تاریخ سند: 24 تیر 1342
موضوع: مجلس روضهخوانی در منزل آقای شیخ علیاکبر نوغانی
متن سند:
شماره: 5027/ﻫ تاریخ:24 /4 /1342
از: شهربانی خراسان
به: تیمسار سپهبد استاندار معظم استان خراسان
موضوع: مجلس روضهخوانی در منزل آقای شیخ علیاکبر نوغانی
محترماً پیرو شماره 4580/ﻫ ـ 23 /4 /42 به استحضار میرساند طبق گزارش قسمت مربوطه از ساعت 20 روز 23 /4 /42 در منزل نامبرده بالا مجلس روضهخوانی منعقد، بدواً آقای سیدان منبر رفته درباره کسانی که دید را نادید و نادید را دید مینمایند بیاناتی ایراد، بعد آقای عباس طبسی واعظ منبر رفته اظهار داشت انسان باید دارای ایمان به خدا باشد و موقعی که روح از بدن خارج میشود جسد روی زمین به حال خود باقی است. شخص مسلمان آنی از خداوند نباید غافل باشد و چشم از ریاست و شهوت و جاه و مقام بپوشاند، البته اینطور انسان خیلی کم است و اضافه نمود خواستگاری دختران سابق با دختران امروزه که آنها در مکتب اسلام درس میخواندند و امروزیها باید دیپلم باشند، سابقاً کوکاکولا محل رقص، محل شبنشینی و وضع امروزی زنان که در خیابانها راه میروند نبوده، ما که این حرفها را میزنیم میگویند ارتجاع سیاه هستیم و از تعدی حجاج ابن یوسف1 و متوکل عباسی2 و [زندگانی] امام هادی علیهالسلام بیاناتی نموده و گفت امروز اسمی از حجاج نیست ولی نام امام هادی علیهالسلام همهجا برده میشود؛ این است نتیجه خوبی و بدی. در پایان نسبت به استقلال و امنیت مملکت، شکر و دعا نموده. مجلس در ساعت 22:20 خاتمه یافت.
سرپرست شهربانیهای خراسان ـ سرهنگ افتخار
گیرندگان:
تیمسار فرماندهی معظم لشکر 6 خراسان در پیرو شماره فوق جهت استحضار.
ریاست سازمان اطلاعات و امنیت خراسان در پیرو شماره فوق جهت اطلاع. بخش 2 - 24 /4 /42
توضیحات سند:
1. حجاج بن یوسف در سال 41ق. در طائف به دنیا آمد و سراسر عمرش آمیخته با جنایت و خونریزی و ظلم و تباهی بود. اوج ستم و بیداد حجاج در سالهایی بود که از طرف عبدالملک بن مروان به فرماندهی جنگها انتخاب شد و سپس حکومت عراق را به دست گرفت. او مردی خونخوار بود و پیرمرد و بچه و بزرگ و کوچک را به اتهام شیعه بودن میکشت. در عصر حجاج اگر به کسی میگفتند کافر، بیشتر راضی بود تا اینکه بگویند شیعه. در لیست افراد فراوانی که در حکومت حجاج، بیگناه کشته شدند، نام انسانهای والا و ارجمندی همچون قنبر ـ خدمتکار حضرت علی علیهالسلام ـ کمیل بن زیاد و سعید بن جُبیر ـ از شیعیان و شاگردان امام سجاد علیهالسلام ـ به چشم میخورد. آوردهاند که حجاج 120 هزار نفر را در بیرون از میدان جنگ قتلعام کرد. جنایتهای بیشمار حجاج، او را در چشم عبدالملک بن مروان، خلیفه غاصب و ستمگر اموی، آنچنان عزیز و مقرب کرده بود که هنگام مرگ به فرزندانش گفت: «شما را سفارش میکنم به تقوای خدا و احترام به حجاج». عمر بن عبدالعزیز میگوید: «اگر هر گروهی بخواهد نمایندهای را بهعنوان خبیثترین فرد گروه خود معرفی کند، ما نیز حجاج را معرفی کنیم و در مسابقهی تعیین قهرمان جنایت، ما برنده خواهیم شد». حجاج پس از عمری جنایت در 54 سالگی مبتلا به دلدرد شدیدی میشود و پس از دستوپنجه نرم کردن با مرض لرزه و سردی اندام، سرانجام به هلاکت رسید.
2. متوکل خلیفه عباسی (دوره خلافت: 232 - 247ق) پسر معتصم و دهمین نفر از خلفای عباسی است. با جلوس متوکل که جانشین برادرش واثق شد، خلافت به مرحلهی تازهای رسید که عموماً آن را مرحله انحطاط شمردهاند. زندگی متوکل آکنده از شرارت نفس و ظلم و ستم، مخصوصاً به علویّین، است. وی دشمنی سرسختانهای با امیرالمؤمنین و اهلبیت علیهمالسلام و بهطورکلی با شیعیان داشت بهگونهایکه به عقیدۀ بسیاری، سختترین روزگار شیعه، دوران خلافت متوکل بوده است. امام هادی علیهالسلام به دستور متوکل از مدینه به سامرا، مرکز خلافت، احضار و در آنجا تحت محدودیت شدید و آزار فراوان قرار گرفته و تا پایان عمر مجبور به اقامت در آن شهر شدند. متوکل فرمان داد که هر کس به یکی از اصحاب پیامبر (ص) اسائه ادب کند، به مجازات مرگ با تازیانه محکوم شود. وی علاوه بر دشمنی با شیعیان، با گروههای دیگری نیز برخورد داشته است. این خلیفه عباسی به دلیل نادرست شمردن عقاید معتزلیان، از گروهی خطیبان و علماء دینی دعوت کرد که در منبرها به رد کردن اصول عقاید معتزلیان یا طرفداران مذهب اختیار و تفویض، بپردازند. همچنین برای جدا کردن کامل جهودان و ترسایان از مسلمانان، به اعمال محدودیتها و فشارهایی علیه مسیحیان و یهودیان پرداخت. مدت سلطنت متوکل چهارده سال و اندی طول کشید تا اینکه پسرش منتصر با جمعی از ترکان، به قصر متوکل حملهور شدند و او را به همراه وزیرش فتح بن خاقان در شب چهارشنبه، سوم شوال سال 247ق. کشتند.
منبع:
کتاب
انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان خراسان رضوی- 02 صفحه 327
