تاریخ سند: 22 آبان 1357
مکالمات سوژه در روز دوشنبه تاریخ 22/8/57
متن سند:
مکالمات سوژه در روز دوشنبه تاریخ 22 /8 /57
در مکالمهای که بین رجبعلی و [حبیبالله] آراسته بود، آراسته گفت: به اتفاق حاجی آقا، حاجی محمود و حاجی احمد دستمالچی هم به پاریس خواهند رفت. 22 /8 /57
*****
از بانک ملی مهریز تلفن شد که آیا ما هم باید تعطیل بکنیم؟
مخاطب: بله.
*****
قریشی از سازمان آب با مناقب تماس گرفت و گفت: ما چی کار کنیم؟
مناقب: اگر بناست کادر اداری تعطیل کند و کادر فنی هم به تبعیت از آنها تعطیل کنند، درست نیست.
قریشی: من به آنها گفتهام بیایند، پشت میزهاشون بنشینند، ولی کار نکنند.
مناقب: هر طوری که خودتان صلاح میدانید، چون ما به شما اطمینان کامل داریم و اعتماد کامل داریم. خلاصه طوری بشه که کار مردم لنگ نشود.
قریشی: خود من و تمام کارمندان به حاجی آقا و شما ارادت کامل داریم. شما اگر بالای منبر لطفی بفرمایید و بگویید بهتر است؛ در هر صورت ما درب را هم بستهایم، ولی اینها بیایند ولی خب کار نکنند، اگر اتفاقی افتاد، بشود لولهها را تعمیر کرد. حتی من بهشان گفتهام همگی بیایید و پشت میزتان چرت بزنید.
مناقب: ما کمال اعتماد را به شما داریم و خودتان هر طوری که میدانید انجام بدهید.
*****
رفیعی نامی تلفن کرد و گفت: ما پول میدادیم بانک و آرد صادر میشد از سیلو؛ حالا بانک پول برنمیدارد، چی کار کنیم؟ یا گازوئیل میخواهیم از شرکت نفت، باز هم باید پول بدهیم به بانک و فیش ببریم، چی کار کنیم؟
مناقب: همگی با هم صحبت کنید و یک شعبهای را قرار بگذارید، من هم با رئیس بانک ملی صحبت میکنم که یک شعبه باز باشد که به این کارها رسیدگی بشود.
*****
شخصی به نام نارگونی به مناقب گفت: بانک ایرانشهر پول قبول نمیکند که بدهیم از سیلو گندم بگیریم. من با رئیس بانک ملی صحبت کردم، ایشان گفتهاند که فقط باید آقای مناقب بگوید. برای حساب غله بانک ایرانشهر باز باشد بهتر است، یا خود شعبه مرکزی؟
مناقب: شماره بانک ملی چند است؟
نارگونی: 2600.
*****
مناقب به رئیس بانک ملی تلفن زد و گفت: برای پذیرفتن پول و دادن فیش برای گندم و گازوئیل، رفقا میگویند یک شعبه از بانک باز باشد.
رئیس بانک: جناب مناقب اجازه اگر میفرمایند شعبه مرکز و شعبه ایرانشهر را باز بگذاریم.
مناقب: هر طور که صلاح میدانید.
رئیس بانک: همه این مسائل را ما در نظر داریم؛ شما چون واقعاً یک شخصیت روحانی هستید و بنده هم غریب هستم و تازه آمدهام اینجا؛ این مسئله که پیش آمد، من با تهران تماس گرفتم و گفتم اجازه بدهید که ما هم تعطیل کنیم، چون روحانیان و مردم در حال اعتصاب هستن، درست نیست که ما جزو اینها نباشیم و به آنها نپیوندیم؛ متأسفانه مخالفت شدید کردند و حتی یک مقداری هم بنده را تهدید کردند از لحاظ پرونده اداری و غیره. به هر حال گفتم خیلی خوب و خواستم به جنابعالی بگویم، دیدم شاید صلاح نباشد و جنابعالی گرفتاری داشته باشید؛ در هر صورت اگر اجازه میفرمایید شعبه مرکز و شعبه ایرانشهر را ما باز بگذاریم؟
مناقب: راستی در نظرتان باشد راجع به این چک های مردم و سفته مردم که واخواست نشود.
رئیس بانک: نخیر، خاطر جمع باشید؛ ما با مردم راه میآییم و نمیگذاریم مردم ناراحت شوند. حتی تجار شهر مرا خوب میشناسند و میدانند که من هیچ موقع نمیگذارم که کارها آنها لنگ بماند؛ شما حاجی آقا از این موضوع ابداً ناراحت نباشید. پس شعبه مرکز و ایرانشهر را باز میگذاریم، به شرطی که باز تلفن نشود به ما که چرا بانک باز است و بانک را ببندید.
مناقب: من نمیدانم، در هر صورت فقط اگر باز باشد چک و سفته مردم واخواست نشود.
رئیس بانک: شما از آن بابت اصلاً ناراحت نباشید.
مناقب: فقط اگر بانک ایرانشهر باز باشد چطور؟
رئیس بانک: آنجا فقط سه تا کارمند دارد و بهشان فشار میآید، از پس کار نمیتوانند بربیایند. اگر فقط بانک ایرانشهر باز باشد، فقط که نمیتواند فیش گندم و گازوئیل را قبول کند، به ناچار باید مراجعین را هم راه بیاندازد و پرسنل آنجا کم است و نمیتواند از پس کار بربیاید؛ پس با اجازه شما ما شعبه مرکز و شعبه ایرانشهر را باز میگذاریم.
مناقب: به شرط آنکه چک و سفته مردم واخواست نشود.
رئیس بانک: خاطر جمع باشید؛ من قول میدهم. امر دیگری نیست؟
مناقب: خیر. سپس خداحافظی کردند.1
توضیحات سند:
1. در روز بیست و دوم آبان ماه، شهرهای استان یزد در اعتصاب کامل قرار داشت و تظاهرات نیز به صورت مستمر صورت میگرفت. شهربانی استان یزد وضعیت این روز را به شرح زیر گزارش نموده است:
«1. در شهر یزد مغازهها و مدارس تعطیل میباشد و عدهای حدود صد نفر در گروههای 20-30 نفری به بانکها و ادارات دولتی مراجعه و با تهدید به آنان به آتش زدن، موجب شده اند تا بیشتر بانکها و ادارات دولتی تعطیل شوند. همچنین این عده در سازمان تعاون و روستاها تابلو یادبود پنجاهمین سال شاهنشاهی پهلوی و تمثال مبارک ملوکانه و در اداره مسکن و شهرسازی تمثال مبارک ملوکانه را شکستند و چون ارتباط تلفن شهربانی قطع میباشد، با اطلاع از جریان امر، مأمورین انتظامی به دو اداره مورد نظر و سایر نقاط شهر اعزام و به شدت مهاجمین را متفرق نمودند.
2. در شهر تفت مغازهها تعطیل و ادارات و مدارس و بیشتر بانکها و در شهر بافق مغازهها تعطیل میباشد.
3. در شهر اردکان مغازه ها، ادارات، بانکها و مدارس تعطیل است و ساعت 11 روز جاری حدود 6 الی 7 هزار نفر از گروههای مختلف مردم از جمله زنان که در مسجد جامعه اجتماع نموده بودند از مسجد خارج و با دادن شعارهای مذهبی مبادرت به تظاهرات و پیاده روی در خیابانها نموده و پس از برگزاری نماز در جاده سنتو ساعت 45 /12 دقیقه به تدریج متفرق شدند.» انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک . استان یزد . ج 5. سند شماره: 601 /5 - 22 /8 /57
رکن دوم ژاندارمری یزد، در گزارشی نوشت: « در مواقعی که شیخ محمد صدوقی رهبر افراطیون مذهبی و محرک اصلی، یزد را ترک مینماید، طرفداران وی مبادرت به انجام عملیات نظامی مینمایند و در محل شایع و گفته میشود که نامبرده اطرافیانش را وادار به انجام اغتشاش و خرابکاری مینماید تا وانمود نماید در غیاب وی این اعمال انجام میشود؛ به طوری که در شب مورخه 9 /8 /57 هم که وی در یزد نبوده، چندین بانک و سینما را به آتش کشیدند.» همان . سند شماره: 208 /22 /06 /501 - 23 /8 /57
***
منبع:
کتاب
گفت و شنود، جلد دوم - شنود مکالمات شهید آیتالله محمد صدوقی صفحه 134