تاریخ سند: 25 خرداد 1351
موضوع: اظهارات شیخ حسن خانبیگی
متن سند:
از: گ 10 تاریخ:25 /3 /1351
به: 2 ﻫ شماره: 263/گ 10
موضوع: اظهارات شیخ حسن خانبیگی
شیخ حسن خان بیگی محصل مدرسه فیضیه قم اهل قریه زنگیان گرگانست. اخیرا از قم به مشهد و بعداً به گرگان آمده نامبرده با طلاب گرگان رفت و آمد دارد و در مدارس طلاب از وضع طلبههای قم صحبت میکند نامبرده در مدرسه عمادیه گرگان با حضور چند نفر از طلبهها میگفت که اخیرا اختلافاتی بین روحانیون قم و دولت ایجاد شده چندی قبل عدهای از مامورین دولت جهت دستگیری یکی از طلاب به مدرسه دارالشفا قم وارد میشوند که یکی از طلبههای مخالف را دستگیر کنند طلاب با خاموش کردن چراغها با مامورین انتظامی درگیر و من جزو یکی از این طلاب بودم که بعداً به منزل شریعتمداری1 رفتیم و شب را در آنجا بسر برده و بعداً به اتفاق محمدعلی روحانیفرد به مشهد رفته و بعداً به گرگان آمدم نامبرده اظهار میکرد که اخیرا در قم برای معدومین مجالس ترحیم گرفتهاند و مخصوصا یکی از خرابکاران که اعدام میشود از اقوام نزدیک خمینی بوده لذا جهت وی مجلس ختمی برگزار میگردد ولی دولت مانع میشود نامبرده اظهار میکرد که عدهای از طلاب قم همقسم شدهاند که علیه دولت مبارزه کنند.
نظریه شنبه. شیخ حسن خان بیگی جوانی کمتجربه است قبلاً سرباز شناخته شده بود جهت فرار از سربازی به قم رفته چون تجربه ندارد تحت تاثیر تبلیغات مخالفین قرار گرفته وگرنه خودش فرد قابل توجهی نیست.
نظریه یکشنبه. برابر تحقیق نامبرده با شیخ محمدعلی روحانیفرد فرزند میرزا که سابقه فعالیت مضره دارد در قم تماس دارد که ممکنست تحت تاثیر وی قرار گرفته باشد.
نظریه گ 10. نظریه یکشنبه مورد تایید است.
توضیحات سند:
1.آیت الله سیدکاظم شریعتمدارى، فرزند حسن در سال 1283ﻫ ش در تبریز متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در تبریز شروع کرد و سطوح و فقه و اصول را از میرزا ابوالحسن انگجی فرا گرفت. سپس در سال 1305 به قم رفت و در حوزهی درس مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری حاضر شد. بعد از مدتی به نجف اشرف رفت و از اساتید آنجا از جمله مرحوم نائینی، آقا ضیاء عراقی و آقا سید ابوالحسن اصفهانی کسب علم کرد و سپس اجازهی اجتهاد یافت. در سال 1313 به تبریز مراجعت نمود. در ششم خرداد 1326 هنگامی که شاه به مدرسهی طالبیهی تبریز آمده بود، از شاه استقبال به عمل آورد. این موضوع ادامه کار وی در آذربایجان را دشوار ساخت، لذا راهی قم شد. از آن زمان تا پیروزی انقلاب اسلامی ارتباط خود را به طور پنهانی با دربار حفظ کرد. اگرچه در بعضی موارد مخالفتهایی نیز با اقدامات رژیم مینمود. موسسهی دارالتبلیغ اسلامی، بنا به دستور وی در قم در سال 1344 افتتاح شد. به ادعای طرفداران این موسسه، دارالتبلیغ جهت احیای دین اسلام پایه ریزی شد؛ اما مخالفان آن از جمله امام خمینی(ره) آن را با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی به نفع رژیم شاه میدانستند. اواخر سال 1345، مقامات ساواک با وی ملاقات کردند و طرح آزمایش طلاب و اعزام آنها را به سربازی مطرح کردند و شریعتمداری طرح را تایید کرد. بعد از درگذشت آیتالله حکیم، شاه در دوازدهم خرداد 1349 تلگرامی به همین مناسبت خطاب به وی ارسال داشت و وی در شانزدهم به تلگرام شاه پاسخ گفت. وی با عناصر رژیم شاه ارتباط داشت و رهنمودهایی را به رژیم ارائه میداد که چگونه با عناصر انقلابی برخورد کند و امام خمینی(ره) را محدود نمایند. وی بارها با بهبودی و انصاری به عنوان نمایندگان شاه ملاقات داشت. مدتی پس از انقلاب و اندکی پس از تشکیل حزب جمهوری اسلامی، حزب خلق مسلمان با تایید و حمایت او شروع به فعالیت کرد. این حزب نظرات انتقادی نسبت به نظام داشت و در عوض آیتالله شریعتمداری را قبول داشتند. در 15 آذر سال 1358 رادیو و تلویزیون تبریز توسط حزب خلق مسلمان اشغال شد و با قطع خبر ساعت 2 صدای جمهوری اسلامی، اعلامیههای شریعتمداری و حزب خلق را قرائت کردند و ضمن آن خواستار آن شدند تا متجاوزان به خانهی شریعتمداری، دستگیر و مسئولان غیر بومی تبریز اخراج شوند و انتصابات حتماً با تایید شریعتمداری باشد. سه روز بعد رادیو و تلویزیون از اشغال خارج شد و کار عادی خود را شروع کرد. روز 14 دی ماه دوباره رادیو و تلویزیون تبریز اشغال شد. در قم نیز طرفداران وی تظاهرات کردند و شعار «رهبر ما شریعتمدار، زنده باد شریعتمدار» را سر دادند و سپس با سپاه پاسداران و حزب الله درگیر شدند و در نهایت در ساعت 2 بعداز ظهر، معرکه را ترک کردند. در پی این حادثه، جامعهی مدرسین حوزهی علمیهی قم طی اعلامیهای از شریعتمداری انتقاد کرد. فردای آن روز مردم به کمک سپاه پاسداران، رادیو و تلویزیون را بعد از ساعتها درگیری خونین از دست طرفداران شریعتمداری خارج کردند. چندی نگذشته بود که پس از دستگیری توطئهگران کودتای نوژه اعتراف کردند که آیتالله شریعتمداری را در جریان کودتا قرار دادهاند. وی ضمن تایید متعهد شده است که از آنها حمایت کند. بعد از افشای این توطئه و جریان کودتای قطبزاده و همکاری شریعتمداری با آنان، وی در سال 1361 ش از طرف جامعهی مدرسین حوزهی علمیهی قم از مرجعیت خلع شد و سرانجام در سال 1365 ش به دنبال یک بیماری سه ماهه از دنیا رفت.
منبع:
کتاب
شهید حجتالاسلام محمدعلی روحانیفرد صفحه 164
