تاریخ سند: 25 اسفند 1356
موضوع: محمد مشارزاده مهرابی فرزند حسن
متن سند:
از: 8 ﻫ تاریخ: 25 /12 /2536[1356] 13561225
به: 312 شماره: 11270 /8 ﻫ
موضوع: محمد مشارزاده مهرابی فرزند حسن
پیرو 11004 /8 ﻫ ـ 10 /12 /36
اخیراً نامبرده بالا که قصد داشته به تهران جهت خرید ماشین برود ضمن مذاکره با برادرش علی مشارزاده در کرمان اظهار داشته چون به ملاقات حسین میروم میخواهم چند جلد کتاب از جمله کتاب بحثی از قرآن را برایش ببرم صلاح میدانید چون عنوانی روی جلد کتابها مشخص نمیباشد علی جواب داده مأمورین اوین چون مأموران زندان کرمان نفهم نیستند و مخالفت نموده است.
محمد مشارزاده در مراجعت از تهران به برادرش اظهار داشته خانم محمدحسن با شناسنامه مادرش حسین مشارزاده را ملاقات کرده ولی محمدحسن چون شناسنامه نداشت از ملاقات وی جلوگیری کردهاند وی افزوده حسین خیلی حالش خوب بود به او گفتم که میخواستم چند جلد کتاب برایت بیاورم که گفته است دو سه دوره دارم و کتابها را میگیرند شما خودتان بخوانید البته بعضی از کتابها را کم داریم.
نظریه یکشنبه: خبر صحت دارد ضمناً محمد مشارزاده مهرابی به اتفاق مادر و پسرش محمدحسن مشارزاده مهرابی و همسر او ظاهراً جهت خرید دو دستگاه اتومبیل پژو برای دو نفر از بستگان خود به نامهای شکیبی و غفوری به تهران مسافرت کردهاند. مؤلف
نظریه سهشنبه: نظریه یکشنبه مورد تأیید است از اعمال و رفتار برادران مشارزاده به نحو مقتضی مراقبت و نتایج حاصله به موقع به عرض میرسد. آسای
نظریه چهارشنبه: نظریه سهشنبه صحت دارد. یگانه
نظریه 8 ﻫ : نظریه چهارشنبه تأیید میگردد% ک
اصل در 15314
منبع:
کتاب
انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، استان کرمان، کتاب 4 صفحه 325
