تاریخ سند: 29 آبان 1342
موضوع: اظهارات آقای میلانی
متن سند:
تاریخ:29 /8 /1342
موضوع: اظهارات آقای میلانی
در تاریخ 28 /8 /42 عدهای از وعاظ در منزل آیتالله میلانی حضور داشتند.
بحث در اطراف جنگهای خیابانی عراق به میان آمد. آیتالله میلانی ضمن اظهار تأسف از قتل عام مسلمین عراق بیان داشتند که آقایان متوجه باشند در روی منبر گفتاری برخلاف مصالح مملکت نگویند چون عاقبت این اختلاف برای ما روشن نیست، معلوم نیست چنانچه این حکومت تغییر کند، دولتهای آینده با ما چه رفتاری خواهند کرد.
سپس اشاره به وضع عراق نموده و گفت در زمان سلطنت ملک فیصل1 گروهی با شاه و دولت مخالف بودند ولی با این مخالفتها به کسی صدمهای نمیرسید و بعد از کودتای عراق حکومت عبدالکریم قاسم2 را دیدید، با مردم و بهخصوص روحانیون و مسلمین چه عملی کرد و بعد از او اکنون عبدالسلام عارف3 با چه خشونتی با ملت عراق رفتار میکند.4 پس ما باید این آزادی نسبی را که داریم حفظ کنیم و اضافه نمود من بارها دراینباره فکر کردهام ولی نمیتوانم یکدفعه سنگر را خالی کنم و بهتدریج5 باید از فعالیت کاست تا مردم متفرق شوند.
نظریه: با ملاقاتهای مکرری که با آیتالله میلانی به عمل آمد، داشتن امنیت و احترام ملت ایران در وضع حاضر به وی تذکر داده شد، ایشان هم همان اظهارات اینجانب را به اطرافیان تذکر دادهاند.
توضیحات سند:
1. در اصل: فیضل
2. عبدالکریم قاسم در سال 1914م. در بغداد به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات متوسطه در سال 1932 وارد دانشکدۀ نظامی شد، در 1940 به دانشکدۀ ستاد راه یافت و 15 سال بعد به درجۀ سرتیپی نایل آمد. عبدالکریم در 14 ژوئیه 1958 برابر با 23 تیر 1337 علیه ملک فیصل دوم پادشاه عراق کودتا کرد و قدرت را به دست گرفت و یکبار نیز مورد سوءقصد اعضای حزب بعث قرار گرفت که به شدت مجروح شد. او چون به اتحاد جماهیر شوروی گرایش داشت، فعالیت حزب کمونیست عراق را آزاد ساخت و دولت ایران نیز در 8 مرداد 1337 رژیم قاسم را به رسمیت شناخت. عبدالکریم قاسم با کودتای عبدالسلام عارف در سال 1963 سرنگون شد و به قتل رسید. (نگاهی به تاریخ سیاسی عراق، سرهنگ ع الجمیلی، ترجمۀ محمد حسین زوار کعبه، صص 68 - 65)
3. عبدالسلام عارف در سال 1921م. (1300ش) در بغداد به دنیا آمد. پدرش پارچهفروش بود و در شهر «الرمادی» زندگی میکرد. کرد. او در سال 1938 پس از اتمام تحصیلات دبیرستانی وارد دانشکده نظامی شد و در سال 1941 با درجه ستوان دومی فارغ التحصیل گردید. هنگام شکست قیام رهاییبخش در 1941 مسئولیت حراست زندان اردوگاه الرشید را ـ که صدها تن از شرکتکنندگان قیام در آن محبوس بودند ـ عهدهدار گردید. سپس بهعنوان افسر ارتش اطلاعات منصوب شد و تا سال 1934 در این سمت انجام وظیفه نمود. در جنگ 1948 فلسطین شرکت کرد. عارف فردی طائفهگرا و نژادپرست بود. شب قبل از انجام کودتای 14 ژوئیه 1958 به یکی از افسران آزاده تأکید کرده بود که بعد از پیروزی انقلاب بایستی سه طائفه کرد، شیعه و مسیحی از بین بروند. عبدالسلام عارف بسیار جسور و متهور بود. علاقه شدیدی به بحث و مجادله با دشمنان و مخالفین داشت. اولین اختلاف او با عبدالکریم قاسم قبل از انجام کودتای 14 ژوئیه پیدا شد، زیرا قاسم مخالف اعدام اعضای خانواده سلطنتی بود. اختلاف این دو بعد از پیروزی کودتا تقریباً شدت یافت. حتی روزی در صدد سوءقصد به جان او برآمد. عارف در تاریخ 13 آوریل 1966م/ 14 فروردین 1345 که رئیسجمهور عراق بود، بر اثر سقوط هلیکوپتر کشته شد. (نگاهی به تاریخ سیاسی عراق، سرهنگ. الجمیلی، ترجمه محمد حسین زوار کعبه، صص 69 و70)
4. کودتای عراق: فیصل دوم پادشاه عراق نوه فیصل اول و پسر ملک غازی بود. ملک غازی از 1933 تا 1939م. پادشاه عراق بود و پس از به قتل رسیدن در یک سانحه، فیصل که کودک خردسالی بود جانشین وی گردید و امیر عبدالله، برادر ملک غازی نیابت سلطنت را عهدهدار شد. فیصل با عموزاده خود، ملک حسین، پادشاه اردن مناسبات دوستانه و بسیار نزدیک داشت. این دوستی و قرابت خانوادگی یکی از عوامل ایجاد فدراسیون عراق ـ اردن بود که انگلستان در برابر جمهوری متحده عربی در منطقه علم کرده بود. در واکنش به این اقدام، عبدالکریم قاسم با کمک سرهنگ عبدالسلام عارف و نیروهایی که در اختیار داشت، در سال 1958م. در عراق کودتا کرد و ملک فیصل، نوری سعید، نخستوزیر و عده زیادی از مقامات مملکتی را به طرز فجیعی به قتل رسانید و در عراق نظام جمهوری اعلام کرد. پس از این کودتا عبدالکریم قاسم خود را رئیسجمهور اعلام کرد و شورایی مرکب از سه نفر برای اداره کشور تشکیل گردید و وی مقام ریاست شورا و در عین حال مقام نخستوزیر و وزارت دفاع را برعهده گرفت. کودتای عبدالکریم قاسم موجب تحول اساسی در سیاست خارجی عراق گردید و از آنجا که وی گرایشهای فکری و سیاسی چپگرایانه و کمونیستی متمایل به اتحاد جماهیر شوروی داشت، فعالیت حزب کمونیست عراق را آزاد ساخت.
دولت ایران در 8 مرداد 1337 رژیم جدید عراق را به رسمیت شناخت اما عبدالکریم قاسم سیاست توسعهطلبی را دنبال میکرد و نه تنها نسبت به اروندرود بلکه نسبت به خوزستان ایران نیز ادعاهایی واهی مطرح ساخت. در این دوران علاوه بر اختلافهای مرزی بین ایران و عراق که سابقهای تاریخی داشت، اختلافهای سیاسی و ایدئولوژیک نیز به این اختلافها افزوده شد.
عبدالسلام عارف که نقشی کلیدی در کودتای 1958 داشت، در 1959 به همراه رشید عالی گیلانی به اتهام توطئه علیه عبدالکریم قاسم بازداشت و به مرگ محکوم شد اما قاسم او را در نوامبر 1961 آزاد کرد. در پی بروز اختلاف بین عبدالسلام عارف و عبدالکریم قاسم، قاسم او را از مناصبش عزل کرد و به درجه سفیر عراق در آلمان تنزل رتبه داد اما عبدالسلام نیز بیکار ننشست و در فوریه 1963 با همکاری ائتلافی از بعثیها به رهبری احمد حسن البکر و واحدهای ارتش و دیگر گروههای پان عرب، حکومت قاسم را سرنگون کرد و عبدالکریم قاسم را نیز به قتل رساند و خود قدرت را در دست گرفت.
عارف که با جمال عبدالناصر روابط نزدیکی داشت و برای اتحاد ممالک عرب و به ویژه اتحاد با مصر تلاش زیادی میکرد، تا سال 1966 رئیسجمهور عراق بود ولی در آن سال در یک حادثه مشکوک هوایی کشته شد و برادرش عبدالرحمن عارف به قدرت رسید. (فرهنگ تاریخ، ج 2، مترجم: احمد تدین، شهین احمدی، صص 846 و 847 ـ وبگاه مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران)
5. در اصل: بتدریخ
منبع:
کتاب
انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان خراسان رضوی- 03 صفحه 322
