تاریخ سند: 9 بهمن 1316
افسر مزبور ضمن اجرای بازجویی جداً منکر چنین اظهار بوده
متن سند:
13161109
شماره ۱۲۸۷۷ ق 3
(وزارت جنگ)
(اداره امنیه)
دایره امور جزایی
مورخه 9 /11 /16
شعبه ۱
ضمیمه_
کفالت ستاد ارتش
گزارش
عطف به شماره 10032—5 /11 /16مرموزات - محترما معروض میدارد با اینکه افسر مزبور ضمن اجرای بازجویی جداً منکر چنین اظهار بوده، مع هذا به یک ماه زندانی با خدمت تنبیه و محل مأموریت او نیز تغییر داده شد1. موکول به اوامر عالی است.
کفیل معاونت اداره امنیه سرهنگ خسرو پناه
[امضا]
توضیحات سند:
١- ستوان سوم على مهاجر از کار برکنار میشود و شخص دیگری جای او را میگیرد. اطلاعی از شخصیت اخلاقی و دینی او بدست نیاوردیم؛ ولی از شخصی که بعد از او ریاست امنیه قائنات را به عهده گرفت، مطلبی را به نقل از خسرو روزبه ذیلا نقل میکنیم. (خسرو روزبه که خود از افسران دوران رضاشاهی میباشد در سال ۱۳۱۴ شمسی وارد ارتش شد و سالهای بعد جذب حزب توده گردید و بالاخره در تیرماه سال ۱۳۳۶ شمسی دستگیر شده و در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۷ شمسی اعدام شد. شرح زندگی او را میتوانید در کتاب تاریخ سیاسی معاصر ایران، دکتر مدنی، جلد اول، صفحات ۳۲۷ تا ۳۳۰ مطالعه کنید.) وی در تشریح ظلم و جور حکومت رضاخان، وضعیت منطقه بیرجند، نابسامانی بهداشت و فقر عمومی مردم را مورد اشاره قرار داده و راجع به ریاست امنیه قاینات نیز توضیحی میدهد که به لحاظ اطلاعات مفید، مشروح آن را از نظرتان میگذرانیم.
«درست به خاطر دارم در سال ۱۳۱۷ که عضو کمیسیون بازرسی لشگر خراسان بودم، کمیسیون تصمیم گرفت هنگ سوار بیرجند را بازرسی کند. بیرجند تا شهر مشهد ۸۴ فرسخ فاصله دارد. موقع حرکت به ما گفتند غذا و حتی آب را از مشهد با خودتان ببرید و مبادا در هیچ خانه دهاتی یا قهوهخانهای در راه ذرهای غذا خورده و یا جرعهای آب بنوشید. وقتی علت امر را استفسار کردیم جواب دادند در تمام طول راه مردم بلا استثنا سیفیلیتیک هستند ولی ما عملا دیدیم که از یک طرف صاحب تراخم و سفلیس و از طرف دیگر به عنوان مسکن درد و دوای فراموشی و بدبختیها یکسره به افیون معتادند. هر انسان سنگدلی که چشمهای قی آلود و تراخمی بچهها را که غالبا در اثر سفلیس ناقص الخلقه بودند و در میان خاک و خاشاک مثل کرم خاکی غلت میزدند، مشاهده میکرد و دختران دوازده ساله را با چهرههای زرد و رنگهای پریده، بدون لباس حتی بدون شلوار میدید بیاختیار به آنها شفقت مینمود و تا حد توانایی کمک میکرد، ولی همین بیچارگان از فشار و ظلم امنیه بینصیب نبودند و یک ستوان چپ امنیه، رئیس امنیه قائنات [بود] در منزل خود رادیو داشت و در میان آن همه ضجه و ناله آهنگ رقص و آواز میگرفت و به لذت میگساری خود میافزود. از شما چه پنهان باید با نهایت انفعال اعتراف کنم که در آن روزها من هم مثل اغلب جوانان این کشور مسخ رژیم بودم... زحمت هیچ گونه فکری را به خود نمیدادم.» (اطاعت کورکورانه، خسرو روزبه، صفحات ۱۱ و ۱۲)
منبع:
کتاب
تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد صفحه 398
