نشریه تهران مصور در چهار دوره زمانى در تهران منتشر شده است. دوره اول انتشار به صاحب امتیازى عباس نعمت در سال 1308 شمسى مربوط میشود. در آن هنگام مجله معمولاً در 16 صفحه و با قطع وزیرى بزرگ در روزهاى شنبه هر هفته منتشر مىگشت. مندرجات مجله عمدتا مقالات اجتماعى و تاریخى، مطالب فکاهى، رمان و خبر بود که علیرغم عدم کیفیت مطلوب ظاهر نشریه از غناى نسبى مطالب برخوردار بوده است.
تهران مصور با صاحب امتیازى عباس نعمت تا سال 1320 به کار خود ادامه داد ولى پس از مدّتى تعطیل شد.
سال 1320 مقارن با دوره دوم انتشار مجله تهران مصور توسط احمد دهقان مىباشد که او به مخالفت با تودهایها پرداخت. نشریه تهران مصور در این دوره زمانى از نشریات حزب تهران محسوب میگشت، به نحویکه تیراژ آن به 5000 نسخه افزایش یافته و به جهت مخالفتش با شوروى و حزب توده از اهمیت خاصى برخوردار گردیده بود.
مجله با سیاق سابق خود یعنى اجتماعى ـ سیاسى تهیه و تنظیم میگشت و علاوه بر آن با اختصاص ستون یا صفحه زیر ذرهبین، اخبار ارتش و بخصوص رکن دوم را چاپ میکرد که درج این اخبار نیز بر استقبال مردمى آن افزوده بود.
انتشار نشریه تا سال 1329 که احمد دهقان در محل دفتر مجله به قتل رسید، ادامه یافت و پس از آن دوره سوم انتشار نشریه آغاز مىشود.
دوره سوم انتشار تهران مصور از سال 1330 با صاحب امتیازى عبداله والا آغاز شد و تا سال 1353 ادامه یافت. در این دوران عبداله والا با ایجاد تغییرات محتوایى ولى با همان سبک و شیوه گذشته مجله به درج مطالب خلاف عفت و صور قبیحه پرداخت و مىتوان تهران مصور را در این زمینه پیشگام دانست البته مقامات امنیتى و متولیان امور مطبوعاتى کشور بصورت کجدار و مریز با تهران مصور برخورد مىکردند و گاه و بیگاه مجله به محاق توقیف گرفتار مىشد. ولى عبداله والا با ترفندهاى گوناگون به انتشار مجله ادامه داده تا زمانیکه در دام سیاستهاى مطبوعاتى رژیم پهلوى در سال 1353 گرفتار شد و تا سال 1357 یعنى ایام پیش از پیروزى انقلاب اسلامى بطورکلى تعطیل شد.
دوره چهارم انتشار تهران مصور مربوط به سالهاى 1357 و 1358 میباشد که این دوران با صاحب امتیازى عبداله والا و سردبیرى مسعود بهنود همراه بود.
در مرکز اسناد وزارت اطلاعات عمده اسناد نشریه تهران مصور مربوط به سالهاى 1330 الى 1353 میشود که متعلق به فرماندار نظامى تهران، ساواک و دربار پهلوى است و بیانگر مطالبى پیرامون مقالات نشریه، مواضع نشریه، زدوبندهاى صاحب امتیاز آن و روابطش با دربار، ساواک، شخصیت سیاسى و اجتماعى عبداله والا و امور داخلى نشریه میباشد که در ذیل چند فصل آن مورد بررسى واقع گردیده است.
تهران مصور در آینه اسناد ساواک
نشریه تهران مصور در یک نگاه اجمالى و ساده به مانند کشکول قلندرانى بود که همه چیز در آن یافت مىشد. مطالب مختلف اجتماعى، سیاسى، اقتصادى، هنرى، از آن جمله بشمار مىرود... تهران مصور در حیات 30 ساله خود یک هزار شماره منتشر ساخت اگر چه در دوره پایانى تهران مصور نویسندگان معروف با آن همکارى مىکردند و بر وزن و اعتبار مجله افزوده بودند، ولى بطورکلى مطالب مجله بىمایه و مبتذل بوده است.
مطالب قسمتهاى بعد، مرورى بر اقدامات ساواک و دیگر دستگاههاى کنترلى و مانور حکومت پهلوى بوده که نحوه نگرش، تجزیه و تحلیل رفتار زمانى آنها با رعایت ترتیب مورد بررسى قرار گرفته است :
اقدامات کنترلى و نظارتى ساواک بر نشریه تهران مصور
بنابر مکاتبه فرماندارى شهر تهران با دادسراى تهران، در آن درخواست شده است مجله جوانمردان را که شرکت تهران مصور به جاى نشریه توقیف شده تهران مصور چاپ و منتشر نموده، توقیف نماید.(سند شماره 1)
در یک گزارش دیگر فرمانده ژاندارمرى کل کشور از فرماندار نظامى تهران خواسته است:
با توجه به مطالب مندرج در شماره 579 مجله تهران مصور مبنى بر اینکه رئیس هیئت مستشاران آمریکایى مستقر در ژاندارمرى با بیگانه ارتباط دارد کذب محض بوده و انتشار چنین مطالبى در روحیه افسران امریکایى که وظایف خود را طبق مقررات و صمیمانه انجام میدهند صورت خوشى ندارد، برخورد مقتضى صورت پذیرد.(سند شماره 2)
رئیس ستاد ارتش از فرماندارى نظامى تهران خواسته است:
با توجه به مطالب خلاف عفت و زننده شماره 609 مجله تهران مصور پیرامون جلب مشمولین نظام وظیفه (یکى بعنوان مطالبه کارت تحصیلى و برگ معافى از آقاى حکیمالملک و دیگرى جلب عدهاى از خانمها که زلف خود را کوتاه کرده بودند به باغشاه) برخورد مقتضى با این نشریه صورت پذیرد.(سند شماره 3)
در اطلاعیهاى که در مورخ 28 / 10 / 1336 در ساواک به ثبت رسیده است تحلیل سیاسى مجله تهران مصور در مورخه 7 / 10 / 1336 بقلم احمد آرامش را در جهت تجلیل از سیاستهاى شاه اعلام نموده و مطالعه آنرا براى مسئولین ساواک که عازم آمریکا بودهاند، مفید دانسته است.(سند شماره 4)
در اواخر سال 1336 مجله تهران مصور طى گزارشى مشروح از بازداشت شدگانى که در انجام کودتا در تهران فعال بودهاند، خبر میدهد و سلسله گزارشها و مقالاتى را در مجله به چاپ مىرساند این گزارشها و مقالات بازتابهاى گوناگونى به وجود مىآورد ساواک تمام این فعل و انفعالها و مطالب را زیر نظر داشته و به اطلاع سلسله مراتب خود مىرسانده است گزارشهاى ساواک نشانگر بخشى از دخالت دستگاه ساواک در کنترل و نظارت مطبوعات و جراید، اعمال سیاستهاى مورد نظر هیئت حاکمه مىباشد :
... "خبرنگار مزبور اظهار میدارد تیمسار باشیان فرمودند که موضوع را زیاد مهم جلوه ندهید و مخصوصا درباره این امر که خارجیان هم در اینکار دخالت کرده و در تنظیم این نقشه سهیم بودهاند مطلبى نوشته نشود و بهمین ترتیب هم اقدام شد.
بعلاوه توصیههاى کتبى که از طرف سازمان امنیت براى نوشتن مقالاتى درباره این ماجرا بمجله تهران مصور رسید نکته فوق در آن اشاره شده بود که نوشته شود برخى از ایرانیان مزبور میخواستند خارجیان را در اینکار دخالت داده و از کمک آنها استفاده نمایند ولى خارجىها آنها را رد کردند. (مجموعه سند شماره 5)
در یک گزارش مشروح ساواک که در آن به خودسریهاى مجله تهران مصور اشاره شده، در نهایت چنین نتیجه مىگیرد، مدیر و سردبیر مجله توسط عناصرى در رابطه با چنین اقداماتى اغفال گشتهاند. شرح گزارش بدین قرار است :
پیرو گزارش مربوط به کمیسیون مطبوعات به عموم جراید دستور داده شده بود.
1ـ از چاپ عکس بارزانیها و بزرگ جلوه دادن آنها و همچنین وضع عراق و جمال عبدالناصر خوددارى نمایند. ضمنا به سران دول بىاحترامى نکنند.
2ـ درباره اوضاع افغانستان بهیچ وجه مطلب زننده ننویسند.
3ـ در صورت پیدا کردن خبر سیاسى جالب بدون نظر کمیسیون چیزى چاپ ننمایند ولى چون عملاً ثابت شد که تذکرات یکدفعه کافى نیست این مطالب همه هفته چند بار تکرار شده است. بخصوص درباره مجله تهران مصور بعلل مشاهده مطالب خلاف مکرر زیر توجه بیشترى معمول میگردد.
الف ـ در صفحه سوم مجله شماره 784 چهاردهم شهریور ماه دو خبر سیاسى بدون نظر سازمان نوشته شده بود :
1ـ (با دو دعوت شورویها موافقت نشد)
((بدنبال دعوت شورویها از یک هیئت پارلمانى، دو دعوت دیگر از طرف سفارت شوروى در تهران از یک هیئت مطبوعاتى و یک هیئت هنرى بعمل آمد ولى ظاهرا جز عزیمت هیئت پارلمانى هنوز با دو دعوت دیگر موافقت نشده است.))
2ـ ((32 پیشنهاد شورویها به ایران))
((یک مقام نزدیک به سفارت شوروى بخبرنگار تهران مصور اظهار داشت در خلال چند ماه اخیر (32) پیشنهاد در زمینه امور اقتصادى و تولیدى از طرف سفارت شوروى به دولت ایران داده شده است و این پیشنهادها اکنون مورد مطالعه مقامات ایران میباشد بهترین آنها بهرهبردارى از نفت میباشد)).
بنا بر اظهار افسر عملیات، بدستور معاونت دوم نتایج سوء درج چنین اخبارى بدون اطلاع ساواک، توسط اینجانب شخصا به مهندس والا تذکر داده شده است.
ب ـ در صفحه 8 مجله شماره 785 مورخه 21 شهریور ماه تیترى بعنوان (پس از بازگشت ملا مصطفى ببغداد افراد ایل بارزانى مسلح میشوند و در ارتش عراق واحدهاى مخصوصى از کردهاى بارزانى تشکیل میگردد) بانضمام رپرتاژ نامطلوب و عکسهاى نامتناسب و مغایر با سیاست روز دولت چاپ نموده بود که شخصا در دفتر مجله رفته و به مدیر مجله مزبور اثر سوء انتشار آنرا تذکر دادم ولى چون مجلات بعضى از شهرستانها را فرستاده بودند تصمیم گرفته شد با تغییراتى که هر دو نمونه به پیوست از عرض میگذرد معایب جملات مقاله و عکسها را بقول خود جبران نماید و در آینده نیز مطالبى که جنبه سیاسى دارند حتما با کسب نظر کمیسیون مطبوعات درج نمایند.
ج ـ در صفحه 46 مجله شماره 786 مورخه 28 شهریور ماه ضمن گزارش راجع به جشن استقلال افغانستان به شرح زیر، خبرى درباره زبان فارسى و جایگاه آن در افغانستان منتشر کرده بود :
"زبان پشتو بجاى زبان فارسى با وجود حسن نیت زیاد ایران و با وجود محبوبیت عمیقى که ایران میان مردم افغانستان دارد معذالک دستهائى در کار است که اولاً در داخل افغانستان اقداماتى علیه ایران صورت گیرد ثانیا از میزان محبوبیت ایران نزد مردم افغانستان کاسته شود یکى از این اقدامات تغییر زبان رسمى فارسى و رسمیت دادن زبان پشتو است. خود مردم افغانستان بشدت با این فکر مخالفند ولى همان دستها مشغول اقدام هستند که تا باین فکر غلط جامه عمل بپوشانند"
د ـ در صفحه 5 مجله شماره 788 مورخه 11 مهر ماه موضوع پناهنده شدن 3 نفر افغانى که بستگى به سیاست روز کشور دارد و قبلاً هم به آنان تذکر ویژهاى داده شده بود چاپ نموده بودند بلافاصله پس از ملاحظه اولین شماره یکروز قبل از انتشار دستور داده شد صفحه مزبور را تعویض نمایند ولى چون برخلاف دستور بدون اعلام نظریه اینجانب مجلات بعضى از شهرستانها را فرستاده شخصا تقبل نمود صفحه 5 آنها را هم تلگرافى بوسیله نمایندگان مربوطه برداشته و به مرکز اعاده دهند ولى طبق تلگرافات واصله از شهرستان مشهد تلگراف مهندس والا وقتى به نماینده او رسید که تعدادى از مجله تهران مصور فروخته شده بود. از سایر شهرستانها هنوز اطلاعى نرسیده است.
با عرض اینکه آقایان مهندس والا مدیر و رجاء سردبیر مجله پس از اینکه مورد ایراد قرار میگیرند اظهار تاسف مینمایند و خود را هم عقیده سازمان جلوه میدهند و میگویند مىبایستى قبلاً این مطلب را بما اطلاع مىدادید و صورت حق بجانب به خود میگیرند ولى به دلایل زیر اظهارات آنها صحیح نیست:
اولاً در افغانستان از ورود جراید و مطبوعات ایران جلوگیرى شد و دولت با زحمت زیاد این مسئله را حل کرد و مکرر هم دستور داده شد که چیزى بدون مشورت مسئولین امر درباره افغانستان ننویسند موضوع پناهندگى یک امر سیاسى است معهذا متصدیان مجله تهران مصور نخواستند حتى یک مشورت تلفنى هم با مسئولین امر نمایند.
ثانیا پیش بینى جزئیات مسائل سیاسى امکان ندارد اگر مدیر مجله تهران مصور واقعا راست میگوید و میخواهد با سازمانهاى دولتى همآهنگى داشته باشند تنها با یک تلفن میتوانند این قبیل مسائل را روشن کنند و از نظر دولت آگاه شوند همانطور که سایر مجلات عمل میکنند.
ثالثا با توجه به ایرادهاى متوالى که از مجله مزبور گرفته شده احتمال داده میشود در دستگاه تهران مصور عناصرى وجود دارند که سردبیر را اغفال مینمایند و مطالب سیاسى را ساده جلوه داده تعمدا به طریقى که از عرض گذشت نظر خود را عمل مینمایند پس از ایراد سازمان موضوع را سهل انگارى و اشتباه جلوه میدهند مراتب جهت استحضار تیمسار ریاست ساواک از عرض میگذرد.
یادآور مىشود پس از ملاقات یکى از مسئولین عالى رتبه ساواک با عبداله والا مقرر میشود وى مراقبت بیشترى در کنترل مطالب مجله بعمل آورده و ساواک نیز هرگونه اطلاعى از انحراف کارمندان مجله پیدا کرد به وى بدهد، تا کارمند مظنون را اخراج کند.(مجموعه سند شماره 6)
از جمله موارد همکارى مجله با ساواک میتوان به متن نامه مورخ 29 / 1 / 1339 که از سوى تهران مصور به بخش مطبوعات ساواک و خطاب به سرهنگ سعادتمند افسر کنترل کننده مطبوعات میباشد اشاره کرد. در این نامه آمده است.
"همانطور که تلفنى عرض شد مقاله مربوط به روابط ترکیه و روسیه را که در ضمن مطالب جالبى هم راجع به ایران دارد خدمتتان تقدیم میدارم تا هر قسمت آنرا که صلاح میدانید حذف و اصلاح فرمائید و قسمتى را که براى انتشار مناسب است مرحمت نمائید تا چاپ کنیم.
ضمنا مقاله کوتاهى را که مربوط به (هله هوله) است خدمتتان فرستاده تا ملاحظه فرمائید. البته این مطلب مربوط بدوران قاجاریه است. معهذا از لحاظ رعایت احتیاط و مصلحت تقدیم داشتم تا اگر اصلاحى لازم دارد بفرمائید."(سند شماره 7)
در ابتداى سال 1339 مجله تهران مصور در شماره 864 خود گزارشى پیرامون آفتابپرستان قصبه زورآباد ایوانکى چاپ مینماید، یکى از اهالى ایوانکى به نام نورالدین تاج بخش از ساواک درخواست مینماید، بدلیل آنکه اولاً دیگر در قصبه زورآباد سکنهاى وجود ندارد و ثانیا در ایوانکى آفتابپرست وجود ندارد با مجله برخورد مقتضى بنماید، در این رابطه بخش مطبوعات ساواک موظف به رسیدگى میگردد و نتیجه را به مقامات اعلام نماید.(سند شماره 8)
ساواک تهران در تاریخ 15 / 2 / 1339 طى بخشنامه شماره 546 / ج / 3 به کلیه مراکز ساواک در سایر نقاط کشور دستور میدهد تا از توزیع شماره 870 مجله تهران مصور بدلیل چاپ مطالبى راجع به نفت (کنسرسیوم) جلوگیرى بعمل آید.
در هامش این سند که با امضاى سپهبد بختیار اولین رییس ساواک تنظیم شده است، بختیار نوشته است که آقاى فروغى از طرف نخست وزیر (آقاى اقبال) این مقاله را خلاف مصلحت روز تشخیص داده و موضوع را تلفنى به ریاست ساواک نیز اطلاع داده است.
ولى از سوى دیگر در بررسىهاى ساواک مشخص میگردد نویسنده مقاله، مطالب مورد ادعاى خود را با اطلاع احمد مهبد مشاور عالى دربار تنظیم نموده و احمد مهبد نیز با اطلاع نخست وزیر این اقدام را انجام داده است.
متعاقب آن ساواک طى نامهاى مطالب را به اطلاع شاه میرساند و اظهار میدارد :
"مجله تهران مصور در شماره 870 مورخ 16 / 2 / 1339 در صفحات چهارم و پنجم مقالهاى تحت عنوان اسرار و اسناد محرمانه نفت جنوب را فاش میکنیم، داشت.
چون انتشار مقاله مزبور مناسب نبود از توزیع آن جلوگیرى شد. طبق تحقیقاتى که بوسیله ساواک بعمل آمد معلوم شد نویسنده مقاله با مشورت و توصیه مهبد آنرا تهیه و چاپ نموده است.
همچنین طى تلگراف دیگرى سرتیپ علوى کیا از سوى ساواک مجددا به اطلاع شاه میرساند که :
"مجله تهران مصور در شماره 870 خود مقالهاى تحت عنوان اسرار و اسناد محرمانه نفت جنوب را فاش میکنیم ـ قرارداد ظالمانه کنسرسیوم باید تغییر یابد ـ کنسرسیوم نفت طلاى سیاه ایران را به رایگان میبرد و حتى یکشاهى بابت بهاى نفت بها نمىپردازد ـ تنها عایدات ملت ایران مالیاتى است که به نفت تعلق میگیرد به تعداد معدودى منتشر شده بود. چون انتشار مطالب مزبور مناسب نبود از توزیع این مجله جلوگیرى شده است.
در سند دیگرى آمده است:
سپهبد بختیار به کلیه ساواکهاى خارج از مرکز اعلام میدارد که مدیر مجله تهران مصور صفحات 4 و 5 شماره 870 را مجددا چاپ و به نمایندگانى در شهرستانها ارائه نموده است، لذا دستور دهید مجله پس از تعویض صفحات توزیع شود.(مجموعه سند شماره 9)
مجله تهران مصور در شماره 880 خود انتخابات مجلس را فرمایشى اعلام نموده و مطالبى علیه دکتر اقبال نخست وزیر وقت منتشر مینماید که بخش جراید ساواک طى گزارشى در تاریخ 19 / 5 / 1339 به سلسله مراتب خود اظهار میدارد :
"مجله تهران مصور به مدیریت آقاى مهندس والا عضو حزب مردم و کاندیداى آن حزب از خلخال، در روزنامههاى پایتخت و مجله خود مبادرت به حمله به دولت و حزب ملیون و شخص آقاى دکتر اقبال نخست وزیر نموده است و با انتشار مطالبى در جراید یومیه عصر تهران و مجله تهران مصور چنین وانمود کرده که انتخابات این دوره به کلى فرمایشى بوده و دولت در امر انتخابات دخالت مستقیم دارد. چون ادامه این رویه در اذهان عمومى نامطلوب و درست به عکس اوامر اعلیحضرت همایون شاهنشاه و نظر دولت مبنى بر آزادى انتخابات است، لذا چنانچه اجازه فرمایند به مدیر مجله مزبور براى جلوگیرى از ادامه این رویه تذکرات لازم داده شود.
در هامش این سند عنوان شده است که سردبیر مجله (آقاى رجا) به ساواک احضار گردید و مقاله را تصحیح نمود و به او ابلاغ شد مقاله تصحیح شده را درج و نسبت به تعویض مقاله اول اقدام نماید که وى نیز قبول نمود.(سند شماره 10)
در تاریخ 18 / 6 / 1339 مجله تهران مصور خبر وساطت ژنرال عبدالکریم قاسم در بهبود روابط ایران و شوروى را درج مینماید که بدلیل اهمیت موضوع مراتب طى گزارش مورخ 23 / 6 / 1339 در ساواک مورد پیگیرى واقع میشود. محمود رجا، سردبیر نشریه به ساواک اطلاع میدهد که خبر را آقاى اسمعیل رائیناز یک کارمند ایرانى شاغل در سفارت عراق اخذ مینماید (مجموعه سند شماره 11)
ساواک قم طى نامهاى به اداره کل سوم ساواک اطلاع میدهد که :
"هفته قبل که در شماره 910 ـ 911 مجله تهران مصور صفحه 58 دو خبر تحت عنوان تهیه فیلمى از زندگانى حضرت محمد (ص) درج شده بود که در محافل روحانى و حوزه علمیه و اهالى شهرستان قم سروصدائى براه انداخته و موجب عدم رضایت مردم نسبت بمقامات مرکزى و به خصوص وزارت خارجه و سفیر کبیر ایران در رم بوده است بدینوسیله دو نسخه روزنامه استوار که درباره موضوع فوق مقالاتى درج نموده است بپیوست ارسال میدارد.
بازاریهاى قم طومارى به امضاى بیش از هزار نفر خطاب به حضرت آیتاله بروجردى تهیه و تقاضا نمودهاند که از این عمل جلوگیرى نمایند. در ضمن شب 19 ماه رمضان در مسجد اعظم حجتالاسلام آقاى حاج میرزا ابوالفضل زاهدى که از ائمه جماعت و مدرسین درجه یک قم میباشد ضمن وعظ موضوع را مطرح و بىعلاقهگى دولت را نسبت بمقدسات مذهبى گوشزد نمود و..... " (سند شماره 12)
در مورخه 13 / 10 / 39 بخش جراید ساواک به سلسله مراتب خود گزارش میدهد که در آخرین قسمت داستان دنبالهدار زنى بنام هوس مندرج در شماره 904 نشریه تهران مصور مطالبى تحریکآمیز درج گردیده است. از آنجائیکه در قسمت آخر این داستان عبارت زیر آمده است:
"قهرمان داستان در پاسخ به سؤال زنى به نام حوریه که این معجزه کى و چه جور رخ خواهد داد میگوید:
نمیدانم چه جور. اما بهرحال این معجزه رخ خواهد داد. فقط آسمانها. خدا و مسیح و مریم خدا میدانند که این معجزه چطور اتفاق خواهد افتاد. این امرى است که به آینده مربوط است ولى بهرحال این معجزه رخ خواهد داد. شاید بصورت یک انقلاب... و شاید بصورت یک کودتا.
بخش جراید از سلسله مراتب خود در زمینه نوع برخورد کسب نظر مینماید که چنین دستورى صادر میشود :
1ـ بایستى روشن کنید نویسنده این مقاله کى است. خیلى بوى چپى میدهد و اگر نویسنده معلوم شود مشخص خواهد شد.
2ـ با آقاى مهندس والا شخصا مذاکره کنید و عینا این دستنویس با دقت خوانده شود ارائه دهید قطعا خواهد گفت اصلاً بىاطلاع بوده ولى باید موضوع خیلى جدى گرفته شود.
در تحقیقات ساواک مشخص مىشود که نویسنده این داستان فردى بنام صدرالدین الهى است که تحت عنوان ارغنون مطالب را ارائه مینموده و طى یادداشتى به ساواک اعلام میکند که :
" داستان مزبور که صرفا بمنظور تجلیل از خدمات قائد عظیمالشان ایران اعلیحضرت فقید رضاشاه کبیر تحریر شده است و متاسفانه بعلت اتمام جلد اول آن در شماره 904 مختصر سوءتفاهمى بوجود آمده بود. در شماره 905 با تشریح کامل موضوع و تجلیل کافى از اعلیحضرت فقید رضاشاه کبیر موضوع روشن گردیده است و اگر ذلت و خطایى نیز در خلال سطور این دو شماره بچشم میخورد، علت قصور قلم بوده است ورنه خداى ناکرده، هیچ نوع سوءنیتى از سوى اینجانب در میان نبوده است. امیدوارم که در طى دنباله داستان و در فصول آینده آن به اندازه که در حد یک ایرانى وطنپرست و حق شناس است بتوانم درباره مقام والاى اعلیحضرت فقید رضا شاه کبیر قلمفرسایى کنم. یکبار دیگر از سوءتفاهم پیش آمده اظهار تاسف مىکنم و پوزش میخواهم."
بخش جراید ساواک در تاریخ 20 / 10 / 39 گزارش احضار نویسنده را به سلسله مراتب خود ارائه میدهد و یادآور میشود که در نظر است طى شماره 905 مجله تهران مصور موارد مذکور جبران گردد. همچنین در گزارشى دیگر این بخش در تاریخ 2 / 11 / 39 اعلام مینماید که نویسنده، مشى داستان را عوض نموده و از اعلیحضرت رضاشاه کبیر تجلیل فراوانى نموده است.(مجموعه سند شماره 13)
در تاریخ 29 / 7 / 1340 بخش جراید ساواک در گزارشى با توجه به خبر منتشره در مجله تهران مصور مورخ 28 / 6 / 1340 به تبعات آزادى فروش کتب کسروى پرداخته است و آنرا با توجه به فشارهاى روحانیت خلاف مصالح تشخیص داده است ولى در این راستا میتوان به علاقه تهران مصور جهت اشاعه اینگونه مطالب نیز نظر داشت. در خبر آمده است که شعبه 9 دادگاه جنحه بریاست آقاى دکتر ناصر وثوقى فروش کلیه نشریات و کتب کسروى را آزاد اعلام داشته و نظر داده است که این کتب علیه اسلام نیست.
همچنین در تحقیقات ساواک آمده است: دکتر ناصر وثوقى رییس شعبه 9 دادگاه جنحه قبلاً در حزب توده عضویت داشته و یکى از سوسیالیستهاى پروپا قرص میباشد.(سند شماره 14)
در تاریخ 21 / 7 / 1340 مجله تهران مصور در مورد مهاجرت دسته جمعى ارامنه ایران به شوروى گزارشى را منتشر مینماید که ساواک تبریز و اداره مستقل هشتم ساواک ادعا مینمایند که پخش این خبر موجب توهم ارامنه میگردد و آنها خیال میکنند که اکثر ارامنه قصد مهاجرت دارند و لذا از اداره کل سوم ساواک ـ بخش جراید ـ درخواست میکنند تا براى رفع این توهم اقدامات مقتضى صورت پذیرد.
در این خصوص قائم مقام ساواک دستور میدهد که :
"مهندس والا را احضار کرده و به او بگوئید شما که در امور مملکت و روزنامهنگارى واقف هستید چرا مطالبى که حقیقت ندارد و با آن عکسهاى غیرواقعى منتشر میشود که باعث نگرانى و ناراحتى ارامنه ایران بشود"
و متعاقب آن اداره کل سوم اقدام مقتضى را بعمل میاورد و مقرر میشود که مجله جبران نماید و در نهایت در مورخه 12 / 8 / 40 شرحى زیر عنوان "اکثر ارامنه ایران حاضر به مهاجرت نیستند" در مجله تهران مصور درج میشود.(مجموعه سند شماره 15)
در گزارش مورخ 18 / 9 / 1340 بخش جراید ساواک آمده است که نشریه تهران مصور نظریه ساواک مبنى بر اینکه درج مقاله آتشفشان دانشگاه بهمراه عکس و تظاهرات دانشجویان به مصلحت نمىباشد را رعایت کرده و به جاى آن مطلب دیگرى را درج نموده است. (سند شماره 16)
مجله تهران مصور علاوه بر جریانات سیاسى داخلى، مىکوشید در عرصه سیاست خارجى نیز دستى داشته و در صورت امکان جنجال بیافریند.
مجله تهران مصور در شماره 945 مورخ 24 / 9 / 1340 خبرى بشرح زیر درج مینماید:
"شکست در جبهه ناصر و درک لزوم پشتیبانى ایران در مبارزات عراق در خلیج فارس سبب شد که زمامداران عراق لزوم تجدید نظر در روابط دو کشور را مورد توجه قرار دهند و توسط عباس آرام سفیر کبیر ایران در بغداد مراتب را بمقامات سیاسى وزارت امور خارجه ایران اطلاع دهند این مسئله با استقبال محافل رسمى ایران مواجه گردید و دولت ایران مراتب علاقه متقابل را بدولت عراق اطلاع داد. در وزارت امور خارجه شنیدم که آقاى عباس آرام وظیفه داشت در بازگشت بعراق خوشنودى دولت را از این تصمیم عراق ابلاغ دارد و در ضمن هیئتى از رجال سیاسى و نظامى آن کشور را نیز بتهران دعوت کند تا مذاکرات حضورى از نو آغاز گردد و این هیئت نیز در اول این هفته زیر عنوان (شرکت در مراسم 21 آذر) بتهران آمد.
مفسران سیاسى پایتخت انکار نمیکنند که دولت خواسته است باین ترتیب خیال عراق را از عدم جانبدارى دولت ایران از اکراد عراقى که گفته میشود بایران گریختهاند راحت کند با توجه باینکه جشن 21 آذر در حقیقت تا حدى نیز مربوط باکراد عراقى و بارزانیها میشود شنیدهایم که دولت ایران مایل است در صورتیکه عراق حاضر شود از ادعاهاى خود در شطالعرب دست بردارد در شورش کردهاى عراقى با دولت عراق همکارى نماید."
بخش جراید مراتب را به اطلاع معاونت دوم ساواک میرساند که او نیز دستور مىدهد:
"ضمن تذکر لازم بمسئولین مجله، از آنها بخواهید که مفسران سیاسى پایتخت را معرفى نمایند و معلوم کنند که بناى تفسیر آنها چه میباشد. توجه لازم براى رعایت مصالح کشور به آنان داده شود و بخواهید که تفسیر غلط را تصحیح کنند.
در ادامه بخش جراید با توجه دستور صادره، تذکر لازم را به مجله تهران مصور میدهد و آن مجله در این مورد اصلاحیهاى چاپ میکند. (سند شماره 17)
ساواک با حساسیت فراوانى، مطالب سیاست خارجى مجله تهران مصور را تحت نظارت و کنترل خود قرار داده و مطالب آن به خصوص در مورد کشورهاى عربى، شوروى را به اطلاع مقامات عالیه کشور مىرسانده است و در صورت لزوم تهران مصور را وا مىداشته که مطالب منتشره را تصحیح کند. تعدادى از مقالاتش که از نظر ساواک مهم بوده و به اطلاع سلسله مراتب ساواک رسیده، به این شرح مىباشد:
بخش جراید ساواک پیرامون گزارش منتشره در شماره 974 مجله تهران مصور در تاریخ 14 / 2 / 41، خبر مجله، در رابطه با فعالیتهاى عبدالناصر بر روى دانشجویان ایرانى را به مقامات مافوق خود اطلاع داده است. (سند شماره 18)
بخش جراید ساواک از مقامات مافوق خود درخواست نموده است تا متن داستان مندرجه در شماره 977 نشریه تهران مصور، تحت خطرناکترین سلاح روسى (چگونگى بهرهگیرى سرویس جاسوسى شوروى از زنان براى بدام انداختن افراد نظامى و غیرنظامى کشورهاى خارجى خصوصا دشمنانش و نیز استفاده اطلاعاتى از افراد فوق در حال مستى) را براى کلیه کارمندان کپى نموده و ذهن آنها را نسبت به حیلههاى جاسوسى شوروى روشن نماید. (سند شماره 19)
بخش اطلاعات خارجى ساواک طى گزارشى اطلاع میدهد که مندرجات شماره 1015 مجله تهران مصور که حاوى مطالب زنندهاى علیه اهل سنت است، توسط عدهاى از ایرانیان سنى مذهب مقیم دبى به رویت شیوخ دبى و شارجه رسانده شده و سپس از مدیر مجله به دربار و ساواک شکایت کردهاند که با توجه به تذکر بخش جراید ساواک، نشریه در شماره بعد مطالب منتشره را تصحیح مىنماید.(سند شماره 20)
در زمینه همکارى مجله تهران مصور و سردبیر آن یعنى محمود رجاء با ساواک به گزارشى برخورد میکنیم که ساواک از محمود رجا میخواهد تا نویسنده خبر "اخراج یک آلمانى مشکوک" مندرج در شماره 1023 مجله تهران مصور را معرفى نماید که وى درخواست ساواک را اجابت مىکند.(سند شماره 21)
مجله تهران مصور قصد داشت در شماره 1010 خود در تاریخ 2 / 5 / 43 در صفحه 7 مطلبى تحت عنوان (انعکاس پیروزى گلدواتر و ایران) منتشر کند:
پیروزى گلدواتر و کنوانسیون حزب جمهوریخواه در تهران با دقت مورد بررسى قرار گرفت. بعضى از مقامات سیاسى ضمن مصاحبههاى کوتاهى پیرامون پیروزى گلدواتر اظهار نظر کردهاند. از جمله مقدم رئیس اداره چهارم سیاسى وزارت امور خارجه در این مورد گفت (درباره پیروزى گلدواتر سخن گفتن بیک شوخى بیشتر شباهت دارد زیرا باحتمال وى در انتخابات آینده شکست خواهد خورد) این اظهار نظر صریح که یکى از خبرگزاریها آنرا مخابره کرده در محافل امریکائى با تعجب تلقى شده و ابتدا آنرا نظر دولت ایران دانستهاند ولى پس از تحقیق معلوم گردید که این مسئله صرفا نظر خود رئیس اداره چهارم بوده است و با وجودیکه در وزارت امور خارجه گفته شده که اظهار نظر مقدم یک موضوع کاملاً خصوصى است معذالک سخنگوى وزارت امور خارجه در این مورد سکوت مطلق نموده و خبرنگاران را براى کسب اطلاع بوزارت اطلاعات راهنمائى کردهاند.
کمیسیون مطبوعات خبر مذکور را مورد بررسى قرار داده و در تصمیمگیرى نهایى انتشار آن را به مصلحت ندانسته و دستور مىدهد:
گزارش مذکور به کلى تغییر نماید و متن تغییر یافته به اطلاع و رؤیت مقامات ساواک مىرسد. لذا نسبت به تعویض آن اقدام لازم بعمل آورده است. (سند شماره 22)
رفتار مجله تهران مصور در مورد انتشار مطالب به گونهاى بود که گاه موجب تداخل و برخورد برخى از قسمتهاى ساواک با یکدیگر مىگردید از جمله در یک گزارش بخش جراید ساواک آمده است :
در اجراى امر قرار بود امروز صبح با جناب آقاى آرام ملاقات و در مورد خبر مندرج در مجله تهران مصور شماره 1098 مورخ 27 / 6 / 43 دایر بملاقات شاهنشاه با خروشچف در قصبه فیروزه یا رامسر مذاکره و سپس از طریق وزارت اطلاعات تحقیق شود که آیا مخبر مجله یاد شده این خبر را از چه منبعى تحصیل و در تهران مصور منعکس نموده است. ولى مقارن ساعت 5 / 9 سرکار سرهنگ هاشمى مدیریت اداره کل هشتم تلفن نمودند که بدستور مقامات ساواک باین موضوع از طریق اداره کل هشتم رسیدگى خواهد گردید اینجانب از ملاقات با وزیر امور خارجه و طرح مطلب در کمیسیون بررسى جراید خوددارى نمایم که بدین ترتیب نیز رفتار گردید. (سند شماره 23)
ساواک از طریق منابع خود از دیدگاههاى بخش مطبوعاتى سفارت شوروى آگاه مىشود و طى گزارش مشروحى آنرا به مقامات ساواک اطلاع مىدهد، در این گزارش ساواک آمده است:
سلسله مقالاتى که در روزنامههاى اطلاعات و پیغام امروز و مجله تهران مصور روزنامه هفتگى اتحاد ملى درباره سفر شاهنشاه به شوروى آغاز شد مورد توجه و دقت اداره مطبوعات شوروى قرار گرفته است.
در این هفته سائول چینگو مستشار سفارت شوروى که وابسته مطبوعاتى نیز میباشد به روزنامه پیغام امروز، مجله تهران مصور و روزنامه اتحاد ملى رفته و با مدیران آنها گفتگو دوجانبه نمود.
در ملاقاتى که با سائول چینگو روى داد از نوشتههاى فرهاد مسعودى در روزنامه اطلاعات بسیار عصبانى بود و آنرا مقالات اداره اطلاعات امریکا و نوشتههاى جراید و مجلات غربى که قبلاً منتشر شده دانست او میگفت در چندین مورد نوشتههاى فرهاد مسعودى قبلاً بنام جراید و مجلات غربى در جراید اطلاعات تهران ژورنال تهران منتشر شده که عین آنها را با عین جراید فارسى در دست داریم حتى ما اطلاع داریم که فرهاد مسعودى قادر بنوشتن یک صفحه مقاله بزبان فارسى نیست و این مقالات را یکى از نویسندگان اطلاعات از روى پروندههاى آرشیو روزنامه اطلاعات و یا توضیحات شفاهى فرهاد مسعودى مینویسد.
اطلاعاتى که از مسکو بما رسیده حاکیست که فرهاد مسعودى کمتر در تشریفات رسمى شرکت میکرده بیشتر در فکر زن بازى ـ عیاشى و گذرانیدن اوقاتش در مغازهها کابارهها و رستورانها میگذشته است.
کارکنان سفارت شوروى بر عکس از تفسیرهاى سیاسى دکتر عبدالرسول عظیمى تمجید فراوان کرده و او را روزنامهنگار خوب باارزشى میداند. سائول چینگو میگوید همه مقالات او را بزبان روسى ترجمه کرده و به مسکو فرستادهایم.
درباره مهندس عبداله والا میگفت. براى ما محقق شد که تهران مصور را او اداره نمیکند و از لحاظ روزنامه نگارى در ردیف نویسندگان درجه سوم است. نوشتههاى او بیشتر از روى اطلاعات منتشره در بولتنهاى کتابچههاى توریستها و اوراق تبلیغاتى شوروى تهیه شده است.
درباره نوشتههاى مدیر اتحاد ملى اظهار نظرى نکرده و معتقدند که نوشتههاى او یکسال طول میکشند. (سند شماره 24)
ساواک در استانهاى مرزى از حساسیتى مشابه حساسیت ادارات مرکزى ساواک در مورد مطالب منتشره تهران مصور برخوردار بود، به عنوان نمونه ساواک آذربایجان غربى که در جوار مناطق کردنشین قرار داشت یک مقاله روزنامه تهران مصور را مورد نقد امنیتى و اطلاعاتى قرار داده و از ساواک مرکز مىخواهد، برخورد لازم با مجله تهران مصور صورت گیرد، در این گزارش آمده است:
بدینوسیله چهار برگ از مجله هفتگى تهران مصور شماره 1185 مورخه 30 / 2 / 45 بپیوست ایفاد و با توجه به تیتر عنوان مقاله (تعداد کردها از هشت ملیون نفر متجاوز است و مرزهاى چند کشور از آغوش مناطق مسکونى آنها گذشته و آنها را تبعه پنج کشور روسیه، ترکیه، عراق، سوریه و ایران کرده است) بنظر این سازمان درج اینگونه مقالات و اظهارنظرهاى ناشیانه و بیمورد دائر بر اینکه اکراد تبعه ایران میباشند صحیح نیست زیرا اکرادى که در ایران زندگى و با مواهب این آب و خاک نشو و نما مینمایند جزئى از ملت ایران هستند.
علیهذا با اعلام مراتب فوق مقرر فرمایند بنحو مقتضى از نشر اینگونه مقالات که نویسندگان آن باوضاع و احوال منطقه کردنشین آشنائى کافى ندارند جلوگیرى فرمایند. ضمنا عکس کلیشه شده تحت عنوان (سرهنگ طالبانى یکى از رهبران شورش عراق) متعلق به جعفر کریمى ساکن قریه قم قلعه مهاباد میباشد که این امر نیز خود موید نظریه این سازمان است. و در خاتمه درخواست میکند که بخش جراید با مجله تهران مصور برخورد مناسب بعمل آورد. (سند شماره 25)
امریکا و سیاست خارجى آن کشور که نقش مهم و حیاتى در سیاست داخلى و خارجى حکومت پهلوى ایفا مىکرد، همواره مد نظر مقامات امنیتى بود تا در داخل کشور خدشهاى بر آن وارد نشود و تا آنجا پیش رفت که انتقادهاى ساده را نیز در مورد سیاست خارجى امریکا در مطبوعات داخلى، بر نمىتافتند و با هرگونه انتقاد و پرسش علیه سیاست خارجى امریکا مقابله مىکردند. نمونه بارز آن را در این گزارش ساواک مشاهده مىکنیم.
این گزارش مربوط به ملاقات مامور ساواک با مدیر داخلى مجله تهران مصور ـ پرویز گرجى ـ میباشد:
از پرویز گرجى مدیر داخلى تهران مصور پرسش شد چرا در مجله مذکور مدتى است مطالبى علیه سیاست امریکا چاپ و منتشر میشود و نامبرده گفت طبق اطلاع کاملى که بدست ما رسیده و مقامات عالى کشور نیز بیش و کم از آنان واقف میباشند برنامه سیاسى حکومت عبدالناصر در مصر از طرف دیپلماسى امریکا طراحى میشود و نامبرده هرگونه برنامهاى که در خاورمیانه و در کشورهاى عربى اجرا میکنند مورد تایید مقامات امریکائى است.
گرجى میگفت امریکائیها عقیده دارند درآمد نفت کشورهاى خاورمیانه و مناطق عربى خلیج فارس باید مورد استفاده کلیه ساکنان این منطقه قرار گیرد و بجاى اینکه این کشورها براى مقابله با کمونیستها از کمک مالى امریکا استفاده کنند باید از درآمد نفت کشورهاى کوچک که قسمت عمده آن در بانکهاى لندن باسم سران کشوهاى عربى سپرده میشود برخوردار شوند و نظر آمریکائیها در زمانیکه دکتر على امینى سفیر کبیر ایران در امریکا بود بهمین صورت از طرف امینى مورد تایید قرار گرفت که بلافاصله بایران احضار گردید و امریکا فعلاً خود را قیم کشورهاى کوچک قلمداد کرده علیه رژیم این کشورها برنامهاى را که مایل باشند اجرا میکنند در اینصورت خطر دیپلماسى امریکا در پشت سر سیاست عبدالناصر ایران [را] تهدید میکنند و نباید اجازه داد لااقل امریکائیها در داخل ایران داراى نفوذى علیه مصالح ما باشند. (سند شماره 26)
از آنجائیکه در سالهاى پس از واقعه مهم 15 خرداد 1342 تنفر عمومى جامعه نسبت به بیگانگان علىالخصوص آمریکائیها به اوج خود رسیده بود مجله تهران مصور نیز در جهت انحراف افکار عمومى اقدام به چاپ مطالبى تحت عنوان ماساچوستى مینماید و در آن به ایرانیانى که براى تحصیل به آمریکا رفته و با روحیهاى غرب زده به کشور بازگشتهاند، میتازد.
متعاقب آن بخش جراید ساواک دو گزارش دیگر در تاریخهاى بیست دوم و بیست سوم شهریور 1345 به شمارههاى 582 ـ 300 / الف و 745 ـ 300 / الف براى مقامات ساواک به شرح زیر تهیه مینماید:
در گزارش اول آمده است :
سلسله مقالاتیکه در مجله تهران مصور بنام (ماساچوستى) بصورت فکاهى راجع به دکتر گودرزى نوشته میشود این روزها در بین قاطبه روشنفکران و اکثر خانوادهها مورد بحث و گفتگو قرار دارد. چون جوانان امریکا رفته، اکثرا بعد از بازگشت بایران پشت پا به آداب و رسوم ملى و خانوادگى خود زدهاند و جز مادیات هدفى را نمیشناسند روى این اصل افکار عمومى آمادگى کامل براى قبول مطالبى که علیه آنها در جرائد نوشته میشود دارد. شخص دکتر گودرزى با دفاع چند ساله از قانون استخدام که مورد مخالفت افکار عمومى بود بیش از هر کس، افکار عمومى کارمندان و جوانان درس خوانده ایرانى و اروپائى را علیه آمریکا رفتهها تجهیز کرد بطوریکه امروز همان تنفریکه در دوره نخست وزیرى مصدق مردم از انگلیسها داشتند همان روحیه در مردم علیه آمریکائیها بوجود آمده است. تیراژ مجله تهران مصور بعلت درج مطالب و مقالات ضد امریکائى بالا رفته و این امر نمودارى از افکار عمومى مردم نسبت به دیپلماسى آمریکا میباشد.
در گزارش دوم نیز اینگونه بشرح مقاله پرداخته است:
پیرو گزارش قبلى از هنگامیکه مجله تهران مصور مبادرت بدرج سلسله مقالاتى تحت عنوان ماساچوستىها نموده و تحت عنوان مزبور طرز فکر و نحوه عمل جوانان تحصیلکرده امریکا را در ادارات و موسسات مختلف کشور ضمن مطالب مزبور بطرز صریح و روشن منعکس کرده است. نوشتههاى مورد اشاره مورد استقبال عامه و بخصوص طبقه روشنفکر قرار گرفته و تیراژ مجله مزبور بهمین مناسبت بالا رفته است.
از طرفى انتشار سرى مطالب مزبور موجبات سرافکندگى امریکا رفتهها را فراهم نموده و آنها که از امریکا فارغالتحصیل شدهاند کوشش زیاد کردهاند که از انتشار مقالات مذکور جلوگیرى نمایند ولى تابحال موفق نشدهاند. با انتشار مقالات ماساچوستىها اخیرا عدهاى در صدد برآمدهاند از مضمون مطالب مزبور فیلمى تهیه و ببازار ارائه نمایند.
گزارشگر ساواک نظر منبع را نیز چنین شرح داده است:
براى اینکه جوانان تحصیلکرده داخل مملکت بدانند وجود آنان در طریق خدمت به کشور بمراتب مفیدتر از کسانیست که بصرف استفاده از مکنت پدرى و با بهانه عدم موفقیت در کنکورهاى داخلى راه امریکا را در پیش میگیرند و با دربانى هتل و ظرفشوئى و بچهدارى موفق باخذ لیسانس میشوند تهیه فیلم از موضوع مقالات ماساچوستىها اقدام بجا و مناسبى است. (مجموعه سند شماره 27)
بخش جراید ساواک با بررسى مقالهاى تحت عنوان "در چهار راه خاورمیانه" منتشره در مجله تهران مصور به سلسله مراتب خود گزارش میدهد :
بحث سیاسى (در چهار راه خاورمیانه) در تهران مصور که بقلم احمد آرامش میباشد اخیر از جنبه بیطرفى بکلى خارج شده و طرفدارى شدید از سیاست شوروى نموده و از خروشچف تجلیل بىسابقه نموده است و او را مردى باهوش و زیرک و قوى براى مقابله با سیاست آزادى کش امریکا مناسب دانسته است و در مقابل از سیاست دول غرب شدیدا انتقاد نموده و حتى نزاکت را نیز از دست داده و جنبه اهانت پیدا کرده و کلمات مفتضح و بىآبرو و جاسوس و نام سیاست آزادى کش روى آن گذاشته و سفارت شوروى نیز بعناوین مختلفه از نویسنده مقالات مزبور تقویت نموده و اخیرا نیز یکى دو مجله و روزنامه نیز به مجله مزبور تأسى نموده و به همان نام (در چهار راه خاورمیانه) به قلم همان شخص (قلم یکى از رجال برجسته سیاسى) سلسله مقالاتى را منتشر میکنند که شدیدا از شوروى و مصر تجلیل و به همان نسبت به آمریکا و سیاست دول غرب توهین مینماید از جمال عبدالناصر تجلیل بىسابقه میکند و بکلى جنبه بىطرفى و حتى نزاکت را از دست داده است کم کم در اذهان عمومى این توهم پیش آمده است که این مقالات طبق دستور و یا لااقل با تماس دستگاه میباشد ادامه این مقالات با این روش که مورد علاقه و استقبال عناصر ماجراجو نیز میباشد ممکن است در آینده تحولى که شاید بصلاح نباشد تولید نماید که جلوگیرى آن اشکال داشته باشد. مراتب جهت استحضار خاطر مبارک بعرض میرسد. (سند شماره 28)
همچنین بخش جراید ساواک با توجه به ملاقات وابسته مطبوعاتى سفارت شوروى با رئیس اداره اطلاعات و مطبوعات وزارت امور خارجه در مورخه 8 / 6 / 45 در رابطه با مقالات مندرج در نشریه تهران مصور بر علیه سیاستهاى شوروى گزارشى را بشرح زیر جهت سلسله مراتب خود تهیه مینماید:
وابسته مطبوعاتى در تاریخ 8 / 6 / 45 با رئیس اداره اطلاعات و مطبوعات وزارت امور خارجه ملاقات و اظهاراتش درباره مقاله تهران مصور شماره 1200 مورخ 11 شهریور جارى و همچنین کتاب (یادداشتهاى پنکوفسکى) نموده و یادآور شده اکنون که در اثر مساعى و کوششهاى دولتین ایران و شوروى مناسبات و روابط دو کشور بهبود یافته و مرتبا کوشش میشود که هر چه بیشتر روابط توسعه یابد درج و انتشار اینگونه مطالب بنفع دو کشور نخواهد بود و این مطالب ساخته و پرداخته اداره جاسوسى ایالات متحده آمریکا میباشد.
وزارت امور خارجه مراتب را به وزارت اطلاعات منعکس و وزارتخانه مذکور به وزارت امور خارجه پاسخ داده که در مورد مجله تهران مصور اقدام گردید که از درج اینگونه مطالب خوددارى نماید و در مورد کتاب موصوف نیز یادآور شده که امور کتاب از وظائف وزارت فرهنگ و هنر میباشد.(سند شماره 29)
ساواک در مورد انتشار یک مقاله در مورد روابط ایران و شوروى نظر خود را به این شرح بیان مىکند و در خاتمه مانع از درج مقاله در مجله تهران مصور مىشود، در گزارش ساواک آمده است:
موسسه تهران مصور در نظر دارد مقاله (عصر طلائى روابط ایران و شوروى) نوشته آقاى اسمعیل رائین را که در دو شماره اخیر تهران مصور بچاپ رسیده بود بصورت جزوه کوچکى منتشر نماید."
و در ذیل آن یادآور میشود که:
"با وجودیکه مطالب این مقاله طورى تنظیم شده که بیشتر از ایران و پیشقدم شدن شاهنشاه آریامهر در ایجاد روابط حسنه تعریف و تمجید شده است معهذا با توجه به تمایلات تبلیغاتى شورویها در مورد پنجاهمین سال انتشار این جزوه از طرف مجله تهران مصور صلاح نیست."
موسسه تهران مصور از چاپ این مقاله صرف نظر مینماید و ماموران ساواک مراتب را به مقامات خود اعلام مىکنند. (مجموعه سند شماره 30)
عبداله والا در یک سفر به پاریس به مقالهاى در روزنامه فرانسوى زبان "ایسى پارى" برخورد میکند که در آن از کمکهاى شاه به ثریا یاد شده است و مطالب مشروحى را در این مورد منتشر کرده است:
او بلافاصله طى نامهاى به ناصر خدایار سردبیر وقت مجله دستور میدهد:
مقالهاى که درباره ثریا چند روز قبل فرستادم بنظرم نمىتوانیم چاپ کنیم ولى اگر با آقاى علم مذاکره کنید شاید ایشان با چاپ آن مقاله موافقت نمایند زیرا چاپ این مقاله موثر و بسیار خوب است و در آن از مساعدتهاى شاهنشاه آریامهر به ثریا یاد شده است و افزوده است حتى اگر موافقت کردند عکس والاحضرت ثریا روى جلد مجله چاپ شود.
سردبیر مجله تهران مصور که ملزم بود در مورد مطالب مربوط به شاه، ملکه و دربار از پیش با ساواک هماهنگ شود، موضوع را به اطلاع مىرساند و بخش مربوطه ساواک نیز از ریاست سازمان کسب تکلیف مىکند که رئیس ساواک پاسخ مىدهد :
"اصولاً صحیح نیست نامى از ایشان و عکسى از ایشان (ثریا) فعلاً در جراید چاپ شود. از جهات مختلف تحریک کننده است".
نهایتا از طریق وزارت اطلاعات مانع چاپ این مقاله میگردند. (مجموعه سند شماره 31)
در تاریخ 10 / 3 / 41 یکى از قسمتهاى ساواک مطلب منتشره در شماره 978 مجله تهران مصور تحت عنوان تغییرات در کاخ نخست وزیرى را فوقالعاده زننده و اهانتآمیز تشخیص داده و از سلسله مراتب درخواست برخورد مقتضى مینماید که بخش جراید ساواک آن را عادى تشخیص و دستور بایگانى شدن درخواست را صادر میکند. (سند شماره 32)
تهران مصور که از رفتار و برخورد ساواک با خود کم و بیش به تنگ آمده بود و از هر فرصتى براى گریز از این وضعیت بهره مىگرفت، کوشید تا در جلسات کمیسیون مطبوعات نظر و راى مثبت مقامات را به خود جلب کرده و از آن تسهیلات اخذ نماید. این موضوع نیز از دید مامورین ساواک دور نماند و به مقامات گزارش نمودند در این متن آمده است:
"در ساعت 1200 مورخه 21 / 10 / 44 آقاى رجاء معاون سابق نخست وزیر و سردبیر مجله تهران مصور در کمیسیون مطبوعات اداره کل انتشارات و رادیو حاضر و از کمیسیون درخواست نمود که در بررسى مطالب تهران مصور تا حدى ارفاق بعمل آید زیرا در نتیجه دستورى که کمیسیون مطبوعات بمنظور جدا کردن صفحات تهران مصور هفته قبل که درباره بنادر جنوب مطالبى نوشته شده مقادیر زیادى خسارت بآن موسسه وارد آمده است وى افزود مجله تهران مصور که از مجلات قدیمى است و همواره در پشتیبانى از اقدامات و سیاست دولت کوشا بوده جا دارد که اگر گاهى نکتهاى مینویسد که از نظر دستگاه قابل اغماض است از طرف مسئولان امر چشمپوشى شود و شایسته است که مانند خواندنیها و توفیق که مطالب تند و انتقادى مینویسند یک چنین امتیازى هم براى مجله تهران مصور قائل شوند نامبرده قصد داشته است در اینمورد با آقاى معینیان مذاکره کند تا شاید از این جهت تسهیلاتى در کار این مجله ایجاد نماید."(سند شماره 33)
مجله تهران مصور، به مثابه ابزارى براى اخاذى
تهران مصور از آندسته نشریاتى بود که عبداله والا با استفاده از امکانات آن در امر اطلاع رسانى به امورى چون کارچاق کنى، باجگیرى و... در مواقع مختلف مىپرداخت.
در یک سند در مورخ 20 / 3 / 38 به یکى از موارد اشاره و اذعان نموده است که علت مخالفت تهران مصور با قرارداد شرکت برق آلستوم آن میباشد که مسئول آن مبلغ مورد نظر عبداله والا را تأمین ننموده است.
در این سند که گزارشى از جلسات جمعیت یاران دبیرستانى ایرانشهر است، آمده است :
یکى از حضار علت حملات مجله تهران مصور را به قرارداد برق آلستوم وهاب زاده، از خلیلى (یکى دیگر از اعضاى جلسه) سئوال نموده و مشارالیه پاسخ داد چون مهندس والا مدیر مجله تهران مصور مبلغ 500 هزار تومان از وهاب زاده مطالبه کرده و او نداده به او حمله و بدگویى میکند و اضافه کرد که وهاب زاده در این جریان مبلغ 50 میلیون تومان به مقامات عالیه کشور داده و از حملات واهمهاى ندارد.(سند شماره 34)
در اوایل سال 1339 مجله تهران مصور در شماره 867 خود، مطالبى را علیه فردى به نام اکتا و آجورى که از شرکا و مدیر کاباره کیت کات (کسرى) است انتشار میدهد. نامبرده طى نامهاى در مورخ 28 / 1 / 1339 از این قضیه به نزد ساواک شکایت میبرد و اظهار میدارد:
"محترما باستحضار میرساند در شماره 867 مجله تهران مصور شرحى بسیار زننده و توهینآمیز و غرضآلود نسبت باینجانب درج گردیده بود و بنده هم همان روز انتشار به آقاى دکتر والا مراجعه و علت درج چنین موضوعى را که نوشته بودند سوال نمودم آقاى دکتر والا در جواب گفتند اولا باید بگویم که من بدلیل ملاحظه دوستى آقاى حسن عرب این موضوع را نوشتهام و ثانیا بعلت اینکه شما با ما همکارى نکرده و هنرپیشه به تئاتر ما نمیدهید بنده در جواب گفتم اولاً من با حسن عرب دشمنى ندارم و این خود آقاى عرب است که با من مخالفت مینماید و ضمنا راجع به هنرپیشه هم از ما تعهد گرفتهاند که فقط در این کاباره کار کنند و ما نمیتوانستهایم مانند بعضى از کابارههاى دیگر دستورات و قوانین را نادیده بگیریم حال از آن مقام محترم استدعا مینمایم در این مورد اقدام فرموده و بعنوان کمک به یک فرد بىپناه و مظلوم که مرجع دیگرى را ندارد باین موضوع بذل توجه فرمایند."
که در این رابطه بخش جراید ساواک نظریه میدهد چون مسئله شخصى است اقدامى نمىتوان کرد مگر اینکه مقامات عالیه ساواک دستور صریح صادر نمایند.(مجموعه سند شماره 35)
در سند دیگرى از ساواک از تخلفات آقاى عبداله والا در امر انتخابات مجلس شوراى ملى در حوزه خلخال حکایت میکند. در این سند آمده است :
دوستان و آشنایان مهندس عبداله والا نماینده خلخال اظهار میدارند جمع کسانیکه در خلخال به نفع مهندس والا راى دادهاند از یکصد نفر تجاوز نمىکردند که هر یک سه الى چهار بار با تغییر نام راى دادهاند و اکثر آرایى که به صندوقها ریخته شده به خط هرمز شیبانى داماد مهندس والا بوده و والا مبلغ 50 هزار تومان به فضلاله سلجوقى مدیر روزنامه صداى ملیون و بسیج خلخالى کاندیداهاى شهرستان خلخال پرداخته تا کنار بروند و همین مبلغ نیز خرج متفرقه داشته و صد هزار تومان هم به فرماندار محل، دویست هزار تومان به تیمسار علوى مقدم جهت شفاعت و وساطت وى نزد شاه پرداخته است که نظر شاه نسبت به انتخابش از خلخال مساعد نماید. (سند شماره 36)
در سند دیگرى که متن آنرا یکى از ماموران ویژه ساواک تنظیم و به اظهارات عبداله والا اشاره دارد، آمده است :
سازمان اطلاعات و امنیت او و آقاى گودرزى را احضار کرده و از آن دو نفر تعهد گرفته است که در مجلس با اعتبار نامه وکلا مخالفت نکنند. (سند شماره 37)
یک سند ساواک با بیان یکى از مقالات مجله تهران مصور تحت عنوان معماى نفیسى، در دفاع از شهردار وقت تهران (مهندس نفیسى) عنوان مىنماید :
این مقاله در بین کارمندان صالح شهردارى انعکاس فوقالعاده نامطلوبى داشته و عقیده دارند دستهایى براى تبرئه نفیسى بکار افتاده است و دولت نباید اجازه دهد روزنامه و مجلات، برخلاف حقیقت مطالبى جهت منحرف ساختن افکار عمومى درج کنند و درج این مقاله در نشریه تهران مصور را ناشى از تبانى و زدوبند با اشخاصى که از طرف وزارت دادگسترى بموجب دلایل روشن دستگیر شدهاند میداند. (سند شماره 38)
همچنین در سند دیگرى از ساواک یکى دیگر از کارچاق کنىهاى عبداله والا بیان شده است در این سند به تماس عبداله گرجى که قبلاً نماینده مجلس بوده است با مهندس والا جهت وساطت نزد حسنعلى منصور براى تصدى پست استاندارى اشاره دارد. (سند شماره 39)
در سند مورخ 12 / 4 / 44 متعلق به ساواک به اظهارات یکى از بازپرسان وزارت دادگسترى (آقاى مخبر) توجه نموده که وى مدعى است عبداله والا بعنوان نماینده مجلس از شهردار متخلف وقت تهران که پروندهاش در وزارت دادگسترى تحت بررسى است ماهیانه جهت حمایت مستمرى دریافت مینماید. (سند شماره 40)
در سند دیگر در مورخ 15 / 4 / 44 ساواک به امیال مهندس عبداله والا جهت تصدى پست وزارت اطلاعات در کابینهاى که قرار است که از سوى آقاى عدل تشکیل گردد اشاره نموده است. این سند همچنین به تلاشهاى عبداله والا جهت تامین نظرات کانونهاى قدرت و نزدیکانش توجه داده است.(سند شماره 41)
سند شماره 1388 / م مربوط به استاندارى خوزستان است که در پاسخ به سخنان عبداله والا بهنگام بحث پیرامون لایحه بودجه سال 1345 در مجلس شوراى ملى تنظیم شده است و ضمن آنکه استاندار وقت خوزستان (عبداله انصارى) از برداشتهاى مالى خود از حسابهاى مختلف دفاع نموده علت مخالفت عبداله والا با وى را در چند مورد بیان داشته است.
استاندار خوزستان مدعى است در زمان تصدیش با قاچاقچیان برخورد فعال داشته و در این رابطه به ارتباط صریح قاچاقچیان با عبداله والا پى برده و به مقامات مختلف گزارش نموده است و افشاى این مطلب را از جمله دلایل مخالفت عبداله والا با خود میداند و یا علت مخالفت استاندارى را با درخواست بنا حق یکى از سفارش شدگان از سوى عبداله والا در زمینه واگذارى غیر مجاز ساختمان دولتى و نیز ارائه غیر منطقى مجوز ساخت و ساز در آبادان از دلایل دیگر ذکر میکند.
استاندار خوزستان مدعى است که عبداله والا از یکى از پیمانکاران متخلف که سعى داشته است با تبانى با سایر پیمانکاران، مناقصهاى با قیمت بیش از نرخ معمول بدست آورد. حمایت نموده است و عدم واگذارى مناقصه به این فرد را موج دلخورى والا از عملکرد استاندارى میداند.(مجموعه سند شماره 42)
سند مورخ 1 / 2 / 45 مربوط به گزارش تراب سلطانپور به ریاست ساواک در زمینه تخلفات تعدادى از نمایندگان مجلس میباشد. در این گزارش به دو مورد تخلف عبداله والا اشاره گردیده است.
در تخلف اول عبداله والا به اتفاق یکى دیگر از نمایندگان از سخنان یکى دیگر از نمایندگان مجلس پیرامون تخلف شرکت سهامى جیپ سوءاستفاده نموده و با مراجعه به شرکت مذکور سعى مینماید از جعفر اخوان صاحب شرکت اخاذى کند و در این رابطه مبلغ یک میلیون ریال وجه نقد و یک خودرو دریافت نماید.
در مورد دوم آقاى عبداله والا در نظر داشته با عدهاى دیگر از نمایندگان و مسئولان جراید جمعیتى را جهت کارچاق کنى راهاندازى نمایند.
بر اساس اطلاعات مندرج در این سند آقاى انوشیروانى (مدیر روزنامه سحر) به حضار جلسه آقاى موقر (نماینده مجلس)، مهندس والا، دکتر الموتى (مدیر صبح امروز) و... اظهار میدارد که غرض از تشکیل این جلسه راهاندازى یک شرکت محرمانه براى انجام کارهاى اشخاصى که با سازمانها و ادارات دولتى کار دارند میباشد. مسلما اگر شخصى کارى در شرکت نفت داشته باشد، دکتر الموتى، چون با دکتر اقبال دوست است انجام میدهد و پولى که میگیرد بین آندو تقسیم خواهد شد و کار شخص دیگرى که در دادگسترى گرفتارى دارد یکى از ما که در عدلیه نفوذ دارد انجام میدهد و همینطور در سایر سازمانها.
... این شرکت با حضور بخشى از اعضاى جلسه و با حضور عبداله والا پا گرفته و به فعالیت میپردازد. (مجموعه سند شماره 43)
بر اساس مندرجات سند مورخ 14 / 3 / 47 عبداله والا بهمراه عدهاى از نمایندگان مجلس نظر داشتهاند با خرید زمینهاى اطراف سد لتیان بقیمت ارزان و بهرهبردارى از قانون تعیین حریم دریاچه احداثى پشت سدها و تغییر کلمه حریم که در قانون ذکر شده است با همکارى برخى از مقامات دولتى، قیمت اراضى خریدارى شده را افزایش داده و با این تبانى میلیونها تومان استفاده کنند. (سند شماره 44)
سند مورخ 2 / 11 / 48 در برگیرنده گزارشى از ولخرجىها و تخلفات مهندس والا میباشد که توسط منابع ساواک تهیه شده است که محتوى آن بشرح زیر است.
مهندس والا بعد از مصاحبه حضورى که با علیاحضرت فرح پهلوى شهبانو ایران مىنماید از معظمله استدعاى مبلغى کمک نقدى به مجله تهران مصور میکند و ایشان قول میدهند و او نیز تقاضاى خود را در ضمن مصاحبه در مجله چاپ میکند ولى وقتى نمونه صفحه را بنظر مبارکشان میرساند علیاحضرت روى جملاتى که درباره کمک به مجله نوشته شده بود خط کشیده و اجازه انتشار آن جملات را نمىدهند. هرگونه کمکى که به عبداله والا بنام مجله تهران مصور میشود بدون تردید کمک به قمارخانهها و قماربازان تهران و یا خرج هوسرانىهاى او میشود. براى نمونه :
الف ـ در دى ماه سال جارى در ضمن قمار مبلغ یکصد هزار تومان به شخصى بنام میخ چى باخته که چهار چک به او داده چون چک او بىمحل بوده میخ چى آن را به یکى از چک وصول کنها داده و شخص مذکور بدفتر مجله رفته و در حضور اعضاء هیئت تحریریه به والا میگوید اگر مبلغ چک را پرداخت نکنید بوسیله کلانترى شما را جلب میکنم و بالاخره والا مبلغ چهل هزار تومان پولى را که بابت خرید کاغذ، گراورساز حقوق کارگران چاپخانه و نویسندگان بود بوى پرداخت مینماید.
ب ـ مهندس والا با داشتن همسر و فرزند معشوقهاى دارد که ماهانه 25 هزار تومان مخارج او را که در امریکا اقامت دارد میپردازد. این معشوقه که دختر یکى از هنرپیشههاى تئاتر تهران بوده تا یکسال قبل در تهران زندگى میکرده است.
همچنین مهندس والا بدلایل زیر احتیاج به کمک مالى ندارد:
الف ـ مجله تهران مصور ماهانه در حدود 45 هزار تومان آگهى دولتى و ملى دارد (28 هزار تومان دولتى و 18 هزار تومان ملى)
ب ـ فروش آبونمان مجله هر هفته 5 هزار تومان میباشد که با این دو رقم چاپ و انتشار مجله بهیچوجه ضرر نمىکند و فقط برداشتهاى قمار او سبب میشود که دفتر مجله زیان نشان بدهد.
پ ـ علاوه بر این والا داراى درآمدهاى شخصى بشرح زیر میباشد:
(1) درآمد از سینما اروپا (بابت دو دانگ) در هر ماه 40 هزار تومان
(2) درآمد از سینما کسرى 15 هزار تومان
(3) درآمد از سینما بلوار (که نصف این مبلغ به برادرش دکتر فتحاله والا میرسد)75 هزار تومان
(4) درآمد از تئاتر دهقان35 هزار تومان
(5) همسر او ثریا شقاقى بابت مخارج ماهانه از مادرش هر ماه 40 هزار تومان میگیرد که نصف آنرا به مهندس والا جهت کمک خرج خانه میپردازد
20 هزار تومان
185 هزار تومان درآمد شخصى
بنابراین با توجه باین ارقام درآمد شخصى، وى بهیچوجه استحقاق کمک را ندارد و اگر بخواهند کمکى به مجله بنمایند بهتر است این کمک در اختیار کارکنان مجله که برخى از آنان بیش از بیست سال سابقه خدمت دارند گذارده شود. (سند شماره 45)
دریافت کمک از ساواک
مجله تهران مصور در دوران اطاعت و حرکت در چارچوب سیاستهاى فرهنگى، تبلیغى و مطبوعاتى ساواک، از کمکهاى مادى و معنوى حکومت پهلوى برخوردار مىشود. به علاوه ساواک کنترل و نفوذ در تمام سطح مطبوعات را در دستور کار خود قرار مىدهد تا سیطره خویش را کامل نماید. آنگونه که اسناد و مدارک مىگویند تعداد زیادى نفوذى و حقوقبگیر در همه ردههاى مطبوعات از جمله تهران مصور وجود داشتهاند به عنوان نمونه سرهنگ کیانى مسئول ساواک در زمینه مطبوعات تهران در مورخ 24 / 1 / 1338 اعلام مىکند:
مقالهاى که قبلاً به عرض مبارک رسیده به وسیله آقاى خادم و کریم روشنیان براى کشورهاى خارجى به زبانهاى مختلف تهیه و ارسال شده است. مستدعى است در صورت تصویب مقرر فرمایند پاداشى به نامبردگان پرداخت گردد. که طبق دستور رییس ساواک مبلغ پنج هزار ریال به هر یک از آنان داده مىشود. (سند شماره 46)
در گزارشى دیگر محمود رجاء سردبیر، از کمکهاى ساواک تشکر کرده و اعلام مىکند در نظر دارد سلسله مقالاتى را در مورد فعالیتهاى رییس ساواک وقت حسن پاکروان، در مبارزه با کمونیزم به چاپ برساند:
در این گزارش آمده است :
آقاى رجاء پس از دریافت عیدى ضمن تشکر استدعا کرد که موارد زیر به عرض تیمسار ریاست ساواک برسد:
1ـ از محبت و کمک مادى که در موقع بیمارى بسیار موثر و فوقالعاده بوده، از رییس ساواک تشکر مىشود.
2ـ از رییس ساواک اجازه مىخواهد فعالیتهاى تیمسار را در سالهایى که کمونیزم در خاورمیانه نفوذ کامل داشت و کشور ایران روى آتش مىرقصید و هر آن بیم انقلاب در تهران و یا انفجار پالایشگاه آبادان مىرفت و در نتیجه تدابیر آن تیمسار مردم ایران از نعمت امنیت و آرامش بهرهمند شدند و براى اینکه قدر امنیت فعلى را بدانند و آگاه باشند چگونه این امنیت نصیب کشور شده تاریخچهاى از فعالیتهاى تیمسار را در مبارزه با کمونیزم طى چند شماره بطور متوالى چاپ نماید. رییس ساواک ضمن موافقت مىگوید که مقالات را حاضر کرده تا در موقع مقتضى دستور چاپ آن را بدهد. (مجموعه سند شماره 47)
مدیریت مجله تهران مصور در هماهنگى کامل با ساواک داوطلبانه، بطور مرتب اسامى کارگران و کارمندان خود را اعلام تا مطابق سیاستهاى مطبوعاتى ساواک حرکت کرده باشد. به عنوان نمونه عبداله والا طى نامه 18 / 3 / 46 به سرتیپ مقدم رییس امنیت داخلى ساواک اسامى کارگران و کارمندان و نویسندگان تهران مصور و چاپخانه را اعلام مىکند تا در مورد آنان تحقیق کافى شود و از همکارى افرادى که اشتغال آنها به مصلحت نمىباشد، جلوگیرى شود. (سند شماره 48)
عبداله والا در ادامه خوش رقصىهاى خود براى رژیم پهلوى ابتکار جدیدى به خرج داده و تصمیم مىگیرد در مورد سالگرد روز ششم بهمن ویژه نامهاى را در تهران مصور به چاپ برساند و از این رو از رییس ساواک کسب تکلیف مىکند، او طى مکاتبهاى درخواست مىکند:
چون مجله تهران مصور در نظر دارد به مناسبت سالگرد ششم بهمن 1341 شماره مخصوصى را در 80 صفحه در بزرگداشت آن منتشر کند که از هر جهت بىسابقه و نمودار یگانگى شاه و ملت در راه اجراى اهداف عالیه شاهنشاه آریامهر باشد. از جمله این مطالب گزارش در مورد فرزندان و بازماندگان افسران اعدام شده تودهاى است که تحت حمایت شاه زندگى کرده و اکنون مصدر خدمات دولتى و لشکرى هستند.
رییس ساواک ضمن موافقت موضوع را به دربار شاهنشاهى ارجاع مىدهد. (سند شماره 49)
اقدامات حکومت و ساواک در محدود سازى تهران مصور به دلیل ابتذال
مجله تهران مصور در دوران فراز و نشیب خود، چندین بار توقیف گردید که مىتوان از مهمترین آن، توقیف چند ماهه پس از کودتاى 28 مرداد سال 1332 یاد کرد، توقیف تهران مصور نه بدلیل مخالفت تهران مصور با جریان کودتا بود بلکه رژیم پهلوى مىخواست تا تثبیت حکومت، اوضاع را بطور کامل در اختیار داشته و هیچ موضوعى بر آن خدشه وارد نسازد. از این رو حتى برخى از نشریات طرفدار کودتا نیز گرفتار همین قصه شده و چند صباحى تعطیل شدند.
مجله تهران مصور که در همین چارچوب قرار مىگرفت چند ماهى پس از تعطیلى و توقیف، با مجوز نخست وزیر کودتاچى (سپهبد زاهدى) دوباره از توقیف خارج شد. وزارت کشور طى امریه آبان ماه سال 1332 به فرماندارى نظامى تهران اعلام مىکند.
روزنامه هفتگى تهران مصور که به استناد ماده 5 حکومت نظامى توقیف شده بود بنا به دستور جناب آقاى نخست وزیر از توقیف خارج شد. (سند شماره 50)
به رغم دستور نخست وزیر وقت، فرماندار نظامى تهران با مجله تهران مصور بصورت کج دار و مریز رفتار مىکند به نحوى که همچنان از انتشار آن ممانعت به عمل مىآورد. مطابق یک سند نخست وزیر دوباره طى مکاتبهاى از فرماندار نظامى تهران مىخواهد که ((تکلیف را با تهران مصور معلوم کند)) و فرماندار نظامى در پاسخ کتبى اظهار مىدارد :
فرماندارى همچنانکه بارها حضورا عرض کردم داراى تشکیلاتى براى مطالعه مطبوعات نیست و هر موقع از مقامات عالیه ابلاغى شود در اجراى آن کوشا است و حال هم بسته به نظر آنان است که روزنامه توقیف شود یا خیر. (سند شماره 51)
پس از این مکاتبه، نشریه تهران مصور کار خود را مجددا آغاز مىکند ولى فرماندارى نظامى تهران که با نظر نخست وزیر موافقت نداشت به انحاء مختلف درصدد ایجاد تضییقات و مانع تراشى براى مجله تهران مصور بود. هفتهاى پس از راه اندازى مجدد مجله مامورین فرماندارى نظامى به چاپخانه تهران مصور مراجعه کرده و به بهانه مطالعه نشریه پیش از چاپ و انتشار، کار مجله را دچار رکود کردند. همین موضوع موجب گردید که عبداله والا مسئول مجله به ریاست شهربانى کشور شکایت برده و خواستار رفع موانع گردد در نامه مورخ 18 / 9 / 1332 مدیر مجله تهران مصور به رییس شهربانى کل کشور آمده است :
روز سه شنبه 17 / 9 / 1332 ساعت 5 / 1 بعد از ظهر کارگران چاپخانه به دفتر مراجعه و اظهار داشتند یک شخص سویل (غیر نظامى) با یک پاسبان و یک نفر نظامى به چاپخانه داخل و مشغول خواندن داستانهاى هفته که زیر چاپ بود هستند. پس از مراجعه به چاپخانه مشاهده شد که آقایان هر کدام فرمى که حاوى داستان هفته بود در دست گرفته و در کنار بخارى مشغول مطالعه مىباشند در جواب لازم بود قبل از ورود به چاپخانه به بنده مراجعه فرمائید که از طرف کارگران بجاى تودهاىها مورد اهانت قرار نگیرید، ابراهیم یوسف زاده که از مامورین اداره اطلاعات مىباشند با کمال بىادبى اظهار داشتند ما بهر کجا که میخواهیم داخل مىشویم و هیچکس حق جلوگیرى ندارد و البته با نهایت ناراحتى خواندن داستان هفته را قطع و از چاپخانه خارج شدند. با علاقهاى که شخص جنابعالى نسبت به مطبوعات کشور ابراز فرمودهاید، انتظار دارد دستور فرمایند که مداخلات بیمورد و بیموقع مامورین (براى خواندن داستان) که باعث رکود کار و سوءاستفاده عدهاى ماجراجو و تودهاى و خارج شدن اخبار مجله مىگردد قطع و در این مورد رسیدگى و مواخذه فرمایید و در مواردى که دستور مخصوصى دارند به مسئولین مربوطه مراجعه تا با راهنما به قسمتهاى مختلف هدایت شوند و موجب اهانت به مامورین دولت نگردند. (سند شماره 52)
در یک نوبت دیگر توسط فرماندارى نظامى تهران عبداله والا بدلیل درج سه موضوع «که چرا فوزیه از شاه طلاق گرفت»، «نامهاى از آلمان براى دکتر فاطمى» و «شوخى یوزباشى» تحت بازجویى قرار مىگیرد. عبداله والا که روابط مستحکمى با دربار برقرار کرده بود از موضع قدرت با فرماندارى نظامى برخورد مىکند. او در این بازجویى مىگوید:
در مورد قسمت اول قبلاً این سلسله مقالات در یک روزنامه خارجى چاپ شده و ترجمه شده و قبلاً به نظر اشرف پهلوى رسانیده شده و او اجازه داده است آن مطلب چاپ شود. در مورد قسمت دوم نیز موضوع جنبه سیاسى ندارد و کلیه مطالب نشریه تهران مصور مطابق قوانین چاپ شده است و اگر مطلبى برخلاف مصلحت باشد آنرا چاپ نخواهد کرد.
عبداله والا سپس اظهار مىدارد:
اساسا این بازجویى را توهین مستقیم تلقى مىکنم.
ولى در نهایت مجبور مىشود تعهد دهد که مقالات مورد نظر را در اختیار فرماندارى نظامى گذاشته و نویسندگان آنرا به نام معرفى کنند. (سند شماره 53)
بالاخره غائله درگیرى فرماندارى نظامى تهران و عبداله والا به آخر خط نزدیک شده و او در اردىبهشت سال 1333 تعهد مىنماید که مطیع و رام باشد. او در تعهد نامه خویش مىنویسد:
اینجانب مهندس عبداله والا مدیر مجله تهران مصور طبق روش دیرین که همواره رعایت مصالح عالیه مملکت و شخص شخیص اعلیحضرت همایونى بوده است، رفتار نموده و مصالح دولت و ملت را کاملاً در نظر گرفته و رفتار نماید. عبداله والا 16 / 2 / 1332 (سند شماره 54)
تهران مصور از جمله نشریاتى بود که در سالهاى دهه 1330 و 1340 در زمینه عفت عمومى جامعه، حریمها را زیر پا نهاد و گوى سبقت را از دیگر جراید و نشریات مبتذل ربود و با نشر داستانهاى مبتذل و مستهجن چاپ عکسهاى خلاف عفت عمومى، ترویج زنان بدکاره، تبلیغ کالاهاى خلاف شرع مانند مشروبات الکلى مىکوشید تا باورها و ذائقههاى مردم و افکار عمومى را نسبت به ارزشهاى اصیل ملى ـ مذهبى دگرگون سازد. در این راه گوى سبقت را از دیگر نشریات و جراید ربود و سردمدار اقدامات ضد اخلاقى شد. در مراحلى تهران مصور بقدرى افراط نمود که حتى حکومت و دولت را به واکنش واداشت.
گزارشهاى ذیل نمونهاى از رفتار مجله تهران مصور و واکنشهاى دستگاه حاکمه مىباشد:
سرلشگر بختیار فرماندار نظامى شهرستان تهران از ریاست ستاد ارتش مىخواهد نشریه تهران مصور را بدلیل چاپ عکسهاى زننده و غیر مجاز توقیف و از آن مرجع درخواست مینماید که دستور جلوگیرى از چاپ و انتشار نشریه را صادر نماید. (سند شماره 55)
حدود یکماه بعد با سپردن تعهد از سوى عبداله والا نزد فرماندارى نظامى تهران توقیف مجله برطرف مىشود(سند شماره 56)
در آذرماه سال 1338 وزیر وقت دربار (حسین علاء) طى نامهاى به وزیر کشور اعلام میدارد که در برخى از مجلات، منجمله تهران مصور مطالب مستهجن و بسیار زنندهاى منتشر میشود که از هر حیث خلاف عفت عمومى بوده و نشر آن در خانواده بهیچ وجه صلاح نیست و از وزارت کشور انتقاد مینماید که چرا اقدام موثرى از سوى وزارت کشور صورت نپذیرفته است و در ادامه یادآور میشود که بدلیل سهلانگارى مبادى ذیربط داستانى تحت عنوان "زنى بنام هوس" در چندین شماره مجله تهران مصور دنبال میگردد. (سند شماره 57)
در این راستا وزیر کشور طى نامهاى از سازمان اطلاعات و امنیت کشور میخواهد که از درج داستان فوقالذکر در مجله تهران مصور جلوگیرى بعمل آورد که متعاقب آن و درخواست مشابهاى توسط وزیر دربار از ریاست ساواک در جلوگیرى از درج آن داستان در نشریه تهران مصور اقدام بعمل مىآید.(مجموعه سند شماره 58)
رویه دولتهاى وقت، برخورد و مقابله با نشریات مختلف بود و همواره شدت و ضعف داشت. تا جایى که ارباب جراید را به واکنش واداشته و دولت و ساواک با استفاده از ابزارها و اهرمهاى خود این واکنشها را خنثى مىساختند.
مامور ویژه ساواک از قول حمید هاشمى سردبیر روزنامه اتحاد ملى اظهار میدارد:
مدیران برخى از جراید از جمله تهران مصور تحت عنوان سختگیرى نسبت به جراید و اهانت به روزنامه نگاران سعى داشتهاند اعلامیهاى را تهیه و به امضاى سایر ارباب جراید برسانند که اقدام آنها بدلیل عدم استقبال ناکام میماند. (سند شماره 59)
بر اساس یک گزارش دیگر، کمیسیون مطبوعات کشور که با حضور نمایندگان وزارتخانههاى فرهنگ و کشور در محل نخست وزیرى در مورخه 10 / 10 / 1339 برگزار گردیده بود اعلام میدارد :
مطالب درج شده در شماره 904 مجله تهران مصور تحت عنوان خطرناکترین زنان جهان و یک مسابقه جالب براى خوانندگان تهران مصور و نیز چاپ عکسهایى چون عکس بامبى، بسیار زننده است در ادامه تاکید میکند که این موارد در سایر نشریات مشاهده نگردیده است. (سند شماره 60)
همچنین کمیسیون مذکور در مورخ 22 / 10 / 1339 که با حضور نمایندگان وزارتخانههاى کشور، فرهنگ و دادگسترى تشکیل گردید اعلام داشت:
آگهى مربوط به تصاویر هنرپیشگان فیلم تله مندرج در مجله شماره 906 تهران مصور در ایجاد تحریک هیجانات جنسى در طبقات جوان حائز کمال اهمیت است و به همین جهت این کمیسیون نیز ضمن استناد به نظایر آن مکررا درخواست نموده که براى محدود نمودن انتشار این آگهىهاى غیر متناسب با شئونات اخلاقى تصمیم شایسته اتخاذ گردد.
کمیسیون در پایان اعلامیه خود اظهار نموده است که در سایر مجلات و جراید چنین تصاویر و مطالبى مشاهده نگردیده است. (سند شماره 61)
کمیسیون بررسى مندرجات و مطالب جراید و مجلات (مطبوعات) مجددا در جلسه مورخ 8 / 1 / 1340 که با حضور نمایندگان وزارتین کشور و فرهنگ تشکیل یافته بود عکس پشت جلد شماره 916 مجله تهران مصور را که بصورت آگهى درج شده بود از جهات اخلاقى نامناسب تشخیص میدهد. (سند شماره 62)
وزارت کشور در 4 / 10 / 1340 با استناد به نظریه کمیسیون بررسى مندرجات و مطالب جراید و مجلات، مبنى بر اینکه داستان هلوى گندیده مندرج در شماره 954 مجله تهران مصور خلاف اخلاق حسنه و عفت عمومى است از ساواک درخواست مینماید که به نحوه مقتضى به عبداله والا تذکر بدهد و در صورت عدم توجه نسبت به اقدام مقتضى در مورد نشریه تهران مصور اقدام نماید. (سند شماره 63)
وزارت فرهنگ نیز در مورخه 28 / 1 / 41 طى نامه شماره 536 / ن الف به مجله تهران مصور تذکر میدهد :
آن نشریه در شماره 971 جنبه اخلاقى و عفت عمومى را رعایت ننموده است و در خاتمه یادآور میگردد که در صورت تکرار آن وزارتخانه به وظایف قانونى خود عمل مینماید. (سند شماره 64)
بخش مربوطه در ساواک نیز در این مورد به سلسله مراتب خود در تاریخهاى 3 / 3 / 41 و 31 / 3 / 41 گزارش مینماید مجله تهران مصور در شمارههاى 977 و 981 خود مبادرت به چاپ عکس زنندهاى که مغایر با عفت عمومى میباشد نموده است. (مجموعه سند شماره 65)
اداره کل مطبوعات وزارت کشور در مورخه 14 / 4 / 1341 با ارسال گزارش ساواک به دادسراى تهران از آن مرجع درخواست مینماید تا با مجله تهران مصور بدلیل درج مطالب خلاف اخلاق برخورد لازم صورت پذیرد. (سند شماره 66)
یادآورى مىشود در شماره 981 مجله تهران مصور که در تاریخ 1 / 4 / 1341 منتشر گردید دو مطلب خلاف اخلاق و عفت عمومى تحت عنوان در شرق و غرب (در ستون کوچیک و موچیک) و رلى در داستان تندباد هوس وجود داشت.
ساواک طى نامه شماره 9998 / 335 مورخ 7 / 4 / 1341 از وزارت کشور میخواهد که با مجله برخورد نماید. (مجموعه سند شماره 67)
و در ادامه وزارت کشور در مورخ 13 / 5 / 1341 به اطلاع ساواک میرساند که بر طبق ضوابط، شماره مزبور جمعآورى گردید و از انتشار مجله تا اطلاع ثانوى جلوگیرى بعمل آمد. (مجموعه سند شماره 67)
در مورخه 10 / 8 / 41 مجددا کمیسیون رسیدگى بمطالب و مندرجات جراید و مجلات، آگهى مندرج در شماره 1000 مجله تهران مصور را مخالف اصول اخلاق و عفت عمومى تشخیص داد و از وزارت کشور خواست تا تذکرات لازم را به آن اعلام کند. (سند شماره 68)
در همین راستا بخش ذیربط در ساواک طى گزارشى براى سلسله مراتب خود در تاریخ 29 / 12 / 41 اعلام میدارد:
مجله تهران مصور در شماره مخصوص نوروز 42 خود مبادرت بدرج آگهىهاى مربوط به مشروبات الکلى نموده است و یادآور شده که یکى از تصاویر مندرج در مجله از مواردى است که در سال گذشته براى آن مجله توقیف گردیده بود. (سند شماره 69)
همچنین در تاریخ 24 / 5 / 42 طى اطلاعیهاى قباحت تصاویر مجله تهران مصور در مورخه 17 / 5 / 42 که حاوى عکس زنان در کنار ساحل میباشد را اعلام و هشدار میدهد که این مطالب موجب تحریک مخالفان دولت خواهد شد. (سند شماره 70)
نهایتا در یکى از گزارشاتى که در ساواک در تاریخ 17 / 12 / 46 تهیه شده است اعلام میگردد مقاله خاطرات یک ولگرد در مجله شماره 1278 برخلاف عفت عمومى است و نظر میدهد که چاپ اینگونه مطالب در خوانندگان جوان اثر منفى داشته و باعث انحراف اخلاقى آنان میگردد. (سند شماره 71)
تهران مصور در سراشیب سقوط
دولت و ساواک با تغییر شیوه در برخورد با مطبوعات بىخاصیت که از سوءاستفاده آنها به تنگ آمده بودند، روش جدیدى براى در تنگنا گذاردن و حذف آنها اتخاذ کردند. سابقه اقدام ساواک به سال 1345 بازمىگردد. در یک گزارش ساواک در مورد عبداله والا آمده است :
در سال 1325 هیئت وزیران براى مساعدت به تماشاخانههاى تهران و کسرى (متعلق به عبداله والا) آنجاها را از پرداخت عوارض نمایشات شهردارى معاف کرد. بدین ترتیب عبداله والا طى بیست سال از پرداخت حداقل مبلغ بیست میلیون ریال، بابت حقوق شهردارى تنها از تماشاخانه تهران خوددارى کرد.
ساواک این اقدام والا را سوءاستفاده از توانایى قلم براى دستیابى به آمال و آرزوهاى خود تلقى کرده و معتقد بود که دولت وقت را دستخوش امیال و آرزوهاى خود قرار داده است. ساواک در ادامه گزارش خود به سوءاستفادههاى مالى والا در عدم پرداخت عوارض زمین در داودیه، قیطریه و خیابان ژاله اشاره مىکند و در نهایت پیشنهاد مىکند هر چه زودتر مصوبه هیئت دولت که او را 20 سال از پرداخت عوارض معاف نمود فورا لغو شود و همچنین نامههاى وزارت کشور و سازمان هنرهاى زیباى کشور در مورد مساعدت به عبداله والا بلا اثر شود. (مجموعه سند شماره 72)
در یک گزارش دیگر ساواک در مورد وضعیت مالیاتى عبداله والا آمده است :
در جریان تحقیق مشخص شد عبداله والا از پرداخت مالیات خود از موقعیت، زور، قلم و منصب خود استفاده کرده و به نحوى از انحاء از دادن مالیات سرپیچى کردهاند، على هذا به معاون وزارت دارایى گفته شود که طبق مقررات نسبت به دریافت مالیاتهاى مقرره دولت اقدام لازم به عمل آورند. (مجموعه سند شماره 73)
متعاقب تصمیمگیرى ساواک، از طریق معاونت صنعتى وزارت اقتصاد بازى موش و گربه را با عبداله والا آغاز مىکند و ضرب شست کارى خود در رام ساختن به وى نشان مىدهند تا عبداله والا دچار وهم نشود که به دربار و مقامات عالیرتبه وصل است. به کارخانه صنعتى لاستیک سازى بىاف گودریج، لاستیک سازى جنرال، گروه صنعتى ارج، روغن نباتى قو، کارخانه مینو، ویتانا توصیه مىشود که آگهىهاى خود را از مجله تهران مصور قطع کنند. بخش مطبوعاتى ساواک پیشنهاد مىکند که به اشخاص حقیقى، پزشکان، داروسازان و سینماها نیز توصیه شود که از دادن آگهى به تهران مصور خوددارى کنند. (مجموعه سند شماره 74)
ساواک در مرداد ماه سال 1345 در خصوص اقدامات خود درباره عبداله والا و تهران مصور گزارش ویژهاى براى دفتر ویژه اطلاعات و شاه تهیه مىکند که در آن آمده است:
1ـ ترتیبى داده شد تا از طریق شهردارى تهران نسبت به وصول عوارض شهردارى از نامبرده سریعا اقدام گردد.
2ـ آگهىهاى تبلیغاتى شرکت بیمه ایران و دانشگاه تهران در تهران مصور قطع شد.
3ـ کلیه وزارتخانهها از دادن آگهى به تهران مصور خوددارى کردهاند.
4ـ مبلغ سهمیه تهران مصور توسط شهردارى تهران (9000 ریال) قطع گردید.
5ـ از وزارت دارایى خواسته شد نسبت به اخذ مالیاتهاى معوقه مهندس والا سریعا اقدام نماید.
6ـ براى استرداد وام بانک ملى و سازمان برنامه و بودجه از طریق مدیران آن تحت فشار قرار گرفت. (مجموعه سند شماره 75 و 72)
وى داراى مرام ضد کمونیستى شدید بوده و طرفدار سلطنت است و عبداله والا با تودهاىها و مصدق مبارزه پیگیرى نموده و مجلهاش با روش اجتماعى سیاسى ادبى فکاهى و هنرى منتشر مىگردد، اخیرا به علت انتقاد از برنامه دولت تضییقاتى از نظر مالى براى وى و مجله نامبرده فراهم و اجرا گردید.
بالاخره اقدامات چندین ساله ساواک ببار مىنشیند و پس از چند اقدام تنبیهى و توقیف گاه و بیگاه مجله بالاخره در سال 1353 با پرداخت مبلغ 4 میلیون ریال به عبداله والا، بازى موش و گربه ساواک با والا پایان مىیابد. (سند شماره 76)
تهران مصور در پایان خط
تهران مصور در سال 1311 خورشیدى به همت عباس نعمت پا به عرصه دنیاى مطبوعاتى ایران گذارد و پس از آن که احمد دهقان در سال 1329 در دفتر مجله توسط افراد نامعلوم به قتل رسید، عبداله والا امتیاز آن را از آن خود ساخت و مدیریت آن را عهدهدار گردید. تهران مصور در اوج فعالیت خود در 15000 نسخه چاپ مىشد که 30% آن در تهران به فروش مىرسید و بقیه به شهرستانها ارسال مىشد. در سالهاى بعد به دلیل بىمحتوایى نشریات فارسى زبان از تعداد مشتریان و تیراژ کاسته شد و به ترتیب تعدادى از آنان مجبور شدند نسبت به تعطیل نشریه مبادرت کنند و یا اینکه با اجبار وزارت اطلاعات و جهانگردى این کار را انجام دهند. عبداله والا در آبان ماه 1353 در نامهاى به شاه براى استمرار انتشار تهران مصور کمک مىخواهد. در این نامه آمده است :
در اواخر مرداد بنا به دستور شفاهى وزارت اطلاعات و جهانگردى انتشار مجله تهران مصور معوق ماند و چنانچه استناد آنان به تیراژ این نشریه مىباشد معروض مىدارد که چاپ و فروش این مجله بیشتر از حد نصاب قانونى بوده و حدود 6000 نسخه چاپ و توزیع مىگردید. جسارتا عرض مىنماید به علت عدم انتشار مجله، مطالبات زیادى که از نمایندگان شهرستانها و سازمانهاى آگهى دارد بدون وصول مانده و از بین رفته است و در مقابل بدهى این موسسه که متجاوز از ده میلیون ریال است پا برجا مانده و طلبکاران مرا در مضیقه قرار دادهاند و اکنون موسسه دچار وقفه شده است
عبداله والا در پایان این نامه از شاه مىخواهد براى حفظ نام ((تهران مصور)) به عنوان یک مکتب شاهدوستى همچنان مجله منتشر شود.
در پى تقاضاى والا، شاه دستور کمک صادر مىکند. با این همه هویدا، به دلیل دشمنى با تهران مصور و عبداله والا، تنها نسبت به پرداخت بدهىهاى موسسه مبادرت مىکند. ساواک و وزارت اطلاعات و جهانگردى مبلغى حدود / 000 / 400 / 7 ریال بابت صاحب امتیاز، نویسندگان، کارکنان و کارگران به عبداله والا مىپردازند و در مقابل عبداله والا تعهد به ساواک مىسپارد که در مورد تعطیلى تهران مصور هیچگونه ادعایى نخواهد داشت. این تعهدنامه پایان کار عبداله والا با تهران مصور بشمار مىرود. (مجموعه سند شماره 77)
پیش از این ماجرا تهران مصور در اواخر سال 1347 با وضعیتى مشابه روبرو شده بود. در آن هنگام والا عریضهاى به شاه نوشته و موفق شده بود با کمک و استعانت از وزارت اطلاعات و جهانگردى نشریه همچنان دایر مانده و از کمکهاى مستمر براى ادامه کار نشریه برخوردار شود. (سند شماره 78)
در یک گزارش ساواک در مورد تقلیل تیراژ مطبوعات آمده است :
مدیران نشریات سپید و سیاه و تهران مصور اعلام کردهاند طى دو سال اخیر تیراژ کلیه نشریات تا میزان 75% تقلیل یافته و از لحاظ مالى اکثر مطبوعات در حالت ورشکستگى قرار دارند علت آن است که به این نشریات اجازه داده نمىشود مطالب انتقادى مورد علاقه مردم را چاپ کرده و خوانندگان را جلب کنند. مدیران نشریات مذکور مىگفتند به هنگامى که در چاپ مطالب آزادى عمل داشتیم بسیارى از اخبار مربوط به سوءاستفادههاى دولتى و غیر دولتى را در جراید خود منعکس مىکردیم و افراد ذى نفع براى اینکه رسوا نشوند مبالغى پول در اختیار مىگذاردند تا سکوت کنیم و از این درآمدها مخارج نشریات را تامین مىکردیم ولى اکنون نه اجازه داریم این مطالب پردرآمد را چاپ کنیم و نه مىتوانیم نظرات مردم ناراضى را منعکس کنیم و این دو موضوع دست به دست هم داده و نشریات تهران را در معرض ورشکستگى قرار داده است. (سند شماره 79)
اقدام دیگر عبداله والا براى کسب درآمد و تامین هزینههاى مجله تهران مصور، اجاره آن به سیاسیون کشور بوده که از جمله تهران مصور در ایامى کاملاً در اختیار على امینى قرار گرفت. در یک گزارش ساواک در اردى بهشت 1342 آمده است:
مجله تهران مصور طبق قرارداد میان مهندس والا و آقاى محمود رجا در اختیار رجاء قرار گرفته است. به موجب این قرارداد رجا ماهانه 5000 تومان به والا داده و تمام مخارج مجله را تامین کرده و یک مبلغى هم براى استهلاک سرمایه و چاپخانه میپردازد.
ساواک در توضیح خبر اظهار مىدارد:
مجله تهران مصور دربست در اختیار دکتر امینى است ولى ظاهرا سیاست کلى مجله بدست مهندس والا مىباشد. (سند شماره 80)
با این همه تهران مصور براى نجات خود دست به تجدید سازمان زده و با سرمایهگذارى و بکارگیرى افراد جدید و تازه نفس قصد داشت از سقوط مجله جلوگیرى کند. در یک گزارش ساواک در مورخ 4 / 7 / 47 آمده است:
عبداله والا در نتیجه کم شدن تیراژ مجله تهران مصور و چند توقیف پیاپى که در هفتههاى گذشته روى داده، تصمیم به تعطیل نمودن آن گرفته و بدین منظور جلسهاى مرکب از 21 نفر از نویسندگان مجله مذکور در منزل وى تشکیل شد. والا پس از تشریح حوادث ماههاى اخیر به اطلاع همکارانش مىرساند که از اول مهرماه مجله را تعطیل مىکند.پس از مذاکرات و پیشنهادات صدرالدین الهى، قرار شد شخص والا دو میلیون ریال سرمایه گذارى کرده و کارکنان مجله نیز مبالغى در همین حدود جمعآورى و شرکت سهامى تشکیل دهند و این شرکت اداره مجله را به عهده گیرد و بعد از سرمایه گذارى از آذرماه، تهران مصور با سازمان جدیدى به کارش ادامه دهد. (مجموعه سند شماره 81)
در پى این اقدام ساواک به بررسى سوابق شرکاى جدید تهران مصور پرداخته و ادامه کار آنان را بلا مانع اعلام مىکند. شرکاى جدید شامل ایرج نبوى، حسین سرفراز، اسماعیل یگانگى، هرمز شیبانى و حسین مهرىبودند. البته طبق گزارش مخبرین ساواک قرار بوده افراد دیگرى مانند فرامرز برزگر، اسماعیل رایین، پرویز گرجى، صدرالدین الهى، سید سجاد کریمیان، فتحاله والا، محمود رجاء نیز به این شرکت سهامى بپیوندند. (سند شماره 82)
با فرا رسیدن سال 57 و ایجاد فضاى جدید در صحنه سیاسى ـ اجتماعى ایران، مهندس عبداله والا دوباره به صرافت افتاده و قصد تجدید انتشار مجله تهران مصور را مىنماید. مجوز انتشار مجدد تهران مصور در شهریور 1357 صادر مىشود. در نامه وزارت اطلاعات و جهانگردى به ساواک آمده است :
کمیسیون مطبوعات در جلسه مورخ سه شنبه 21 / 6 / 57 درخواست عبداله والا را مبنى بر صدور امتیاز مجله تهران مصور با ترتیب انتشار هفتگى و روش سیاسى و اجتماعى براى تهران بنام مشارالیه مورد تصویب قرار داد و مراتب به نامبرده ابلاغ گردید.
ساواک نیز در پاسخ نامه وزارت اطلاعات و جهانگردى صدور امتیاز مجله تهران مصور به نام عبداله والا را بلامانع اعلام مىکند. (مجموعه سند شماره 83)
ساواک همچنین در مورد انتشار مجلات جدید از جمله تهران مصور گزارشى براى رییس ساواک تهیه کرده و سوابق آنان را به تصویر مىکشد. در این گزارش آمده است:
تعدادى از نشریات غیر مفید منتشره در تهران در مرداد ماه سال 1353 از طرف دولت تعطیل و سابقه کار مطبوعاتى کارکنان آنها توسط دولت بازخرید و به صاحبان امتیاز تعدادى از آنها نیز مبالغى پرداخت شد. اخیرا صاحب امتیاز پنج نشریه تعطیل شده به اسامى عبداله والا (تهران مصور)، على بهزادى (سپید و سیاه)، نعمتاله جهانبانویى(فردوسى)، على اکبر صفى پور (امید ایران)و عبدالکریم طباطبایى(دنیا) اقداماتى در زمینه کسب اجازه انتشار مجدد معمول داشته و موافقت نسبى دولت را جلب نمودهاند و وزارت اطلاعات و جهانگردى با ارسال نامههایى درباره تقاضاهایشان صلاحیت آنان را از ساواک استعلام نموده است. پس از تعطیل نشریات مذکور عبداله والا چهار میلیون، على بهزادى پنج میلیون و نعمتاله جهانبانویى پنج میلیون ریال به عنوان خسارت ناشى از تعطیل مجلاتشان از دولت دریافت داشتهاند و براى على اکبر صفىپور و عبدالکریم طباطبایى نیز هر یک مبلغ یک میلیون ریال در نظر گرفته شده بود که از دریافت آن خوددارى و اعلام داشتند که آنچه انجام دادهاند خدمت به کشور بوده و در قبال تعطیل نشریات خود از دولت متوقع نیستند. عبداله والا و على بهزادى فاقد سابقه ضدامنیتى تایید شده مىباشند. (سند شماره 84)
پس از پیروزى انقلاب اسلامى، تعدادى از نشریاتى که قبلاً تعطیل شده بودند دوباره شروع بکار کردند که از جمله مىتوان به تهران مصور اشاره کرد. تا اینکه شوراى انقلاب با تصویب لایحه مطبوعات در تابستان 1358، ضوابط فعالیت نشریات و مطبوعات را اعلام کرد و بدین ترتیب برخى از نشریات از جمله تهران مصور بدلیل وابستگى به ساواک از انتشار منع شدند. عبداله والا همانند دوره ساواک و رژیم پهلوى قصد حداکثر استفاده را داشت لذا با نهادهاى دولتى و انقلابى مکاتبه کرد تا بتواند به اهداف خود نائل شود. او به همین منظور در تاریخ 28 مرداد 1358 نامهاى به مهندس بازرگان نخست وزیر وقت ارسال داشت که در بخش هایى از آن آمده است:
مصوبه شوراى انقلاب و اعلام لایحه مطبوعات از جانب وزارت ارشاد ملى این مشکل را بوجود مىآورد که به موجب تبصره ماده 2 این لایحه انتشار مجله کهنسال ((تهران مصور)) براى بار دیگر متوقف گردد، زیرا یک بار در دوره 21 نماینده دوم خلخال در مجلس شوراى ملى بودهام و باید امروز مانند مجرمین از حقوق اجتماعى محروم شوم. عبداله والا در این نامه مدعى مىشود مقالات مجله تهران مصور در جهت تایید و اشاعه افکار و آرمانهاى دکتر مصدق و مبارزه پیگیر با وطنفروشان، مخالفت با دکتر اقبال و دیگر دست اندرکاران وقت از جمله مقالات شدید انتقادى موجب جلب آراى مردم خلخال در انتخابات مجلس شوراى ملى شد. عدم تمکین از قدرتهاى روز به انحاء مختلف، مخالفت با دولت هویدا در یک دوره نمایندگى در صف اقلیت سبب اخراج من از حزب و فراکسیون پارلمانى شد. درج مقالات انتقادى موجب توقیفهاى مکرر و در نهایت تعطیل این نشریه و محرومیت از نمایندگى مردم خلخال گردید.
عبداله والا در راستاى تحریف تاریخ و سرپوش گذاردن بر حقایق تاریخى مبنى بر همکارى با ساواک و اسراییل چنین مىنویسد :
آیا مطرود دستگاه ساواک و رستاخیز و ممنوعالقلم بودن در دوران گذشته خود دلیل کافى بر مبارزات این جانب با دستگاه حاکمه آنروز بشمار نمىآید؟ در پى نشر سر مقاله پس از وقایع 15 خرداد 42 مرا به شهربانى احضار کردند و پروندهاى علیه من به اتهام همکارى با جمال عبدالناصر تشکیل گردید.
والا سپس امتیاز خود را طلبیده و مىنویسد:
طرفدارى از آیات عظام و رهبران مذهبى در آن دوران براى مجله تهران مصور مشکلات فراوانى ایجاد کرد، از این بابت سهمى مطالبه نمىکنم.
برخلاف آنچه که عبداله والا در مرقومه خود به نخست وزیر آورده، ساواک در اسفند ماه 1346 خبر و نظر دیگرى را به مقامات اعلام داشته بود :
بنا به گزارش مخبر ساواک، مهندس والا مدیر مجله تهران مصور مورد لطف مقامات واقع گردیده و به منظور بىتوجهى گذشته به دکتر اقبال مدیر عامل شرکت ملى نفت دستور داده شده است که از بودجه شرکت نفت مبلغ 5 میلیون ریال کمک نقدى بلاعوض به او نمایند و عنوان ظاهرى پرداخت این مبلغ بابت بهاى آگهىهاى تجارتى شرکت نفت در مجله تهران مصور قلمداد شود. منتها چون در مجله تهران مصور آگهى هایى از شرکت ملى نفت به چاپ نرسیده، شرکت مزبور موافقت کرده که والا از سایر روزنامهها و مجلات تهران آگهىهاى مربوط به شرکت نفت را بریده و جمعآورى و تسلیم کرده و پنج میلیون ریال دریافت نماید. (سند شماره 85)
در یک گزارش دیگر ساواک به تاریخ 22 / 2 / 1341 نیز در مورد کمک مالى شرکت نفت به تهران مصور آمده است:
طبق اطلاع تهران مصور و چند مجله دیگر از جمله سپید و سیاه، فردوسى، خواندنىها، روشنفکر و اطلاعات هفتگى و خوشه از محل چاپ رپورتاژهاى سازمان برنامه و شرکت نفت از بهمن ماه 1340 ماهیانه هر کدام مبلغى بین پنج تا دههزار تومان دریافت مىکنند. (مجموعه سند شماره 86)
و همانگونه که مشاهده مىشود تهران مصور به محلى براى اخاذى و حقالسکوت صاحب امتیاز آن مبدل شده بود.
احوالات شخصى
عبداله والا فرزند حسین ظهیرالسلطان، ملاک و پیشکار احمد شاه بود که در سال 1301 در قریه شال خلخال بدنیا آمد.
وى فارغالتحصیل هنر سرایعالى در رشته شیمى در سال 1322 و لیسانسیه حقوق از دانشگاه تهران در سال 1324 و مسلط به زبانهاى فرانسه و انگلیسى بود.
نامبرده در سال 1321 با ثریا شقاقى دختر یکى از متمولین تهران ازدواج نمود و تنها صاحب یک فرزند بنام کامران در سال 1333 گردید. وى کار مطبوعاتى خود را در سال 1321 با عنوان مدیر مسئولى نشریه تهران مصور آغاز نمود و در ادامه با توجه به نزدیکیش به دهقان توانست بعنوان رابط نشریه با ارتش در زمینه چاپ نشریه در چاپخانه ارتش و همچنین تنظیم مطالب تحت عنوان زیر ذرهبین ایفاى نقش بنماید.
پس از درگیر شدن احمد دهقان با رزمآرا بخاطر چاپ مقاله "من جاسوس شوروى در ایران بودم" و نهایتا قتل احمد دهقان، عبداله والا با کمک رزمآرا توانست دو سال به تاریخ تولدش در شناسنامه بیافزاید و از سال 1301 به 1299 تغییر دهد و با این روش صاحب امتیازى نشریه تهران مصور را که میبایست بر طبق قانون مطبوعات حداقل سى سال سن داشته باشد، بدست آورد تا بعنوان جانشین احمد دهقان امور نشریه را بدست گرفته و منویات مورد نظر!! خود را جامه عمل بپوشاند.
نامبرده در دورههاى 20 و 21 مجلس شوراى ملى از خلخال نمایندگى مردم را بعهده داشته و طى بررسى بعمل آمده در اسناد ساواک 7 مجموعه سند پیرامون سوابق و زندگینامه عبداله والا شناسایى گردیده است.
در اسناد شماره 9 / 25718 و 10 / 25718، ساواک به 42 سئوال مختلف پیرامون وى پاسخ داده است.
در این سند علاوه بر مشخصات سجلى و سوابق تحصیلى و خانوادگى به روحیات و افکار، نقاط قوت و ضعف، سوابق خدمتى، پاى بندى به رژیم و فعالیتهاى سیاسى پاسخ گفته شده و علاقمندى وى به شاه خوب و نسبت به مذهب عادى ارزیابى شده است و یا اینکه علاقمندى نامبرده به مقام، شهرت، زن و پول فوقالعاده تشخیص داده شده و از جمله نقاط ضعف وى نیز به همین مسائل اشاره گردیده است.
به استناد اطلاعات مندرج در این سند وى طرفدار سیاست غرب در رژیم مشروطه سلطنتى و در ادوار گذشته وفادارى خود را نسبت به شاه به ثبوت رسانیده است. (سند شماره 87)
در سند 42 / 25718 پیرامون عبداله والا اظهار شده است:
وى داراى مرام ضد کمونیستى شدید میباشد و طرفدار مقام شامخ سلطنت و با تودهایها و مصدق مبارزه پىگیر نموده است. (سند شماره 88)
در سند شماره 56 / 25718 که بمنظور تعیین صلاحیت جهت شرکت در مراسم سلام تنظیم شده، عنوان گردیده است:
مهندس عبداله والا صاحب امتیاز و مدیر مجله تهران مصور و تماشاخانه تهران و نماینده مجلس شوراى ملى فاقد حسن شهرت درگذشته بوده و روش روزنامهنگارى وى ضد کمونیستى و حتى مقالات عدیدهاى در این زمینه هم درج نموده است. نامبرده در اواسط سال جارى (1345) ضمن همکارى با بهرام شاهرخ مقالات شدیدى علیه دولت آقاى هویدا منتشر نمود که در نتیجه از طرف وزارت اطلاعات تضییقاتى از نظر آگهى و رپرتاژ براى وى بعمل آمد. ضمنا بعلت فوقالذکر از حزب مردم نیز اخراج گردیده است. (سند شماره 89)
در سند شماره 60 / 25718 آمده است:
خیلى حساس و زودرنج بوده و وضع مادى خوبى ندارد. براى عقیده خود ارزش و احترامى بیش از آنچه که هست قائل میباشد و با اکثریت میانه خوبى ندارد و نطقهایش بیشتر با اعتراض و تشنج همراه است. رویهمرفته شخص مغرضى نیست و اگر نفرتى داشته باشد بعلت زمینه قبلى بوده که برایش فراهم شده بود. (مجموعه سند شماره 90)
اسناد شماره 5 / 3051 / 1 م و 6 / 3051 / 1 م تصاویر فرمى است که توسط عبداله والا در اواخر سال 1347 جهت مرکز مدارک وزارت اطلاعات تکمیل گردیده است. وى در این فرم ضمن بیان مشخصات سجلى و تحصیلى خود به بیان فعالیتهاى مختلف پرداخته است. (مجموعه سند شماره 91)
در اسناد ساواک در سال 1350 مشخصات، سوابق، فعالیتها و نظرات وى در قالب فرمى تنظیم شده است. در این اسناد به مطالب زیر اشاره شده است :
... مدیر مجله تهران مصور و رئیس تئاتر نصر و رئیس سندیکاى مرکزى صنعت چاپ میباشد.
... (مشاغل قبلى وى) روزنامه نگارى بوده و سابقا رئیس فدراسیون ژیمناستیک و عضو انجمن طرفدار پیشآهنگى بوده است...
... (میزان ثروت) بیش از 50 میلیون ریال ـ داراى زمین و ساختمان تماشاخانه نصر و صاحب سهم از زمین و ساختمان سینما اروپا ـ منزلى در شمیران و منزلى در تهران خیابان شاهآباد و پنجاه هزار متر مربع زمین در بندر پهلوى و صاحب چاپخانه تهران مصور ـ منزل مسکونى وى اجارهایست و ماهیانه در حدود بیست و شش هزار ریال اجاره بها میپردازد...
... درآمد وى از سینما اروپا و تماشاخانه تهران و چاپخانه و مجله تهران مصور و اجاره منزل در حدود پانصد هزار ریال...
... عضو حزب مردم و جمعیتهاى غیر سیاسى کلوپ روتارى...
... (سرگرمىها) مطالعه و معاشرتهاى دوستانه و قمار میکند و علاقمند به عیاشى و خوشگذرانى...
... (اعتیادات مضره) ندارد، سیگار میکشد، مشروب مىنوشد...
... تاکنون هیچگونه قرائن و اماراتى که دال بر عدم علاقمندى به رژیم و کشور باشد از وى مشاهده و بدست نیامده است (سند شماره 92)
بقیه اسناد مربوط به شخص وى در ساواک گزارشاتى است که براى سلسله مراتب پیرامون شخصیت عبداله والا جهت تصمیمگیرى تنظیم شده است. (مجموعه سند شماره 93)
روابط با خاندان پهلوى
عبداله والا که حیات شخصى و مطبوعاتى خویش را در گرو وابستگى و ارتباط با حکومت پهلوى مىدانست از هیچ تملق و چاپلوسى نسبت به این خانواده خوددارى نمىکرد. اقدامات او در مجلس شوراى ملى به هنگامى که عنوان نمایندگى را در مجلس به یدک مىکشید و یا در زمان تصدى مجله تهران مصور و حتى پس از تعطیلى مجله، به مناسبتهاى گوناگون ارادت و چاکرى خود را نسبت به خانواده پهلوى نشان مىداده است. گزارش ساواک نمونهاى از اقدامات چاپلوسانه عبداله والا به خانواده پهلوى بوده است. (سند شماره 94)
مجله تهران مصور در یک گزارش در مورد خوش رقصىهاى خود چنین مىنویسد :
در روز بیست و پنجم شهریور سال جارى که مصادف با پایان بیست و پنجمین سال و آغاز بیست و ششمین سال سلطنت شاهنشاه آریامهر بود، مجله تهران مصور ابتکار و ذوق خاصى به خرج داد و 25 سبد گل به همراه یک آلبوم نفیس حاوى برجستهترین عکسهاى 25 سال سلطنت همایونى را با یک پیک مخصوص به لهستان فرستاد تا طى مراسمى به پیشگاه شاهانه تقدیم نماید. پیک مخصوص تهران مصور حامل این 25 سبد گل، همکارمان آقاى جمشید وحیدى بود که به لهستان رفت و افتخار تقدیم این سبدهاى گل را پیدا کرد. (سند شماره 95)
در جایى دیگر نیز رییس دفتر مخصوص فرح به اطلاع عبداله والا مىرساند که فرح از ابراز احساسات صمیمانه وى خوشوقت شده است. در نامه دفتر فرح چنین آمده:
تلگرام ابراز احساسات صمیمانه که به پیشگاه علیاحضرت شهبانوى ایران مخابره و معروض داشته بودید از لحاظ مبارکشان گذشت. بدینوسیله خوشوقتى خاطر خطیر علیاحضرت معظم لها ابلاغ مىگردد. (سند شماره 96)
در یک سند دیگر ساواک به نقل از والا مىنویسد :
در جشن مشروطیت که هیئت رئیسه و مجلس شورا و سنا به حضور ملوکانه شرفیاب شده بودیم چند نماینده طبق فرمول سابق مطالبى را در ستایش از بنیانگزاران و شهداى مشروطیت بیان کردند. شاه که از شنیدن مطالب تکرارى ناراحتشده بودند گفتند چه مشروطهاى و چه انقلابى، ستارخان و باقرخان از ظلم و جور مامورین محل به ستوه آمده و علیه مامورین قیام کرده بودند مشروطیتى که با پلوخورى در سفارت خارجى بدست آید بدرد مردم نمىخورد. مفهوم انقلاب مشروطیت باید این بود که حقوق اکثریت مردم محترم شمرده شود به همان صورت که ما بعد از ششم بهمن 1341 انجام دادیم. مهندس والا گفت از بیانات شاه نتیجه گرفتیم که تجلیل از انقلاب ششم بهمن باید مورد توجه همه باشد. ما متوجه شدیم که تجلیل کورکورانه از سران مشروطه کار اصولى نیست و اقداماتى که در سالهاى اخیر صورت گرفته هزاران بار با ارزشتر از انقلاب مشروطه مىباشد. (سند شماره 97)
عبداله والا که در سالهاى نخستین دهه 1350 مورد غضب واقع شده بود. مىکوشید همواره در یاد خانواده پهلوى باشد تا در فرصتى دیگر بتواند به صحنه مطبوعات بازگردد. از این رو در هر مناسبتى پیام تلگرافى روانه دربار کرده و مراتب جان نثارى و چاکرى خویش را به معرض نمایش مىگذارد. نمونه تلگرافهاى وى، به مناسبت سى و هشتمین سالگرد سلطنت در شهریور 1357، سالروز تولد شاه در آبان 1357، یکصدمین سالگرد تولد رضاخان، سالروز کودتاى 28 مرداد در سال 1356 و... و بکار بردن عناوینى چون چاکر، جان نثار براى خود و القابى چون بندگان، رهبر عالیقدر، فرمانده تاجدار و ذات اقدس شهریارى براى شاه گویاى نهایت تملق و چاپلوسى این شخص است. (مجموعه سند شماره 98)
عبداله والا در نقش فراماسونرى
عبداله والا به مقتضاى منافع خویش و موقعیت شغلى در چندین تشکل و گروه و جمعیت، سندیکا و کانونهاى قدرت عضو شده است که مىتوان از باشگاه عصر، انجمن مطبوعات، سندیکاى چاپخانه داران ، کلوپ ایران جوان، کلوپ روتارى، حزب پان ایرانیست و جمعیت فراماسونرى نام برد. والا به عنوان فراماسونر در لژهاى ژاندارک، کورش، تهرانآریا عضویت داشت و تا درجه استاد ارجمند نیز در لژ ژاندارک ارتقاء یافته بود. در یک گزارش، در فهرست اسامى اساتید ارجمند و افسران دوره پنجم لژ کورش از مهندس عبداله والا به عنوان خطیب یاد شده است. (سند شماره 99)
در سند دیگرى از فراماسونرى آمده است:
در 22 / 6 / 1346 خزانه دار لژ کورش وابسته به لژ اعظم اسکاتلند در نامهاى از والا مىخواهد از حق عضویت سالانه هر عضو لژ باید همه ساله مبلغى طبق مقررات اساسنامه به لژ اعظم ناحیهاى ول.ا. اسکاتلند پرداخت گردد و تا برادران (فراماسونر) حق عضویت خود را نپردازند لژ کورش قادر نخواهد بود که مقررى سالانه مورد مطالبه لژ اعظم را به موقع تأدیه نماید. در پایان این نامه خزانهدار از عبداله والا خواهش کرده است طبق سند ارائه شده، بدهىاش را تا پایان سال 1346 - معادل 7200 ریال ـ به صندوق لژ کورش پرداخت نماید. متعاقب آن والا در سال 1347 مبلغ مورد درخواستى را مىپردازد همچنین عبداله والا در مقاطع گوناگون از جمله آبان ماه 1342 مبلغ 1600 ریال، مهر ماه سال 1342 مبلغ 6600 ریال بابت حق ورودیه و مهر ماه 1342 مبلغ 1800 ریال بابت حق عضویت سال 1342 به لژ کورش و همچنین باشگاه رازى مىپردازد. (سند شماره 100)
والا در اردیبهشت 1348 به منظور انتخاب افسران لژ کورش درسال49 ـ 1348 به جلسه فوقالعاده لژ مذکور دعوت مىشود. (سند شماره 101)
در گزارش شماره 1574 لژ کورش مربوط به جلسه مورخ 24 آبان 1346 که در محل انجمن رازى تشکیل گردید در ستون برنامه کارها آمده است عزتاله والا مدیر کل سابق آموزش و پرورش قصد عضویت در لژ دارد و برادرش عبداله والا یکى از معرفین او براى پیوستن به فراماسونرى مىباشد. (سند شماره 102)
ساواک که همواره جلسات لژهاى فراماسونرى را تحت نظر داشت در یک گزارش خود در مورخ 30 / 7 / 1348 در مورد تشکیل جلسه لژ فراماسونرى ژاندارک آورده است:
بعد از ظهر 30 / 7 / 48 جلسه لژ ژاندارک به ریاست سرهنگ بازنشسته رحیم آذرپى (استاد لژ) و شرکت عدهاى از اعضا از جمله عبداله والا مدیر مجله تهران مصور، حسن سراج حجازى، عبداله ریاضى، مصطفى الموتى، خسرو هدایت، رضا فلاح و فتحاله فرود به منظور پذیرش نصیر عصار معاون نخست وزیر و سرپرست سازمان اوقاف و دکتر مسعود اهرى در محل انجمن ابوعلى سینا تشکیل خواهد شد. (سند شماره 103)
در یک گزارش خیلى محرمانه ساواک، در مورخ 9 / 1 / 52 در مورد لژ ژاندارک آمده است:
لژ عادى ژاندارک در ساعت 30 / 18 مورخ 8 / 1 / 52 با حضور اعضاى آن (از جمله عبداله والا) تشکیل شد. مطلب مورد بحث در لژ، اخذ راى درباره پذیرفتن دکتر تفضلى بود که پس از قرائت درخواست نامبرده عدهاى از جمله عبداله والا درباره نامبرده نظرات موافق و بسیار عالى دادند و حتى عبداله والا دلیل اصلى موجه بودن ایشان را از اینکه مورد عنایت خاص شاهنشاه مىباشند عنوان نمود ولى سلیمان انوشیروانى ایشان را مخالف دستگاه فراماسونرى معرفى نمود، با استناد مقالات مخالفى که برادر ایشان در روزنامه "ایران ما" درگذشته منتشر نموده بود و حتى دو یا سه موضوع از آن مقالات را عینا قرائت نمود و تنها او راى مخالف داد و بعد از آن، جلسه حالت خاصى بخود گرفت و استاد لژ مصطفوى نائینى براى آنکه صورت جلسه محفوظ گردد مخالفت انوشیروانى را به عنوان آزادى عقیده تلقى نمود و از انوشیروانى تجلیل کرد و گفت زمانى که اسماعیل رائین کتابهایى بر ضد فراماسونرى منتشر کرده بود و انوشیروانى که هنوز ماسون نشده بود در روزنامه خود مقالاتى را در له فراماسونرى منتشر مىساخت و این طریقت را مىستود. در پایان، عضویت دکتر تفضلى با یک راى مخالف تصویب شد.
در ادامه گزارش ساواک آمده است:
در خارج لژ در میان مطالبى که با انوشیروانى مورد بحث قرار گرفت، چنین استنباط شد که ریشه مخالفت این بود که برادر تفضلى در گذشته امتیاز روزنامه آقاى انوشیروانى را لغو نموده و او هم در اینجا قصد داشته انتقام برادر را بر سر برادر آورد. (سند شماره 104)
در یک گزارش دیگر سرى ساواک در تاریخ 6 / 2 / 52 در مورد ارتقاء مقام عبداله والا آمده است در جلسه لژ ژاندارک شماره 21 مهندس عبداله والا به سمت استاد ارجمند سال 53 ـ 52 لژ به اتفاق آراء انتخاب و تصویب شد. (سند شماره 105)
ساواک که همواره اطلاعات مربوط به جلسات فراماسونرى را با طبقهبندى سرى تلقى کرده در مورد جلسه فراماسونرى لژ به تاریخ 17 / 3 / 52 آورده است:
جلسه عادى لژ نور با شرکت 43 نفر از جمله مهندس عبداله والا تشکیل گردید در این جلسه مراسم ورود دو نفر از جمله محمد بیگلرى معاون یکى از ادارات حساس نخست وزیرى به درجه یک با تشریفات انجام پذیرفت. حسن مصطفوى از اعضاء در جلسه این لژ مفصلاً درباره اهمیت طریقت فراماسونرى صحبت کرد و گفت یکى از رازهاى بقاى هر چیز اصالت آن است که این اصالت در فراماسونرى وجود دارد زیرا به مدت سه هزار سال است که این طریقت در جهان بشرى دوام یافته است و در این طریقت شخصیتهاى بزرگ جهانى افتخار عضویت داشته و تحولات بزرگ جامعه بشریت مرهون افکار و روشهاى انسانى آنها است. (سند شماره 106)
در مجموعه اسناد و گزارشات لژهاى فراماسونرى در مورد عبداله والا چندین مطلب ذکر شده که از جمله قدرتاله برومند دبیر لژ ژاندارک در یک نامه به دیگر اعضاى لژ یادآورى مىکند جلسه استقرار عبداله والا استاد برگزیده لژ ژاندارک در کرسى استاد ارجمند دوم خرداد 1352 انجام خواهد شد و حضور دیگر برادران (ماسونى) موجب مسرت و امتنان خواهد بود. (سند شماره 107)
عذرا، دبیر شاپیتر کورش شماره 798 در نامه 13 خرداد 1355 به دیگر اعضا اطلاع مىدهد از جمله برنامه کارى شاپیتر کورش مراسم اعتلاى یاران از جمله مهندس عبداله والا، مهندس رضا اویسى به درجه آرک رویال در نظر گرفته شده است. (سند شماره 108)
در گزارش مراسم تنصیب مورخ 1 / 3 / 1353 از عبداله والا به عنوان استاد ارجمند پیشین یاد شده است. (سند شماره 109)
عبداله والا که از فعالین فراماسونرى بشمار مىرفت تعداد زیادى از افراد را جذب لژ کورش و یا دیگر لژهاى مربوطه نموده بود که از جمله مىتوان به منوچهر کریمى و امیر صمد قیاتى عزتاله تیرانداز استاندار کرمان و اسماعیل هنرمندى معاون دادگسترى به طریقت ماسونى اشاره کرد. (سند شماره 110)
لژ ژاندارک که از جمله لژهاى روشنفکرى بشمار مىرفت و از حساسیت ساواک نیز برخوردار بود و به همین دلیل کنترل و نظارتى دقیق بر آن اعمال مىداشت. ساواک در گزارش مورخ 9 / 7 / 52 ضمن اشاره به ریاست مهندس عبداله والا بر لژ ژاندارک نوشت:
پس از ... مراسم گذر روحاله جعفرى نماینده مجلس شوراى ملى و حسن اوحدى به درجه دوم استاد ماسونى انجام شد.
در ادامه گزارش آمده قرهگوزلو یکى از اعضاى جلسه فراماسونرى گفت شاه یک زمین اعطایى را به آنها سپرده است تا ساختمانى در آن احداث شود. (سند شماره 111)
روابط عبداله والا با على امینى
هنگامى که على امینى حضور فعال خود در صحنه سیاسى داخل کشور را در گرو مطبوعات دید به عبداله والا رو آورد. بدین ترتیب از مجله تهران مصور به عنوان یکى از مهمترین سکوهاى تبلیغاتى خود بهره گرفت و از سویى نیز از عبداله والا خواست یک جبهه مطبوعاتى تشکیل داده و على امینى، هزینهها و مخارج آنرا بپردازد. ساواک که همواره فعالیتها و اقدامات على امینى را تحت کنترل داشت، از طریق مامور ویژه خود در اسفند ماه 1337 کسب خبر مىکند:
على امینى در صدد تشکیل یک جبهه مطبوعاتى قوى براى تبلیغ و فعالیت به نفع خود مىباشد و به همین جهت از عبداله والا مىخواهد که به اصطلاح یک جبهه مطبوعاتى مستقل تشکیل داده و مدیران روزنامه آسیاى دمکرات، آزادگان و خدنگ را نیز به همکارى مىطلبد. (سند شماره 112)
روابط على امینى طى سالهاى بعد نیز همچنان با این مطبوعات و نشریات ادامه مىیابد و در این میان ((تهران مصور)) همچنان نقش ویژه خود را براى على امینى ایفا مىکند. به عنوان نمونه امینى با یک حرکت کاملاً تبلیغاتى پس از ملاقات با شاه مصاحبهاى اختصاصى با تهران مصور انجام داده و خود را به عنوان رهبر جناح سوم کشور معرفى مىکند. در گزارش ساواک در این خصوص آمده است:
ساعت 5 / 11 صبح روز 1 / 6 / 1339 على امینى در منزل خود با مخبر مجله تهران مصور مصاحبه اختصاصى ترتیب داده و ضمن آن راجع به جریان شرفیابى و مذاکرات خود با شاه و همچنین نقشه و هدف خویش در آینده مطالبى را در اختیار مخبر مجله گذارده و قرار است متن مصاحبه در شماره جمعه آینده تهران مصور منعکس شود. طبق قرار اطلاع امینى راجع به تشکیل حزب سوم (لیبرال یا سوسیالیست) نیز مطالبى را به شرف عرض ملوکانه رسانیده است. (سند شماره 113)
مخالفتهاى والا با هویدا
به هنگام صدارت هویدا، عبداله والا به علت قرار داشتن در فراکسیون حزب مردم بطور طبیعى در صف مخالفین هویدا قرار مىگیرد. او علاوه بر انتقادبه عملکرد هویدا از طریق مجله تهران مصور ،به عنوان نماینده مجلس نیز در مناسبتهاى گوناگون به انتقاد از عملکرد دولت مىپرداخت. در ابتدا با این موضوع به شکلى عادى برخورد مىشد ولى رفته رفته حساسیتها افزایش یافت و ساواک بخشى از این نمایشهاى مخالف خوانى را به عنوان تهدید امنیتى قلمداد کرده و درصدد قلع و قمع کردن آن برآمد.
به عنوان نمونه در اسفند ماه سال 1344 به هنگام بحث مجلس در مورد بودجه سال 1345، عبداله والا به همراه فراکسیون حزب مردم یعنى مستوفى، مشار، صالح اعظم و هلاکو رامبد مبادرت به تهیه گزارشى در مورد غیر واقعى بودن بودجه مىکنند که در نظر بود از طریق پروفسور عدل دبیر کل حزب به هنگام ملاقات با شاه و یا ارائه گزارش در مجلس، به اطلاع عموم برسد. حساسیت موضوع به قدرى بالا گرفت که سپهبد نصیرى شخصا ناچار به مداخله شد و در واپسین روزهاى سال 1344، عبداله والا را احضار کرده و در مورد این گزارش او را مورد بازجویى قرار مىدهد. هر چند در این بازجویى نصیرى به ظاهر نشان مىدهد که راجع به محتواى گزارش نظرى ندارد ولى در بخشى از این بازجویىها که با عنوان مذاکره صورت گرفته بود، گفت که این گزارش مهمل است. ساواک تصور مىکرد که دستاندرکاران این گزارش انتقادى به بودجه کشور را، نیروهاى ضد امنیتى تشکیل مىدهند. از این رو تکیه اصلى نصیرى در این بازجویى، جمعآورى اطلاعات در مورد بانیان این گزارش بوده است. (سند شماره 114)
در سالهاى بعد اختلافات هویدا و عبداله والا بالا گرفته و به صورت موضوعى شخصى درمىآید و تلاشهاى دوستانه افراد براى ایجاد صلح و آشتى میان این دو هیچ نتیجه نمىدهد. ساواک در گزارش خود در شهریور سال 1345 در این باره مىنویسد:
گرجى رییس سازمان رهبرى جوانان که یکى از دوستان صمیمى مهندس والا است براى اعاده دوستى میان نخست وزیر و عبداله والا میانجى شده و نخست وزیر به او جواب داده: تا هنگامى که شاهنشاه آریامهر از مسافرت مراجعت نفرمایند هیچ تصمیمى نمىتوان اتخاذ کرد و تا تشریف فرمایى معظم له وقت ملاقات میسر نیست. (سند شماره 115)
عبداله والا که ادامه دشمنى با هویدا را به صلاح خود نمىدانست مرتب با گسیل داشتن میانجى قصد داشت، وضعیت خود را عادى سازد و این بار دکتر مدرسى را به عنوان میانجى روانه کاخ نخست وزیر مىکند تا هویدا علاوه بر پذیرش والا، واسطه کار او نیز شود. در یک گزارش دیگر، ساواک در مهر ماه سال 1345 آورده است:
به قرار اطلاع دکتر مدرسى با هویدا ملاقات و تقاضا کرده که آقاى نخست وزیر واسطه کار مهندس والا شود و هویدا در پاسخ اظهار داشته تا آنجا که مقدور باشد کوتاهى نخواهد کرد ولى موضوع والا به مسایل خارجى مربوط است و مقامات دیگر مىباید در این مورد اتخاذ تصمیم نمایند. در حال حاضر افراد نابابى در حزب مردم عضویت دارند که در صورت لزوم باید از حزب مذکور اخراج گردند. (مجموعه سند شماره 116)
مجموعا آنگونه که از محتواى گزارش ساواک برمىآید، عبداله والا تحت فشار ساواک قرار داشته و دنبال راه گریز بوده است ولى از سوى دیگر ساواک این موضوع را دستاویز فعالیتهاى تحقیقى خود در مورد حزب مردم قرار داده بود. در گزارش مذکور خواسته شده بود تحقیق شود:
افراد ناباب عضو حزب مردم چه کسانى هستند و آیا میان هویدا و پرفسور عدل ملاقاتى صورت گرفته است.
در آخر مهندس والا موفق مىشود که با هویدا آشتى کند، ولى همین موضوع نیز از سوى برخى از همکارانش مردود شمرده مىشود. بهرام شاهرخ از قلمزنان تهران مصور و رییس خبرگزارى آلمان در تهران که از منابع اطلاعاتى آلمان در ایران بشمار مىرفت، در این زمینه سلسله مقالات و گزارش هایى در مجله تهران مصور به رشته تحریر درآورد. این موضوع موجب تحریک حزب ایران نوین هویدا شده و چندین مرتبه نیز شاهرخ را تهدید کرده بودند. که این اتفاقات از نظر ساواک دور نیافتاد. در گزارش آبان ماه 1345 ساواک آمده است:
بهرام شاهرخ رییس خبرگزارى آلمان مىگفت در شهریور ماه، من مقالات انتقادى تندى در تهران مصور علیه هویدا نوشتم تا شبى در نزدیکى منزلم براى تهدید من چند تیر هوایى شلیک شد. موضوع را به نصیرى (رییس وقت ساواک) گفتم و او در پاسخ گفت دستگاه ما کسى را با تیراندازى تهدید نمىکند اگر بخواهیم اقدام کنیم بازداشت مىکنیم. شاید این عمل از طرف دارودسته حزب ایران نوین و عطاءاله خسروانى صورت گرفته باشد.
بهرام شاهرخ واکنشهاى مخالف با دولت را فراتر تصور کرده و مىگوید آنها به دفتر من چاقوکش فرستادند و معلوم شد از ناحیه دولت او را تحریک کردهاند و من فقط موضوع را به سفارت آلمان اطلاع دادم و پس از این موضوع تاکنون چندین بار از طرف هویدا اشخاصى آمدهاند که ما را با هم آشتى دهند و من زیر بار نرفتم ولى مهندس والاى بىشخصیت رفته و دست هویدا را بوسیده است.
جداى طرفدارى بهرام شاهرخ از سیاستهاى آلمان، او تاثیر سیاستهاى انگلیس در ایران را بسیار فراوان مىدانست به نحوى که در یک گزارش ساواک از او نقل شده:
با آمدن اسداله علم و نصرتاله معینیان و تقسیم پستها در وزارت دربار به دست اشخاص ناباب، آینده وحشتناکى براى سلطنت شاهنشاه در پیش است زیرا آنچه که مسلم است علم نوکر انگلیسى هاست و بدستور آنها شاه ایران را محاصره کردهاند و نمىگذارند با مردم در تماس باشد. از این رو شاه را به صاحبقرانیه بردهاند و دفتر مخصوص شاهنشاهى و وزارت دربار را هم در سعدآباد تمرکز دادهاند که دسترسى مردم کمتر شود. در زمان رضا شاه نیز فاصله (شاه و مردم) را آنقدر عمیق کردند تا او را از ایران خارج نمودند و حالا هم دزدان بیتالمال و اطرافیان فاسد و مزدور خارجى همین خیانت را به شاه و ملت ایران مرتکب مىشوند.
شاهرخ پیش بینى مىکند اوضاع ایران وحشتناک مىشود و تنها چاره آن است که شاه اطرافیان دزد و خائن را از اطراف خود براند و سعى کند بیشتر با مردم واقعى و دردمند در تماس باشد.
با شناختى که شاهرخ از تیم دربار داشت، وضع نامطلوبى را براى این تشکیلات پیش بینى مىکرد او در گزارش ساواک درباره وضعیت محرم اسرار شاه چنین مىگوید:
معینیان مردى است بدسابقه و در جامعه سوء شهرت دارد زیرا در کلاس نهم دبیرستان او را به جرم فساد اخلاق بیرون کردند و با فشار میراشرافى در وزارت راه استخدام شد. در وزارت راه به علت سوء سابقه و انحطاط اخلاقى حتى پست معاونت دایره به او ندادند ولى اکنون او به محرم اسرار شاه ایران مبدل شده و این انتصاب بشدت در افکار عمومى تاثیر سوء داشته است و تنها چند روزنامه مزدور دولت که سوابقى مانند معینیان دارند از انتصاب او ابراز خوشوقتى کردهاند. (مجموعه سند شماره 117)
اخراج عبداله والا از حزب مردم
مشى عبداله والا در اداره مجله تهران مصور، نظر مخالف رهبران حزب مردم را نیز برانگیخت، و همگام با روند تضییق ساواک، او را به بهانه عدم انضباط حزبى اخراج کردند هر چند در روى دیگر سکه این تصمیمگیرى، عدم تحمل نفع پرستى عبداله والا به وضوح مشاهده مىشد، در گزارش مورخ 26 / 5 / 45 ساواک آمده است:
کمیته مرکزى حزب مردم در تاریخ 25 / 5 / 45 تشکیل جلسه داده و یحیى عدل دبیرکل حزب اظهار داشته نظر به اینکه برخى از مقالات منتشره تهران مصور با خط مشى حزب تطبیق نداشته و عبداله والا توجهى به وظایف و مسئولیتهاى خود نداشته و انضباط حزبى را رعایت نمىکند، پیشنهاد مىشود که از حزب اخراج گردد که به اتفاق آراى اعضاى کمیته مرکزى حزب مردم اخراج مىشود.
در پى این خبر به ساواک القاء مىشود که اخراج عبداله والا، حزب را از هم پاشیده است ولى ساواک در تحقیقات بعدى خود متقاعد مىشود که اخراج عبداله والا تغییرى در وضعیت حزب مردم ایجاد نکرده است. (مجموعه سند شماره 118)
ارتباط با رژیم صهیونیستى
رژیم صهیونیستى در بهرهگیرى از مطبوعات براى تعدیل "جو ضد اسراییلى" افکار عمومى ایران تلاشهاى فراوانى به عمل آورده و توانسته بود چندین تن از ارباب جراید را به خدمت اهداف خود بگیرد. سفر مکرر برخى از روزنامهنگاران ایرانى به اسراییل و گزارش هاى طول و دراز آنان در تعریف و تمجید از اسراییل و مذمت اعراب، گوشهاى از این تلاشها و کوششها بشمار مىرفت. گو اینکه دستگاه پهلوى نیز از این موضوع براى پیشبرد سیاست خارجى خود که همانا ایجاد موازنه با اعراب بوده بهره مىگرفت، به عنوان نمونه مجله عربى اللواء در یک گزارش، خبر دیدار شش روزنامه نگار ایرانى را به اسراییل درج کرده و از دولتهاى عربى خواسته بود که این اسامى را حفظ کرده و با آنان ملاقات نکنند. (سند شماره 119)
نماینده مجله تهران مصور در این سفر اسماعیل رایین بود. در سند دیگرى ساواک ضمن گزارشى اعلام مىکند که مدیر مجله تهران مصور، عبداله والا با اسماعیل پوروالى و صفى پور مدیران بامشاد و امید ایران در نظر دارند در مصاحبه مطبوعاتى شاه در مورد شناسایى دولت اسراییل توسط ایران و شطالعرب سئوال کنند، نظر ساواک بر این بود که هدف اصلى این سه مدیر مطبوعاتى که مرتبا با مقامات اسراییل در تهران تماس و ارتباط دارند، اظهارنظر صریح شاه در مورد شناسایى اسراییل بوده و موضوع شطالعرب براى رد گم کردن مىباشد (سند شماره 120)
روابط مدیر مجله تهران مصور آنچنان با رژیم صهیونیستى علنى شده و بالا مىگیرد که این نشریه در بالاى جلد خود علامت ستاره داود (آرم رژیم صهیونیستى) را چاپ مىکند. ساواک که دچار دل مشغولىهاى امنیتى بود این اقدام را ضد امنیتى تلقى مىکند. ساواک خارج از کشور در گزارشى اعلام مىکند که روى جلد مجله تهران مصور "ستاره شش پر" و آرم مخصوص صهیونیسم درج شده است و این موضوع توجه محافل ضد یهود را به خود جلب کرده است و ممکن است اقدامات تبلیغى علیه ایران به عمل آید و ضرورت دارد هر چه سریعتر این موضوع اصلاح شود. متعاقب آن ساواک با مدیر داخلى مجله برخورد کرده و دستور مىدهد این ستاره از روى جلد مجله حذف شود که تهران مصور اطاعت مىکند. (مجموعه سند شماره 121)