام دبیرکل
شورای عالی اقتصاد منصوب
گردید.
وی در سال 1337 به
معاونت نخست وزیر و دبیرکلی
شورای عالی اقتصاد رسید.
ساواک در تاریخ
19 /4 /1337 بیوگرافی او را
چنین ثبت کرده است : «...
لیاقت
و شایستگی ندارد، حتی به علت
ترقی بی جهتی که نموده (به
علت نفوذ پدرش و اینکه دکتر
اقبال به پدر او مدیون بود، او را
به این سمت منصوب کرد) مورد
تنفر قاطبه جوانان قرار گرفت.
»
در سال 1338 مدتی وزیر کار
و سپس وزیر بازرگانی شد.
او در سال 1340 «کانون مترقی»
را تشکیل داد و خود ریاست آن
را بر عهده گرفت.
در سال 1341
به سمت مدیرعامل شرکت بیمه
منصوب گردید و در سال 1342
در رأس یک گروه 42 نفری از
اعضای کانون مترقی به
نمایندگی مجلس شورای ملی
انتخاب شد.
وی در همان سال
«حزب ایران نوین» را تأسیس
کرد.
در تاریخ 17 اسفند 1342
به دستور شاه به نخست وزیری
ایران منصوب شد.
منصور از
مهره هایی بود که توسط
انگلیسی ها به آمریکا معرفی
گردید و بنابراین حمایت هر دو
قدرت را پشت سر داشت و در
واقع روی کار آمدن او توسط
«جانسون» رئیس جمهور وقت
آمریکا و سازمان «سیا» صورت
گرفت.
او در دوره نخست وزیری
خود اقدام به تصویب لایحه
کاپیتولاسیون در اعطای
مصونیت به مستشاران
آمریکایی نمود و در پی اعتراض
شدید و سخنان کوبنده حضرت
امام خمینی (سلام اللّه علیه) در
تشریح کاپیتولاسیون، در آبان
سال 1343 مبادرت به تبعید
ایشان به ترکیه کرد.
براساس
گزارشات ساواک، وی از
اعضای «لژ پهلوی» و «باشگاه
بین المللی لاینز» بود.
سرانجام
حسنعلی منصور در اول بهمن ماه
1343 در جلوی مجلس شورای
ملی به ضرب گلوله محمد
بخارایی عضو هیأت مؤتلفه
اسلامی ترور شد و در پنجم
بهمن همان سال در بیمارستان
درگذشت.
2ـ حزب ایران نوین در اواخر
آذر ماه سال 1342، حسنعلی
منصور تشکیل حزب جدیدی را
به نام ایران نوین اعلام کرد و
عده ای از مقامات دولتی و
نمایندگان مجلس را به عنوان
اعضای حزب معرفی نمود.
قائم مقام حزب، امیرعباس هویدا
عضو هیئت مدیره شرکت ملی
نفت بود که بعدا جای خود را به
عطاءاله خسروانی وزیرکار
کابینه علم داد.
اکثریت نمایندگان
مجلس نیز با اشاره شاه به حزب
جدیدالتأسیس پیوستند و منصور
در مصاحبه ای (با محمود
طلوعی) اواخر بهمن ماه 1342
رسما آمادگی خود را برای احراز
نخست وزیری اعلام داشت بعد
از منصور نوبت هویدا رسید.
در
اوایل حکومت هویدا، خسروانی
از هویدا تمکین نمی کرد و هویدا
نه تنها بر هیئت دولت بلکه بر
حزب اکثریت هم تسلط نداشت
هویدا سرانجام با تمهید مقدماتی
توانست موقعیت خسروانی را
متزلزل کند و کاندیدای مورد نظر
خود، دکتر منوچهر کلالی را به
مقام دبیر کلی حزب تعیین نماید.
کلالی حزب ایران نوین را به
صورت احزاب چپ به تشکیلات
منظمی تبدیل کرد و شعباتی در
سراسر کشور ایجاد کرد.
گسترش تشکیلات حزب ایران
نوین به کانون قدرت مستقلی
تبدیل شده، کم کم خود شاه را به
وحشت انداخت و تشکیل یک
کنفرانس بزرگ حزبی در
آذربایجان که ضمن استقبالی
شاهانه از کلالی به عمل آمد به
برکناری وی از دبیرکلی حزب
انجامید.
خود هویدا بعد از
برکناری کلالی، دبیرکلی حزب
ایران نوین را به عهده گرفت تا،
با تشکیل یک کنگره بزرگ حزبی
در دیماه سال 1353 و دعوت از
نمایندگان احزاب بزرگ جهان به
این کنگره به اجرای نقشه ای که
علم برای نابود ساختن حزب
ایران نوین کشیده بود کمک کند.
در این کنگره هویدا که دهمین
سال نخست وزیری خود را به
پایان رسانده بود و تصور می کرد
جای پایش محکم شده است،
مغرورانه گفت که در انتخابات
آینده حتی یکی از کاندیداهای
حزب رقیب (حزب مردم) را هم به
مجلس راه نخواهیم داد.
نمایندگان حزب مردم در مجلس
که همه از عوامل علم بودند
شکایت نزد او بردند و علم
سرانجام زهر خود را ریخت و
فکر تشکیل حزب واحد رستاخیز
را نخستین بار او به شاه تلقین
نمود.
شاه کمتر از دو ماه پس از
تشکیل کنگره بزرگ حزب ایران
نوین در استادیوم سرپوشیده
آریامهر (آزادی فعلی) تصمیم
خود را درباره انحلال احزاب
ایران نوین، مردم و پان ایرانیست
و تشکیل حزب واحد رستاخیز
اعلام داشت.
بازیگران عصر
پهلوی، محمود طلوعی، ج 1، ص
20 ـ 519.
دولت های ایران ـ حسنعلی
منصور، تهران، مرکز بررسیهای
تاریخی، 1383
منبع:
کتاب
جعفر شریف امامی به روایت اسناد ساواک صفحه 93
