بولتن هفتگی
متن سند:
شماره: 354
کلیه روتارینها برای پر کردن طبقهبندیهای خالی کلوپ خود مسئولیت مشترک دارند و از اینرو هر عضو روتاری باید کمک کند تا کلوپ او معرف تمام مشاغل و حرف اجتماع باشد.
«نقل از جزوه عضویت روتای»
گزارش جلسه روز سهشنبه چهارم اردیبهشت ماه 52 (24 آوریل 1973)
جلسه هفتگی کلوپ روتاری شمال تهران در ساعت 3 به ریاست روتارین حسن شهباز در هتل اینترکنتینانتال تشکیل گردید.
در این جلسه 50 نفر از اعضاء حضور داشتند و 10 نفر غایب بودند و 24 نفر به علت مسافرت و بیماری در جلسه شرکت نداشتند.
حاضر غایب مسافر بیمار جمع اعضاء
50 نفر 10 نفر 20 نفر 4 نفر 84 نفر
نسبت عده حاضرین 88%
اخبار هفته کلوپ
روتارینهایی که در این جلسه حاضر بودند.
مهندس آلپائوطی.
مهندس افشار قاسملو.
مهندس احتشامی.
مهندس اشراق.
دکتر بهشتی.
بسیطی غلامرضا باقرزاده.
محسن باقرزاده.
پرویز توکلیان.
دکتر جاوید.
دکتر حداد.
حکیمزاده دیبا.
حکیمنژاد.
مهندس راجی.
رضایی.
تیمسار سرلشگر رفعت.
رستار.
دکتر زنگنه.
مهندس سلیمی.
مهندس سعیدی.
مهندس ستوده.
دکتر شریف.
شهباز صالح صدری.
عقیلی.
مهندی.
فتحی.
قدیمی.
دکتر کوهستانی.
متوجه.
نعمتی.
شکراله نهاوندی.
نوایی.
متحده.
قاهری.
قادرینژاد.
فرارویی.
صمیمی.
سهیلی.
سمناد.
دیکته.
دفتریان خواجهنصیر.
خویی.
حی.
اردکانیان.
چیتایات
معرفی سخنران
روتارین حسن شهباز چنین اظهار داشتند:
جناب آقای مهندس ریاضی ریاست محترم مجلس شورای ملی که خود روتاین هستند از شخصیتهای بارز علمی و سیاسی مملکت میباشند و از اینرو تصور نمیکنم که نیازی به معرفی داشته باشد.
سوابق درخشان خدمات آکادمیک ایشان و همچنین خدماتی که در دوران ریاست مجلس شورای ملی در دورههای اخیر انجام دادهاند موضوعی نیست که بر کسی مکتوم باشد.
سیمای مجلس بعد از انقلاب به طوری که هم اکنون در خدمتشان صحبت میکردیم به کلی دگرگون شده و با آنچه که در گذشته بود تفاوت کلی دارد و به همین جهت از مقام محترمشان تقاضا کردیم که ما را با چگونگی مجلس امروز بیشتر آشنا فرمایند و اگر روتارینهای محترم نیز سؤالاتی در این زمینه دارند در خدمتشان مطرح فرمایند و با توضیحات ایشان در این زمینه آشنایی بیشتر حاصل فرمایند.
متن سخنرانی جناب آقای مهندس ریاضی
خیلی خوشوقتم که امروز فرصتی پیدا شد تا با همه روتارینهای عزیز ناهار مطبوعی صرف کنیم و به موجب وظیفهای که برای بنده معین شده درباره سیمای مجلس بعد از انقلاب نیز صحبتی بشود.
خیال میکنم اغلب آقایان که بعضی از آنها در مجلس هستند و بعضی در دستگاههای دولتی تماس دائم با مجلس شورای ملی دارند با وضع مجلس بعد از انقلاب کاملاً آشنایی دارند امروز مجلس شورای ملی مثل گذشته از ملت جدا نیست آنجا خانه ملت است و در آن به روی همه کسانی که کاری با مجلس داشته باشند باز است و من امروز بسیار خوشوقتم که در ظرف ده سالی که در مجلس شورای ملی بوده و عهدهدار خدمت مهمی که از طرف همکارانم به من تفویض شده هستم شخصاً این تحول را به چشم خود دیده و ضمناً میتوانم عرض کنم که شاید سهم کوچکی از این تحول عظیم نیز نصیب مجلس و نمایندگان آن بوده است.
امروز از هر نظر که نگاه کنیم اوضاع مملکت با ده سال پیش تفاوت کلی به هم رسانیده و خیال میکنم که هر یک از ما اگر به خاطرات ده سال قبل خود رجوع کنیم موضوع برایمان به کلی روشن میشود من خوب به خاطر دارم که عده زیادی از شهرستانیها به تهران هجوم کرده و تقاضا داشتند که در مقابل یک کیلو نان کار کنند ولی امروز کار برعکس شده و گرفتاری اینست که برای انجام برنامههای خود نیروی انسانی کافی نداریم و شاید اجبار پیدا کنیم که مقداری از برنامههای خود را به علت نداشتن نیروی انسانی متوقف سازیم البته بنده نمیخواهم عرض کنم که امروز کشور ما بهشت برین شده بلکه مسلم است که ما هنوز خیلی نقص داریم و هنوز راه بسیار طولانی برای طی کردن داریم مثلی است معروف که میگویند لندن و پاریس و رم یک شبه ساخته نشده ولی ما متأسفانه صد سال از گران بهاترین اوقات این مملکت را هنگامی که ملل پیشرفته کشورهای خود را میساختند در خواب خرگوشی گذراندیم و اکنون یک مرتبه از خواب غفلت بیدار گشته میخواهیم با جهشی این عقبافتادگی صد ساله را جبران کنیم بدیهی است مجلس شورای ملی و به طور کلی پارلمان مملکت نیز در این راه وظایفی به عهده دارد.
به طور کلی معنای انقلاب به هر زبانی که بگیرید «تحول سریع است» تحول را که کسی منکر نیست و در سرعت آن هم که کمتر کسی تردید دارد پس در حقیقت وقوع انقلاب در مملکت ما حرفی نیست شاید در سالهای اول و مردم اعتماد زیادی به نتیجه این کار نداشتند برای اینکه در صد سال اخیر مکرر در مکرر وعدههایی به مردم داده شده بود که متأسفانه هیچگاه جامه عمل نپوشیده بود.
مثلی به خاطرم رسید که میگویند شخصی میگفت من سه مشت به کوه میزنم و از کوه یک قوچ بیرون میآید مشت اول و دوم را زد و چیزی از کوه بیرون نیامد خواست مشت سوم را بزند و پیرمردی گفت مشت خویش را رنجه مساز چه اگر قرار بود با سه مشت قوچی از کوه بیرون آید پس از مشت اول دوم لااقل شاخش بیرون آمده بود اما اگر همانطور که عرض کردم خاطرات گذشته خود را مرور کنیم میبینیم که نه تنها شاخ قوچ بلکه قوچها از کوه انقلاب شاه و ملت بیرون آمده و شاید بتوان گفت که حقیقتاً نتایج این انقلاب و بهرهای که از آن بردیم به مراتب بیش از حد انتظار خود ما بوده است.
من خود خوب به خاطر دارم که در اولین سالی که به مجلس شورای ملی راه پیدا کردم چون اصفهانی هستم و علاقهمند به اصفهان اغلب با وکلای اصفهان دور هم مینشستیم و درباره احتیاجات این استان مطالعه میکردیم در آن روز تقاضای مردم اصفهان تنها دو چیز بود یکی اینکه پروژه سد کوهرنگ که بعدها به نام شاه عباس کبیر نامیده شد مطالعه شود (نه اینکه ساخته شود بلکه فقط مطالعه شود تا اگر روزی امکانات فراهم شد ساخته بشود) دیگر اینکه راه اصفهان به خوزستان ساخته شود تا اصفهانیها بتوانند سبزیجات و میوهجات مصرفی خوزستان را که با هواپیما به آن دیار میفرستادند از راه زمین بفرستند تا ارزانتر تمام شود حالا ملاحظه میفرمایید که سد شاه عباس کبیر ساخته شده کارخانه ذوبآهن آریامهر ساخته شده و فولاد آن در انبارها ذخیره میشود و شاید در آتیه خیلی نزدیک ظرفیت آن از هفتصد هزار تن در سال به 4 میلیون تن در سال برسد راههای مختلف از اصفهان به خوزستان کشیده شده ولی امروز عوض اینکه از اصفهان سبزی به خوزستان ببرند از خوزستان به اصفهان و تهران و بسیاری از شهرهای ایران سبزی و صیفی میبرند آنقدر در خود خوزستان وسایل کشاورزی پیدا شده که اصفهانیها برای زراعت به خوزستان میروند و پس از کاشت به اصفهان برگشته به کشت و کار میپردازند بعد به خوزستان رفته زراعت خود را جمع و بلافاصله به اصفهان برگشته محصول خود را برداشت میکنند یعنی در یک سال در دو منطقه زراعت میکنند.
من در اینجا توضیحی عرض میکنم برای کسانی که با مجلس شورای ملی کمتر ارتباط و آشنایی دارند و آن اینست که در گذشته نمایندگان مجلس مستقیماً از طرف مردم انتخاب میشدند و این باعث اختلاف سلیقهها و تشتت بسیار چه در امر انتخابات و چه در بین وکلای منتخب میشد ولی امروز وکلا به وسیله احزاب انتخاب میشوند و احزاب سعی میکنند در نقاطی که اکثریت دارند نمایندگان را از بین طبقات مختلف انتخاب کنند تا همه صنوف و طبقات مختلف در مجلس نماینده داشته باشند.
اکنون حزب ایران نوین1 230 نفر و مردم2 37 نفر و ایرانیان فعلاً فقط یک نفر نماینده دارند ولی در بین این نمایندگان کارگر.کشاورز.
معلم دبستان تا دانشگاه.
حقوقدان.
متخصصین مختلف در رشتههای پزشکی.
فنی.
اداری.
اقتصادی.
اجتماعی.
و غیره وجود دارند به علاوه 17 نفر از بانوان مملکت در مجلس هستند این ترتیب باعث شده که نمایندهای که از بین کارگران انتخاب شده اعم از اینکه از تهران یا اصفهان یا کرمانشاه آمده باشد علاوه بر اینکه وکیل حوزه انتخابیه خود هست و علاوه بر اینکه نماینده حزب خود هست نماینده تمام کارگران ایران نیز میباشد و از منافع آنها در مجلس شورای ملی دفاع میکند.
مطلب دیگر که باید یادآور شوم این است که تاکنون در هیچ دورهای چنین هماهنگی و صمیمیتی بین پارلمان و دولت وجود نداشته زیرا به طور کلی هر دو در یک جهت گام برمیدارند لابد شنیدهاید که آقای نخستوزیر نمایندگان را استان به استان دعوت میکند آنها احتیاجات مهم حوزههای انتخابیه را طرح میکنند و یکی از نواب آقای نخستوزیر آقای قوام صدری 3 مأموریت دارند که تذکرات وکلا و احتیاجات حوزه انتخابیه آنها را گرفته با دستگاههای اجرایی مملکت در میان بگذارد و در حد امکان و با رعایت برنامههای کلی مملکت آن را در برنامهها بگنجانند.
شاید در گذشتهها کسانی البته بسیار کم در میان وکلای مجلس بودهاند که نظریات شخصی داشتهاند ولی امروز دیگر چنین وضعی هم ممکن نیست خود بنده را میشناسید که بزرگترین افتخارم معلمی و تدریس بوده و سرمایه من همین شاگردانی هستند که داشتهام و به همین جهت هم خود را از بزرگترین ثروتمندان این مملکت میدانم و به حمدالله هیچگونه احتیاجی هم نه به پول و نه به زمین و یا امثال آن نداشتهام یادم هست که وقتی آقای نیکپی4 وزیر آبادانی و مسکن بود لایحهای به مجلس شورای ملی آورده بود که مقداری از زمینهای طرشت را بگیرند و برای مردم واحدهای مسکونی بسازند یک روز عده زیادی از مالکین آن اراضی به مجلس نزد من آمده و شکایت داشتند یکی از آنها که هفتاد هشتاد قباله داشت میگفت من برای تهیه این زمینها و به امید ترقی قیمت آنها در آینده زحمت بسیار کشیدهام و حالا که قیمت آن نسبت به 3 سال پیش ده برابر شده دولت میخواهد زمین مرا به نرخ سه سال پیش گرفته فقط یک سود صدی 12 بپردازد گفتم بهتر است در اینباره نه به عنوان رئیس مجلس شورای ملی بلکه به عنوان یک مهندس با شما صحبت کنم کارشناسان عقیده دارند که شهر تهران برای بیش از 5 میلیون نفر آب ندارد بنابراین حداکثر گسترش تهران برای اسکان 5 میلیون نفر است از طرف دیگر برای اینکه بتوان احتیاجات شهری یک شهر 5 میلیون نفری را فراهم کرد چنین شهری فقط باید در حدود 100 کیلومتر مربع وسعت داشته باشد که نصف آن برای جادهها.
پارکها.
مدارس.
بیمارستانها و سایر احتیاجات شهری است و نصف دیگر آن که 50 میلیون مترمربع است میماند برای واحدهای مسکونی 5 میلیون نفر یعنی 10 متر برای هر نفر.
شما خودتان و افراد خانواده خودتان را حساب کنید و برای هر نفر 10 متر زمین در نظر بگیرید و بقیه را احتکار نکنید برای آنها طرح بهجتآباد را مثال آوردم که 400 آپارتمان در 30 هزار متر زمین ساخته شده و اگر ساکنین هر آپارتمان را 5 نفر حساب کنیم جمعاً میشوند 2000 نفر در 30 هزار متر جا یعنی به هر نفر 15 متر زمین اختصاص داده شده و حال اینکه همگی از پارک وسیع استخر.
شنا.
زمین ورزش.
فروشگاه.
برق.
آب.
تلفن.
حرارت مرکزی.
تهویه مطبوع و همه تسهیلات شهری نیز بهرهمند هستند.
این مثال را برای این گفتم که بگویم اکنون در مجلس چنین کسانی هم نیستند تا طرحهای عامالمنفعه خدای نکرده نافی منافع شخصی آنها باشد حتی اگر بعضی از آنها کارهای شخصی نیز داشتهاند پس از وکیل شدن دیگر به کارهای شخصی خود نیز نمیرسند و در نتیجه کار خود را از دست میدهند نمونه عباس روستا5 است که این دوره دیگر انتخاب نشد خیاطخانه خود را نیز از دست داده است.
ممکن است تصور شود که چون سر و صدای مجلس زیاد در روزنامهها نیست واقعاً فعالیت مجلس نیز کم است ولی اگر بیایند مجلس و از نزدیک مطالعه کنند خواهند دید که فعالیت در کمیسیونها تا چه اندازه است و تا چه اندازه روی مسائل مملکتی و لوایح از طرف کمیسیونهای مختلف و کارشناسان بحث و فحص و تدقیق میشود و اگر ملاحظه میفرمایید که گاهی در بعضی از قوانین زود به زود تجدید نظر میشود نه از آن جهت است که ابتدا روی آن دقت و مطالعه کافی نشده بلکه این وضع مولود تحول سریع مملکت است که جهات مختلف قضایا را زود به زود تغییر میدهد ده سال پیش شاید واقعاً بیش از یک درصد مردم ایران مشمول مالیات مستقیم نبودند ولی امروز این نسبت بیشتر شده و شاید انشاءاله به 50 درصد برسد پس این افزایش درآمد طبقات مختلف است که تجدید نظر در مالیات مستقیم را ایجاب میکند من نمیخواهم بگویم که امروز درآمد همه مردم خیلی خوب و کافیست ولی میتوانم بگویم که روی هم رفته در راه خوب و مسیر درست هستیم.
مثالی ساده میزنم امروز هر کلاس جمعیتمان یک میلیون شاگرد دارد و هر 20 شاگرد احتیاج به یک آموزگار دارد که برای یک میلیون نفر میشود 50 هزار آموزگار و برای 5 سال دوره اول ابتدایی میشود 250 هزار آموزگار حالا اگر حقوق یک آموزگار در شروع خدمت فقط پانصد تومان باشد و در موقع بازنشستگی حداکثر هزار و پانصد تومان حد متوسط آن میشود ماهی هزار تومان و برای 250 هزار نفر 3 میلیارد تومان در سال.
3 میلیارد تومان فقط حقوق آموزگار، حالا از سایر مخارج برای دبیرستان و دانشگاه و غیره و غیره بگذریم البته ما امروز توانایی چنین پرداختی را نداریم ولی در راهی هستیم که روزی بتوانیم بهتر از این هم باشیم 15 سال پیش درآمد سرانه 100 الی 120 دلار بود امسال از 500 دلار گذشت و 5 سال دیگر به 1000 دلار میرسد.
مثال دیگر میزنم شما یک خانه 100 هزار تومانی را در نظر بگیرید و وضع خانوادهای را که میتواند در چنین خانهای زندگی کند اگر صاحب این خانه 100 هزار تومان را بدهد اوراق قرضه بگیرد ماهیانه 750 تومان بهره خواهد گرفت ولی اگر با این پول خانه بخرد باید آن را به چه قیمتی اجاره دهد تا پس از پرداخت عوارض نوسازی و مالیات مستغلات و هزینههای نگاهداری خانه و استهلاک ماهانه 750 تومان برای او باقی بماند؟ پس چنین خانهای را لااقل باید 1200 تومان اجاره بدهد و چه کسی است که برای یک خانه 100 هزار تومانی بتواند 1200 تومان در ماه اجاره بدهد؟
اما خوشبختانه همان طور که گفتم ما امروز در جهت صحیح هستیم اگر بگوییم خانه را کم اجاره بدهند کسی خانه نمیسازد اگر بگوییم درست اجاره بدهند مردم قدرت پرداخت ندارند یک مسئله در ایران هست که باید توجه کرد چرا مردم عموماً خانه میخواهند و آپارتمان نمیخواهند این برای اینست که همواره زمین در ترقی بوده است و به همین جهت است که من فکر میکنم در لایحه مالک و مستأجر که اکنون مطرح هست باید سعی شود که مالالاجاره بر مبنای قیمت ساختمان تعیین شود نه زمین زیرا زمین که خود به خود ترقی میکند و در صورت فروش بهره کافی به صاحب خود میدهد البته این مطلب را نیز یادآوری کنم که برخلاف مشهور مردم ایران از آپارتمان گریزان نیستند و تاکنون هر چه آپارتمان ساخته شده مردم اجاره کرده و در آن نشستهاند.
خلاصه میکنم امروز در دورانی زندگی میکنیم که هیچ یک از ادوار تاریخی بدینگونه خوب و درخشان نبوده است و الحق و الانصاف هر کس هم که در هر رشته هست کوشش میکند که به جلو قدم بردارد و ما نیز باید سعی کنیم که فرزندان خود و جوانان مملکت را به رشتههایی که مورد نیاز مملکت است سوق دهیم که بر مبنای احتیاجات آتی مملکت تربیت شوند البته این هست که مدرسه شاگرد را در ظرف چند سال تربیت میکند و در ظرف آن چند سال نیز ممکن است تغییراتی در احتیاجات مملکت پیدا شود چنان که به خاطر دارم پانزده شانزده سال قبل که میزان اکتشافات مواد نفتی جهان به اندازه کافی نبود کمپانیهای نفتی شروع کردند به استخدام مهندسین معدن و زمینشناس با حقوقهای گزاف و در نتیجه محصلین رو آوردند به مهندسی معدن ولی وقتی تحصیل این نوآموزان تمام شد کمپانیها ذخائر کافی کشف کرده بودند و دیگر احتیاج به مهندسین معدن و زمینشناس نداشتند و در نتیجه حقوق این مهندسین به مقدار بسیار کم رسید.
با این وصف میتوان احتیاجات را تا حدی پیشبینی کرد و از هم اکنون معلوم است که ما در آینده تا چه اندازه به طبیب و تکنسین و مهندس و غیره احتیاج داریم که همه آنان را باید با دوراندیشی و همفکری و همکاری عمومی فراهم سازیم و چنانچه شاهنشاه آریامهر فرمودند آن دروازه طلایی را به چشم خود ببینیم و عقبافتادگی صد ساله خود را جبران کنیم.
سخنرانی ایشان بسیار مورد توجه قرار گرفت و رئیس کلوپ از طرف روتارینها از ایشان تشکر کردند.
توضیحات سند:
1ـ حزب ایران نوین: در اواخر آذر ماه سال 1342، حسنعلی منصور تشکیل حزب جدیدی را به نام ایران نوین اعلام کرد و عدهای از مقامات دولتی و نمایندگان مجلس را به عنوان اعضای حزب معرفی نمود.
قائم مقام حزب، امیرعباس هویدا عضو هیئت مدیره شرکت ملی نفت بود که بعداً جای خود را به عطاءاله خسروانی وزیرکار کابینه علم داد.
اکثریت نمایندگان مجلس نیز با اشاره شاه به حزب جدیدالتأسیس پیوستند و منصور در مصاحبهای (با محمود طلوعی) اواخر بهمن ماه 1342 رسماً آمادگی خود را برای احراز نخست وزیری اعلام داشت بعد از منصور نوبت هویدا رسید.
در اوایل حکومت هویدا، خسروانی از هویدا تمکین نمیکرد و هویدا نه تنها بر هیئت دولت بلکه بر حزب اکثریت هم تسلط نداشت هویدا سرانجام با تمهید مقدماتی توانست موقعیت خسروانی را متزلزل کند و کاندیدای مورد نظر خود، دکتر منوچهر کلالی را به مقام دبیر کلی حزب تعیین نماید.
کلالی حزب ایران نوین را به صورت احزاب چپ به تشکیلات منظمی تبدیل کرد و شعباتی در سراسر کشور ایجاد کرد.
گسترش تشکیلات حزب ایران نوین به کانون قدرت مستقلی تبدیل شده، کم کم خود شاه را به وحشت انداخت و تشکیل یک کنفرانس بزرگ حزبی در آذربایجان که ضمن استقبالی شاهانه از کلالی به عمل آمد به برکناری وی از دبیرکلی حزب انجامید.
خود هویدا بعد از برکناری کلالی، دبیرکلی حزب ایران نوین را به عهده گرفت تا، با تشکیل یک کنگره بزرگ حزبی در دیماه سال 1353 و دعوت از نمایندگان احزاب بزرگ جهان به این کنگره به اجرای نقشهای که علم برای نابود ساختن حزب ایران نوین کشیده بود کمک کند.
در این کنگره هویدا که دهمین سال نخست وزیری خود را به پایان رسانده بود و تصور میکرد جای پایش محکم شده است، مغرورانه گفت که در انتخابات آینده حتی یکی از کاندیداهای حزب رقیب (حزب مردم) را هم به مجلس راه نخواهیم داد.
نمایندگان حزب مردم در مجلس که همه از عوامل علم بودند شکایت نزد او بردند و علم سرانجام زهر خود را ریخت و فکر تشکیل حزب واحد رستاخیز را نخستین بار او به شاه تلقین نمود.
شاه کمتر از دو ماه پس از تشکیل کنگره بزرگ حزب ایران نوین در استادیوم سرپوشیدۀ آریامهر (آزادی فعلی) تصمیم خود را درباره انحلال احزاب ایران نوین، مردم و پانایرانیست و تشکیل حزب واحد رستاخیز اعلام داشت.
بازیگران عصر پهلوی، محمود طلوعی، ج 1، ص 20 ـ 519.
2ـ حزب مردم: پس از شهریور 1320 سید محمد صادق طباطبائی از رجال صدر مشروطه که در زمره نمایندگان مجلس شورای ملی به شمار میرفت.
حزب اتحاد ملی را بنیان نهاد، که در حقیقت شعبهای از فراکسیون اتحاد ملی در مجلس شورای ملی بود.
پس از آن در دهم مرداد 1323 با صدور اطلاعیهای که تعداد زیادی از رجال سیاسی آن را امضأ کرده بودند تشکیل حزب مردم اعلام گردید.
از جمله افرادی که این اعلامیه را امضأ کرده بودند، امانالله اردلان، عباسقلی اردلان، ذبیحاله صفا، ابراهیم زند، اسماعیل سنگ، مظفر بقایی، مهدی ملکزاده، حسامالدین دولت آبادی، عزیزالله بیات و...
این حزب ابتدا اتحاد ملی و سپس حزب مردم نام گرفت.
صدای مردم ارگان رسمی حزب مردم که صاحب امتیاز آن محمدحسین فریپور بود در 16 دی ماه 1325 توقیف شد.
حزب مردم علاوه بر تهران، در اصفهان، کرمان، کرمانشاه، لرستان و همدان نیز فعالیت داشت.
سرانجام حزب مردم با ائتلاف با دو حزب دیگر حزب اتحاد را تأسیس نمود.
(کتاب : اسناد احزاب سیاسی ایران (1320ـ1330) بهروز طیرانی)
3ـ محمود قوام صدری فرزند حاج محمد در سال 1309 ه ش در مشهد به دنیا آمد.
در دبیرستانهای علمیه، دانش و شاهرضا در شهر محل تولد تحصیل کرد و سپس به دانشکده علوم اختصاصی مالیه راه یافت و سپس در دانشکده حقوق و علوم سیاسی تحصیل کرد و دوره عالیه مالیه را نیز پشت سر گذاشت.
مشارالیه که به استخدام وزارت دارائی در آمده بود، در مشاغل زیر فعالیت کرد : کفالت و معاونت اداره اطلاعات آمار، معاون اداره کل بررسیهای مالی و اقتصادی، مدیر کل نظارت صنعتی، معاون اداره کل بهرهبرداری و خالصه و املاک واگذاری، رئیس و ذیحساب اداره دارائی شهرستان اراک، رئیس و ذیحساب اداره حسابداری وزارت کار، معاون اداره کل درآمدها، بازرس وزارتی و مدیرکل وصول شهرستانها، عضو هیأت مدیره شرکت سهامی شیلات، مدیر کل بودجه، سرپرستی چاپخانه دولتی، بازرس شرکت هواپیمائی ملی ایران و...
مشارالیه که «عضو جمعیت سعادت و یاران» بود و در لژهای فراماسونری : ژاندارک، کاوه عضویت داشت و از اعضأ مؤسس لژ دانش بود.
در سال 1343 به معاونت پارلمانی وزارت دارائی رسید و در سال 1350 وزیر مشاور و معاون پارلمانی نخست وزیری شد.
محمود قوام صدری که رئیس منطقه 354 الف لاینز بینالمللی بود و به نمایندگی از طرف شریف امامی ـ استاد اعظم لژ بزرگ ایران ـ در بعضی از لژها شرکت میکرد، در سال 1352 به عضویت هیأت امنای دانشگاه مشهد برگزیده شد و در سال 54 رئیس هیئت مدیره انجمن ملی حمایت از کودکان بود، در سال 1357 از طرف فرح پهلوی به عضویت هیأت مدیره و خزانه انجمن کودکان منصوب شد.
4ـ غلامرضا نیکپی فرزند اعزازالملک [عزیزاله] به سال 1308 ه ش در اصفهان متولد شد.
در رشته حقوق از دانشگاه تهران و دکترا را در رشتۀ اقتصاد از دانشگاه لندن اخذ کرد.
فعالیت خود را در مشاغل زیر به نمایش گذارد : رئیس اداره کل امور اقتصادی و آمار شرکت ملی نفت ایران از 1337 ش، عضو هیأت عامله مؤسسه اقتصادی آسیا «اکافه»، وکیل دادگستری، نمایندۀ ایران در کنگره اول و چهارم نفت عرب، کنفرانس کار و سازمان کشورهای صادرکننده نفت و ششمین کنگره جهانی نفت، معاون نخستوزیر در کابینۀ منصور، وزیر مشاور و معاون اجرایی هویدا، وزیر آبادانی و مسکن کابینۀ مذکور، شهردار تهران در سالهای 48 تا 56، سناتور انتصابی اصفهان در مجلس سنا، عضو هیأت امنای دانشگاه اصفهان، عضو کانون بینالمللی حقوقدانان، عضو انجمن نفت ایران، عضو هیأت امنای دانشکده توسعه اقتصادی آسیا وابسته به سازمان ملل، عضو شورای سازمان ایران نوین، قائم مقام غلامرضا پهلوی در امور اسبدوانی خرگوش دره (طبق اظهارات خودش)، عضو کانون وکلا، دارای نشانهای درجه 1 همایون، درجه 3 تاج، درجه 1 سپاس، درجه 1 ورزش، درجه 1 لیاقت، دیپلماتیک کره جنوبی، درجه 1 اصلاحات ارضی، مدال یادبود بیستوپنجمین سال سلطنت شاه و مدال تاجگذاری.
در گزارشی در سال 1348 ش آمده که مشارالیه به مدیریت کاخ جوانان دستور میدهد که ضمن تماس با نمایندۀ دولت اسرائیل غاصب چند بورس یک ماهه برای مسئولین کاخ مذکور اخذ تا آنها بتوانند برای بررسی وضع جوانان اسرائیل به آن کشور بروند.
برابر گزارشهای موجود وی در زمان تصدی شهرداری تهران در خریدهای خارجی به عنوان حق دلالی سوء استفاده مینموده است.
ساواک وی را طرفدار سیاست انگلستان معرفی کرده است.
نیک پی پس از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی دادگاه انقلاب در فروردین 1358 به اعدام محکوم و تیرباران شد.
(کیهان، ش 10680، 1358 ش ؛ زن روز، ش 309، 1349 ش ؛ چهرههای آشنا، ص 640 ؛ ر.ک : اسناد ساواک، پروندههای انفرادی
5ـ عباس روستا خراسانی فرزند محمدعلی در سال 1291 در مشهد متولد شد.
وی نمایندۀ دورههای 21 و 22 تهران در مجلس شورای ملی، در سال 1291 در شهر مشهد متولد شد.
تحصیلات عالی را در فرانسه و آلمان گذراند و دیپلم عالی خیاطی گرفت.
سالها مدیر فنی تربیت بدنی خوزستان و خود نیز قهرمان ژیمناستیک کشور بود.
عضو شورای عالی اصناف و از مؤسسین صنف خیاطان بود تا اینکه به ریاست آن نائل آمد.
او مسئول حوزۀ 36 حزب ایران نوین بود و به عضویت کمیتۀ استان مرکزی درآمد.
(چهرههای آشنا، 1344 ش، ص 258 ؛ روزنامه اطلاعات، ش 12334، 1346 ش).
منبع:
کتاب
کلوپ روتاری به روایت اسناد ساواک - جلد دوم صفحه 114