سخنی با آموزگاران:
متن سند:
سخنی با آموزگاران:
بسم الله القاصم الجبّارین
دگر بار مدارس باز میشوند و کودکان و فرزندان ایران زمین با صورتی پوشیده از هالهای به رنگ شفق پا به درون این مدارس میگذارند. مدارسی که فضای آنرا به بوی باروت وآتش و دود و خون پر کرده ... و نگاههای کنجکاو دانشآموزانی که اغلب آنها برادر و خواهر یا پدر و مادر خود را و یا به هر حال یکی از بستگانشان را در این فاجعه از دست دادهاند به لبهای خشکیده آموزگار، آموزگاری که تمامیرنجها را به جان خریده تا شاید کلامیبیآموزد، دوخته میشود که: هان و هان ای آموزنده من، بگو، بگو، چیست اینهمه دود و آتش و اینهمه ناله و چگونه است که برادران و خواهران ما در خاک و خون در میغلتند .... و با نگاههای معصوم خویش از آموزگار توضیح میخواهد
و برمعلم آگاه و مسئول است که با زبان خود وقایع و حقایق را به نیکوترین وجه برای او بیان کند، به او بگوید و به او بشناساند بت بزرگ را و ابراهیم را و به او بگوید که چگونه این دیو زشت کردار نمرود صفت " شاه" به مقابله با ابراهیم زمان " خمینی " و یارانش برخواسته[خاسته] و چگونه او را بدون هیچگونه مجوز قانونی 15 سال است که تبعید کرده است. و چگونه ابراهیمیان بتشکن را به جرم حق خواهی و عدالت طلبی به رگبار مسلسل میبندد و نابود میکند.
معلم آگاه و مسئول میداند که تبلیغات بیشترین اثر را در روان دانشآموز دارد، و سعی میکند تبلیغات تفرقه انداز دولت را که با ماسک به چهره زدن و سر و صدا راه انداختن و خیمه شب بازی مجلس و احزاب را به راه انداختن چگونه در صدد فریب و اختلاف بین مردم مسلمان ایران است و چگونه دارد این مردم را که شعارشان نابودی رژیم لعنتی شاه پهلوی است، از مسیر اصلی منحرف میکند.
آری معلم آگاه و مسئول به شاگرد خود مینمایاند که حرکت ما حرکتی است خدائی که در آن دیگر جائی برای هیچ خداگونه و خدایگانی نخواهد بود و همه مردم در یک صف در مسیری که خدا تعیین کرده و به رهبری نایب امام یعنی آیت الله خمینی گام برداشته و بر هر طاغوتی و بر هر گردنکشی خواهند شورید و نظام استعمارگرانه او را برخواهند چید و نظام قسط گونه خداوندی را با شعار الله اکبر یعنی نفی تمام قدرتهای سلطهجو و استعمارگر و وحدت همگانی بر گرد ریسمان خدائی را مستقر خواهند کرد
"و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین" (قصص)
(و خواهیم منت نهیم بر آنانکه ضعیف شمرده شدند در زمین و بگردانیمشان پیشوایانی و بگردانیمشان ارث برندگان )
معلم نیک پندار و نیک کردار، ضمن روشن کردن فجایعی که این سلسله ننگین پهلوی در طی زمامداری خویش برملت مسلمان ایران روا داشته از نابسامانیهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و غیره مثل وابستگی کامل اقتصادی به کشورهای سلطهگر غربی و تاراج دادن منابع عظیم ملی مثل نفت، گاز، و مس توسط شاه به بهای حفظ موقعیت خویش حتی برای یک روز بیشتر و تمرکز تمام نیروها به دست شاه و بی ارزش انگاشتن تمام نهادها و شورشهای اجتماعی توسط وی و سرکوبی هر عاملی که در جامعه و در میان مردم صاحب قدرتی در مقابل وی گردد و به صورتهای استثمار، استعمار، استبداد و احساس عدم توانائی در تصمیمگیری مردم و لاجرم احساس بیهودگی و پوچی نتیجه هر سیستم حکومتی استبدادی مطلق است. به بیان زندگی در جامعهای با حکومت اسلامیخواهد پرداخت که:
در این جامعه قسط گونه و مساوات طلب، مجالی برای هیچگونه ثروتاندوزی و استعمار دیگران نخواهد بود و مرد و زن، پیر و جوان، دوش به دوش هم در ساختن اجتماعی که در آن هرکس به اندازه توانائیش کار کند و به اندازه نیازش رزق و روزی دریافت دارد، کوشش خواهند کرد. اجتماع اسلامی زیر سلطه هیچ ابر قدرت نه شرق و نه غرب، نه سرمایهدار توسعه طلب و نه کمونیست و جهانخوار نخواهد رفت و جامعهای آزاد خواهد بود که در آن افراد فقط پیمانی با خدا دارند و بر اساس دین پیمان با یک برتر همگی با هم برادر و برابر خواهند شد و بر این اساس از هر مستضعفی و استعمار شدهای در زمین پشتیبانی خواهند کرد و بر هر طاغوت ستمکار و استعمارگری خواهند شورید. آری معلم اگر وابسته به دستگاهی نیست و اگر خود مأمور بیگانه در این سرزمین نباشد این حقایق را برای فرزندان این آب و خاک روشن خوهد کرد تا آنها نیز بدانند و آگاه گردند و نتیجتاً براساس حقایق و واقعیات پرورش یابند، نه آنگونه که رژیم منحط میخواهد، مغزهای توخالی از واقعیات و انباشته از مشتی فرمول گردند
" ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم"
" تکثیر از حزب الله "
منبع:
کتاب
انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان قزوین، کتاب 4 صفحه 73
