تاریخ سند: 13 شهریور 1357
موضوع: تظاهرات مذهبى در سارى
متن سند:
سند شماره (652)
به: 312 0613 تاریخ گزارش: 13 /6 /37
از: 2 ه 2 شماره گزارش: 4907 /2 ه 2
موضوع: تظاهرات مذهبى در سارى
شیخ محمد[عبداللّه] نظرى روز شنبه 11 /6 /57 هنگام سخنرانى در مسجد جامع سارى اظهار نمود: دولت آموزگار1 عوض شد و دولت شریف2 آمد ما کارى به عوض شدن آنها نداریم مردم دولت و حکومت اسلامى مىخواهند.
یکى از آخوندها بلند شد و به آیتاللّه خمینى صلوات فرستاد بلافاصله همه صلوات فرستادند و سپس جمعیت به خیابان آمدند و در خیابانهاى: شاه، نادر، شاه عباس، دروازه گرگان به راه افتادند پیشاپیش جمعیت عکس آیتاللّه خمینى و پلاکاردهائى به مضمون (نصر مناله فتح قریب) (درود بر جامعه روحانیت برقرارى حکومت اسلامى) در دست مردم حمل مىشد و جمعیت شعارهائى به این مضمون مىدادند: شاه نجف خمینى، درود بر خمینى، زنده باد سازمان آزادیبخش فلسطین اتحاد مبارزه پیروزى، اى بت شکن خمینى، مردم به ما ملحق شوید.
در این تظاهرات دو نفر از کارمندان مدرسه عالى کشاورزى به اسامى محمد انتظارى، رشیداله عابدى مشغول شعار دادن بودند همچنین چهار نفر از دانشجویان مدرسه عالى مزبور در تظاهرات شرکت داشتنند که عبارتند از: فرید رمدانى فرزند محمدعلى، فتحاله عسگرزاده فرزند محمداسماعیل، عادل صفائى سمنانى فرزند علىاکبر، حسین مهدى پوردامیر فرزند محمد.
نظریه شنبه: دانشجویان مدرسه عالى کشاورزى سارى که سال تحصیلى گذشته را با اعتصاب و تظاهرات گذراندند با دیدن اوضاع جدید مملکت مسلما سال تحصیلى 38 ـ 37 را هم با تظاهرات و اغتشاش شروع مىنمایند.
نظریه یکشنبه: باتوجه به حضور شنبه در محل مفاد خبر و نظریه داده شده مورد تأیید است. صدف
نظریه چهارشنبه: نظریه یکشنبه مورد تأیید است. بازرگان
توضیحات سند:
1. جمشید آموزگار فرزند حبیباللّه، در سال 1302 شمسى در تهران تولد یافت. در ایام جنگ دوم جهانى به امریکا رفت و در رشته مهندسى هیدرولیک دکترا گرفت و در سال 1330 به ایران بازگشت. وى به عنوان رئیس اداره مهندسى آژانس عمران بینالمللى در «اصل 4 ترومن» در تهران مشغول به کار شد و پس از معاونت بهداشت تا سال 1334، از سال 1336 که فشار آمریکا براى واگذارى مسئولیتهاى کشور به تحصیل کردگان در آمریکا فزونى یافت، «آموزگار» نیز به وزارت کار کابینه اقبال منصوب شد. جعفر شریف امامى در خصوص عملکرد وى در این برهه چنین گفته است: «آموزگار در زمان عضویت در کابینه اقبال، مطالبى را که در هیئت دولت مطرح مىگردید، بلافاصله به سفارت آمریکا اطلاع مىداد.» در اسفند 1342 در کابینه منصور وزیر بهدارى شد. در دولت هویدا به سمت وزارت دارایى رسید و در این هنگام طى گزارشى چنین معرفى گردید : «در وزارت دارایى یک بچه آمریکایى که هنوز داراى گذرنامه آمریکائى است به نام آموزگار مشغول جاسوسى براى آمریکایىها است ولى از قدیم معروف به انگلیسى بود.» پس از نه سال در سال 1353 وزیر کشور کابینه هویدا گردید. در سال 1354 به دست «کارلوس» به همراه وزراى نفت اوپک به گروگان در آمد. او به پاس فعالیتهایش در اوپک، بزرگترین نشان دربارى ایران یعنى نشان درجه اول تاج را از شاه دریافت کرده بود. در سال 1355 دبیر کل حزب رستاخیز شد و بالاخره در مرداد 1356 آرزوهاى دیرین وى برآورده و نخستوزیر ایران گردید. وى در دوران اوجگیرى انقلاب اسلامى و شدت یافتن تظاهرات در شهرها و آتشسوزى سینما رکس آبادان، در چهارم شهریور 1357 استعفا نمود و در دى ماه همان سال به آمریکا متوارى گردید و دفتر مشاوره انرژى در واشنگتن را تأسیس کرد. در حال حاضر او از سرمایهداران عمده آمریکا محسوب مىشود و با بانک جهانى و صندوق بینالمللى پول همکارى دارد.
ر. ک : شهید محمد صدوقى، ص 218.
جمشید آموزگار به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسیهاى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات.
اسکندر دلدم، امیرعباس هویدا، ص 165.
محمود طلوعى، بازیگران عصر پهلوى، صص 539ـ549.
ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سیاسى ج 1، ص 267.
بزم اهریمن، ج 3، صص 309ـ 310، مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات.
سپهبد تیمور بختیار به روایت اسناد ساواک، ص 152، مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات.
2. جعفر شریفامامى فرزند حاج محمدحسین نظامالاسلام، در 27 خرداد 1291 ه ش در تهران متولد شد. پدر او، از روحانیون تهران در دوران متأخر قاجاریه بود که از ناصرالدین شاه لقب «معتمدالشریعه» و از مظفرالدینشاه لقب «نظام الاسلام» دریافت داشت. جعفر شریفامامى تحصیلات متوسطه را در تهران به پایان رسانید و براى ادامه تحصیل به سوئد و آلمان رفت و در این کشور آخرین مدرک تحصیلى خود را در رشته برق کسب نمود. او در ایران، در راهآهن دولتى شاغل بود و به معاونت این سازمان رسید. در سال 1324 به مدیرعاملى بنگاه آبیارى رسید. در تیر و اسفند 1329 در دولت رزمآرا به وزارت راه رسید، جعفر شریفامامى در دولت سپهبد فضلاللّه زاهدى مدیریت عامل سازمان برنامه را به دست گرفت و در سال 1333 به سناتورى تهران انتخاب شد. شریفامامى در دولت دکتر منوچهر اقبال وزیر صنایع و معادن شد و در شهریور 1339به نخستوزیرى رسید. دولت مستعجل شریفامامى ثمره یک دوره تنشهاى جدّى در روابط ایران و آمریکا بود. تشدید فعالیت جناحهاى وابسته به «حزب دمکرات» آمریکا در ایران به اعتصاب معلمین و شهادت دکتر ابوالحسن خانعلى و سرانجام سقوط دولت شریفامامى، در اردیبهشت 1340 انجامید. او در سال 1342 مقام شامخ ریاست مجلس سنا را به دست گرفت و تا آستانه انقلاب اسلامى ایران، به مدت 15 سال، در این سمت بود. جعفر شریفامامى در مرداد 1346 به ریاست مجلس مؤسسان سوم رسید که وظیفه داشت نیابت سلطنت فرح پهلوى را تسجیل کند. با آغاز امواج انقلاب اسلامى ایران، محمدرضا پهلوى در یکى از واپسین تلاشهاى خود به فراماسونرى و استاد اعظم آن، جعفر شریفامامى متوسل شد و وى را در نقش دیرینش، به عنوان محور تفاهم و «آشتى» سیاستهاى بیگانه مؤثر در ایران به صدارت رسانید. باید افزود که برخلاف تصور شاه، هر چند شریفامامى طى دوران «شیخوخیت» خود، به عنوان سمبل «آشتى» و «تفاهم» کانونهاى قدرت بیگانه وجههاى اندوخته بود و لذا مىتوانست نمادى از «آشتى بینالمللى» به شمار رود، ولى او هیچ گاه نتوانست در سطح مردم به عنوان یک چهره «وجیه الملّه» مطرح شود. جعفر شریفامامى در تاریخ 14 /8 /1357 از صدارت استعفا داد و جاى خود را به دولت نظامى ارتشبد غلامرضا ازهارى سپرد.
او ثروت زیادى در دوران حیات خویش اندوخت و احمد شیبانى از نزدیکانش به فردوست اطلاع داده است که هنگام خروج از ایران زمان انقلاب 17 میلیون دلار به حساب خود در خارج ریخته بود. شریف امامى از مهرههاى واسط و محلل به شمار مىرفت که در شرایط و بحرانى از او استفاده مىشد. یک بار پس از علاء و قبل از امینى و در سال 1349 و بار دیگر در اواخر عمر رژیم در سال 57 به سمت نخست وزیرى رسید که نهایتا با وقوع حادثه 17 شهریور در زمان صدارت وى، او نیز از صحنه کنار رفت.
وى، از دوران جوانى عضو تشکیلات ماسونى بود و در تشکیلات ماسونى، به استاد اعظمى رسید و از چهرههاى وابسته به سیاست غرب بود. پس از پیروزى انقلاب اسلامى، به انگلیس پناهنده شد و در سال 1378، در آمریکا درگذشت.
از کتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سیاسى، جلد دوم، صص 399 تا 422
منبع:
کتاب
انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، روزشمار استان مازندران(ساری)، جلد 1 صفحه 497
