تاریخ سند: 20 خرداد 1352
موضوع: افراد جامعه تبلیغات اسلامی
متن سند:
از: 8/ ﻫ تاریخ:20 /3 /1352
به: 312 شماره: 5326 /8 ﻫ
موضوع: افراد جامعه تبلیغات اسلامی
افراد مشروحه زیر:
اسفندیار نکوبین کارمند اداره کار کرمان. داریوش نکوبین (برادر نفر ردیف یک) سپاهیدانش محل خدمت نامعلوم. محمد تفرشی دانشجوی دانشگاه آریامهر1 در تهران. مهدی فتحی دانشجوی دانشگاه آریامهر در تهران که هر چهار نفر فوق کرمانیالاصل میباشند در گذشته عضو جامعه تبلیغات اسلامی2 بودهاند و نیز علیه بهائیت فعالیتهایی داشتهاند نامبردگان به علت داشتن ایده و رویه و افکار تند و افراطی مذهبی و انتقاد از وضع و رویه فعلی جامعه تبلیغات اسلامی و اظهار تمایل در جهت فعالیتهای قهرآمیز و چریکی از جامعه مزبور طرد و به آنان گفته شده که مجاز به شرکت در جلسات جامعه تبلیغات اسلامی در کرمان نمیباشند اخیراً یک نفر از اعضاء جامعه مزبور به هنگام مسافرت به تهران با محمد تفرشی و مهدی فتحی تماس حاصل و نیز نامبردگان اظهارنظر کردهاند که انتقام محمدحسین مشارزاده مهرابی و چند نفر از کرمانیهای عضو گروههای چریکی را که در مقابله با پلیس کشته و یا دستگیر شدهاند خواهند گرفت افکار و رویه حاد نامبردگان پس از عزیمت به تهران تشدید گردیده و با توجه به وضع و اظهارات آنها نیز استنباط میشود که در مرکز با گروههای خرابکار مرتبط میباشند ضمناً محمدحسین مشارزاده مهرابی خرابکار محکوم قبل از عزیمت به تهران در جامعه تبلیغات اسلامی درکرمان عضو بوده و نیز در زمینه مبارزات ضدبهائی فعالیتهایی داشته است و نیز چهار نفر مشروحه بالا و همچنین حسن حسنی هوتکی (مفاد گزارش خبری شماره 5320 /8 ﻫ ـ 20 /3 /52) با مشارزاده مهرابی ارتباط نزدیک داشتهاند.
نظریه سهشنبه. به احتمال قوی مفاد گزارش خبری و نظریه یکشنبه مورد تأیید است با توجه به اینکه در حال حاضر نفر ردیف یک (اسفندیار نکوبین) در کرمان اقامت دارد مراقبت از وی به نحو مقتضی ادامه دارد ضمن شناسایی نسبت به تهیه مشخصات کامل و عکس نامبرده اقدام و بهره حاصله به موقع گزارش خواهد شد در جهت تعیین محل خدمتی نفر ردیف 2 اقدام و چگونگی به استحضار خوهد رسید. نفر ردیف 3 (محمد تفرشی) فرزند حسن تفرشی بلورفروش در بازار و ساکن کوچه حمام پرورشگاه کرمان بوده که شخص حسن تفرشی (پدر محمد تفرشی) خود از متعصبین مذهبی به شمار میرود تحقیقات در خصوص شناسایی بیشتر نفر ردیف چهار و بستگانش ادامه داشته که نتایج حاصله به موقع به استحضار خواهد رسید. رهبر
نظریه چهارشنبه. احتمال صحت خبر زیاد است به منظور شناسایی بیشتر افرادی از این گروه که در کرمان اقامت دارند به ویژه از لحاظ رویه و روحیات و چگونگی ارتباطاتشان تحت مراقبت دقیقتری قرار گرفتهاند و نتایج حاصله به موقع گزارش خواهد شد ضمناً دو نفر از افراد یادشده که دانشجوی دانشگاه آریامهر در تهران معرفی گردیدهاند چنانچه تا به حال مورد شناسایی و مراقبت قرار نگرفتهاند کنترل و پارهای اقدامات مقتضی در زمینه آنها ضروری به نظر میرسد. حاذق
نظریه 8/ ﻫ ـ نظریه چهارشنبه مورد تأیید است.
در ساعت 1300 روز 28 /3 سال 52 به بخش 312 واصل گردید
در مورد چهار نفر اول بهرهبرداری شد. بایگانی ـ 161125
آقای باقری ـ با توجه به نظرات سوء مراتب عملیاتی پیگیری شود 29 /3
توضیحات سند:
1. منظور دانشگاه صنعتی شریف فعلی است.
2. جامعه تعلیمات اسلامی: تأسیس و راهاندازی جامعه تعلیمات اسلامی از جمله اقدامات اساسی و بنیادین حاج شیخ عباسعلی اسلامی در راستای مبارزه با فرهنگ وارداتی غرب و ترویج و اشاعه فرهنگ اسلامی بود. مطالعه اساسنامه جامعه تعلیمات اسلامی نشان میدهد بنیانگذاران آن از نگرش علمی و عمیقی نسبت به تحولات آن روز برخوردار بودهاند. آنها حذف اخلاق و دین را از نهاد آموزشی کشور علت اساسی وضعیت نابسامان آموزش و پرورش کشور میدانستند از این رو با گنجانیدن اصول اسلامی در دستور کار خود و تدوین کتب و جزوات درسی در راستای تعالیم دین و حاکم ساختن فضای مذهبی بر مدارس خود، به یکی از اقدامات اساسی در عرصه فرهنگ دست زدند تا این خلأ را جبران کنند.لازم به توضیح است پس از سقوط رضاشاه و در سالهای نخست دهه 20، اوضاع و احوال سیاسی و فرهنگی کشور به گونهای بود که ناخشنودی دینداران، به خصوص علما و روحانیون را سبب شده بود. نفوذ عوامل و نیروهای هوادار دولتهای خارجی، به خصوص متفقین در ارکان مملکت و اقدامات احزاب و گروهها در قالب چاپ و نشر روزنامه و نیز درج مطالب مخالف دستورات و فرامین مذهبی از سوی آنها؛ همچنین فعالیت برخی افراد مانند کسروی که به طور آشکار علیه مقدسات تشیع مطالبی در مطبوعات چاپ میکردند، از جمله عوامل ناخشنودی مذکور بود. در این میان وضعیت وزارت فرهنگ نسبت به سایر ادارات و سازمانها وخیمتر بود. تأسیس جامعه تعلیمات اسلامی با توجه به آنچه گفته شد، یکی از منطقیترین شیوهها و البته مهمترین آنها به منظور حمایت و صیانت از باورهای مذهبی در میان مردم بود. به وجود آورندگان آن نیازها و ضرورتهای زمان را میشناختند و آشنایی عمیق نیز با تعالیم اسلامی داشتند. اگر چه جامعه تعلیمات اسلامی فعالیت رسمی خود را از سال 1328 ش شروع کرده و صاحب اساسنامه و مرامنامه شد، ولی هم چنانکه در اساسنامه آن آمده، آغاز به کار واقعی آن سال 1322 ش است. در واقع جامعه تعلیمات اسلامی ریشه در جلسات جمعیت پیروان قرآن داشت. نخستین کلاسهای جمعیت پیروان قرآن در منزل حاج شیخ عباسعلی تشکیل شد. منزل وی ابتدا در بازار بود، از این جهت توانست با بسیاری از بازاریان متدین دوستی و رفاقت ایجاد کند. بازاریان با مشاهده تلاشها و زحمات طاقتفرسای حاج شیخ عباسعلی و نیز ارتباط وی با مراجع عظام و روحانیون بزرگی چون آیتالله کاشانی، به وی اعتماد کرده و امکانات مالی فراوانی جهت تحقق اندیشههایش اهدا کردند. گذشت زمان بر رونق کلاسهای دینی اسلامی افزود و خانوادههای بسیاری علاقهمند شدند که فرزندان خود را جهت تعلیم و کسب اصول دینی به کلاسهای یاد شده بسپارند. با سرمایه برخی بازاریان ابتدا چند اتاق و پس از مدتی چند خانه اجاره شد. استقبال مردم، وی را به این فکر واداشت تا کوشش کند امتیاز یک مدرسه غیر دولتی را کسب کند. مجوز رسمی برای تأسیس مدرسه در سال 1328 ش از سوی وزارت فرهنگ داده شد و نخستین مدرسه با عنوان مدرسه جعفری در میدان وحدت اسلامی تهران راهاندازی شد. به مرور برتعداد این مدارس افزوده شد تا حدّی که بالغ بر 180 مدرسه پسرانه و دخترانه در مقاطع مختلف تحصیلی در تهران و سایر شهرستانها تأسیس شد. جامعه تعلیمات، هیئت مدیرهای متشکل از 22 عضو اصلی و ثابت داشت که در صورت داشتن شایستگی به صورت مادامالعمر این مسئولیت را عهدهدار میشدند. ترکیب اعضای نخستین هیئت مدیره نشان میدهد که تشکیل «جامعه» در نتیجه اشتراک مساعی روحانیون، معلمان و بازاریان تهران صورت میگرفت.در سالهای نخستین، هیئت مدیره تا اندازه زیادی توانست در انتخاب مواد درسی و گزینش معلمان، معیارهای مورد نظر خود را پیاده کند. گرچه دروس و کتابهای علمی و فنی مصوب وزارت فرهنگ تدریس میشد، اما کتب مذهبی، ادبی و آنچه مربوط به علوم انسانی است توسط خود جامعه انتخاب و چاپ میشد. در تألیف کتب ویژه جامعه تعلیمات برخی از شخصیتهای برجسته حوزه و دانشگاه فعالیت میکردند. مثلاً استاد علامه طباطبایی کتاب تعلیمات دینی سال پنجم و ششم ابتدایی را نوشته بود که در آن به شیوهای ساده، اما دقیق اصول دین، مذهب و مختصری از تاریخ صدر اسلام تشریح شده بود. کتاب تربیت و تعلیم دینی که به قلم شهید حجتالاسلام دکتر محمد جواد باهنر و حجتالاسلام علی غفوری تدوین شده بود از دیگر منابع مورد استفاده جامعه تعلیمات به حساب میآمد. یکی از موفقیتهای قابل توجه و تحسینبرانگیز جامعه تعلیمات، کیفیت بالای علمی آموزشگاههای آن است که سبب اقبال خانوادههای متدین به آن شد. ساواک در گزارشهای مختلف و متعددی این مطلب را متذکر شده بود. گستره فعالیتهای جامعه تعلیمات اسلامی هیچگاه از چشم دستگاه امنیتی رژیم مخفی نماند. گزارشهای متعدد شهربانی و ساواک بیانگر این واقعیت است. در یکی از گزارشهای ساواک چنین آمده: « .... در مدارس وابسته به تعلیمات اسلامی اصولاً تبلیغات و تعلیماتی به نفع شاهنشاه و برنامههای سیاسی کشور صورت نمیگیرد و بیشتر کوشش میشود که دانشآموزان پایبند تعصب مذهبی باشند و از لحاظ برنامههای تحصیلی، مدارس وابسته به جامعه در سطح عالی قرار دارند و اگر در کنترل کار این مؤسسات مراقبت شدید و همه جانبهای صورت نگیرد ممکن است با افزایش فوقالعاده این مؤسسات مذهبی روزی دردسر برای کشور به وجود آورند.» « .... در مدارس وابسته به جامعه تعلیمات اسلامی تا اوائل سال تحصیلی جاری مراسم برافراشتن پرچم و خواندن سرود اجرا نمیشد ولی بنا به تذکر ساواک و موافقت وزارت آموزش و پرورش در سال تحصیلی جاری به مدارس مذکور دستور داده شد که مراسم برافراشتن پرچم و خواندن سرود را باید مانند دبستانهای دولتی اجرا نمایند، ولی با اینکه بیش از شش ماه از سال تحصیلی میگذرد به جز تعداد معدودی، بقیه دبستانهای وابسته به جامعه تعلیمات اسلامی این مراسم را انجام نمیدهند ....» از دیگر فعالیتهای جامعه تعلیمات اسلامی میتوان به انتشار مجله تعلیمات اسلامی اشاره کرد. این مجله در واقع بیانگر افکار و اندیشههای گردانندگان آن بود. اولین شماره مجله به صورت ماهنامه در فروردین سال 1331 منتشر شد. در هر شماره ضمن چاپ مقالات وزین و ارزشمند در موضوعات مختلف، گزارشی از فعالیتهای جامعه تعلیمات اسلامی ارائه میشد. مجله جامعه تعلیمات به دلیل چاپ مقالهها و مطالب وزین و با ارزش به سرعت با اقبال و توجه بسیاری از اقشار تحصیلکرده مذهبی مواجه شد. به گونهای که در بیشتر مواقع شمارههای آن چند روز پس از انتشار نایاب میشد.
به همین دلیل پس از مدتی به صورت آبونمان به فروش میرسید. صاحب امتیاز این مجله، دکتر مرتضی ملکی و مدیر مسئول آن حسینعلی گلشن بود. برنامههای جنبی از قبیل کوهنوردی، مسابقات مختلف ورزشی، اردوهای تفریحی در باغهای کرج و برنامههای متنوع دیگر از برنامههای همیشگی جامعه تعلیمات برای مدارس بود که نقش زیادی در رفع خستگی و یکنواختی و ایجاد تنوع و انگیزه در دانشآموزان ایفا میکرد. (حجتالاسلام حاج شیخ عباسعلی اسلامی به روایت اسناد ساواک ، صفحه چهارده تا شانزده مقدمه، مرکز بررسی اسناد تاریخی، بهار 1383)
منبع:
کتاب
انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان کرمان، کتاب 3 صفحه 46

